محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟/ گزارش سوم
آب؛ خط قرمز معدنکاری/ چرا بحران معدن اغلب از آب شروع میشود؟
در بسیاری از کشورها، معدن با صدای انفجار، حرکت کامیونهای سنگین و شکافتن کوه دیده میشود؛ اما بحران واقعی معدن همیشه از سطح زمین آغاز نمیشود. گاهی زیر زمین، در سفرههای آب، در مسیر رودخانه، در سد باطله یا در چشمهای کوچک شروع میشود که مردم محلی سالها از آن برای کشاورزی، دامداری و زندگی روزمره استفاده کردهاند.
چکامه جواهری آریا_ پایگاه خبری «معدن نامه»: در پرونده معدن و محیطزیست، آب حساسترین نقطه است. چون آب مرز اداری معدن را نمیشناسد. آلودگی آب پشت حصار معدن نمیماند. از محدوده معدن عبور میکند، وارد آبخوان میشود، به رودخانه میرسد، زمین کشاورزی را درگیر میکند، دام و انسان را تحت تأثیر قرار میدهد و در نهایت، یک پروژه صنعتی را به مسئلهای اجتماعی و سیاسی تبدیل میکند.
در کشوری خشک یا نیمهخشک، مجوز معدن فقط مجوز برداشت ماده معدنی نیست؛ عملاً مجوز استفاده از بخشی از آینده آبی منطقه است. پرسش اصلی این نیست که معدن چقدر ذخیره دارد، بلکه این است که برای استخراج آن ذخیره، چه مقدار آب مصرف میشود، چه مقدار آب آلوده میشود، چه کسی خسارت را میپردازد و چه تضمینی وجود دارد که پس از پایان معدن، مردم با چاه خشک، رودخانه آلوده یا سد باطله ناایمن تنها نمانند.
آب در معدن کجا مصرف میشود؟
معدنکاری مدرن بدون آب تقریباً ممکن نیست. آب در حفاری، کنترل گردوغبار، شستوشوی سنگ، خردایش، آسیاب، جداسازی مواد معدنی، فلوتاسیون، انتقال باطله، خنککاری، تثبیت خاک و احیای محیطزیست استفاده میشود.
در بسیاری از معادن، آب فقط ابزار کمکی نیست؛ بخشی از فرآیند اصلی تولید است. در فرآوری مس، طلا، آهن و بسیاری از مواد معدنی، آب در جداسازی و انتقال مواد نقش کلیدی دارد. اگر معدن در منطقه خشک باشد، همین نیاز آبی میتواند تعارض مستقیم با کشاورزی، دامداری و آب شرب ایجاد کند.
مشکل فقط مصرف نیست؛ آلودگی گاهی خطرناکتر از مصرف است. اگر یک معدن آب زیادی مصرف کند، ممکن است با بازچرخانی، آب دریا، فناوری خشکتر یا تغییر فرآیند بخشی از فشار را کم کند. اما اگر آب زیرزمینی با فلزات سنگین، مواد شیمیایی، اسید یا رسوبات باطله آلوده شود، بازگرداندن آن به وضعیت اولیه بسیار دشوار، زمانبر و گران است.
سه چهره بحران آب در معدن
بحران آب در معدن معمولاً سه چهره دارد: کمیت، کیفیت و اعتماد.
نخست، کمیت است؛ یعنی معدن چقدر آب از رودخانه، چاه، چشمه یا آبخوان برداشت میکند و آیا این برداشت با ظرفیت طبیعی منطقه سازگار است یا نه. در مناطق خشک، حتی برداشت محدود هم میتواند تعادل شکننده آبخوان را بر هم بزند.
دوم، کیفیت است؛ یعنی معدن چه چیزی به آب اضافه میکند. زهآب اسیدی معدن، فلزات سنگین، ذرات معلق، مواد شیمیایی فرآوری، نشت از سد باطله و روانآب آلوده میتواند آب را از منبع زندگی به منبع خطر تبدیل کند.
سوم، اعتماد است. وقتی مردم محلی احساس کنند دادههای آب پنهان میشود، نمونهبرداری مستقل نیست، شکایتها شنیده نمیشود یا شرکت فقط در زمان گرفتن مجوز سراغ آنها آمده، مسئله آب به سرعت به اعتراض اجتماعی تبدیل میشود.
شیلی؛ معدن مس در سرزمین تشنه
شیلی یکی از مهمترین نمونههای جهانی رابطه آب و معدن است. این کشور از بزرگترین تولیدکنندگان مس جهان است و بخش مهمی از معادن آن در مناطق خشک و نیمهخشک شمال کشور قرار دارد. در چنین شرایطی، معدنکاری از ابتدا با پرسشی بنیادین روبهروست: چگونه میتوان فلز حیاتی جهان را از سرزمینی استخراج کرد که خود با کمآبی مزمن روبهروست؟
شیلی در سالهای اخیر به سمت استفاده بیشتر از آب دریا و نمکزدایی برای معادن حرکت کرده است. این رویکرد فشار بر آبهای قارهای را کاهش میدهد، اما بیهزینه نیست. نمکزدایی انرژیبر است، نیازمند خط انتقال طولانی است، پساب شور تولید میکند و میتواند اثرات تازهای بر محیطزیست دریایی و جوامع ساحلی داشته باشد.
تجربه شیلی نشان میدهد معدن در عصر کمآبی نمیتواند آب را نهادهای ارزان و نامحدود فرض کند. آب باید در قلب تصمیمگیری معدنی قرار گیرد، نه در پیوستهای فرعی.
