محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟/ گزارش هفتم:
معدن برای انرژی پاک؛ پارادوکس گذار سبز
جهان برای رهایی از سوختهای فسیلی به لیتیوم، مس، نیکل، کبالت و دهها ماده معدنی دیگر نیاز دارد؛ اما همین نیاز، استخراج را به یکی از بزرگترین چالشهای زیستمحیطی و اجتماعی عصر گذار انرژی تبدیل کرده است. این گزارش، پارادوکس انرژی پاک را واکاوی میکند؛ اینکه چگونه میتوان آیندهای کمکربن ساخت، بدون آنکه بهای آن را طبیعت و جوامع معدنی بپردازند.
چکامه جواهری آریا | پایگاه خبری «معدننامه»: گذار به انرژیهای پاک معمولاً با تصویری امیدوارکننده همراه است.
در این تصویر، خودروهای برقی جای خودروهای بنزینی را میگیرند. پنلهای خورشیدی و توربینهای بادی نیز برق کمکربن تولید میکنند.
بااینحال، پشت این آینده سبز واقعیتی کمتر دیده میشود.
هیچیک از این فناوریها بدون استخراج حجم زیادی از مواد معدنی ساخته نمیشوند.
مس، لیتیوم، نیکل، کبالت و عناصر نادر خاکی در قلب اقتصاد کمکربن قرار دارند.
بنابراین، معدن به یکی از پایههای اصلی گذار انرژی تبدیل شده است.
این وابستگی یک پرسش مهم ایجاد میکند.
آیا میتوان همزمان با کاهش انتشار کربن، از تخریب آب، خاک و زیستگاهها نیز جلوگیری کرد؟
یا گذار سبز فقط آلودگی را از شهرهای مصرفکننده به سرزمینهای استخراجکننده منتقل میکند؟
گزارش هفتم پرونده «محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟» به همین تناقض میپردازد.
تجربه شیلی، کنگو و اندونزی نشان میدهد آینده انرژی جهان به معدن وابسته است.
بااینحال، موفقیت این آینده فقط به میزان استخراج بستگی ندارد.
حفاظت از محیطزیست، شفافیت، عدالت اجتماعی و مسئولیتپذیری نیز اهمیت دارند.
آیا نجات اقلیم میتواند به تخریب زمین منجر شود؟
جهان میخواهد از نفت، گاز و زغالسنگ فاصله بگیرد.
اما این عبور بدون مواد معدنی ممکن نیست.
پنل خورشیدی به فلزات مختلف نیاز دارد.
توربین بادی نیز بدون فولاد، مس و دیگر مواد معدنی ساخته نمیشود.
خودرو برقی و باتری ذخیره برق هم به زنجیرهای گسترده از مواد خام وابستهاند.
شبکه انتقال، کابل، مبدل، موتور و الکترولایزر نیز همین وابستگی را دارند.
در نتیجه، گذار انرژی فقط به معنای تغییر سوخت نیست.
این تحول، ساختار زنجیره مواد خام جهان را نیز تغییر میدهد.
مواد معدنی حیاتی در قلب فناوریهای پاک
فناوریهای کمکربن به مجموعهای از مواد معدنی وابستهاند.
مس برای شبکه برق و کابلها اهمیت دارد.
لیتیوم در بسیاری از باتریها استفاده میشود.
نیکل و کبالت نیز در برخی فناوریهای باتری کاربرد دارند.
گرافیت، منگنز و عناصر نادر خاکی هم نقش مهمی ایفا میکنند.
بنابراین، کاهش مصرف سوخت فسیلی به معنای کاهش نیاز به منابع طبیعی نیست.
نوع تقاضا تغییر میکند.
جهان برای ساخت آیندهای کمکربن، به استخراج و فرآوری بیشتری نیاز خواهد داشت.
پارادوکس گذار سبز از کجا آغاز میشود؟
انرژی پاک در مرحله مصرف، انتشار کمتری دارد.
خودروی برقی در خیابان دود اگزوز تولید نمیکند.
پنل خورشیدی نیز هنگام تولید برق، سوخت فسیلی نمیسوزاند.
اما ساخت این فناوریها به استخراج گسترده مواد معدنی نیاز دارد.
همینجا تناقض آغاز میشود.
جهان برای کاهش آلودگی هوا، فشار بیشتری بر بخش معدن وارد میکند.
اگر استخراج بدون ضابطه باشد، آب و خاک آسیب میبینند.
جنگلها و زیستگاهها نیز ممکن است تخریب شوند.
حقوق کارگران و جوامع محلی هم میتواند نادیده گرفته شود.
این وضعیت همان پارادوکس گذار سبز است.
