محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟/ گزارش یازدهم:
معدن و سلامت عمومی؛ بیماریهای خاموش در سایه استخراج
آلودگی معدن فقط در آب، خاک و هوا باقی نمیماند. این آلودگی میتواند وارد بدن کارگران و ساکنان مناطق اطراف شود. پیامدهای آن نیز گاهی سالها بعد آشکار میشوند.
این گزارش، مسیر انتقال آلایندههای معدنی را بررسی میکند. همچنین، گروههای در معرض خطر و ضرورت پایش مستقل سلامت عمومی را توضیح میدهد.
چکامه جواهری آریا | پایگاه خبری «معدن نامه»: معدن معمولاً با کوه، سنگ و ماشینآلات شناخته میشود. انفجار، کارخانه، استخراج و صادرات نیز بخش دیگری از این تصویر هستند.
بااینحال، یکی از مهمترین چهرههای معدن کمتر دیده میشود: بدن انسان. کارگری را تصور کنید که سالها گرد سنگ تنفس میکند. کودکی نیز ممکن است کنار باطلههای آلوده بازی کند. مادری شاید از آب آلوده استفاده کند. همچنین، ماهیگیری ممکن است غذایی مصرف کند که جیوه وارد زنجیره آن شده است.
از سوی دیگر، گردوغبار معدن میتواند روی خانه، مزرعه و غذای مردم بنشیند. در این نقطه، محیطزیست دیگر فقط یک مفهوم عمومی نیست. آلودگی محیط به مسئلهای مستقیم برای سلامت انسان تبدیل میشود.
وقتی استخراج به بیماری تبدیل میشود
در بحث معدن، معمولاً از آب، خاک و باطله سخن میگوییم. تنوع زیستی، اقتصاد و اشتغال نیز در مرکز توجه قرار دارند. اما باید صریحتر صحبت کرد. معدن در صورت مدیریت نادرست میتواند بیماری ایجاد کند.
برخی بیماریها بلافاصله ظاهر نمیشوند. ممکن است کارگر یا ساکن منطقه سالها بعد با نشانههای آنها روبهرو شود. سیلیکوزیس و سرطان ریه از جمله این بیماریها هستند. مسمومیت با سرب و آسیب عصبی ناشی از جیوه نیز خطرهای جدی ایجاد میکنند.
بیماریهای کلیوی، تنفسی، پوستی و عصبی هم ممکن است با آلودگی معدن ارتباط داشته باشند. بنابراین، مسئله فقط مقدار استخراج نیست. باید دید مواد خارجشده از زمین چگونه بر بدن انسان اثر میگذارند.
معدن فقط محیط کار نیست
در گذشته، سلامت معدن بیشتر به ایمنی کارگران محدود میشد. ریزش تونل، انفجار و گاز از مهمترین نگرانیها بودند. سقوط و برخورد با ماشینآلات نیز اهمیت داشتند.
امروز این نگاه گستردهتر شده است.
سلامت معدن فقط به کارگر داخل محدوده عملیاتی مربوط نیست. معدن میتواند جامعه اطراف را نیز تحت تأثیر قرار دهد. گردوغبار از مرز معدن عبور میکند. آب آلوده نیز ممکن است به چاه، رودخانه و زمین کشاورزی برسد. فلزات سنگین میتوانند در خاک باقی بمانند. همچنین، صدا، لرزش و تردد کامیونها بر کیفیت زندگی مردم اثر میگذارند. بنابراین، معدن هم محیط کار است و هم بخشی از محیط زندگی مردم.
دیوار معدن جلوی آلودگی را نمیگیرد
آلودگی در محدوده پروانه بهرهبرداری متوقف نمیماند. باد میتواند ذرات باطله را به روستاهای اطراف منتقل کند. روانآب نیز مواد آلاینده را به پاییندست میبرد.
اگر آب زیرزمینی آلوده شود، چاههای منطقه نیز در معرض خطر قرار میگیرند. از سوی دیگر، فلزات سنگین ممکن است وارد محصولات کشاورزی شوند. دام نیز شاید گیاه یا آب آلوده مصرف کند.
در نتیجه، آلودگی از خاک به گیاه و از گیاه به بدن انسان میرسد. به همین دلیل، سلامت عمومی باید در کنار سلامت شغلی قرار گیرد.
