زنگ خطر برای توسعه فولاد: کاهش حاشیه سود سرمایه را فراری میدهد؟
کاهش سودآوری فولادسازان تنها یک شاخص مالی نیست. این روند میتواند توسعه معادن، اجرای طرحهای جدید، نوسازی فناوری و حتی جایگاه ایران در بازارهای صادراتی را تحت تأثیر قرار دهد.
احسان رنجبران_ پایگاه خبری «معدن نامه»: حاشیه سود مهمترین شاخصی است که سرمایهگذاران برای ورود به یک صنعت به آن نگاه میکنند. هرچه این شاخص بالاتر باشد، بازگشت سرمایه جذابتر است و منابع مالی بیشتری به سمت آن بخش حرکت میکند. اما اگر این شاخص روندی نزولی پیدا کند، نخستین پیام آن کاهش جذابیت سرمایهگذاری خواهد بود و به نظر میرسد این اتفاق امروز در زنجیره فولاد ایران در حال رخ دادن است.
اردشیر سعدمحمدی مدیرعامل شرکت سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات اخیراً در چهارمین سمینار تحلیلی اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران اعلام کرد که حاشیه سود شرکتهای فولادی از ۳۶ درصد در سال ۱۴۰۰ به ۲۵ درصد در سال ۱۴۰۱، ۲۴ درصد در سال ۱۴۰۲، ۱۹ درصد در سال ۱۴۰۳ و تنها ۱۲ درصد در سال ۱۴۰۴ رسیده است. به اعتقاد او تداوم این روند این پرسش اساسی را مطرح میکند که با چنین شرایطی، انگیزه سرمایهگذاری جدید در صنعت فولاد چه خواهد بود؟
این پرسش تنها دغدغه سهامداران یا مدیران شرکتهای فولادی نیست بلکه به آینده یکی از مهمترین صنایع کشور و کل زنجیره معدن و صنایع معدنی گره خورده است.
سرمایه به دنبال بازدهی است
در اقتصاد، سرمایه همواره به سمت بخشی حرکت میکند که بازدهی بیشتری داشته باشد. سرمایهگذار میان فولاد، بانک، بازار سرمایه، طلا، ارز یا مسکن، گزینهای را انتخاب میکند که ریسک کمتر و سود بیشتری داشته باشد. بنابراین کاهش مستمر حاشیه سود فولاد به معنای کاهش جذابیت این صنعت برای سرمایههای جدید است.
در چنین شرایطی حتی وقتی ظرفیتهای معدنی، منابع سنگ آهن یا بازارهای بالقوه صادراتی وجود داشته باشند، تأمین مالی پروژههای جدید دشوارتر خواهد شد زیرا سرمایهگذار بازده مورد انتظار خود را در این صنعت نمیبیند.
طرحهای توسعه نخستین قربانی این شرایط هستند
کاهش سودآوری پیش از هر چیز بر سرمایهگذاریهای توسعهای اثر میگذارد. شرکتهایی که با افت حاشیه سود مواجه میشوند، معمولاً اجرای پروژههای جدید را به تعویق میاندازند، توسعه معادن را کند میکنند و احداث واحدهای کنسانتره، گندله یا فولادسازی را با احتیاط بیشتری دنبال میکنند.
این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که صنعت فولاد ایران طی دو دهه گذشته با سرمایهگذاریهای گسترده به ظرفیتهای بالایی دست یافته و برای حفظ جایگاه خود، همچنان نیازمند سرمایهگذاری مستمر در بخشهای مختلف زنجیره است.
هزینههای فناوری اولین بخشی است که حذف میشود
کاهش سود تنها به معنای کاهش درآمد نیست بلکه توان شرکتها برای سرمایهگذاری در آینده را نیز محدود میکند. تجربه صنایع مختلف نشان میدهد زمانی که سودآوری کاهش مییابد، نخستین هزینههایی که حذف یا به تعویق انداخته میشوند، سرمایهگذاری برای فناوریهای نوین، دیجیتالسازی، هوش مصنوعی، اتوماسیون و پروژههای بهبود بهرهوری هستند.
این در حالی است که رقبای جهانی صنعت فولاد، سرمایهگذاری گستردهای در فناوریهای کممصرف، هوشمندسازی خطوط تولید و کاهش انتشار کربن انجام میدهند. اگر شرکتهای ایرانی به دلیل کاهش سودآوری از این رقابت عقب بمانند، فاصله فناوری میان ایران و تولیدکنندگان بزرگ جهان بیش از گذشته افزایش خواهد یافت.