جهان پاکتر، معدنیتر میشود
فناوریهای پاک معمولاً به مواد معدنی بیشتری نیاز دارند.
یک خودروی برقی در مقایسه با خودروی متعارف، مواد معدنی بیشتری مصرف میکند.
نیروگاه بادی نیز نسبت به برخی نیروگاههای فسیلی، به فلزات بیشتری وابسته است.
شبکههای برق گستردهتر هم به مس، آلومینیوم و فولاد نیاز دارند.
بنابراین، آینده پاکتر میتواند جهانی معدنیتر بسازد.
این موضوع بهخودیخود منفی نیست.
مسئله اصلی، شیوه استخراج و فرآوری مواد است.
اگر این زنجیره مسئولانه نباشد، منافع اقلیمی با خسارتهای محیطزیستی و اجتماعی همراه میشوند.
زنجیره تأمین مواد معدنی آسیبپذیر است
مواد معدنی حیاتی بهطور یکسان در جهان توزیع نشدهاند.
برخی کشورها ذخایر بزرگتری دارند.
فرآوری تعدادی از مواد نیز در چند کشور محدود متمرکز شده است.
این تمرکز، خطرهای تازهای ایجاد میکند.
تنشهای سیاسی میتوانند عرضه را مختل کنند.
نوسان قیمت نیز بر صنعت باتری و انرژی اثر میگذارد.
از سوی دیگر، فشار برای افزایش سریع تولید ممکن است استانداردهای محیطزیستی را تضعیف کند.
در نتیجه، امنیت زنجیره تأمین فقط یک مسئله اقتصادی نیست.
حکمرانی، سیاست و محیطزیست نیز در آن نقش دارند.
گذار سبز؛ پاک در شهر، پرهزینه در معدن
خودروی برقی در خیابانهای بزرگ آلودگی مستقیم کمتری ایجاد میکند.
اما باتری آن ممکن است در مناطق دیگری ردپای سنگینی داشته باشد.
لیتیوم شاید از کویر آتاکامای شیلی تأمین شود.
کبالت میتواند از معادن کنگو بیاید.
نیکل نیز ممکن است در جنگلهای اندونزی استخراج و فرآوری شود.
بنابراین، بخشی از هزینه فناوری پاک از شهر مصرفکننده به سرزمین استخراجکننده منتقل میشود.
این انتقال میتواند ناعادلانه باشد.
کشورهای مصرفکننده از هوای پاکتر بهره میبرند.
در مقابل، جوامع معدنی ممکن است کمآبی، آلودگی و فشار اجتماعی را تحمل کنند.
این تناقض، ضرورت انرژی پاک را رد نمیکند
وجود مشکلات معدنی به معنای کنارگذاشتن انرژی پاک نیست.
تغییر اقلیم یک خطر واقعی و گسترده است.
کاهش مصرف سوختهای فسیلی نیز ضرورت دارد.
بااینحال، هدف اقلیمی نباید هر روش استخراجی را توجیه کند.
پرسش درست این نیست که انرژی پاک لازم است یا نه.
پرسش اصلی این است:
چگونه میتوان مواد مورد نیاز را با کمترین خسارت تأمین کرد؟
پاسخ به این پرسش به استاندارد، فناوری، شفافیت و عدالت نیاز دارد.
شیلی؛ لیتیوم در سرزمین تشنه
شیلی یکی از مهمترین صحنههای پارادوکس گذار سبز است.
این کشور ذخایر مهم لیتیوم دارد.
لیتیوم شیلی برای باتری خودروهای برقی و ذخیرهسازی انرژی اهمیت جهانی پیدا کرده است.
بااینحال، بخشی از استخراج در مناطق خشک و شکننده انجام میشود.
در چنین مناطقی، آب فقط یک نهاده صنعتی نیست.
آب پایه حیات زیستبوم است.
کشاورزی، دامداری و فرهنگ جوامع محلی نیز به آن وابستهاند.
بنابراین، استخراج لیتیوم به مسئلهای فراتر از اقتصاد تبدیل میشود.
استخراج لیتیوم و فشار بر منابع آب
بخشی از لیتیوم شیلی از شورابههای نمکزارها استخراج میشود.
این فرایند میتواند تعادل آبی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
کاهش سطح آب یا تغییر جریانهای زیرزمینی، زیستبومهای شکننده را تهدید میکند.
تالابها نیز ممکن است آسیب ببینند.
از سوی دیگر، جامعه محلی درباره اثر پروژهها پرسش دارد.
مردم میخواهند بدانند برداشت آب چگونه اندازهگیری میشود.
آنها همچنین درباره سهم خود از منافع معدن سؤال میکنند.