گردوغبار؛ خطری که آرام وارد ریه میشود
گردوغبار یکی از رایجترین خطرهای معدن است. این آلودگی در معادن سنگ، زغالسنگ، طلا، مس و سنگآهن دیده میشود. معادن سیلیس و سنگ ساختمانی نیز گردوغبار زیادی تولید میکنند.
حفاری، انفجار، بارگیری، حمل و خردایش از منابع اصلی ذرات هستند. برخی ذرات با چشم دیده میشوند. اما ذرات بسیار ریز خطر بیشتری برای دستگاه تنفسی دارند.
این ذرات میتوانند به بخشهای عمیق ریه برسند. سپس، با گذشت زمان بیماریهای مزمن ایجاد کنند. بنابراین، نبود ابر قابل مشاهده گردوغبار به معنای هوای سالم نیست.
سیلیس بلوری قابل تنفس
سیلیس بلوری قابل تنفس یکی از مهمترین خطرهای شغلی معدن است. این ماده در بسیاری از سنگها و خاکها وجود دارد. حفاری، برش و خردایش میتوانند ذرات ریز آن را وارد هوا کنند.
کارگر با تنفس این ذرات در معرض آسیب ریوی قرار میگیرد. مواجهه طولانیمدت ممکن است به سیلیکوزیس منجر شود. همچنین، خطر سرطان ریه و سل ریوی را افزایش دهد. بیماریهای راههای هوایی نیز ممکن است شکل بگیرند. افزون بر این، برخی اختلالهای خودایمنی و بیماری مزمن کلیوی نیز با این مواجهه ارتباط دارند. بنابراین، سیلیس فقط گردوغبار عادی نیست. این ماده میتواند اثری طولانی و گاهی جبرانناپذیر بر سلامت کارگر داشته باشد.
سیلیکوزیس چیست؟
سیلیکوزیس یک بیماری ریوی ناشی از تنفس ذرات سیلیس است. در این بیماری، بافت ریه بهتدریج آسیب میبیند. در نتیجه، تنفس با گذشت زمان دشوارتر میشود. ممکن است بیماری سالها پس از آغاز مواجهه ظاهر شود. حتی گاهی نشانهها پس از ترک شغل آشکار میشوند.
ازاینرو، پایان کار به معنای پایان خطر نیست. سیلیکوزیس درمان قطعی سادهای ندارد. بنابراین، پیشگیری مهمترین راه مقابله با آن است.
کنترل گردوغبار فقط با ماسک ممکن نیست
توزیع ماسک بهتنهایی گردوغبار معدن را کنترل نمیکند. شرکت باید خطر را از منبع کاهش دهد. روشهای مرطوب میتوانند انتشار ذرات را کمتر کنند. محصورسازی دستگاههای خردایش نیز اهمیت دارد. تهویه مناسب باید ذرات را از محیط کار خارج کند.
همچنین، شرکت باید ذرات قابل تنفس را بهطور منظم اندازهگیری کند. ماسک استاندارد نیز باید براساس نوع خطر انتخاب شود. کارگر باید روش درست استفاده از آن را بداند. افزون بر این، معاینات دورهای میتوانند نشانههای اولیه بیماری را شناسایی کنند. محدودکردن مدت مواجهه نیز بخشی از برنامه پیشگیری است.
دادههای گردوغبار باید عمومی باشند
پایش بدون انتشار نتیجه، اعتماد ایجاد نمیکند. کارگر باید بداند در معرض چه مقدار گردوغبار قرار دارد. مردم اطراف معدن نیز حق دارند کیفیت هوا را بشناسند.
شرکت باید محل و زمان نمونهبرداری را اعلام کند. روش اندازهگیری و نام آزمایشگاه نیز باید مشخص باشند. دانشگاه یا نهاد مستقل میتواند دادهها را بررسی کند. در نتیجه، معدن مسئول از مجموعهای که آلودگی را پنهان میکند، جدا میشود.
زغالسنگ و بیماری ریه سیاه
زغالسنگ شاید نماد دوره قدیمی صنعت به نظر برسد. بااینحال، بیماریهای ناشی از آن هنوز وجود دارند. پنوموکونیوز کارگران زغالسنگ با عنوان «ریه سیاه» نیز شناخته میشود.
