محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟/ گزارش دوازدهم:
معدن و تغییر اقلیم؛ هم بخشی از مسئله، هم بخشی از راهحل
معدن از یک سو برای تولید مواد مورد نیاز شبکه برق، باتری و انرژیهای تجدیدپذیر ضروری است و از سوی دیگر، خود صنعتی انرژیبر، آببر و تولیدکننده کربن محسوب میشود. این گزارش دوگانه اقلیمی معدن را بررسی میکند و میپرسد چگونه میتوان زنجیره استخراج و فرآوری را کمکربنتر و تابآورتر کرد.
چکامه جواهری آریا_ پایگاه خبری «معدن نامه»: معدن در قرن بیستویکم دیگر فقط با ذخیره، ماشینآلات، قیمت جهانی و صادرات سنجیده نمیشود. امروز هر معدن یک پرسش اقلیمی هم دارد: چقدر کربن تولید میکند؟ چقدر آب مصرف میکند؟ در برابر خشکسالی، سیلاب، گرمای شدید و تغییر الگوی بارش چقدر تابآور است؟ و آیا موادی که استخراج میکند واقعاً به گذار انرژی کمک میکند یا فقط شکل تازهای از فشار بر زمین است؟
تغییر اقلیم معادله معدن را پیچیدهتر کرده است. از یک طرف، جهان برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای به مواد معدنی بیشتری نیاز دارد: مس برای شبکه برق، لیتیوم و نیکل برای باتری، عناصر نادر خاکی برای توربین بادی و خودرو برقی، آلومینیوم و فولاد برای زیرساختهای انرژی پاک.
از طرف دیگر، همین معدنکاری خود انرژیبر، آببر و زمینبر است. ماشینآلات دیزلی، خردایش و آسیاب سنگ، پمپاژ آب، حملونقل، فرآوری، ذوب، پالایش و تولید مواد معدنی، همه میتوانند ردپای کربنی سنگینی داشته باشند. بنابراین معدن در عصر اقلیم، هم بخشی از راهحل است و هم بخشی از مسئله.
ردپای کربنی معدن
انتشار گازهای گلخانهای معدن از چند مسیر شکل میگیرد. نخست، سوخت مستقیم ماشینآلات، کامیونهای غولپیکر، حفاری، ژنراتورها و تجهیزات معدن است. دوم، برق مصرفی معدن و کارخانه فرآوری است. سوم، زنجیرههای بالادستی و پاییندستی، از تولید تجهیزات و مواد شیمیایی تا حملونقل و استفاده از محصول معدنی است.
در بحث اقلیم، باید میان معدن زغالسنگ و معدن فلزات تمایز گذاشت. زغالسنگ هم در زمان استخراج متان آزاد میکند و هم هنگام مصرف یکی از آلایندهترین سوختهای فسیلی است. معادن فلزی و غیرزغالی، هرچند کمکربنتر از زغالسنگاند، همچنان مصرف انرژی، دیزل، برق و آب بالایی دارند.
بنابراین کربنزدایی معدن باید همزمان دو مسیر داشته باشد: خروج تدریجی از زغالسنگ و کاهش انتشار در معادن مواد معدنی مورد نیاز توسعه و انرژی پاک.
تناقض گذار سبز
جهان برای ساختن اقتصاد کمکربن به معدن نیاز دارد، اما این نیاز نباید به چک سفید امضا برای استخراج بیضابطه تبدیل شود. پنل خورشیدی، توربین بادی و خودرو برقی در زمان مصرف انتشار کمتری دارند، اما مواد اولیه آنها ممکن است از معادنی بیاید که آب را تخریب کرده، جنگل را شکافته، جامعه محلی را نادیده گرفته یا برق خود را از زغالسنگ گرفته است.
کاهش کربن اگر با آلودگی آب، تخریب زیستگاه، سرکوب جامعه محلی و معادن رهاشده همراه شود، فقط شکل بحران را عوض کرده است.
معدن آینده فقط معدنی نیست که «مواد انرژی پاک» تولید کند؛ معدنی است که خودش نیز پاکتر، کمآبتر، کمکربنتر، شفافتر و پاسخگوتر باشد.
معدن چگونه میتواند کربن خود را کم کند؟
کربنزدایی معدن از چند مسیر ممکن است. نخست، برق پاک. بسیاری از معادن در مناطق دورافتاده با دیزل یا شبکههای برق فسیلی کار میکنند. اتصال به برق تجدیدپذیر، احداث نیروگاه خورشیدی و بادی، خرید برق پاک و استفاده از ذخیرهسازها میتواند بخشی از انتشار را کم کند.
دوم، برقیسازی ماشینآلات. کامیونهای معدنی دیزلی از بزرگترین منابع انتشار مستقیم در بسیاری از معادن روباز هستند. جایگزینی آنها با کامیون برقی، نوار نقاله، سامانههای حمل ریلی، باتری، هیدروژن سبز یا ترکیبی از فناوریها میتواند انتشار را کاهش دهد.
سوم، بهبود بهرهوری. هرچه سنگ کمعیارتر شود، برای تولید یک تن فلز باید سنگ بیشتری خرد، آسیاب، حمل و فرآوری شود. این یعنی انرژی، آب و باطله بیشتر. بنابراین بهینهسازی خردایش، استفاده از فناوریهای جداسازی کارآمدتر، کاهش باطله و مدیریت هوشمند انرژی بخشی از کربنزدایی معدن است.
