محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟/ گزارش پنجم:
معادن رهاشده؛ میراث پنهان توسعه
پایان استخراج به معنای پایان آثار معدن نیست. آلودگی آب، ناپایداری باطله، فروریزش زمین و تهدید جوامع محلی ممکن است سالها پس از تعطیلی معدن ادامه پیدا کنند.
گزارش پنجم پرونده «محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟» تجربه کانادا، استرالیا، آمریکا و آفریقای جنوبی را بررسی میکند. همچنین، این گزارش میپرسد آیا ایران برای شناسایی، ایمنسازی و احیای معادن رهاشده برنامه مؤثری دارد؟
چکامه جواهری آریا | پایگاه خبری «معدننامه»: توسعه معدن فقط با آغاز استخراج معنا پیدا نمیکند. کیفیت پایان فعالیت نیز بخشی از مسئولیت یک پروژه معدنی است.
در گزارشهای پیشین این پرونده، تعارض معدن با طبیعت بررسی شد. خطر سبزشویی، بحران آب و اثر معدنکاری بر تنوع زیستی نیز در مرکز توجه قرار گرفتند.
اکنون به مرحلهای میرسیم که نتیجه همه این موضوعات را آشکار میکند.
این مرحله زمانی آغاز میشود که معدن به پایان عمر اقتصادی خود میرسد. بااینحال، آثار آن همچنان بر زمین، آب و زیستبوم باقی میمانند.
جوامع محلی نیز ممکن است سالها با پیامدهای معدن تعطیلشده زندگی کنند.
گزارش پنجم پرونده «محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟» به یکی از ابعاد کمتر دیدهشده معدنکاری میپردازد: معادن رهاشده.
تجربه جهانی نشان میدهد هزینه واقعی برخی معادن در دوران بهرهبرداری آشکار نمیشود. این هزینه گاهی سالها پس از خاموششدن ماشینآلات خود را نشان میدهد.
وقتی معدن تمام میشود، حساب واقعی آغاز میشود
روایت رسمی، پایان فعالیت معدن را با واژههایی آرام توصیف میکند.
«اتمام ذخیره»، «تعطیلی معدن»، «پایان بهرهبرداری» و «خاتمه عملیات» از جمله این عبارتها هستند.
اما در زمین واقعی، پایان استخراج همیشه پایان آثار معدن نیست.
گاهی با خروج ماشینآلات، مرحله دشوارتری آغاز میشود.
آب در تونلهای زیرزمینی بالا میآید. روانآب نیز گودالهای روباز را پر میکند.
دیوارهها ممکن است فرو بریزند. سدهای باطله نیز بهتدریج فرسوده میشوند.
از سوی دیگر، باد میتواند خاک آلوده را در منطقه پخش کند.
در چنین شرایطی، جامعه محلی با زمینی روبهرو میشود که دیگر طبیعت سابق نیست. در عین حال، اقتصاد فعال معدن نیز از بین رفته است.
معادن رهاشده؛ حافظه پنهان توسعه
معادن رهاشده بخشی از حافظه پنهان توسعه هستند.
این معادن در دوران رونق، اشتغال و تولید ایجاد کردهاند. همچنین، ممکن است درآمد و صادرات کشور را افزایش داده باشند.
بااینحال، پس از پایان عمر اقتصادی، وضعیت تغییر میکند.
همان معدن میتواند به مسئلهای محیطزیستی، ایمنی و مالی تبدیل شود. پیامدهای اجتماعی نیز ممکن است سالها ادامه پیدا کنند.
هیچ موضوعی به اندازه معدن رهاشده ضعف حسابداری محیطزیستی را نشان نمیدهد.
اگر شرکت هزینه پایان فعالیت را از ابتدا محاسبه نکند، سود امروز به بدهی فردا تبدیل میشود.
در نتیجه، دولت و جامعه باید هزینهای را بپردازند که شرکت در زمان فعالیت نپرداخته است.
معدن رهاشده چیست؟
معدن رهاشده معمولاً معدنی است که فعالیت اقتصادی آن پایان یافته است.
در این وضعیت، مالک یا بهرهبردار مؤثری وجود ندارد. همچنین، مسئولیت احیا روشن نیست.
گاهی شرکت قبلی توان مالی پاکسازی و بازسازی محدوده را از دست میدهد.