پرو؛ آب و اعتراض اجتماعی
پرو از اقتصادهای معدنی مهم جهان است، اما بخش معدن این کشور بارها با اعتراضهای محلی روبهرو شده است. در بسیاری از این تعارضها، آب در مرکز ماجرا قرار دارد. مردم محلی نگران کاهش منابع آب، آلودگی رودخانهها، اثر بر کشاورزی و نابرابری در توزیع منافع معدناند.
تجربه پرو نشان میدهد درآمد ملی معدن لزوماً رضایت محلی نمیسازد. اگر روستایی که کنار معدن زندگی میکند احساس کند آبش کم یا آلوده شده و صدایش شنیده نمیشود، هیچ عدد صادراتی نمیتواند بحران مشروعیت را حل کند.
معدن زمانی توسعه تلقی میشود که مردم محلی آن را فقط به شکل گردوغبار، ترافیک کامیون، خشکی چشمه و گزارشهای غیرقابل فهم نبینند.
آفریقای جنوبی؛ آب اسیدی بهعنوان میراث طلا
آفریقای جنوبی نمونهای مهم از میراث آبی معدن است. معدنکاری طلا و زغالسنگ برای دههها اقتصاد این کشور را تغذیه کرد، اما یکی از پیامدهای بلندمدت آن زهآب اسیدی معدن است.
زهآب اسیدی زمانی شکل میگیرد که سنگهای دارای سولفید، بهویژه پیریت، در تماس با آب و اکسیژن قرار میگیرند و آب اسیدی تولید میکنند. این آب میتواند فلزات را حل کند و وارد آبهای زیرزمینی یا سطحی شود. وقتی معادن بسته میشوند و پمپاژ آب متوقف میشود، آب در تونلها و حفرهها بالا میآید و خطر آلودگی افزایش مییابد.
درس آفریقای جنوبی روشن است: آب آلوده پایان عمر معدن را نمیشناسد. ممکن است معدن تعطیل شود، کارگران بروند و شرکت تغییر کند، اما آب اسیدی همچنان تولید شود و دولت مجبور شود سالها برای پمپاژ، تصفیه و مدیریت آن هزینه کند.
باطله؛ جایی که آب و ریسک به هم میرسند
یکی از خطرناکترین نقاط اتصال معدن و آب، سد باطله است. باطله معمولاً ترکیبی از آب، ذرات خردشده سنگ، مواد شیمیایی فرآوری و گاهی فلزات سنگین است. اگر سد باطله درست طراحی، پایش و مدیریت نشود، میتواند به منبع نشت، آلودگی تدریجی یا فاجعه ناگهانی تبدیل شود.
استاندارد جهانی مدیریت باطلههای معدنی تأکید میکند که مدیریت آب، مدل تراز آب، برنامه اضطراری، سناریوی شکست و توجه به تغییر اقلیم باید بخشی از طراحی و بهرهبرداری سد باطله باشد. هدف این استاندارد جلوگیری از شکستهای فاجعهبار و افزایش ایمنی تأسیسات باطله است.
برای کشورهایی مانند ایران، این موضوع بسیار مهم است. در مناطق خشک، ممکن است تصور شود چون بارندگی کم است، خطر باطله کمتر است. اما بارشهای ناگهانی، سیلابهای فصلی، فرسایش، زلزله و ضعف نگهداری میتواند ریسک سد باطله را بالا ببرد.
درس برای ایران
ایران با تنش آبی، افت آبخوانها، فرونشست زمین، خشکسالیهای پیدرپی، فرسایش خاک و تعارضهای محلی بر سر آب روبهروست. در چنین شرایطی، هر معدن جدید باید نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از نظر ظرفیت آبی منطقه ارزیابی شود.
هر معدن باید پیش از مجوز به چند پرسش پاسخ دهد: منبع آب آن چیست؟ آیا برداشت آب با آب شرب، کشاورزی و حقابه محیطزیست تعارض دارد؟ آیا کیفیت آب زیرزمینی پیش از آغاز معدن ثبت شده است؟ آیا پایش آب توسط آزمایشگاه مستقل انجام میشود؟ آیا دادهها منتشر میشود؟ آیا برای نشت، سیلاب، شکست باطله یا آلودگی شیمیایی برنامه اضطراری وجود دارد؟
مهمتر از همه، باید مشخص شود هزینه آب در اقتصاد معدن چگونه محاسبه میشود. اگر آب با قیمت پایین یا بدون محاسبه ارزش محیطزیستی وارد پروژه شود، معدن در ظاهر سودآور میشود، اما در واقع از سرمایه عمومی و نسلهای آینده یارانه میگیرد.
جمعبندی
آب خط قرمز معدنکاری است، چون زندگی را به اقتصاد وصل میکند. معدن میتواند شغل، صادرات و ماده اولیه صنعت بسازد، اما اگر آب را کم، آلوده یا از دسترس مردم خارج کند، مشروعیت خود را از دست میدهد.
تجربه شیلی نشان میدهد حتی پیشرفتهترین کشورهای معدنی زیر فشار کمآبی مجبور به تغییر مدل تأمین آب شدهاند. تجربه پرو نشان میدهد آب میتواند قلب تعارض اجتماعی معدن باشد. تجربه آفریقای جنوبی هشدار میدهد که آلودگی آب میتواند دههها پس از پایان استخراج باقی بماند.
معدن بدون آب ممکن نیست؛ اما معدن بدون احترام به آب، توسعه نیست. این همان مرزی است که ضرورت اقتصادی را از زخم باز طبیعت جدا میکند.