به بهانه اهدای تندیس تابآوری ملی به مدیرعامل گروه فولاد مبارکه
تندیس کافی نیست؛ فولادمردان ایران شایسته نشان ملیاند/ آیا ایستادگی و بازسازی فولاد مبارکه نباید در عالیترین سطح کشور تقدیر شود؟
اهدای «تندیس تابآوری ملی» به مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، تقدیری شایسته از مجموعهای است که پس از واردشدن خسارت به یکی از مهمترین زیرساختهای صنعتی کشور، توانست با اتکا به سرمایه انسانی، انضباط عملیاتی و دانش فنی داخلی، مسیر بازسازی و بازگشت تولید را آغاز کند.
آنچه در فولاد مبارکه رخ داد، تنها تعمیر تجهیزات یا راهاندازی دوباره یک کوره نبود. مدیران، مهندسان، کارگران و نیروهای ایمنی این مجموعه، در شرایطی دشوار از جان کارکنان حفاظت کردند، مانع تبدیل بحران صنعتی به فاجعهای انسانی شدند و بخشی از قلب تولید کشور را در زمانی کوتاه دوباره به حرکت درآوردند.
این عملکرد نباید با یک تندیس تخصصی پایان یابد. شایسته است دولت، تندیس تابآوری ملی را مقدمهای برای تشکیل پرونده رسمی اعطای «نشان لیاقت و مدیریت» به مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، به نمایندگی از همه کارکنان این مجموعه، تلقی کند؛ نشانی که باید در عالیترین سطح کشور و به دست رئیسجمهور اعطا شود.
به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه»، اهدای «تندیس تابآوری ملی» به مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، اقدامی شایسته و نشانه توجه جامعه تخصصی صنعت به یکی از مهمترین تجربههای مدیریت بحران در صنعت ایران است.
این تندیس، بهدرستی از سرعت عمل در بازسازی، پایداری تولید، مدیریت مؤثر بحران و صیانت از جان کارکنان تقدیر میکند. بااینحال، پرسش اصلی همچنان باقی است:
آیا کاری که در فولاد مبارکه انجام شد، فقط در اندازه یک تندیس تخصصی بود؟
پاسخ من روشن است: خیر.
تندیس تابآوری ملی ارزشمند است؛ اما عملکرد مدیران، مهندسان، تکنسینها، کارگران، نیروهای ایمنی، امدادی، حراست، تعمیرات، بهرهبرداری و پشتیبانی فولاد مبارکه، فراتر از یک موفقیت سازمانی و حتی فراتر از یک افتخار صنعتی بود.
آنان در شرایطی که یکی از مهمترین زیرساختهای تولیدی کشور هدف حمله قرار گرفته بود، از جان کارکنان حفاظت کردند، اجازه ندادند بحران صنعتی به فاجعهای انسانی تبدیل شود و سپس در زمانی کوتاه، بخشی از قلب آسیبدیده تولید کشور را دوباره به حرکت درآوردند.
چنین عملکردی شایسته یک «نشان ملی» است؛ نشانی که باید به دست رئیسجمهور و به مدیرعامل فولاد مبارکه، به نمایندگی از تکتک کارکنان این مجموعه، اعطا شود.
اگرچه در نظام رسمی نشانهای ایران، عنوان مستقلی با نام «نشان لیاقت جنگی برای صنعتگران» وجود ندارد، ماهیت این خدمت کم از رشادت و لیاقت در شرایط جنگی نیست.
از نظر حقوقی نیز نشانهای موجود، بهویژه «نشان لیاقت و مدیریت»، «نشان سازندگی»، «نشان کار و تولید» و حتی «نشان شجاعت»، ظرفیت تقدیر از چنین عملکردی را دارند.
کارخانهای که به خط مقدم تبدیل شد
فولاد مبارکه در فروردین ۱۴۰۵ با یک حادثه معمول صنعتی، نقص فنی، قطعی انرژی یا بحران بازار مواجه نشد.
این مجتمع بزرگ صنعتی هدف حملاتی قرار گرفت که خسارت و تخریب اساسی در واحدهای مرتبط با فرایند تولید به دنبال داشت و خطوط تولید را متوقف کرد.
مدیریت مجموعه نیز برای حفاظت از سرمایه انسانی، از کارکنان خواست تا اطلاع ثانوی از مراجعه به مجتمع خودداری کنند.
