محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟/ گزارش دوم
معدن مسئولانه؛ مدل عملی یا پوششی برای سبزشویی؟
معدن مسئولانه یعنی پذیرش این اصل که معدن فقط مرحله استخراج نیست. معدن یک چرخه کامل است: اکتشاف، طراحی، صدور مجوز، استخراج، فرآوری، مدیریت باطله، مصرف آب، رابطه با جامعه محلی، تعطیلی، احیا و پایش پس از پایان کار. هر جا یکی از این حلقهها حذف شود، مسئولیتپذیری ناقص است.
چکامه جواهری آریا_ پایگاه خبری «معدن نامه»: پرونده «محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟» در «معدننامه» با هدف بررسی ابعاد مختلف رابطه میان توسعه معدنی و حفاظت از محیطزیست منتشر میشود؛ رابطهای که سالهاست محل بحث میان سیاستگذاران، فعالان اقتصادی، کارشناسان و دوستداران طبیعت است. در نخستین گزارش این پرونده با عنوان «معدن؛ ضرورت اقتصادی یا زخم باز طبیعت؟» تلاش شد تصویری کلی از این چالش ارائه شود و این پرسش مطرح شود که آیا میتوان میان نیاز روزافزون به مواد معدنی و حفظ منابع طبیعی توازن برقرار کرد؟
اکنون در دومین گزارش، از سطح کلی این بحث فراتر میرویم و به یکی از مهمترین مفاهیم مطرح در ادبیات جهانی معدن میپردازیم؛ «معدن مسئولانه». مفهومی که از یک سو بهعنوان راهکاری برای کاهش پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی معدنکاری معرفی میشود و از سوی دیگر، منتقدان نسبت به تبدیل شدن آن به ابزاری برای تبلیغات و «سبزشویی» هشدار میدهند. این گزارش بررسی میکند که معدن مسئولانه دقیقاً چه الزامات و استانداردهایی دارد، چگونه در کشورهای پیشرو اجرا میشود و برای آنکه در ایران نیز از یک شعار به یک مدل عملی و قابل سنجش تبدیل شود، چه پیشنیازهایی باید فراهم شود.
«معدن مسئولانه» از آن عبارتهایی است که هم امید میسازد و هم سوءظن. شرکتهای معدنی آن را در گزارشهای پایداری، تابلوهای روابطعمومی و سخنرانیهای رسمی تکرار میکنند. دولتها با آن صدور مجوز را توضیح میدهند. سرمایهگذاران آن را نشانه کاهش ریسک میدانند. اما جوامع محلی و فعالان محیطزیست یک پرسش ساده دارند: مسئولانه یعنی چه؟
آیا معدن مسئولانه یعنی کاهش واقعی خسارت، یا فقط واژهای زیبا برای ادامه همان معدنکاری پرهزینه؟ پاسخ وابسته به اجراست. معدن مسئولانه اگر به قانون، داده، نظارت، ضمانت مالی، مشارکت مردم و برنامه احیا تبدیل شود، میتواند مدل عملی باشد. اما اگر فقط در بروشور، گزارش تبلیغاتی و شعار باقی بماند، چیزی جز سبزشویی نیست.
چرا جهان به مفهوم معدن مسئولانه رسید؟
جهان به معدن نیاز دارد. شهرها، شبکه برق، فولاد، سیمان، خودرو، باتری، انرژی خورشیدی، توربین بادی و صنایع نو بدون مواد معدنی ممکن نیستند. اما همین نیاز، معدن را از پاسخگویی معاف نمیکند. برعکس، افزایش تقاضا برای مواد معدنی، بهویژه در گذار انرژی، باعث شده فشار بر معدنکاری بیشتر شود.
در گذشته، بسیاری از معادن با منطق «استخراج کن و برو» اداره میشدند. شرکت ذخیره را استخراج میکرد و پس از پایان عمر معدن، زمین تخریبشده، باطله، آب آلوده و گودالهای رهاشده برای دولت و مردم باقی میماند. تجربه کشورهای معدنی نشان داد که این مدل حتی از نظر اقتصادی نیز خطرناک است؛ زیرا هزینه پاکسازی و احیا میتواند سالها بعد به بودجه عمومی منتقل شود.
