محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟/ گزارش چهارم
تنوع زیستی در کنار معدن؛ امکان همزیستی یا توجیه خسارت؟
معدنکاری تنها به برداشت سنگ و خاک محدود نمیشود؛ گاهی با جادهسازی، انفجار، گردوغبار و گسترش حضور انسان، پیوندهای ظریف یک زیستبوم را از هم میگسلد. در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که توسعه معدن و حفاظت از تنوع زیستی کدامیک بر دیگری اولویت دارد، بلکه این است که آیا میتوان میان آنها تعادلی پایدار برقرار کرد یا برخی زیستگاهها باید برای همیشه از چرخه بهرهبرداری معدنی خارج بمانند.
چکامه جواهری آریا_ پایگاه خبری «معدن نامه»: پس از بررسی ضرورتهای اقتصادی معدنکاری، چالش مسئولیتپذیری زیستمحیطی و نقش آب بهعنوان یکی از اصلیترین محورهای تعارض میان معدن و طبیعت، اینبار پرونده «محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟» به موضوعی میپردازد که پیامدهای آن گاه تا دههها پس از پایان فعالیت یک معدن باقی میماند؛ تنوع زیستی. حضور معادن در مجاورت زیستگاههای حساس، مسیرهای مهاجرت حیاتوحش و رویشگاههای ارزشمند، این پرسش را پیش روی سیاستگذاران و فعالان صنعت قرار داده است که آیا توسعه معدن و حفاظت از گونهها و اکوسیستمها میتواند همزمان پیش برود یا آنچه از «همزیستی» گفته میشود، در عمل تنها توجیهی برای خسارتهای جبرانناپذیر است؟ این گزارش با مرور تجربههای جهانی و اصول پذیرفتهشده معدنکاری مسئولانه، تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد که مرز میان توسعه و حفاظت از طبیعت دقیقاً کجاست.
وقتی معدن به قلمرو حیاتوحش میرسد
معدن فقط سنگ و خاک را جابهجا نمیکند؛ گاهی مرز زندگی را هم جابهجا میکند. در ظاهر، یک معدن ممکن است چند کیلومتر مربع از زمین را اشغال کند، اما اثر واقعی آن اغلب بسیار فراتر از محدوده مجوز است: جادهکشی، انفجار، گردوغبار، نور شبانه، تردد ماشینآلات سنگین، تغییر مسیر آب، خطوط برق، سد باطله و افزایش دسترسی انسان به زیستگاههایی که پیشتر کمدسترس بودند.
در پرونده معدن و محیطزیست، تنوع زیستی یکی از پیچیدهترین موضوعات است. برخلاف آب که میتوان کیفیت آن را با شاخصهای آزمایشگاهی سنجید، یا خاک که میتوان میزان آلودگی آن را اندازه گرفت، حیات یک زیستبوم فقط با چند عدد خلاصه نمیشود.
یک منطقه ممکن است زیستگاه زادآوری یک گونه نادر، مسیر مهاجرت حیاتوحش، محل تغذیه پرندگان، رویشگاه گیاهان بومی یا بخشی از یک کریدور اکولوژیک باشد. اگر این اتصال قطع شود، معدن ممکن است از نظر سطح اشغال کوچک به نظر برسد، اما از نظر اکولوژیک خسارت بزرگی ایجاد کند.
تنوع زیستی یعنی چه و چرا برای معدن مهم است؟
تنوع زیستی فقط به معنای تعداد گونهها نیست. این مفهوم سه سطح دارد: تنوع ژنتیکی، تنوع گونهای و تنوع اکوسیستمها. یک مرتع، جنگل، تالاب، کوهستان، رودخانه یا دشت خشک، هرکدام شبکهای از روابط زندهاند. گیاهان خاک را نگه میدارند، حشرات گردهافشانی میکنند، گوشتخواران جمعیت طعمهها را تنظیم میکنند، پرندگان بذرها را پخش میکنند و آبراههها چرخه حیات را به هم وصل میکنند.