این توقف، فقط خاموششدن چند دستگاه یا کوره نبود.
فولاد مبارکه یکی از حلقههای بنیادین زنجیره تولید ایران است. توقف طولانی فعالیت آن میتوانست بر دهها صنعت پاییندستی، بازار محصولات فولادی، اشتغال مستقیم و غیرمستقیم، تأمین مواد اولیه صنایع و ثبات اقتصادی کشور اثر بگذارد.
در چنین شرایطی، مدیر کارخانه دیگر فقط مدیر یک بنگاه اقتصادی نیست؛ او مسئول هدایت یکی از جبهههای تولید کشور است.
کارگر تعمیرات نیز تنها یک نیروی فنی نیست؛ او نگهبان یک زیرساخت ملی است.
تکنسینی که در میان آثار تخریب، تجهیزات آسیبدیده را بررسی میکند، مأموریتی عادی انجام نمیدهد. او برای بازگرداندن بخشی از توان اقتصادی کشور به میدان آمده است.
پیام رسمی مدیرعامل گروه فولاد مبارکه نیز نشان میداد که حمله، علاوه بر آسیب به زیرساختهای تولید، به جانباختن و مجروحشدن شماری از کارکنان انجامیده است.
در همان پیام تأکید شد که مجموعه، با وجود خسارتهای واردشده، مسیر بازسازی، تقویت تابآوری و بازگشت به چرخه تولید را ادامه خواهد داد.
کمتر از دو ماه بعد، در ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، کوره شماره ۸ فولاد مبارکه دوباره به مدار تولید بازگشت.
وزیر صنعت، معدن و تجارت اعلام کرد که این بازسازی با تلاش مهندسان، تکنسینها و کارگران مجموعه، طی ۴۵ روز انجام شده است.
کانال رسمی فولاد مبارکه نیز این عملیات را نتیجه کار منسجم تیمی، بومیسازی و توان متخصصان داخلی معرفی کرد.
عدد ۴۵ روز، فقط یک عدد تقویمی نیست.
پشت هر روز آن، ساعتها کار فشرده، تصمیمهای دشوار، ارزیابی خطر، تأمین قطعه، طراحی مجدد، هماهنگی میان واحدها و حضور در محیطی آسیبدیده قرار داشت.
کارکنان میدانستند هر روز تأخیر، هزینهای تازه برای اقتصاد و تولید ملی ایجاد میکند.
تابآوری فقط ادامه تولید نیست
در ادبیات مدیریتی، تابآوری سازمانی معمولاً به توانایی یک مجموعه برای پیشبینی بحران، جذب ضربه، حفظ کارکردهای حیاتی، بازیابی سریع و سازگاری با شرایط جدید گفته میشود.
اما آنچه در فولاد مبارکه رخ داد، تابآوری را از صفحات کتابهای مدیریت خارج کرد و به واقعیتی ملموس تبدیل ساخت.
تابآوری فولاد مبارکه دستکم چهار بعد داشت.
تابآوری انسانی
مهمترین وظیفه در لحظه بحران، حفاظت از جان کارکنان است.
هیچ میزان تولید، سود یا دارایی صنعتی نمیتواند جان یک انسان را جبران کند.
تخلیه نیروها، محدودکردن حضور کارکنان و اولویتدادن به ایمنی نشان داد که در منطق مدیریت بحران فولاد مبارکه، انسان پیش از تجهیزات قرار گرفته است.
تابآوری فنی
بازسازی یک واحد پیچیده فولادسازی پس از آسیب گسترده، با تعمیر یک ماشین یا جایگزینی یک قطعه قابل مقایسه نیست.
سامانههای مکانیکی، الکتریکی، کنترل، تأسیسات، نسوز، انتقال مواد و ایمنی باید دوباره بهصورت هماهنگ و مطمئن فعال شوند.
هر خطا در این فرایند میتواند حادثهای تازه ایجاد کند.
تابآوری اقتصادی
بازگشت تولید، فقط به معنای احیای درآمد یک شرکت نبود.
این بازگشت به حفاظت از بخشی از زنجیره تأمین صنایع کشور، جلوگیری از تشدید کمبود، کاهش فشار بر بازار و استمرار فعالیت حلقههای وابسته کمک کرد.