در موارد دیگر، مالک تمایلی به انجام تعهدات خود ندارد.
ورشکستگی شرکت میتواند یکی از دلایل رهاشدن معدن باشد.
سقوط قیمت جهانی ماده معدنی نیز گاهی پروژه را متوقف میکند. افزون بر این، تغییر مالکیت یا ضعف قوانین گذشته میتواند مسئولیت را مبهم کند.
برخی معادن نیز در دورهای فعالیت کردهاند که محیطزیست در نظام مجوزدهی جایگاه جدی نداشت.
در نتیجه، شرکت بدون برنامه تعطیلی از منطقه خارج شده است.
معدن تعطیل با معدن رهاشده تفاوت دارد
هر معدن تعطیلشده را نمیتوان معدن رهاشده نامید.
یک معدن تعطیل ممکن است برنامه رسمی بستن معدن داشته باشد. شرکت نیز میتواند ضمانت مالی و مسئول مشخص داشته باشد.
در این حالت، پایش آب و خاک پس از تعطیلی ادامه پیدا میکند.
تثبیت باطله، ایمنسازی تونلها و احیای زمین نیز در برنامه قرار دارند.
اما در معدن رهاشده، مسئولیت مشخص نیست.
گاهی مسئولیت میان مالک قبلی، مالک جدید و دستگاههای دولتی سرگردان میماند.
در برخی موارد، شرکت منحل شده است. بنابراین، دولت عملاً با یک محدوده بیصاحب روبهرو میشود.
همین تفاوت، هزینه و پیچیدگی مدیریت معادن رهاشده را افزایش میدهد.
چرا معادن رهاشده خطرناک هستند؟
خطر معادن رهاشده فقط به تخریب ظاهر زمین محدود نمیشود.
این معادن چند گروه خطر ایجاد میکنند.
نخست، خطرهای فیزیکی هستند.
چاههای باز، تونلهای ناپایدار و گودالهای عمیق میتوانند جان انسان و دام را تهدید کنند.
دیوارههای ریزشی و زمینهای سست نیز احتمال حادثه را افزایش میدهند.
سازههای فرسوده معدن هم ممکن است بدون هشدار فرو بریزند.
بنابراین، حتی ورود کوتاهمدت به یک معدن رهاشده میتواند خطرناک باشد.
آلودگی آب و خاک
دومین گروه خطرها به آلودگی شیمیایی مربوط میشود.
زهآب اسیدی معدن یکی از مهمترین این تهدیدهاست.
آب پس از تماس با برخی سنگها و مواد معدنی میتواند اسیدی شود. سپس، این آب فلزات سنگین را در خود حل میکند.
در نتیجه، آلودگی وارد رودخانه، چشمه یا آب زیرزمینی میشود.
باطلههای ناپایدار نیز میتوانند مواد آلاینده را در محیط پخش کنند.
از سوی دیگر، باد ممکن است گردوغبار آلوده را به مزارع و مناطق مسکونی منتقل کند.
این آلودگیها گاهی چند دهه ادامه پیدا میکنند.
بنابراین، تعطیلی معدن بهتنهایی جریان آلودگی را متوقف نمیکند.
انتقال هزینه از شرکت به مردم
سومین خطر، مالی است.
وقتی یک شرکت معدن را بدون احیا رها میکند، هزینه پاکسازی از بین نمیرود.
این هزینه فقط از دفتر مالی شرکت خارج میشود.
پس از آن، دولت باید از بودجه عمومی برای ایمنسازی و احیا استفاده کند.
در واقع، شرکت سود دوره فعالیت را دریافت کرده است. اما جامعه هزینه پایان پروژه را میپردازد.
این وضعیت نوعی انتقال بدهی از بخش خصوصی به مردم است.
به همین دلیل، ضمانت مالی احیا اهمیت زیادی دارد.
دولت باید پیش از استخراج، منابع لازم برای تعطیلی امن معدن را تضمین کند.
خطرهای اجتماعی و امنیتی
معادن رهاشده میتوانند پیامدهای اجتماعی نیز ایجاد کنند.
برخی افراد برای استخراج باقیمانده مواد وارد تونلهای ناایمن میشوند.
این فعالیت ممکن است بدون تجهیزات و مجوز انجام شود.
در نتیجه، احتمال ریزش، خفگی و مرگ افزایش پیدا میکند.
