محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟/ گزارش سیزدهم:
اقتصاد چرخشی و بازیافت؛ معدن دوم شهرها
بخش بزرگی از فلزات مورد نیاز آینده دیگر فقط زیر زمین نیست؛ در تلفنهای فرسوده، خودروها، کابلها، ساختمانها و پسماندهای صنعتی انباشته شده است. این گزارش ظرفیت «معدنکاری شهری» و اقتصاد چرخشی را بررسی میکند و نشان میدهد بازیافت چگونه میتواند فشار بر معادن جدید، مصرف انرژی و تولید باطله را کاهش دهد.
چکامه جواهری آریا_ پایگاه خبری «معدن نامه»: در نگاه سنتی، معدن جایی است بیرون از شهر: کوه، دشت، تونل، پیت روباز، باطله، کامیون و کارخانه. اما در اقتصاد جدید، بخشی از معدن به درون شهرها منتقل شده است؛ داخل گوشیهای فرسوده، کابلهای برق، باتریهای مستعمل، خودروهای اسقاطی، تجهیزات صنعتی، پنلهای خورشیدی ازکارافتاده، توربینهای بادی بازنشسته و پسماندهای الکترونیکی.
شهر مدرن فقط مصرفکننده مواد معدنی نیست؛ انبار عظیم فلزات است.
این همان ایده معدنکاری شهری است: بازیابی مواد ارزشمند از کالاها، زیرساختها و پسماندهایی که پیشتر تولید شدهاند. در جهانی که تقاضا برای مس، لیتیوم، نیکل، کبالت، آلومینیوم، فولاد، عناصر نادر خاکی و گرافیت رو به افزایش است، بازیافت دیگر فعالیتی حاشیهای نیست؛ بخشی از امنیت مواد خام، کاهش فشار بر طبیعت، کاهش وابستگی وارداتی و کاهش آلودگی معدنکاری است.
بازیافت جای معدن را کامل نمیگیرد
باید از همان ابتدا روشن گفت: بازیافت جای معدن را بهطور کامل نمیگیرد. جهان در دهههای آینده همچنان به معدنکاری اولیه نیاز دارد، چون تقاضا در حال رشد است و بخش بزرگی از فلزات هنوز در ساختمانها، خودروها، شبکه برق و تجهیزات در حال استفاده قفل شدهاند.
اما بازیافت میتواند سرعت رشد معدنکاری جدید را کم کند، فشار بر آب و خاک را کاهش دهد و کشورها را از خامفروشی به سمت مدیریت هوشمند چرخه مواد ببرد.
پرسش حرفهای این نیست که معدن یا بازیافت. پرسش درست این است: چگونه میتوان معدن، بازیافت، کاهش مصرف، طراحی بهتر و اقتصاد چرخشی را کنار هم گذاشت تا نیاز واقعی اقتصاد تأمین شود، نه اشتهای بیپایان مصرف.
بازیافت مواد معدنی حیاتی
افزایش بازیافت میتواند در دهههای آینده نیاز به توسعه بخشی از معادن جدید را کاهش دهد و ارزش بازار مواد معدنی بازیافتی مورد نیاز گذار انرژی رشد قابل توجهی خواهد داشت.
این داده، بازیافت را از سطح اخلاق زیستمحیطی به سطح اقتصاد استراتژیک میبرد. کشوری که شبکه بازیافت مس، باتری، فولاد، آلومینیوم، تجهیزات الکترونیکی و ضایعات صنعتی را جدی بگیرد، فقط زباله را مدیریت نکرده؛ منبع تازهای از مواد خام ساخته است.
پسماند الکترونیکی؛ معدن طلای فراموششده
یکی از روشنترین نمونههای معدن شهری، پسماند الکترونیکی است. جهان هر سال میلیونها تن پسماند الکترونیکی تولید میکند و بخش زیادی از آن بهطور رسمی و محیطزیستی جمعآوری و بازیافت نمیشود.
این یعنی میلیاردها دلار ماده ارزشمند در گوشی، لپتاپ، کابل، برد الکترونیکی، باتری و لوازم خانگی یا دفن میشود، یا میسوزد، یا به شکل غیراستاندارد بازیافت میشود و سلامت کارگران غیررسمی و محیطزیست را تهدید میکند.
در اینجا تناقض تلخی وجود دارد: جهان برای استخراج چند گرم فلز از دل کوه، میلیاردها دلار هزینه میکند؛ اما همان فلزات را در پسماندهای شهری رها میکند. اقتصاد چرخشی یعنی این تناقض اصلاح شود.
باتریها؛ از معدن کبالت تا پاسپورت دیجیتال
باتریهای خودروهای برقی و ذخیرهسازهای انرژی، نماد گذار سبز هستند؛ اما اگر پایان عمر آنها مدیریت نشود، همین نماد پاک میتواند به موج تازهای از پسماند خطرناک تبدیل شود. باتریها حاوی مواد ارزشمند مانند لیتیوم، نیکل، کبالت، منگنز، مس و آلومینیوماند و بازیافت آنها میتواند فشار بر معدنکاری جدید را کاهش دهد.