تابآوری ملی و روانی
بازگشت کوره آسیبدیده به مدار تولید، حامل پیامی روشن بود:
میتوان زیرساخت را هدف قرار داد، اما نمیتوان اراده متخصصان و کارگران ایرانی را از کار انداخت.
میتوان سازهای را تخریب کرد، اما دانش انباشته، تجربه سازمانی، احساس تعلق کارکنان و اراده بازسازی را نمیتوان از میان برد.
قانون ایران برای چنین روزی نشان پیشبینی کرده است
پیشنهاد اعطای نشان ملی به مدیرعامل و کارکنان فولاد مبارکه، مطالبهای صرفاً احساسی نیست.
آییننامه اعطای نشانهای دولتی جمهوری اسلامی ایران، مبانی حقوقی روشنی برای چنین اقدامی دارد.
براساس این آییننامه، «نشان لیاقت و مدیریت» به افرادی اعطا میشود که در مدیریت، بهرهبرداری صحیح از امکانات یا ارائه روشهای بدیع، موفقیتی استثنایی به دست آورده باشند.
«نشان سازندگی» نیز برای کوششهای چشمگیر در بازسازی نقاط آسیبدیده از جنگ و حوادث و افزایش تولیداتی پیشبینی شده است که در رونق اقتصادی کشور نقش اساسی دارند.
همین آییننامه، «نشان کار و تولید» را برای افرادی در نظر گرفته است که توان تولید کشور را افزایش دهند، طرحهای مهم صنعتی را اجرا کنند، بهرهوری را ارتقا دهند یا سطح دانش فنی و حرفهای را بالا ببرند.
«نشان شجاعت» نیز میتواند به کسانی تعلق گیرد که انجام مأموریتهای دشوار، حساس و همراه با خطر را برای کشور بپذیرند.
اعطای این نشانها با پیشنهاد وزیر ذیربط، تصویب هیئت وزیران و توسط رئیسجمهور انجام میشود.
بنابراین، ساختار حقوقی موجود نهتنها مانعی برای تقدیر ملی از مدیران و کارکنان فولاد مبارکه ندارد، بلکه برای شناسایی همینگونه خدمات طراحی شده است.
بازسازی زیرساخت آسیبدیده، مدیریت استثنایی بحران، صیانت از جان کارکنان، حفظ تولید و پذیرش مسئولیت در محیط پرخطر، با معیارهای پیشبینیشده برای چند نشان دولتی انطباق دارد.
به اعتقاد من، «نشان لیاقت و مدیریت» میتواند به مدیرعامل فولاد مبارکه، به نمایندگی از کل مجموعه، اعطا شود.
همزمان، مدیران عملیاتی، مهندسان، تکنسینها، کارگران و نیروهای ایمنی و امدادی نیز باید متناسب با نقش خود برای دریافت نشانهای سازندگی، کار و تولید، شجاعت یا ایثار معرفی شوند.
این تقدیر نباید به تجلیل از یک فرد تقلیل پیدا کند.
مدیرعامل در چنین مراسمی، نماینده یک سازمان و دریافتکننده افتخاری است که به همه کارکنان تعلق دارد.
همانگونه که فرمانده یک یگان، پرچم افتخار را به نمایندگی از نیروهای خود دریافت میکند، مدیرعامل یک مجموعه صنعتی نیز میتواند نشان ملی را به نمایندگی از هزاران انسانی دریافت کند که در سختترین روزها ایستادند.
جهان چگونه قهرمانان صنعت را تکریم میکند؟
در بسیاری از کشورها، خدمت به صنعت، تولید و زیرساختهای ملی در حد جوایز شرکتی باقی نمیماند و وارد نظام رسمی افتخارات دولت میشود.
در کرهجنوبی، «نشان خدمت صنعتی» یکی از نشانهای رسمی کشور است. این نشان در پنج درجه به افرادی اعطا میشود که نقش برجستهای در توسعه صنایع ملی داشتهاند.
این نظام نشان میدهد که دولت کره، پیشرفت صنعتی را همتراز با دیگر خدمات بزرگ ملی میداند؛ نه فعالیتی که تنها در همایشهای تخصصی از آن تقدیر شود.
در ژاپن نیز نظام نشانهای افتخار برای شناسایی انواع خدمات اجتماعی و حرفهای طراحی شده است.
