چرا بهرهوری سوخت در معادن ایران سقوط کرد؟؛ زنگ خطر برای صنعت معدن
دادههای منتشرشده درباره مصرف سوخت در معادن ایران نشان میدهد میزان تولید ماده معدنی به ازای هر هزار لیتر گازوئیل از ۵۲۰ تن در سال ۱۳۹۶ به ۳۷۴ تن در سال ۱۴۰۲ کاهش یافته است؛ افتی که زنگ هشدار تازهای درباره فرسودگی ناوگان معدنی، افزایش شدت مصرف انرژی و عقبماندگی فناوری در بخش استخراج به صدا درآورده است.
به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه»، گازوئیل در معادن ایران دیگر فقط یک نهاده انرژی نیست بلکه شاخصی برای سنجش بهرهوری، فرسودگی ناوگان و کیفیت مدیریت استخراج است. بر اساس دادههای منتشرشده در گزارش دنیای اقتصاد، میزان تولید ماده معدنی به ازای هر هزار لیتر گازوئیل از ۵۲۰ تن در سال ۱۳۹۶ به ۳۷۴ تن در سال ۱۴۰۲ کاهش یافته است؛ رقمی که از افت حدود ۲۸ درصدی بهرهوری سوخت در کمتر از شش سال حکایت دارد.
این کاهش در شرایطی رخ داده که تخصیص گازوئیل به بخش معدن روندی افزایشی داشته و بخش قابل توجهی از آن با نرخ ترجیحی تأمین میشود؛ موضوعی که اکنون به یکی از چالشهای پنهان اقتصاد معدن تبدیل شده است.
افت بهرهوری؛ نشانه فرسودگی ناوگان
کاهش تولید به ازای مصرف سوخت به این معنا است که معادن برای استخراج هر تن ماده معدنی، گازوئیل بیشتری نسبت به گذشته مصرف میکنند. گزارش دنیای اقتصاد یکی از مهمترین دلایل این وضعیت را فرسودگی ماشینآلات معدنی میداند؛ ناوگانی که راندمان پایینتر و مصرف سوخت بالاتری نسبت به تجهیزات جدید دارد.
در سالهای اخیر، نوسازی ناوگان معدنی با چالشهایی مانند افزایش هزینه سرمایهگذاری و محدودیت دسترسی به تجهیزات جدید روبهرو بوده و همین مسئله فشار بیشتری بر بهرهوری انرژی وارد کرده است.
استخراج عمیقتر و رشد باطلهبرداری
عامل مهم دیگر، تغییر شرایط فنی استخراج است. بسیاری از ذخایر سطحی طی دهههای گذشته برداشت شده و عملیات معدنی به لایههای عمیقتر رسیده است. در نتیجه حجم جابهجایی باطله افزایش یافته و کامیونها مسیرهای طولانیتری را طی میکنند. بخشی از رشد مصرف گازوئیل به همین تغییر در الگوی استخراج مربوط میشود.
بر اساس آییننامه اجرایی برنامه هفتم، گازوئیل تحویلی به معادن با نرخ ترجیحی عرضه میشود؛ موضوعی که از تداوم حمایت انرژی دولت از بخش معدن حکایت دارد اما با این حال، هنگامی که سوخت ارزان در اختیار ناوگان کمبازده قرار گیرد، انگیزه اقتصادی کافی برای نوسازی تجهیزات کاهش مییابد. در نتیجه بخشی از این حمایت انرژی به جای آنکه به افزایش تولید و رقابتپذیری منجر شود، صرف جبران ناکارآمدی ناوگان فرسوده میشود.
حلقه مفقوده هوشمندسازی
در معادن پیشرو جهان، سامانههای مدیریت ناوگان، پایش مصرف سوخت، تحلیل دادههای عملیاتی و تعمیرات پیشبینانه به ابزارهای استاندارد تبدیل شدهاند. این فناوریها میتوانند مصرف سوخت را کاهش داده و بهرهوری استخراج را افزایش دهند. در ایران نیز برخی معادن بزرگ به سمت استفاده از سامانههای دیجیتال حرکت کردهاند، اما این روند هنوز فراگیر نشده است. به طور کلی، کارشناسان برای خروج از چرخه کنونی سه محور اصلی یعنی نوسازی ناوگان معدنی، اتصال تخصیص سوخت به شاخصهای بهرهوری و توسعه سامانههای هوشمند مدیریت انرژی و ناوگان را پیشنهاد میکنند.
افت بهرهوری گازوئیل در معادن تنها یک آمار انرژیمحور نیست؛ نشانهای از فرسودگی زیرساخت استخراج، عقبماندگی فناوری و افزایش هزینه تولید است. اگر این روند ادامه یابد، مزیت رقابتی بخشی از معادن ایران بهتدریج تضعیف خواهد شد. در مقابل، اگر گازوئیل به ابزار سنجش بهرهوری تبدیل شود، میتواند آغازگر دورهای تازه در معدنکاری کشور باشد؛ دورهای که رقابتپذیری بیش از گذشته بر پایه فناوری، بهرهوری و مدیریت هوشمند شکل میگیرد.