بدون پاسخ روشن، فناوری پاک نیز اعتماد اجتماعی ایجاد نمیکند.
آیا فناوری میتواند فشار را کاهش دهد؟
فناوریهایی مانند استخراج مستقیم لیتیوم مورد توجه قرار گرفتهاند.
طرفداران این روشها از کاهش فشار بر منابع آب سخن میگویند.
بااینحال، فناوری بهتنهایی کافی نیست.
روش اندازهگیری اثر باید روشن باشد.
دادههای آب نیز باید منتشر شوند.
کارشناسان مستقل باید نتایج را بررسی کنند.
جامعه محلی هم باید در تصمیمگیری حضور داشته باشد.
در نتیجه، نوآوری زمانی مفید است که با شفافیت و نظارت همراه شود.
کنگو؛ کبالت و بهای انسانی باتری
جمهوری دموکراتیک کنگو در زنجیره جهانی کبالت جایگاه مهمی دارد.
کبالت در برخی باتریها استفاده میشود.
البته سهم آن در بعضی فناوریهای جدید رو به کاهش است.
بااینحال، مسئله کنگو فقط مقدار تولید نیست.
حقوق بشر و شرایط کار اهمیت بیشتری دارند.
معدنکاری دستی، فقر و ضعف ایمنی از چالشهای جدی هستند.
همچنین، سهم جوامع محلی از ثروت معدنی محل بحث است.
کار ناایمن در زنجیره انرژی پاک
سازمانهای حقوق بشری درباره شرایط خطرناک کار هشدار دادهاند.
در بخشی از معدنکاری دستی، تجهیزات ایمنی کافی وجود ندارد.
حضور کودکان نیز یکی از نگرانیهای مطرحشده است.
کارگران گاهی در شرایط بسیار دشوار فعالیت میکنند.
این واقعیت، اخلاق گذار انرژی را زیر سؤال میبرد.
آیا میتوان محصولی را پاک دانست، اگر ماده اولیه آن با کار ناعادلانه استخراج شده باشد؟
پاسخ روشن است.
محصول پاک باید زنجیرهای مسئولانه نیز داشته باشد.
مسئولیت فقط بر عهده کشور تولیدکننده نیست
شرکتهای خودروساز در این زنجیره مسئولیت دارند.
تولیدکنندگان باتری نیز باید منبع مواد اولیه را بشناسند.
سرمایهگذاران و دولتهای مصرفکننده هم نمیتوانند فقط قیمت پایینتر بخواهند.
فشار برای کاهش قیمت ممکن است به کارگران منتقل شود.
جوامعی که قدرت چانهزنی کمتری دارند، بیشترین هزینه را میپردازند.
بنابراین، مسئولیت باید در کل زنجیره توزیع شود.
خریدار، فرآوریکننده و تولیدکننده نهایی نیز باید پاسخگو باشند.
اندونزی؛ نیکل برای باتری، زغالسنگ برای فرآوری
اندونزی در سالهای اخیر به بازیگری مهم در بازار نیکل تبدیل شده است.
نیکل در برخی باتریهای خودروهای برقی استفاده میشود.
افزایش تقاضا، استخراج و فرآوری این ماده را گسترش داده است.
اما بخشی از صنایع فرآوری نیکل اندونزی به زغالسنگ وابستهاند.
در اینجا، تناقض بهروشنی دیده میشود.
مادهای برای فناوری کمکربن تولید میشود.
بااینحال، فرآوری آن ممکن است با انرژی فسیلی انجام گیرد.
کل زنجیره باید بررسی شود
ارزیابی فناوری پاک نباید فقط به محصول نهایی محدود باشد.
استخراج ماده معدنی نیز اهمیت دارد.
حملونقل، فرآوری و برق مصرفی باید بررسی شوند.
تولید پسماند نیز بخشی از این ارزیابی است.
اثر بر جنگل و منابع آب هم نباید نادیده گرفته شود.
اگر فرآوری نیکل با برق پرکربن انجام شود، ردپای اقلیمی افزایش مییابد.
بنابراین، پاکبودن خودرو فقط با نبود دود اگزوز سنجیده نمیشود.
کل چرخه تولید باید دیده شود.
بازیافت؛ معدن دوم شهرها
بازیافت یکی از راههای کاهش فشار بر استخراج اولیه است.
باتریهای فرسوده میتوانند منبع فلزات ارزشمند باشند.
کابلها و تجهیزات الکترونیکی نیز قابلیت بازیافت دارند.
پنلهای خورشیدی و ضایعات صنعتی هم مواد قابل استفاده دارند.