یکی از ابزارهای جدید، پاسپورت باتری است؛ نظامی برای ردیابی و گزارشدهی درباره منشأ مواد، ردپای کربن، شرایط تولید و قابلیت بازیافت. معنای این تحول برای معدن بسیار مهم است: بازار آینده فقط نمیپرسد باتری چقدر ظرفیت دارد؛ میپرسد مواد آن از کجا آمده، چقدر کربن تولید کرده، چه مقدار ماده بازیافتی دارد و در پایان عمر چگونه بازیافت میشود.
اقتصاد چرخشی فقط بازیافت نیست
اشتباه رایج این است که اقتصاد چرخشی را با بازیافت یکی بدانیم. بازیافت مهم است، اما آخرین حلقه چرخه است. اقتصاد چرخشی از طراحی آغاز میشود: محصول باید بادوام، قابل تعمیر، قابل ارتقا، قابل جداسازی و قابل بازیافت باشد.
در معدن نیز اقتصاد چرخشی فقط به بازیافت شهری محدود نیست. پسماندهای معدنی، باطلهها، سربارهها، خاکهای کمعیار و ضایعات فرآوری میتوانند در برخی موارد منبع ثانویه مواد باشند؛ البته فقط در صورتی که از نظر فنی، اقتصادی و زیستمحیطی قابل مدیریت باشند.
تبدیل باطله به منبع، اگر بدون کنترل انجام شود، خود میتواند آلودگی تازه بسازد.
خطر بازیافت غیراستاندارد
همانطور که معدن بیضابطه خطرناک است، بازیافت بیضابطه هم میتواند خطرناک باشد. سوزاندن کابل برای بازیابی مس، حل کردن بردهای الکترونیکی با اسید در کارگاههای غیرایمن، شکستن باتری بدون تجهیزات، یا دفن پسماندهای خطرناک در حاشیه شهر، بازیافت نیست؛ انتقال آلودگی از معدن به محلههای فقیر است.
در کشورهای در حال توسعه، بخش غیررسمی گاهی نقش اصلی در جمعآوری و تفکیک ضایعات دارد. حذف این بخش نه ممکن است و نه عادلانه؛ اما رها کردن آن هم خطرناک است. سیاست درست، رسمیسازی تدریجی، آموزش، تجهیزات ایمنی، خرید تضمینی، مراکز مجاز، بیمه و نظارت است.
اقتصاد چرخشی نباید به نام محیطزیست، سلامت کارگران غیررسمی را قربانی کند.
درس برای ایران
برای ایران، اقتصاد چرخشی در معدن یک ضرورت است، نه گزینه لوکس. کشور با محدودیت آب، فشار بر منابع طبیعی، نیاز به ارزآوری، مصرف بالای فلزات، رشد تجهیزات الکترونیکی و توسعه احتمالی باتری و انرژیهای نو روبهروست. اگر ایران فقط به معدن اولیه فکر کند و پسماند فلزی، الکترونیکی، باتری، خودروهای فرسوده، کابلها و ضایعات صنعتی را رها کند، بخش مهمی از سرمایه معدنی خود را از دست میدهد.
ایران باید چند اقدام همزمان انجام دهد: ایجاد سامانه ملی ردیابی پسماندهای الکترونیکی و باتری، توسعه مراکز مجاز بازیافت فلزات، ممنوعیت جدی بازیافت آلاینده و غیرایمن، حمایت از فناوری بازیافت باتری، الزام تولیدکنندگان به مسئولیتپذیری در پایان عمر محصول و ایجاد بازار شفاف برای ضایعات فلزی.
همچنین معادن و کارخانههای فرآوری باید ملزم شوند پسماندها، باطلهها و سربارههای خود را از نظر امکان بازیابی اقتصادی و زیستمحیطی بررسی کنند. اما این کار باید با احتیاط انجام شود؛ هر باطلهای منبع نیست و هر بازیافتی پاک نیست.
جمعبندی گزارش سیزدهم
آینده معدن فقط در کوه و دشت نیست؛ در شهرها، انبارها، کابلها، باتریها، خودروهای فرسوده و پسماندهای الکترونیکی هم هست. بازیافت میتواند فشار بر معدنکاری جدید را کاهش دهد و امنیت مواد خام را افزایش دهد.
اما اقتصاد چرخشی ساده و بیخطر نیست. اگر درست طراحی نشود، میتواند به بازیافت آلوده، کارگاههای مسموم و تجارت پنهان پسماند تبدیل شود.
برای ایران، پیام روشن است: هر کیلو مس، آلومینیوم، لیتیوم، کبالت یا فولادی که از بازیافت سالم به دست میآید، فشار کمتری بر آب، خاک، کوه، معدن و جامعه محلی وارد میکند. اقتصاد چرخشی، ضد معدن نیست؛ راهی است برای آنکه معدنکاری کمتر، هوشمندتر و مسئولانهتر شود.