از سوی دیگر، برخی سایتها به محل فعالیت شبکههای غیرقانونی تبدیل میشوند.
قاچاق مواد معدنی و درگیری با جامعه محلی نیز ممکن است شکل بگیرد.
بنابراین، معدن رهاشده فقط یک مسئله فنی نیست.
امنیت، فقر، اشتغال و حکمرانی محلی نیز با آن ارتباط دارند.
کانادا؛ دولت بهعنوان مالک آخر زخم معدن
کانادا هم صنعت معدنی پیشرفته دارد و هم با میراث معادن رهاشده روبهروست.
برخی پروژههای بزرگ در یوکان و سرزمینهای شمالغربی پس از فعالیت بخش خصوصی رها شدند.
ورشکستگی یا خروج شرکت، مسئولیت را به دولت منتقل کرد.
در چنین پروندههایی، دولت به «مالک آخر» تبدیل میشود.
یعنی هنگامی که مسئول اصلی حضور ندارد، دولت باید برای حفاظت از مردم و محیطزیست اقدام کند.
این مسئولیت میتواند دههها ادامه پیدا کند.
مدیریت آب آلوده، تثبیت باطله و ایمنسازی سازهها هزینه زیادی دارد.
تجربه کانادا یک پیام روشن دارد.
اگر دولت هزینه احیا را در آغاز پروژه دریافت نکند، جامعه بعدها چند برابر آن را پرداخت خواهد کرد.
استرالیا؛ پایگاه داده و صندوق احیا
استرالیا نیز با تعداد زیادی عارضه معدنی رهاشده روبهروست.
بخشی از این میراث به معدنکاری تاریخی قرن نوزدهم بازمیگردد.
چاهها، تونلها و پیتهای روباز هنوز در بعضی مناطق باقی ماندهاند.
دپوهای باطله و زمینهای تخریبشده نیز بخشی از این میراث هستند.
اهمیت تجربه استرالیا در روش مدیریت مسئله است.
دولت تلاش کرده است ابتدا موجودی معادن رهاشده را مشخص کند.
پس از آن، سایتها براساس میزان خطر اولویتبندی میشوند.
صندوقهای مالی نیز هزینه بخشی از عملیات احیا را تأمین میکنند.
این روش نشان میدهد مدیریت بدون پایگاه داده ممکن نیست.
دولت ابتدا باید بداند چند معدن رهاشده دارد، کجا قرار دارند و چه خطری ایجاد میکنند.
آمریکا؛ هزاران معدن و هزینههای سنگین
ایالات متحده با تعداد زیادی معدن رهاشده روبهروست.
بخش مهمی از این معادن در گروه معادن فلزی و غیرفلزی سخت قرار دارند.
بسیاری از آنها نیز در زمینهای فدرال واقع شدهاند.
برخی سایتها خطر فیزیکی دارند. گروهی دیگر آب و خاک را آلوده میکنند.
هزینه پاکسازی و ایمنسازی این محدودهها بسیار سنگین است.
بااینحال، مسئله فقط تأمین پول نیست.
قوانین مسئولیت نیز بر روند احیا اثر میگذارند.
گاهی یک نهاد داوطلب یا گروه محیطزیستی میخواهد محدودهای را پاکسازی کند.
اما آن نهاد از پذیرش مسئولیت حقوقی آلودگیهای قدیمی نگران است.
بنابراین، قانون باید میان مسئول اصلی آلودگی و گروه پاکسازیکننده تفاوت قائل شود.
آفریقای جنوبی؛ میراث طلا و آب اسیدی
معدنکاری طلا و زغالسنگ، اقتصاد آفریقای جنوبی را شکل داده است.
بااینحال، این فعالیت میراث سنگینی نیز بر جای گذاشته است.
معادن قدیمی، فروچالهها و زمینهای ناپایدار در برخی مناطق خطر ایجاد میکنند.
معدنکاری غیرقانونی نیز به یکی از مشکلات جدی تبدیل شده است.
در منطقه ویتواترزرند، توقف پمپاژ آب در بعضی معادن قدیمی پیامدهای مهمی داشت.
آب در حفرههای زیرزمینی بالا آمد.
سپس، تماس آب با سنگها زمینه تشکیل زهآب اسیدی را فراهم کرد.
این آب میتواند فلزات سنگین را وارد منابع سطحی و زیرزمینی کند.