تنفس طولانیمدت گردوغبار زغالسنگ این بیماری را ایجاد میکند. ریه سیاه میتواند شدید و ناتوانکننده باشد. در برخی موارد، بیماری پیشرفت میکند و توان تنفس را کاهش میدهد. درمان نیز همیشه نمیتواند آسیب ایجادشده را جبران کند.
بنابراین، معدن مسئولانه فقط به حوادث فوری توجه نمیکند. بیماریهای آهسته و شغلی نیز باید در مرکز برنامه سلامت قرار گیرند.
مسئولیت معدن پس از پایان اشتغال
بیماری شغلی ممکن است سالها پس از ترک معدن ظاهر شود. در این شرایط، کارگر شاید دیگر به شرکت دسترسی نداشته باشد. پرونده پزشکی او نیز ممکن است ناقص باشد.
اثبات ارتباط بیماری با سابقه کار دشوار خواهد شد. بنابراین، شرکت باید سابقه مواجهه هر کارگر را ثبت کند. نتایج معاینات دورهای نیز باید در پرونده باقی بمانند.
کارگران بازنشسته یا جداشده از معدن هم به پیگیری پزشکی نیاز دارند. مسئولیت اخلاقی و حقوقی معدن با پایان قرارداد کاری متوقف نمیشود.
آفریقای جنوبی؛ سیلیکوزیس و عدالت دیرهنگام
آفریقای جنوبی یکی از مهمترین پروندههای بیماری شغلی معدن را دارد. هزاران کارگر معادن طلا با بیماریهای ریوی روبهرو شدند. سیلیکوزیس و سل از مهمترین بیماریهای این کارگران بودند.
بسیاری از مبتلایان پس از پایان کار به مناطق محل زندگی خود بازگشتند. در نتیجه، دسترسی آنها به درمان و پیگیری حقوقی محدود شد. این کارگران برای اثبات ارتباط بیماری با معدن نیز با دشواری روبهرو بودند.
در نهایت، پروندهای حقوقی علیه شرکتهای بزرگ طلا شکل گرفت. این روند به توافقی مهم برای جبران بخشی از خسارتها منجر شد.
بیماری شغلی فقط مسئله پزشکی نیست
تجربه آفریقای جنوبی یک نکته اساسی را نشان میدهد. بیماری شغلی معدن فقط یک پرونده پزشکی نیست. این موضوع به عدالت، بیمه و مسئولیت شرکت نیز مربوط میشود.
کارگر ممکن است سالها پس از پایان اشتغال بیمار شود. او شاید درآمد کافی برای درمان نداشته باشد. خانواده نیز ممکن است بار مالی بیماری را تحمل کند.
اگر نظام ثبت مواجهه وجود نداشته باشد، اثبات حق دشوار میشود. بنابراین، معدن نباید بیماری را از محیط کار به زندگی خصوصی کارگر منتقل کند.
جیوه و معدنکاری طلا
جیوه یکی از خطرناکترین مواد در معدنکاری طلاست. این ماده بهویژه در معدنکاری دستی و کوچکمقیاس کاربرد دارد. معدنکار از جیوه برای جداسازی طلا استفاده میکند.
جیوه با طلا ترکیبی به نام آمالگام میسازد. سپس، معدنکار این ترکیب را حرارت میدهد. در این مرحله، بخار جیوه وارد هوا میشود. فردی که این بخار را تنفس میکند، در معرض آسیب قرار میگیرد. همچنین، جیوه میتواند وارد خاک و آب شود.
خطر جیوه فقط برای معدنکار نیست
جیوه میتواند از محدوده کارگاه فراتر برود. اگر عملیات در نزدیکی خانه انجام شود، اعضای خانواده نیز در معرض خطر قرار میگیرند. کودکان و زنان باردار حساسیت بیشتری دارند. در محیط آبی، جیوه میتواند به متیلجیوه تبدیل شود. سپس، ماهی و دیگر آبزیان آن را در بدن خود جمع میکنند.
انسان نیز با مصرف غذای آلوده در معرض خطر قرار میگیرد. بنابراین، آلودگی جیوه میتواند از معدن به سفره غذایی برسد.