وقتی معدن وارد چنین فضایی میشود، اثر آن فقط برداشت زمین نیست. معدن میتواند زیستگاه را تکهتکه کند، مسیر مهاجرت را قطع کند، با گردوغبار سطح برگ گیاهان را بپوشاند، با صدا و انفجار رفتار تولیدمثلی یا مهاجرتی جانوران را مختل کند و با آلودگی آب، زنجیره غذایی را آلوده سازد.
به همین دلیل، استانداردهای جهانی توسعه امروز تنوع زیستی را موضوعی فرعی نمیدانند. اصل حرفهای این است که اثر معدن بر گونهها، زیستگاهها و خدمات اکوسیستمی باید پیش از مجوز بررسی شود، نه پس از تخریب.
مناطق حساس؛ همه جا قابل معدنکاری نیست
همه زمینها از نظر اکولوژیک ارزش یکسان ندارند. بعضی مناطق بهدلیل حضور گونههای در خطر، زیستگاههای نادر، نقش در چرخه آب، اهمیت فرهنگی یا معیشتی، حساسترند. در چنین مناطقی، معدنکاری فقط یک پروژه اقتصادی نیست؛ تصمیمی درباره بقای گونهها و پایداری اکوسیستم است.
در ادبیات جهانی، مفهوم «منطقه ممنوعه برای معدن» اهمیت ویژه دارد. یعنی برخی مناطق اساساً نباید وارد معامله اقتصادی شوند. حتی صنعت معدن نیز در سطح بینالمللی پذیرفته که برخی مناطق، مانند سایتهای میراث جهانی، باید از معدنکاری مصون بمانند.
این نکته برای ایران نیز حیاتی است. زیستگاههای یوزپلنگ آسیایی، مناطق زادآوری گونههای حساس، کریدورهای مهاجرت حیاتوحش، تالابها، جنگلهای هیرکانی، مراتع شکننده و مناطق حفاظتشده نباید فقط بهعنوان زمین خالی در نقشه معدنی دیده شوند. اینها سرمایههای اکولوژیک کشورند.
سلسلهمراتب کاهش اثر؛ اول اجتناب، بعد جبران
در مدیریت اثرات معدن بر تنوع زیستی، اصل مهم «سلسلهمراتب کاهش اثر» است. این اصل میگوید پروژه ابتدا باید از تخریب اجتناب کند؛ اگر اجتناب کامل ممکن نبود، اثر را به حداقل برساند؛ سپس در محل، احیا و بازسازی انجام دهد؛ و فقط در مرحله آخر، برای اثرات باقیمانده و اجتنابناپذیر، جبران تنوع زیستی یا offset در نظر بگیرد.
این اصل مرز میان معدن مسئولانه و توجیه تخریب را روشن میکند. اگر شرکتی از ابتدا بگوید «ما تخریب میکنیم و جای دیگر جبران میکنیم»، هنوز در منطق مسئولیتپذیری قرار نگرفته است. گام اول باید این باشد: آیا میتوان محل معدن، مسیر جاده، محدوده باطله، فصل عملیات یا فناوری استخراج را طوری تغییر داد که اصلاً به زیستگاه حساس آسیب نخورد؟
استرالیا؛ معدن در نزدیکی زیستگاههای جهانی
استرالیا از بزرگترین کشورهای معدنی جهان است و همزمان برخی از حساسترین پروندههای همجواری معدن و تنوع زیستی را تجربه کرده است. معادنی که در نزدیکی پارکهای ملی، زیستگاههای حساس یا سرزمینهای بومی قرار دارند، نشان میدهند حتی اگر معدن «داخل» منطقه حفاظتشده نباشد، نزدیکی آن میتواند ریسک جدی ایجاد کند.
