سایه سنگین ناامنی بر معادن زغالسنگ؛
وقتی گاز جان معدنچیان را میگیرد
تکرار حوادث مرگبار در معادن زغالسنگ افغانستان و چین بار دیگر ضعف نظامهای ایمنی، تهویه و نظارت فنی در معادن زیرزمینی را به یکی از جدیترین چالشهای این صنعت تبدیل کرده است. تکرار این حوادث نشان میدهد حتی تفاوت میان معادن سنتی و صنعتی نیز مانع از تکرار فاجعههای انسانی نمیشود.
احسان رنجبران_ پایگاه خبری «معدن نامه»: مرگ چهار معدنچی بر اثر تجمع گازهای سمی در یک معدن زغالسنگ در ولایت بغلان افغانستان، بار دیگر ضعف استانداردهای ایمنی در معادن این کشور را برجسته کرد. این حادثه تنها چند ماه پس از یکی از مرگبارترین حوادث معدنی چین رخ داده و بار دیگر نشان میدهد گازهای سمی، تهویه نامناسب و فعالیت معادن فاقد الزامات فنی همچنان از مهمترین عوامل تهدیدکننده جان معدنچیان در منطقه هستند.
چهار معدنچی در معدن بغلان جان باختند
بر اساس گزارش خبرگزاری پژواک، چهار کارگر در پی تجمع گازهای سمی در یک معدن زغالسنگ در ولسوالی «تاله و برفک» در شمال ولایت بغلان جان خود را از دست دادند. شرکت دولتی زغالسنگ شمال افغانستان اعلام کرده است این حادثه در یکی از معادن زغالسنگ غیررسمی منطقه رخ داده است.
پس از وقوع حادثه تیمی برای امدادرسانی و نجات کارگران به محل اعزام شد، اما غلظت بالای گازهای سمی در فضای معدن، عملیات امداد را با مشکل مواجه کرد و تلاشها برای نجات معدنچیان به نتیجه نرسید.
حادثه تالهوبرفک ازاینجهت اهمیت دارد که علت مستقیم مرگ معدنچیان نه ریزش سقف یا انفجار اولیه، بلکه تجمع گازهای سمی و ناتوانی در تأمین شرایط ایمن برای تنفس بوده است که این عامل در معادن زیرزمینی زغالسنگ یکی از شناختهشدهترین خطرات عملیاتی به شمار میرود.
بغلان سابقه حوادث گازگرفتگی دارد
حادثه اخیر بغلان یک اتفاق جدید نیست. گزارشهای سالهای گذشته نیز از حوادث مشابه در معادن این منطقه حکایت دارند. در سال ۲۰۲۳ در یکی از معادن زغالسنگ تالهوبرفک یک معدنچی بر اثر گازگرفتگی جان خود را از دست داد و کارگر دیگری بیهوش شد. گزارشهای همان دوره همچنین از مرگ چهار کارگر در دو حادثه جداگانه مرتبط با گاز و انفجار در معادن زغالسنگ بغلان خبر داده بودند.
تکرار این حوادث نشان میدهد مسئله تنها به یک معدن یا یک حادثه خاص محدود نیست و بخشی از مشکل به شیوه فعالیت معادن غیررسمی، تجهیزات ناکافی، تهویه نامناسب و کمبود نظارت فنی بازمیگردد.
در حادثه اخیر نیز شرکت دولتی زغالسنگ شمال افغانستان، معدن محل حادثه را غیررسمی و غیراستاندارد توصیف کرده است که نشان میدهد فاصله میان فعالیت واقعی بخشی از معادن و الزامات ایمنی همچنان قابل توجه است.
حادثه بدخشان؛ یک رویداد جداگانه اما مشابه
در مجموعه گزارشهایی که درباره حوادث معدنی افغانستان منتشر شده، حادثه دیگری نیز مورد توجه قرار گرفته است. این حادثه با رویداد اخیر بغلان نباید اشتباه گرفته شود.
در ژانویه ۲۰۲۶ چهار معدنچی در ولایت بدخشان و در جریان استخراج سنگهای قیمتی جان خود را از دست دادند. بر اساس گزارش AFP که در Arab News منتشر شد، این کارگران در معرض دود و گاز ناشی از فعالیت یک دستگاه سنگشکن قرار گرفتند و جان باختند.
بنابراین در سال ۲۰۲۶ دستکم دو حادثه جداگانه در معادن افغانستان با مرگ چهار کارگر در هر حادثه گزارش شده است: یکی در معدن سنگهای قیمتی بدخشان در ژانویه و دیگری در معدن زغالسنگ بغلان در سپتامبر.
این دو حادثه اگرچه از نظر محل، نوع ماده معدنی و سازوکار حادثه متفاوت هستند اما یک نقطه مشترک دارند: قرار گرفتن کارگران در معرض گازها و آلایندههای خطرناک در محیطی که کنترل مؤثر شرایط ایمنی دشوار بوده است.