جیوه چگونه به بدن آسیب میزند؟
جیوه میتواند به دستگاه عصبی آسیب برساند. مغز در حال رشد کودکان حساسیت بیشتری دارد. زنان باردار نیز از گروههای پرخطر هستند.
مواجهه با جیوه ممکن است بر رشد عصبی جنین اثر بگذارد. لرزش، اختلال حافظه و مشکلات حرکتی نیز از پیامدهای احتمالی هستند.
شدت آسیب به نوع جیوه، مقدار مواجهه و مدت آن بستگی دارد. بنابراین، معدنکاری کوچک به معنای خطر کوچک نیست. یک فعالیت محدود میتواند آلودگی گستردهای ایجاد کند.
سرب؛ فلزی که کودکان را هدف میگیرد
سرب یکی از خطرناکترین فلزات برای سلامت انسان است. کودکان در برابر این ماده آسیبپذیری بیشتری دارند. زیرا مغز و بدن آنها همچنان در حال رشد است.
کودک ممکن است خاک یا گردوغبار آلوده را از راه دست و دهان دریافت کند. آب و غذا نیز میتوانند مسیر انتقال باشند. سرب میتواند بر رشد شناختی، یادگیری و رفتار اثر بگذارد.
کمخونی و آسیب به دیگر اندامها نیز ممکن است رخ دهد. بنابراین، آلودگی سرب فقط یک مسئله محیطزیستی نیست. این آلودگی میتواند آینده یک نسل را تغییر دهد.
کابوه؛ میراث معدن در خون کودکان
شهر کابوه در زامبیا یکی از نمونههای شناختهشده آلودگی سرب است. این شهر سالها میزبان معدن سرب و روی بود. فعالیت معدن پایان یافت، اما آلودگی در محیط باقی ماند.
تودههای پسماند قدیمی همچنان گردوغبار آلوده تولید میکنند. برخی فعالیتهای مرتبط با پردازش پسماند نیز خطر را افزایش میدهند. کودکان بهدلیل تماس بیشتر با خاک، در معرض آسیب جدیتری قرار دارند.
تجربه کابوه نشان میدهد معدن ممکن است تعطیل شود، اما آلودگی از بین نرود. اگر پاکسازی انجام نشود، نسل بعد نیز هزینه معدن را میپردازد. وقتی آلودگی وارد خون میشود
پرونده کابوه فقط درباره خاک آلوده نیست. این پرونده نشان میدهد آلودگی چگونه وارد بدن میشود.
کودک روی خاک آلوده بازی میکند. گردوغبار نیز وارد خانه میشود. سپس، ذرات از راه دست، غذا یا تنفس وارد بدن میشوند.
در این مرحله، آلودگی محیط به مسئله پزشکی تبدیل شده است. بنابراین، پاکسازی باید خانهها، مدارس و مسیرهای رفتوآمد را نیز در نظر بگیرد.
محدودکردن عملیات پاکسازی به حصار معدن کافی نیست.
فلزات سنگین در معادن
مواد معدنی ممکن است همراه با فلزات سنگین باشند. این فلزات گاهی در سنگ باطله یا پسماند فرآوری باقی میمانند. سرب، کادمیوم، آرسنیک و جیوه از جمله آنها هستند.
منگنز، کروم، نیکل و اورانیوم نیز بسته به زمینشناسی منطقه اهمیت دارند.
این مواد ممکن است وارد آب شوند. باد نیز میتواند ذرات آنها را به اطراف منتقل کند. خاک و محصولات کشاورزی هم ممکن است آلوده شوند.
بنابراین، نوع معدن تعیین میکند چه آلایندهای باید پایش شود. پ
چرا فلزات سنگین ماندگار هستند؟
بسیاری از آلایندههای آلی با گذشت زمان تجزیه میشوند. اما فلزات سنگین از بین نمیروند. آنها فقط مکان یا شکل شیمیایی خود را تغییر میدهند.
فلز ممکن است از باطله وارد خاک شود. سپس، گیاه آن را جذب کند. دام نیز شاید گیاه آلوده را بخورد. در نهایت، ماده آلاینده به بدن انسان میرسد.