در نتیجه، یک معدن قدیمی به مسئلهای ملی تبدیل میشود.
آب، زمین، سلامت، امنیت و فقر در چنین پروندهای به یکدیگر پیوند میخورند.
احیای معدن چیست؟
احیای معدن به معنای پاککردن کامل همه آثار گذشته نیست.
در بسیاری از موارد، بازگرداندن زمین به وضعیت طبیعی اولیه ممکن نیست.
بااینحال، احیا باید خطرها را کاهش دهد.
تثبیت زمین و کنترل آلودگی از مهمترین اهداف هستند.
شرکت باید چاهها، تونلها و دیوارههای خطرناک را ایمن کند.
همچنین، باید آبهای آلوده را کنترل و پایش کند.
بازگرداندن بخشی از کارکردهای اکولوژیک نیز اهمیت دارد.
در نهایت، محدوده باید برای یک کاربری ایمن و قابل قبول آماده شود.
احیا با نهالکاری نمایشی تفاوت دارد
احیای واقعی با چند کامیون خاک و چند ردیف نهال انجام نمیشود.
نخست، شرکت باید وضعیت آب زیرزمینی را بررسی کند.
سپس، پایداری باطله و دیوارهها باید تأیید شود.
فلزات سنگین نیز نباید وارد زنجیره غذایی شوند.
همچنین، چاهها و تونلها باید بهطور کامل ایمن شوند.
شیب گودالها نباید خطر ریزش ایجاد کند.
خاک سطحی نیز باید تا حد امکان به محدوده بازگردد.
در مرحله بعد، گونههای بومی باید جای گیاهان نمایشی را بگیرند.
جامعه محلی نیز باید در انتخاب کاربری نهایی زمین نقش داشته باشد.
بدون این اقدامات، احیا فقط ظاهر محدوده را تغییر میدهد.
پایش بلندمدت ضروری است
برخی آثار معدن پس از چند ماه آشکار نمیشوند.
آلودگی آب ممکن است سالها بعد شدت پیدا کند.
نشست زمین و ناپایداری باطله نیز بهتدریج شکل میگیرند.
بنابراین، شرکت نباید پس از اجرای عملیات اولیه منطقه را ترک کند.
پایش باید در دورهای بلندمدت ادامه یابد.
کیفیت آب، خاک و هوا باید بررسی شود.
وضعیت پوشش گیاهی و پایداری سازهها نیز اهمیت دارد.
نهاد مستقل باید نتایج را ارزیابی کند.
بدون پایش بلندمدت، احیا بیشتر به آرایش زخم شباهت دارد تا درمان آن.
برنامه تعطیلی باید از روز نخست آغاز شود
برنامه بستن معدن نباید به سال پایانی فعالیت موکول شود.
شرکت باید از زمان طراحی پروژه، پایان آن را نیز مشخص کند.
این برنامه باید روش ایمنسازی پیت، تونل و باطله را توضیح دهد.
شیوه مدیریت آب پس از تعطیلی نیز باید روشن باشد.
همچنین، شرکت باید کاربری آینده زمین را مشخص کند.
برنامه اشتغال و معیشت جامعه محلی پس از تعطیلی نیز اهمیت دارد.
دولت باید این برنامه را پیش از صدور مجوز بررسی کند.
در نتیجه، تعطیلی معدن به یک تصمیم ناگهانی و بیبرنامه تبدیل نمیشود.
ضمانت مالی احیا
برنامه تعطیلی بدون پشتوانه مالی کافی نیست.
شرکت ممکن است در زمان پایان فعالیت ورشکسته شود.
همچنین، قیمت ماده معدنی ممکن است کاهش یابد.
در چنین شرایطی، شرکت شاید توان پرداخت هزینه احیا را نداشته باشد.
بنابراین، دولت باید پیش از استخراج ضمانت مالی دریافت کند.
این ضمانت باید هزینه واقعی تعطیلی و پایش را پوشش دهد.
مبلغ آن نیز باید بهصورت دورهای بازنگری شود.
تورم، توسعه معدن و افزایش حجم باطله میتوانند هزینه احیا را تغییر دهند.
ضمانت ناکافی فقط ظاهر قانون را حفظ میکند.
درس معادن رهاشده برای ایران
موضوع معادن رهاشده برای ایران فقط یک بحث فنی نیست.