از بغلان تا شانشی؛ وقتی گاز به عامل مرگ تبدیل میشود
ابعاد مسئله زمانی روشنتر میشود که حادثه بغلان را در کنار یکی از بزرگترین حوادث معدنی سال ۲۰۲۶ یعنی حادثه معدن زغالسنگ لیوشنیو در استان شانشی چین قرار دهیم.
در این حادثه که در ماه مه رخ داد، ابتدا اعلام شد چهار کارگر کشته و ۹۰ نفر در زیر زمین گرفتار شدهاند. هنگام حادثه ۲۴۷ کارگر در زیر زمین حضور داشتند و سطح مونوکسیدکربن در معدن به محدوده خطرناک رسیده بود.
اما با ادامه عملیات امداد و مشخص شدن ابعاد حادثه، آمار تلفات افزایش یافت و گزارشهای بعدی شمار قربانیان را دستکم ۸۲ نفر اعلام کردند. برخی گزارشهای اولیه رقم ۹۰ کشته را مطرح کرده بودند، اما مقامهای محلی بعداً رقم نهایی را اصلاح کردند.
این حادثه در معدن لیوشنیو بهعنوان مرگبارترین حادثه معدنی چین از سال ۲۰۰۹ توصیف شد. مقامهای چینی همچنین از وجود تخلفات جدی در فعالیت معدن خبر دادند و تحقیقات درباره علت حادثه و عملکرد بهرهبردار آغاز شد.
تفاوت مقیاس، شباهت در یک هشدار ایمنی
مقایسه بغلان و شانشی به معنای یکسان دانستن شرایط فنی یا اقتصادی معادن افغانستان و چین نیست. فاصله میان این دو کشور از نظر ساختار صنعت معدن، تجهیزات، ظرفیت نظارتی و مقیاس تولید بسیار زیاد است.
بااینحال هر دو حادثه یک پیام مشترک دارند که در معدن زیرزمینی، کنترل گاز، پایش مستمر کیفیت هوا، تهویه، سیستمهای هشدار و واکنش سریع امدادی، موضوعاتی حاشیهای نیستند و مستقیماً با جان کارگران ارتباط دارند.
در بغلان نبود استانداردهای کافی و تجمع گازهای سمی عملاً عملیات نجات را نیز دشوار کرد. در شانشی نیز حادثه گاز و انفجار در معدنی رخ داد که صدها نفر در آن زیر زمین حضور داشتند و پس از حادثه تخلفات جدی بهرهبردار مورد بررسی قرار گرفت.
ایمنی معدن از مرحله استخراج آغاز میشود
حوادث اخیر یک نکته مهم را برای کشورهای دارای ذخایر زغالسنگ روشن میکند که افزایش تولید بدون ایجاد زیرساختهای ایمنی متناسب، میتواند هزینه انسانی سنگینی به همراه داشته باشد.
در معادن زیرزمینی زغالسنگ، ایمنی تنها به استفاده از کلاه و تجهیزات حفاظت فردی محدود نمیشود. طراحی و نگهداری سیستم تهویه، پایش مداوم گازهای خطرناک، سنجش مونوکسیدکربن و متان، سیستمهای هشدار، مسیرهای خروج اضطراری، آموزش کارگران و آمادگی تیمهای امداد و نجات، اجزای یک زنجیره بههمپیوسته هستند.
ضعف هر حلقه میتواند حلقههای دیگر را نیز بیاثر کند. حتی اگر تیم امداد پس از حادثه بهسرعت در محل حاضر شود، زمانی که غلظت گازهای سمی در معدن برای ورود نیروهای نجات نیز خطرناک باشد، فرصت نجات کارگران بهسرعت کاهش مییابد و این همان وضعیتی است که در حادثه اخیر بغلان گزارش شد.
تکرار حوادث، هزینه پنهان معادن ناایمن
مرگ چهار معدنچی در بغلان بار دیگر نشان میدهد که ایمنی در معادن کوچک و غیررسمی همچنان یکی از چالشهای جدی صنعت معدن افغانستان است. در چنین شرایطی نبود نظارت فنی، تجهیزات مناسب و استانداردهای عملیاتی میتواند یک حادثه قابل پیشگیری را به فاجعهای انسانی تبدیل کند.
در سوی دیگر حادثه بزرگ شانشی نشان داد حتی در یکی از بزرگترین صنایع معدنی جهان نیز وجود ساختارهای نظارتی و مقررات گسترده به معنای حذف کامل ریسک نیست. رعایت واقعی استانداردها، پایش مستمر و برخورد با تخلفات، حلقهای ضروری برای تبدیل مقررات ایمنی از متن قانون به واقعیت محیط کار است.
از این نظر فاصله میان حادثه چهار معدنچی بغلان و فاجعه دهها نفره شانشی، بیش از آنکه تفاوتی در اهمیت ایمنی ایجاد کند، بر یک واقعیت مشترک تأکید دارد که در معدن، گاز دیده نمیشود اما میتواند در چند دقیقه مرز میان کار و مرگ را از بین ببرد.