«مدال روبان زرد» به کسانی تعلق میگیرد که با کوشش، پشتکار و مهارت حرفهای به الگویی عمومی تبدیل شدهاند.
«مدال روبان آبی» نیز برای خدمات برجسته در حوزه منافع عمومی، مدیریت شرکتها و توسعه صنعت اعطا میشود.
حتی «مدال روبان قرمز» برای افرادی در نظر گرفته شده است که با به خطر انداختن جان خود، برای نجات دیگران اقدام کردهاند.
فرانسه نیز «نشان ملی لیاقت» را برای خدمات برجسته مدنی یا نظامی، شجاعت، ازخودگذشتگی، نوآوری و تعهد قابل سنجش به خدمت کشور اعطا میکند.
این نشان محدود به سیاستمداران یا فرماندهان نظامی نیست. افراد فعال در بخشهای مختلف جامعه و اقتصاد نیز میتوانند در صورت برخورداری از شایستگی ممتاز، مورد تقدیر رسمی قرار گیرند.
در شیلی نیز عملیات نجات ۳۳ معدنچی گرفتار در معدن سنخوزه، صرفاً یک رویداد فنی تلقی نشد.
رئیسجمهور این کشور، معدنچیان و تیمهای امدادی را در سطح کاخ ریاستجمهوری بهعنوان نماد استقامت، وحدت، امید و غرور ملی معرفی کرد.
این رویداد به بخشی از حافظه رسمی کشور تبدیل شد؛ زیرا دولت شیلی دریافت که برخی رخدادهای معدنی و صنعتی، از محدوده یک شرکت یا وزارتخانه فراتر میروند و به داستان یک ملت تبدیل میشوند.
این نمونهها نشان میدهند که کشورهای صنعتی و معدنی، میان «جایزه تخصصی» و «افتخار ملی» تفاوت قائلاند.
جایزه تخصصی، عملکرد را ارزیابی میکند؛ اما نشان ملی، ارزش و معنای آن عملکرد برای کشور را به رسمیت میشناسد.
این مطالبه شخصمحور نیست
ممکن است برخی بپرسند چرا نشان ملی باید به مدیرعامل اعطا شود، درحالیکه بار اصلی بازسازی بر دوش کارکنان، کارگران و متخصصان بوده است؟
این پرسش درست است؛ اما پاسخ آن، حذف مدیرعامل از تقدیر نیست.
راه درست، طراحی یک تقدیر عادلانه و جمعی است.
مدیریت در روزهای عادی را میتوان با شاخصهایی مانند تولید، فروش، سود، صادرات و بهرهوری ارزیابی کرد.
اما مدیریت در لحظه حمله، تخریب و تهدید جان انسانها ماهیتی متفاوت دارد.
تصمیم دیرهنگام میتواند جان کارکنان را به خطر بیندازد.
برآورد نادرست میتواند خسارت را افزایش دهد.
شتابزدگی در راهاندازی ممکن است حادثهای تازه ایجاد کند.
انفعال مدیریتی نیز میتواند توقفی طولانی بر اقتصاد کشور تحمیل کند.
مدیرعامل باید در برابر فرماندهی این فرایند پاسخگو باشد و در صورت موفقیت نیز شایسته تقدیر شناخته شود.
در مقابل، متخصصان و کارکنانی که در میدان عملیات حضور داشتند، باید بهصورت مستقل دیده شوند.
افتخار مدیرعامل نباید سایهای بر تلاش کارکنان بیندازد و قهرمانی کارکنان نیز نباید نقش تصمیمگیری، سازماندهی و پذیرش مسئولیت مدیریتی را نادیده بگیرد.
پیشنهاد من این است که وزارت صنعت، معدن و تجارت، پرونده رسمی این تجربه را با ذکر نام و نقش نیروهای کلیدی تهیه کند.
پس از ارزیابی مستند، مدیرعامل، مدیران بحران، مسئولان ایمنی، متخصصان بازسازی و نمایندگان کارگران باید برای دریافت نشانهای متناسب معرفی شوند.
در کنار آن، یک «لوح افتخار ملی تابآوری صنعتی» نیز میتواند به نام همه کارکنان گروه فولاد مبارکه صادر و در محل شرکت نصب شود.