چهارم، بازیافت. فلزی که از بازیافت به دست میآید، معمولاً فشار کمتری بر معدن جدید، آب، خاک و انرژی وارد میکند. اقتصاد چرخشی در معدن یعنی طراحی محصولاتی که بازیافتپذیر باشند، جمعآوری ضایعات، بازیافت باتری، فلزات الکترونیکی، کابل، فولاد و آلومینیوم.
پنجم، شفافیت کربنی. معدن باید بتواند نشان دهد هر تن محصولش چه میزان کربن، آب و باطله دارد.
تغییر اقلیم چگونه به معدن ضربه میزند؟
معدن فقط تولیدکننده انتشار نیست؛ قربانی تغییر اقلیم هم هست. خشکسالی میتواند آب معدن را محدود کند. سیلاب میتواند پیت روباز را پر کند، سد باطله را تحت فشار بگذارد، جاده و ریل را ببرد و مواد آلوده را به پاییندست منتقل کند. گرمای شدید میتواند سلامت کارگران و بهرهوری را کاهش دهد. آتشسوزی جنگلی میتواند تأسیسات، خطوط برق و مسیر حمل را تهدید کند.
برای صنعت معدن، این یک هشدار تجاری هم هست. معدن ممکن است از نظر ذخیره و قیمت جهانی سودآور باشد، اما اگر آب نداشته باشد، اگر سد باطله آن در برابر سیلابهای جدید طراحی نشده باشد، یا اگر جاده حمل آن با بارشهای شدید قطع شود، تولید و درآمدش آسیب میبیند. تغییر اقلیم ریسک محیطزیستی را به ریسک مالی تبدیل کرده است.
آب؛ جایی که اقلیم و معدن به هم میرسند
هیچ نقطهای به اندازه آب، پیوند معدن و تغییر اقلیم را نشان نمیدهد. اقلیم گرمتر یعنی تبخیر بیشتر، خشکسالی شدیدتر در برخی مناطق، بارشهای نامنظمتر و سیلابهای ناگهانیتر. معدن نیز در بسیاری از فرآیندها آببر است.
شیلی نمونهای روشن است. این کشور از بزرگترین تولیدکنندگان مس جهان است و بخش مهمی از معادن آن در مناطق خشک و نیمهخشک قرار دارد. استفاده از آب دریا و نمکزدایی در برخی معادن شیلی نشان میدهد معدن در عصر کمآبی ناچار است برای آب هزینه واقعیتری بپردازد. اما این راهحل هم بیهزینه نیست؛ انرژی مصرف میکند، خط انتقال میخواهد و اثرات جدیدی بر محیطزیست دریایی ایجاد میکند.
باطله در عصر اقلیم
سد باطله برای اقلیم گذشته طراحی شده باشد، الزاماً برای اقلیم آینده ایمن نیست. تغییر الگوی بارش، سیلابهای شدیدتر، دورههای خشکسالی، فرسایش، گرمای شدید و تغییرات هیدرولوژیک میتواند ریسک باطله را بالا ببرد.
برای کشورهای خشک و سیلابخیز، این موضوع حیاتی است. تصور رایج این است که در مناطق خشک، خطر باطله کمتر است، چون بارندگی کم است. اما واقعیت اقلیمی جدید میگوید بارشهای کمتعداد اما شدید میتوانند خطرناکتر باشند.
ایران؛ معدن در سرزمین گرمتر و خشکتر
برای ایران، معدن و تغییر اقلیم یک بحث نظری نیست. کشور با تنش آبی، خشکسالی، فرونشست، سیلابهای ناگهانی، گرمای شدید، کاهش منابع آب زیرزمینی و فشار بر مناطق خشک و نیمهخشک روبهروست. بسیاری از پهنههای معدنی نیز در مناطقی قرار دارند که آب محدود، پوشش گیاهی شکننده و جوامع محلی وابسته به کشاورزی و دامداری دارند.
در چنین شرایطی، هر معدن جدید باید علاوه بر ارزیابی محیطزیستی، ارزیابی اقلیمی هم داشته باشد. این ارزیابی باید بپرسد: معدن در ۲۰ یا ۳۰ سال آینده با چه میزان آب قابل فعالیت است؟ اگر بارش کم شود چه میکند؟ اگر سیلاب شدید رخ دهد، باطله و پیت معدن چه واکنشی دارند؟ اگر دما بالا برود، سلامت کارگران چگونه حفظ میشود؟ اگر برق منطقه دچار ناترازی شود، معدن به سوخت فسیلی اضطراری وابسته میشود یا انرژی پاک دارد؟
جمعبندی گزارش دوازدهم
معدن و تغییر اقلیم در یک رابطه دوطرفه گرفتارند. معدن برای ساختن اقتصاد کمکربن ضروری است، اما اگر خودش کربنبر، آببر، بینظم و بیپاسخگو باشد، گذار سبز را از درون آلوده میکند. تغییر اقلیم نیز معدن را آسیبپذیرتر کرده است: خشکسالی تولید را تهدید میکند، سیلاب باطله را پرریسکتر میکند، گرما سلامت کارگران را به خطر میاندازد و نوسان آب، سرمایهگذاری را پرهزینهتر میکند.
برای ایران، پیام روشن است: معدنکاری در عصر تغییر اقلیم نمیتواند با الگوی قدیمی ادامه یابد. معدن باید پاسپورت اقلیمی داشته باشد؛ یعنی کربن، آب، باطله، تابآوری، انرژی، سلامت کارگر و جامعه محلی آن شفاف و قابل سنجش باشد.
معدنی که فقط ذخیره دارد، اما برای خشکسالی، سیلاب، گرما و کمبود انرژی برنامه ندارد، معدن آینده نیست؛ ریسک آینده است.