آب، رسوب، گردوغبار، جاده و تردد انسانی مرز اداری نمیشناسند. بنابراین، معدن در مجاورت زیستگاه حساس باید با استانداردی بالاتر از معدن عادی سنجیده شود.
تجربه استرالیا یک درس مهم دارد: معدن کنار زیستگاه حساس، حتی پس از پایان استخراج تمام نمیشود. مرحله احیا، شاید سختتر از مرحله بهرهبرداری باشد. باید ثابت شود که زمین، آب، رسوب و زیستگاه در بلندمدت برای انسان و اکوسیستم قابل قبولاند.
برزیل و آمازون؛ اثر معدن فراتر از گودال
برزیل نمونهای مهم از کشوری است که معدنکاری در کنار جنگلهای ارزشمند، رودخانهها و سرزمینهای بومی قرار گرفته است. در آمازون، معدنکاری فقط به معنای گودال استخراج نیست. جادهکشی، ورود نیروی انسانی، توسعه سکونتگاهها، قاچاق چوب، معدنکاری غیرقانونی و آلودگی رودخانهها میتواند اثر معدن را چندین برابر محدوده رسمی آن کند.
این تجربه نشان میدهد ارزیابی اثرات معدن نباید فقط سطح خود معدن را ببیند. اثرات غیرمستقیم و تجمعی، از جاده تا مهاجرت انسانی و تغییر کاربری زمین، باید در ارزیابی دیده شوند.
مواد معدنی گذار انرژی؛ پارادوکس سبز
جهان برای انرژی پاک به مواد معدنی بیشتری نیاز دارد، اما استخراج همین مواد میتواند زیستگاهها را تهدید کند. مس، لیتیوم، نیکل، کبالت و عناصر نادر خاکی برای فناوریهای کمکربن ضروریاند. اما اگر استخراج آنها بدون نقشه تنوع زیستی و بدون احترام به حقوق جوامع محلی انجام شود، گذار سبز میتواند به تخریب تازهای منجر شود.
پیام روشن است: انرژی پاک نباید با طبیعت ناپاک به دست آید. کاهش کربن نباید به قیمت نابودی زیستگاههای غیرقابل جایگزین تمام شود.
درس برای ایران
برای ایران، پرسش اصلی این نیست که معدن بهتر است یا تنوع زیستی. پرسش حرفهایتر این است: کدام مناطق باید از معدنکاری کنار گذاشته شوند، کدام مناطق با شرایط سخت قابل بررسیاند، و کدام پروژهها به دلیل ارزش اکولوژیک منطقه از ابتدا نباید مجوز بگیرند؟
ایران برای مدیریت این تعارض به چند اصل نیاز دارد: نقشهبرداری دقیق زیستگاههای حساس، کریدورهای حیاتوحش، رویشگاههای گیاهان بومی و منابع آب حیاتی؛ تقدم اصل اجتناب بر جبران؛ انتشار عمومی دادههای ارزیابی اثرات؛ الزام برنامه احیای معدن از روز نخست؛ و تعیین مناطق ممنوعه معدن در زیستگاههای غیرقابل جایگزین.
جمعبندی
تنوع زیستی نقطهای است که معدنکاری را از تصمیم اقتصادی به تصمیم اخلاقی، اکولوژیک و نسلی تبدیل میکند. میتوان معدن داشت، اما نه در هر جا، نه به هر قیمت و نه با وعدههای کلی درباره احیا و جبران.
همزیستی معدن و تنوع زیستی ممکن است، اما فقط در مناطقی که ظرفیت اکولوژیک اجازه میدهد؛ با فناوری و نظارت سخت، دادههای عمومی، مشارکت مردم محلی، ضمانت مالی احیا و پذیرش این اصل که بعضی مناطق باید برای همیشه از معدنکاری مصون بمانند.
هر جا معدن از خط قرمز زیستگاههای غیرقابل جایگزین عبور کند، سخن گفتن از همزیستی حرفهای نیست؛ توجیه خسارت است.