این ویژگی، پایش بلندمدت را ضروری میکند. پایان فعالیت معدن به معنای پایان خطر فلزات سنگین نیست.
مسیرهای انتقال آلودگی به بدن
آلودگی معدن میتواند از چند مسیر وارد بدن شود:
- تنفس گردوغبار و بخارهای آلوده؛
- نوشیدن آب آلوده؛
- مصرف محصولات کشاورزی آلوده؛
- خوردن گوشت یا لبنیات دام آلوده؛
- مصرف ماهی آلوده به جیوه؛
- تماس پوست با خاک یا مواد شیمیایی؛
- انتقال ذرات با لباس کار به خانه.
هر مسیر به برنامه کنترلی متفاوتی نیاز دارد. بنابراین، پایش سلامت باید همه مسیرهای مواجهه را بررسی کند.
لباس کار نیز میتواند آلودگی را منتقل کند
آلودگی همیشه در محدوده معدن باقی نمیماند. کارگر ممکن است ذرات را با لباس و کفش به خانه ببرد. گردوغبار روی خودرو یا ابزار نیز باقی میماند. در نتیجه، اعضای خانواده بدون حضور در معدن در معرض خطر قرار میگیرند.
شرکت باید محل تعویض لباس و استحمام فراهم کند. شستوشوی لباس کار نیز نباید در خانه انجام شود. این اقدام ساده میتواند از انتقال آلودگی به خانواده جلوگیری کند.
معدن مسئول سلامت چه ویژگیهایی دارد؟
معدن مسئول فقط کلاه ایمنی و تابلوی هشدار ندارد. این معدن پیش از بهرهبرداری، خطرهای سلامت را شناسایی میکند.
گروههای در معرض خطر نیز باید مشخص شوند. کارگران، کودکان و سالمندان ممکن است آسیبپذیری متفاوتی داشته باشند.
زنان باردار و افراد دارای بیماری زمینهای نیز به توجه ویژه نیاز دارند. سپس، شرکت باید برنامه کنترل، پایش و درمان را طراحی کند. دادهها نیز باید در اختیار نهادهای مسئول و مردم قرار گیرند.
ارزیابی اثرات سلامت
هر معدن پرریسک باید ارزیابی اثرات سلامت داشته باشد. این ارزیابی باید پیش از آغاز بهرهبرداری انجام شود. کارشناسان باید آلایندههای احتمالی را شناسایی کنند. مسیرهای ورود آنها به آب، خاک و هوا نیز باید بررسی شوند.
سپس، گروههای آسیبپذیر باید مشخص شوند. فاصله روستاها، مدارس و مزارع از معدن اهمیت دارد. جهت باد و مسیر جریان آب نیز باید در ارزیابی قرار گیرند. در نتیجه، شرکت میتواند پیش از وقوع بحران اقدامات لازم را اجرا کند.
پایش محیطی چیست؟
پایش محیطی به اندازهگیری آلودگی در محیط مربوط میشود. گردوغبار و ذرات قابل تنفس باید بررسی شوند. کیفیت آب سطحی و زیرزمینی نیز اهمیت دارد.
خاک و محصولات کشاورزی هم ممکن است به نمونهبرداری نیاز داشته باشند. همچنین، مقدار فلزات سنگین باید براساس نوع معدن اندازهگیری شود.
پایش باید پیش از بهرهبرداری آغاز شود. در این صورت، کارشناسان وضعیت اولیه منطقه را ثبت میکنند. سپس، تغییرات ناشی از معدن قابل شناسایی خواهند بود.
پایش زیستی چیست؟
پایش زیستی، آثار مواجهه را در بدن انسان بررسی میکند. این کار باید فقط با ضرورت علمی و رعایت اصول اخلاقی انجام شود.
سنجش سرب خون یکی از نمونههاست. جیوه نیز ممکن است در مو، خون یا ادرار بررسی شود. عملکرد ریه کارگران هم میتواند بهطور دورهای سنجیده شود. اطلاعات پزشکی افراد باید محرمانه بمانند.
بااینحال، دادههای کلی و بدون نام میتوانند برای سیاستگذاری منتشر شوند. هدف پایش، حفاظت از سلامت است؛ نه ایجاد فشار شغلی بر کارگر.