کشور ذخایر معدنی متنوعی دارد.
در مقابل، با محدودیت آب، فرسایش خاک و بیابانزایی نیز روبهروست.
فرونشست زمین و تخریب مراتع، حساسیت برخی مناطق را افزایش دادهاند.
جوامع محلی نیز در بسیاری از مناطق به آب، دامداری و کشاورزی وابسته هستند.
در چنین شرایطی، هر معدن رهاشده میتواند خسارتهای گستردهای ایجاد کند.
آلودگی آب، گردوغبار و تخریب چشمانداز از جمله این پیامدها هستند.
ناامنی محلی و اتلاف سرمایه عمومی نیز ممکن است ادامه پیدا کنند.
ایران به پایگاه داده ملی نیاز دارد
نخستین گام، شناسایی دقیق مسئله است.
ایران به پایگاه داده ملی معادن رهاشده و پرخطر نیاز دارد.
این سامانه باید موقعیت هر معدن را مشخص کند.
نوع ماده معدنی، مالک قبلی و وضعیت حقوقی نیز باید ثبت شوند.
همچنین، خطرهای فیزیکی و محیطزیستی هر سایت باید ارزیابی شوند.
محدودههای نزدیک به روستا، منابع آب و زمینهای کشاورزی باید اولویت بیشتری داشته باشند.
بدون نقشه و داده، سیاست احیا به مجموعهای از اقدامات پراکنده تبدیل میشود.
به بیان ساده، دولتی که تعداد معادن رهاشده را نمیداند، نمیتواند آنها را مدیریت کند.
اولویتبندی براساس میزان خطر
همه معادن رهاشده خطر یکسانی ندارند.
برخی فقط تخریب ظاهری ایجاد کردهاند.
اما گروهی دیگر آب آشامیدنی یا جان مردم را تهدید میکنند.
بنابراین، دولت باید سایتها را براساس میزان خطر رتبهبندی کند.
معادن دارای چاه باز در نزدیکی مناطق مسکونی باید در اولویت باشند.
سایتهای آلودهکننده آب نیز نیازمند اقدام فوری هستند.
پس از آن، دولت میتواند برای احیای هر گروه برنامه مشخصی تدوین کند.
این روش از پراکندگی بودجه جلوگیری میکند.
اقدامات ضروری برای ایران
ایران برای مدیریت معادن رهاشده به چند اقدام همزمان نیاز دارد:
- ایجاد پایگاه داده ملی معادن رهاشده و پرخطر؛
- الزام برنامه تعطیلی پیش از صدور مجوز بهرهبرداری؛
- دریافت ضمانت مالی کافی و قابل نقدشدن؛
- بازنگری دورهای هزینه واقعی احیا؛
- پایش مستقل آب، خاک، هوا و باطله؛
- اولویتبندی معادن براساس خطر انسانی و محیطزیستی؛
- تعیین مسئولیت مالکان قبلی و فعلی؛
- ایجاد صندوق ملی احیای معادن فاقد مسئول؛
- مشارکت جامعه محلی در تعیین کاربری آینده زمین؛
- انتشار عمومی گزارشهای احیا و پایش.
اجرای یک یا دو مورد از این برنامهها کافی نیست.
دولت باید همه آنها را در یک نظام منسجم قرار دهد.
جمعبندی گزارش پنجم
معادن رهاشده، گزارش پس از پایان جشن توسعه هستند.
در زمان بهرهبرداری، معدن میتواند نماد اشتغال، تولید و درآمد باشد.
اما اگر شرکت تعطیلی و احیا را از ابتدا طراحی نکند، همان معدن به بدهی عمومی تبدیل میشود.
این بدهی ممکن است سالها ادامه پیدا کند.
دولت، دادگاه، رسانه و جامعه محلی نیز ناچار میشوند با پیامدهای آن روبهرو شوند.
معدن مسئولانه فقط با مراسم افتتاح سنجیده نمیشود.
کیفیت تعطیلی و احیای واقعی، معیار مهمتری است.
هر معدن باید برای پایان عمر خود برنامه، مسئول و ضمانت مالی داشته باشد.
همچنین، پایش باید پس از خاموششدن ماشینآلات ادامه پیدا کند.
هر معدنی که برای روز پایان خود برنامه ندارد، از همین امروز در حال ساختن میراثی بیصاحب است.