فرسودگی تجهیزات و افزایش هزینههای تولید
شرکتهایی که با کاهش سود مواجه میشوند معمولاً نوسازی ماشینآلات و تجهیزات را نیز به تعویق میاندازند. این موضوع به مرور زمان موجب افزایش استهلاک، رشد مصرف انرژی، افزایش هزینه تعمیرات، کاهش راندمان تولید و حتی افزایش احتمال بروز حوادث صنعتی میشود.
بهعبارتدیگر کاهش حاشیه سود میتواند به چرخهای معیوب منجر شود که در آن کمبود منابع مالی، مانع نوسازی تجهیزات شده و تجهیزات فرسوده نیز هزینه تولید را بیشتر افزایش میدهند و سودآوری را باز هم کاهش میدهند.
پیامد برای بخش معدن
افت سودآوری فولاد تنها فولادسازان را تحت تأثیر قرار نمیدهد. اگر سرمایهگذاری در توسعه واحدهای فولادی کاهش یابد، در بلندمدت تقاضا برای سنگ آهن، کنسانتره و گندله نیز با افت مواجه خواهد شد. در نتیجه شرکتهای معدنی نیز انگیزه کمتری برای توسعه معادن جدید و اجرای پروژههای اکتشافی خواهند داشت.
بهاینترتیب کاهش حاشیه سود در انتهای زنجیره میتواند بهتدریج بر ابتدای زنجیره نیز اثر بگذارد و سرمایهگذاری در بخش معدن را تحت تأثیر قرار دهد.
رقابت در بازارهای جهانی دشوارتر میشود
یکی دیگر از پیامدهای کاهش سودآوری، تضعیف توان رقابتی شرکتها در بازارهای صادراتی است. بسیاری از کشورهای تولیدکننده فولاد از چین و هند گرفته تا کشورهای حاشیه خلیجفارس، سرمایهگذاریهای قابلتوجهی در کاهش مصرف انرژی، تولید فولاد سبز و فناوریهای نوین انجام دادهاند.
در مقابل اگر شرکتهای ایرانی منابع مالی کافی برای این سرمایهگذاریها نداشته باشند، در سالهای آینده و همزمان با سختگیرانهتر شدن الزامات زیستمحیطی و اعمال سازوکارهایی مانند مالیات کربن در برخی بازارها، رقابت برای صادرات دشوارتر خواهد شد.
بازار سرمایه نیز تحت تأثیر قرار میگیرد
افت سودآوری شرکتهای فولادی تنها به ترازنامه این شرکتها محدود نمیشود. کاهش سود به معنای افت سود هر سهم، کاهش جذابیت سهام شرکتهای فولادی و دشوارتر شدن تأمین مالی از طریق بازار سرمایه است.
در چنین شرایطی صنعت با چرخهای مواجه میشود که در آن کاهش سود ارزش شرکتها را پایین میآورد و کاهش ارزش شرکتها نیز جذب سرمایه برای اجرای طرحهای توسعه را دشوارتر میکند.
زنگ خطری که نباید نادیده گرفته شود
کاهش حاشیه سود از ۳۶ درصد به ۱۲ درصد صرفاً یک تغییر در صورتهای مالی شرکتهای فولادی نیست. این روند میتواند نشانهای از تضعیف تدریجی انگیزه سرمایهگذاری در یکی از مهمترین صنایع کشور باشد. اگر این روند ادامه پیدا کند و همزمان هزینههای انرژی، تأمین مالی و حملونقل نیز افزایش یابد، صنعت فولاد با چالشی فراتر از کاهش سود روبهرو خواهد شد که میتواند بر توسعه معادن، اجرای پروژههای جدید، نوسازی فناوری، اشتغال و جایگاه ایران در بازارهای جهانی فولاد اثر بگذارد.
از این منظر هشدار مطرحشده درباره کاهش حاشیه سود را باید نه صرفاً یک دغدغه بنگاهداری، بلکه هشداری درباره آینده سرمایهگذاری در زنجیره معدن و فولاد ایران دانست. حفظ پویایی این زنجیره مستلزم بازگشت سودآوری، ثبات سیاستهای اقتصادی، بهبود بهرهوری و ایجاد چشماندازی روشن برای سرمایهگذاران است.