دادههای سلامت نباید پنهان بمانند
مردم باید از کیفیت آب، خاک و هوا آگاه باشند. کارگران نیز باید نوع مواد خطرناک را بشناسند. پزشکان منطقه باید بدانند چه بیماریهایی را رصد کنند.
در عین حال، اطلاعات شخصی بیماران باید محرمانه بمانند. شرکت میتواند گزارشهای آماری و بدون نام منتشر کند.
نهاد مستقل نیز باید صحت نتایج را بررسی کند. پنهانکردن دادهها، بیاعتمادی و شایعه را افزایش میدهد. شفافیت نیز به شناسایی زودهنگام خطر کمک میکند.
درمان و جبران خسارت
شرکت باید پیش از وقوع بیماری، سازوکار جبران خسارت را طراحی کند. کارگر بیمار نباید سالها برای اثبات حق خود تلاش کند.
بیمه شغلی باید هزینه درمان را پوشش دهد. کاهش توان کار نیز باید در جبران خسارت دیده شود. جامعه محلی نیز در صورت آسیب به سازوکار مستقل شکایت نیاز دارد. اگر آلودگی به آب یا محصولات کشاورزی خسارت زد، شرکت باید پاسخگو باشد. مسئولیت سلامت نباید پس از پایان بهرهبرداری متوقف شود.
درس معدن و سلامت عمومی برای ایران
موضوع معدن و سلامت عمومی برای ایران اهمیت زیادی دارد. کشور معادن فلزی و غیرفلزی متنوعی دارد. بسیاری از معادن نیز در نزدیکی روستاها فعالیت میکنند.
مناطق خشک، گردوغبار بیشتری تولید میکنند. کمبود آب نیز ممکن است غلظت برخی آلایندهها را افزایش دهد. از سوی دیگر، کارگران پیمانکاری شاید پوشش حمایتی کمتری داشته باشند. فعالیتهای کوچکمقیاس و ضعف انتشار داده نیز خطر را افزایش میدهند. بنابراین، هر معدن پرریسک باید پرونده سلامت داشته باشد.
پرونده سلامت معدن چه اطلاعاتی دارد؟
پرونده سلامت باید آلایندههای احتمالی را مشخص کند. نوع سنگ، مواد شیمیایی و باطله در این بخش اهمیت دارند. همچنین، نقشه سکونتگاههای اطراف باید تهیه شود. مسیر باد غالب و منابع آب نیز باید ثبت شوند.
محصولات کشاورزی و مسیرهای ورود آلودگی به غذا باید بررسی شوند. گروههای آسیبپذیر نیز باید شناسایی شوند. کارگران دارای مواجهه بیشتر به برنامه پایش ویژه نیاز دارند. این پرونده باید در طول عمر معدن بهروز شود.
برنامه پایش گردوغبار
شرکت باید نقاط تولید گردوغبار را شناسایی کند. حفاری، انفجار و خردایش از مهمترین نقاط هستند. جادههای حمل نیز ذرات زیادی تولید میکنند. سپس، شرکت باید ایستگاههای پایش مناسب ایجاد کند. برخی ایستگاهها باید در مرز معدن قرار گیرند. استقرار ایستگاه در جهت روستاها نیز ضروری است.
نتایج باید در بازههای مشخص منتشر شوند. اگر مقدار آلودگی افزایش یافت، شرکت باید فعالیت را اصلاح یا متوقف کند.
معاینه دورهای کارگران
همه کارگران در معرض خطر یکسانی قرار ندارند. کارگران حفاری و خردایش ممکن است مواجهه بیشتری داشته باشند. افراد شاغل در آزمایشگاه یا فرآوری نیز با مواد متفاوتی روبهرو هستند.
بنابراین، معاینه باید متناسب با نوع شغل باشد. آزمایش عملکرد ریه برای برخی گروهها اهمیت دارد. پایش فلزات سنگین نیز شاید در بعضی معادن ضروری باشد.
پزشک باید به سابقه شغلی و دادههای محیطی دسترسی داشته باشد. نتیجه معاینه نیز نباید بهانهای برای اخراج کارگر شود.
پایش آب، خاک و محصولات کشاورزی
مناطق اطراف معدن به پایش منظم نیاز دارند. آب آشامیدنی باید در اولویت قرار گیرد. چاهها و چشمههای پاییندست نیز باید بررسی شوند.