به همین دلیل، در دو دهه اخیر مجموعهای از استانداردها و چارچوبهای جهانی شکل گرفتهاند که تلاش میکنند معدن را از فعالیتی صرفاً اقتصادی به فعالیتی قابل سنجش از نظر محیطزیستی، اجتماعی و حکمرانی تبدیل کنند.
استانداردها؛ ستون فقرات معدن مسئولانه
یکی از مهمترین چارچوبهای بینالمللی، چارچوب محیطزیستی و اجتماعی بانک جهانی است. این چارچوب شامل استانداردهایی درباره مدیریت ریسک، حفاظت از مردم و محیطزیست، سلامت و ایمنی جامعه، تنوع زیستی، بهرهوری منابع، پیشگیری از آلودگی، مشارکت ذینفعان، افشای اطلاعات و سازوکار رسیدگی به شکایتهاست.
در سطح صنعت، شورای بینالمللی معدن و فلزات، ICMM، اصول معدنکاری خود را بهعنوان الزامات خوب در حوزه محیطزیست، اجتماع و حکمرانی معرفی کرده است. این اصول موضوعاتی مانند اخلاق کسبوکار، تصمیمگیری مبتنی بر ریسک، حقوق بشر، ایمنی، عملکرد محیطزیستی، حفاظت از تنوع زیستی، مدیریت پسماند، مشارکت ذینفعان و گزارشدهی را پوشش میدهد.
اما استاندارد فقط وقتی ارزش دارد که قابل راستیآزمایی باشد. شرکتی که میگوید مسئولانه معدنکاری میکند، باید نشان دهد دادههای آب، خاک، گردوغبار، باطله، ایمنی، شکایتهای مردمی و احیا چگونه اندازهگیری و منتشر میشود.
کانادا و فنلاند؛ تبدیل تعهدات کلی به شاخص
کانادا از نمونههای مهم در نظاممند کردن معدن مسئولانه است. در این کشور، برنامههایی مانند «بهسوی معدنکاری پایدار» تلاش کردهاند تعهدات کلی شرکتها را به شاخص، گزارش و ارزیابی تبدیل کنند. اهمیت این تجربه در آن است که مسئولیتپذیری را از سطح شعار به سطح پروتکل میآورد.
وقتی یک معدن باید درباره مدیریت باطله، مصرف انرژی، ایمنی، ارتباط با جامعه، تنوع زیستی و بحران گزارش بدهد، امکان مقایسه، نقد و پیگیری فراهم میشود. البته چنین برنامههایی جای قانون را نمیگیرند، اما میتوانند مکمل نظارت دولتی و اجتماعی باشند.
در فنلاند نیز چارچوبهای گزارشدهی و ارزیابی معدن تلاش کردهاند دادههای پایداری را عمومیتر و قابل مقایسهتر کنند. تجربه این کشورها نشان میدهد معدن مسئولانه بدون داده عمومی ممکن نیست. اعتماد اجتماعی با بیانیه ساخته نمیشود؛ با داده، ممیزی و پاسخگویی ساخته میشود.
سد باطله؛ آزمون واقعی مسئولیت
اگر بخواهیم صداقت معدن مسئولانه را در یک نقطه بسنجیم، آن نقطه باطله است. باطله مادهای است که از نگاه اقتصادی بیارزش تلقی میشود، اما از نگاه محیطزیستی و ایمنی میتواند بسیار پرریسک باشد. حجم عظیم باطله، رطوبت، فلزات سنگین، مواد شیمیایی و احتمال شکست سدهای باطله، این بخش را به یکی از حساسترین حوزههای معدنکاری تبدیل کرده است.
پس از فاجعه برومادینیو در برزیل، استاندارد جهانی مدیریت باطلههای معدنی تدوین شد. این استاندارد با هدف جلوگیری از شکستهای فاجعهبار و افزایش ایمنی تأسیسات باطله در سراسر جهان طراحی شده است.