یاد و نام کارکنانی که در این رخداد جان خود را از دست دادند نیز نباید در حاشیه گزارشهای سازمانی باقی بماند.
تقدیر پس از مرگ از آنان و حمایت پایدار از خانوادههایشان، بخشی جداییناپذیر از هر آیین ملی بزرگداشت است.
نشان باید به دست رئیسجمهور اعطا شود
اصرار بر اینکه این نشان به دست رئیسجمهور اعطا شود، تشریفاتگرایی نیست.
جایگاه اعطاکننده، بخشی از پیام یک نشان است.
وقتی رئیسجمهور در حضور نمایندگان دولت، صنعت، کارگران و خانوادههای کارکنان، نشان ملی را بر سینه مدیرعامل یک مجموعه صنعتی نصب میکند، پیام روشنی به جامعه میدهد:
تولید در روزهای بحران، وظیفهای درجه دوم نیست.
کارگر و مهندس کارخانه نیز میتوانند قهرمان ملی باشند.
حفاظت از زیرساخت اقتصادی، بخشی از دفاع از کشور است.
بازسازی خط تولید نیز شکلی از بازسازی اقتدار ملی محسوب میشود.
چنین مراسمی فقط تقدیر از گذشته نیست؛ سرمایهگذاری بر آینده است.
هزاران مدیر و نیروی صنعتی در سراسر کشور درمییابند که ایستادگی، آمادگی، مسئولیتپذیری و حفاظت از جان کارکنان دیده میشود.
سازمانها نیز متوجه میشوند که داشتن برنامه تداوم کسبوکار، سامانه تخلیه اضطراری، ذخایر راهبردی، آموزش بحران و تیمهای بازسازی، اقداماتی تزئینی نیستند.
جامعه نیز درمییابد که قهرمانان یک کشور فقط در میدانهای ورزشی، سیاسی یا نظامی ظهور نمیکنند.
گاهی لباس کار بر تن دارند، کلاه ایمنی بر سر میگذارند و در کنار کورهای آسیبدیده، اقتدار ملی را دوباره میسازند.
کمترین حق فولادمردان ایران
تندیس تابآوری ملی باید آغاز این تقدیر باشد، نه پایان آن.
فولاد مبارکه و دیگر مجموعههایی که در شرایط جنگی یا بحرانهای ملی، از جان کارکنان حفاظت کردهاند، مانع فروپاشی تولید شدهاند و زیرساخت آسیبدیده را با اتکا به توان داخلی بازگرداندهاند، شایسته تقدیر در عالیترین سطح کشورند.
آنچه در فولاد مبارکه رخ داد، یک پروژه تعمیراتی نبود؛ دفاع از تولید ملی بود.
یک موفقیت روابطعمومی نبود؛ آزمون واقعی مدیریت بحران بود.
یک رکورد سازمانی نبود؛ اثبات توان بازسازی ایران بود.
ازاینرو، معتقدم اعطای «نشان لیاقت و مدیریت» یا نشانی همتراز با آن، به دست رئیسجمهور و به مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، به نمایندگی از همه کارکنان، کمترین اقدامی است که میتوان انجام داد.
در کنار آن، سهم مهندسان، کارگران، نیروهای ایمنی، امدادی و خانوادههای آسیبدیدگان نیز باید بهصورت مستقل و رسمی به رسمیت شناخته شود.
کاری که این انسانها انجام دادند، کم از لیاقت و رشادت در شرایط جنگی نبود.
آنان با سلاح به میدان نرفتند، اما اجازه ندادند یکی از سنگرهای تولید ایران خاموش بماند.
آنان خاکریز نداشتند، اما از جان انسانها، زنجیره تولید و بخشی از اقتصاد کشور پاسداری کردند.
پس از فرونشستن آتش نیز به انتظار دیگران ننشستند؛ از میان آسیب و آوار برخاستند و کوره را دوباره روشن کردند.
نشان ملی در چنین شرایطی، زینت سینه یک مدیر نیست.
این نشان، سند قدردانی یک ملت از همه کسانی است که ثابت کردند فولاد ایران فقط در کورهها ساخته نمیشود.
فولاد ایران در اراده، تخصص، همبستگی و غیرت مردان و زنانی شکل میگیرد که در دشوارترین لحظات، کشور را تنها نمیگذارند.