خاک مزارع نزدیک معدن ممکن است فلزات سنگین داشته باشد. در این شرایط، محصولات کشاورزی نیز باید آزمایش شوند.
همچنین، خوراک دام و منابع آب دامداری اهمیت دارند. آزمایشگاه معتبر باید این پایش را انجام دهد. دادهها نیز باید برای مردم قابل فهم باشند.
سازوکار شکایت سلامت
مردم و کارگران باید بتوانند نگرانیهای سلامت را ثبت کنند. سامانه شکایت باید ساده و در دسترس باشد. شرکت نباید تنها مرجع رسیدگی به شکایت علیه خود باشد.
دانشگاه علوم پزشکی یا نهادی مستقل باید پرونده را بررسی کند. زمان پاسخگویی نیز باید مشخص باشد. اگر آسیب اثبات شد، درمان و جبران خسارت باید آغاز شوند. ثبت شکایت بدون نتیجه، اعتماد عمومی ایجاد نمیکند.
همکاری میان دستگاهها
سلامت معدن فقط مسئولیت شرکت نیست. وزارت بهداشت باید پایش سلامت را هدایت کند. سازمان حفاظت محیطزیست نیز باید دادههای آب، خاک و هوا را بررسی کند.
وزارت صنعت، معدن و تجارت بر مجوز و عملکرد معدن نظارت دارد. دانشگاههای علوم پزشکی نیز ظرفیت علمی و درمانی دارند. نهادهای محلی میتوانند ارتباط با مردم را تسهیل کنند.
بنابراین، مدیریت سلامت معدن به همکاری میانبخشی نیاز دارد. نبود هماهنگی باعث میشود مسئولیت میان دستگاهها گم شود. خب، همان شاهکار همیشگی ساختار اداری که هر دستگاه پرونده را به میز دیگری هل میدهد.
اقدامات ضروری برای ایران
ایران برای حفاظت از سلامت کارگران و جوامع معدنی به چند اقدام نیاز دارد:
- الزام ارزیابی اثرات سلامت برای معادن پرریسک؛
- تشکیل پرونده سلامت برای هر معدن؛
- ثبت سابقه مواجهه شغلی کارگران؛
- پایش دورهای گردوغبار و ذرات قابل تنفس؛
- معاینه منظم کارگران و پیگیری پس از اشتغال؛
- پایش فلزات سنگین در آب، خاک و محصولات کشاورزی؛
- انتشار عمومی دادههای محیطی؛
- ایجاد سازوکار مستقل شکایت و جبران خسارت؛
- همکاری رسمی میان وزارت بهداشت، محیطزیست و وزارت صمت؛
- دریافت ضمانت مالی برای درمان و پاکسازی آلودگی.
اجرای جداگانه این اقدامات کافی نیست. دولت باید آنها را در قالب یک نظام ملی سلامت معدن هماهنگ کند.
جمعبندی گزارش یازدهم
معدن فقط زمین را نمیکاود. اگر شرکت فعالیت را بدون ضابطه اداره کند، بدن انسان نیز آسیب میبیند. گردوغبار میتواند سالها بعد ریه کارگر را از کار بیندازد.
سیلیس خطر سیلیکوزیس و سرطان ریه را افزایش میدهد. زغالسنگ نیز میتواند بیماری ریه سیاه ایجاد کند. جیوه در معدنکاری طلا، دستگاه عصبی و رشد کودکان را تهدید میکند.
سرب نیز میتواند آینده شناختی کودک را تغییر دهد. فلزات سنگین در خاک باقی میمانند و نسلهای مختلف را درگیر میکنند.
بنابراین، معدن مسئولانه فقط تولید و اشتغال را گزارش نمیکند. این معدن باید درباره سلامت کارگران و مردم نیز پاسخگو باشد.
پرسش نهایی روشن است:
آیا کارگران و مردم اطراف معدن پس از ده سال، بیست سال و یک نسل سالمتر خواهند بود یا بیمارتر؟
اگر معدن ثروت بسازد، اما بیماری بر جای بگذارد، توسعه نیست؛ انتقال خاموش هزینه از زمین به بدن انسان است.