این استاندارد بر مشارکت مردم آسیبدیده، حقوق بشر، حفاظت محیطزیست، توجه به تغییر اقلیم، ارزیابی ریسک، مسئولیتپذیری مدیریت ارشد و افشای عمومی اطلاعات تأکید دارد. بنابراین، معدن مسئولانه نمیتواند باطله را موضوعی فنی و داخلی بداند. اگر مردم پاییندست سد باطله ندانند در معرض چه خطری هستند، اگر سناریوی شکست تمرین نشده باشد و اگر دادههای پایداری سد منتشر نشود، مسئولیتپذیری کامل نیست.
خطر سبزشویی
معدن مسئولانه هرچه رایجتر شده، خطر سوءاستفاده از آن نیز بیشتر شده است. بسیاری از شرکتها گزارش پایداری منتشر میکنند، اما همه گزارشها نشانه عملکرد خوب نیست. ممکن است شرکتی چند پروژه درختکاری، چند عکس از جلسه محلی و چند شاخص کلی منتشر کند، اما درباره مصرف آب، نشت باطله، شکایتهای مردمی یا تخلفات محیطزیستی سکوت کند.
سبزشویی زمانی رخ میدهد که شرکت از زبان محیطزیست برای پوشاندن عملکرد آلاینده استفاده کند. معدن مسئولانه نباید با تبلیغات سنجیده شود؛ باید با شاخصهای سخت سنجیده شود: میزان آب مصرفی، کیفیت آب خروجی، پایداری باطله، میزان احیای زمین، شکایتهای مردمی، حوادث، جریمهها، شفافیت مالکیت و ضمانت مالی احیا.
درس برای ایران
برای ایران، معدن مسئولانه باید از مرحله شعار خارج شود. کشور هم ذخایر معدنی دارد و هم با بحران آب، فرسایش خاک، تخریب مراتع، بیابانزایی و تنشهای اجتماعی در برخی مناطق روبهروست. بنابراین، نسخه ساده «معدن مساوی توسعه» یا «معدن مساوی تخریب» هیچکدام کافی نیست.
در ایران، هر معدن باید پیش از مجوز به چند پرسش پاسخ دهد: آب از کجا تأمین میشود؟ باطله کجا ذخیره میشود؟ مردم محلی چه سهمی از تصمیم دارند؟ ضمانت مالی احیا چقدر است؟ دادههای پایش چگونه منتشر میشود؟ اگر شرکت تخلف کند، چه نهادی و با چه قدرتی وارد عمل میشود؟
معدن مسئولانه در ایران باید بر چند پایه استوار باشد: ارزیابی مستقل، شفافیت دادهها، مشارکت جامعه محلی، ضمانت مالی احیا، پایش آب و خاک، مدیریت سختگیرانه باطله و انتشار عمومی تخلفات و اصلاحات.
جمعبندی
معدن مسئولانه میتواند مدل عملی باشد، اما فقط وقتی که به قانون، داده، پول، نظارت و پاسخگویی تبدیل شود. اگر فقط در گزارشهای تبلیغاتی و سخنرانیهای رسمی باقی بماند، سبزشویی است.
معدنی که آب را پنهان کند، باطله را کماهمیت بداند، مردم را دور بزند، احیا را به آینده موکول کند و فقط با واژههای سبز خود را تزئین کند، مسئولانه نیست. اما معدنی که از ابتدا محدودیتهای طبیعت را بپذیرد، هزینه واقعی خود را بپردازد، دادههایش را منتشر کند، مردم محلی را به رسمیت بشناسد و برای روز تعطیلی خود از روز آغاز آماده باشد، میتواند از مرز شعار عبور کند.
مسئولیتپذیری معدن با یک پرسش سنجیده میشود: اگر معدن فردا تعطیل شود، چه چیزی برای زمین و مردم باقی میماند؛ فرصت یا زخم؟