هر مقدار مادهای که از بازیافت تأمین شود، نیاز به معدنکاری جدید را کاهش میدهد.
به همین دلیل، شهرها میتوانند به «معدن دوم» تبدیل شوند.
البته این معدن به مدیریت دقیق پسماند نیاز دارد.
بازیافت راهحل فوری همه مشکلات نیست
بازیافت اهمیت زیادی دارد.
اما نمیتواند همه تقاضای کوتاهمدت را تأمین کند.
بسیاری از تجهیزات پاک هنوز در ابتدای عمر خود هستند.
باتریها و پنلها تا سالها وارد جریان بزرگ بازیافت نمیشوند.
همچنین، جمعآوری و جداسازی آنها به زیرساخت نیاز دارد.
طراحی محصول نیز بر بازیافتپذیری اثر میگذارد.
بنابراین، بازیافت باید از امروز در سیاستگذاری و طراحی صنعتی دیده شود.
معدن برای انرژی پاک چگونه مسئولانه میشود؟
معدن برای انرژی پاک باید با استانداردهای سختگیرانه همراه باشد.
ارزیابی محیطزیستی نخستین گام است.
منابع آب نیز باید پیش از صدور مجوز بررسی شوند.
جامعه محلی باید در تصمیمگیری حضور داشته باشد.
شرایط کار و ایمنی نیز اهمیت دارد.
شرکت باید منشأ مواد و نحوه استخراج آنها را اعلام کند.
همچنین، دادههای محیطزیستی باید قابل راستیآزمایی باشند.
بدون این اصول، ادعای پاکبودن زنجیره تأمین کامل نیست.
درس معدن برای انرژی پاک برای ایران
این موضوع برای ایران فقط یک بحث جهانی نیست.
کشور با معدن، آب، انرژی و توسعه صنعتی روبهروست.
همچنین، ایران ظرفیتهایی در مس، فولاد و برخی مواد معدنی دارد.
اگر کشور بخواهد در زنجیره فناوریهای پاک حضور داشته باشد، باید از خطاهای دیگران درس بگیرد.
استخراج سریع و خامفروشی، راهبردی پایدار نیست.
ارزش اصلی در فرآوری، دانش فنی و تولید محصولات پیشرفته قرار دارد.
بازیافت و تولید قطعه نیز اهمیت دارند.
مواد معدنی حیاتی باید با نقشه آب سنجیده شوند
هر پروژه معدنی باید با ظرفیت آبی منطقه هماهنگ باشد.
وجود ذخیره بهتنهایی برای صدور مجوز کافی نیست.
منبع تأمین آب باید مشخص شود.
اثر پروژه بر آبخوان و کشاورزی نیز باید بررسی شود.
حقابه محیطزیست اهمیت دارد.
همچنین، کیفیت آب باید پیش از آغاز پروژه ثبت شود.
پایش مستقل در طول فعالیت نیز ضروری است.
در کشوری خشک، نادیدهگرفتن آب میتواند کل پروژه را با بحران روبهرو کند.
خامفروشی نباید هدف نهایی باشد
فروش ماده خام، کمترین بخش ارزش زنجیره را در کشور نگه میدارد.
فرآوری میتواند ارزش بیشتری ایجاد کند.
تولید مواد باکیفیت و استاندارد نیز فرصتهای تازهای میسازد.
دانش فنی، قطعهسازی و صنایع پاییندستی اهمیت بیشتری دارند.
بازیافت نیز میتواند به یک صنعت راهبردی تبدیل شود.
بنابراین، سیاست معدنی باید با سیاست صنعتی هماهنگ باشد.
هدف فقط استخراج بیشتر نیست.
هدف باید ایجاد زنجیرهای پایدار و رقابتپذیر باشد.
استانداردهای زنجیره تأمین باید جدی گرفته شوند
بازارهای جهانی به شفافیت بیشتری نیاز دارند.
خریداران درباره منشأ مواد پرسش میکنند.
ردپای کربن نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
شرایط محیطزیستی و اجتماعی معدن هم بررسی میشود.
اگر ایران از ابتدا این استانداردها را رعایت کند، امکان حضور پایدارتر در بازار فراهم میشود.
در مقابل، بیتوجهی به شفافیت میتواند صادرات آینده را محدود کند.
بنابراین، استاندارد فقط هزینه نیست.
استاندارد میتواند مزیت رقابتی ایجاد کند.
جمعبندی گزارش هفتم
معدن برای انرژی پاک یکی از بزرگترین تناقضهای قرن بیستویکم است.
جهان برای کاهش انتشار کربن به مواد معدنی بیشتری نیاز دارد.
بااینحال، استخراج این مواد میتواند خسارتهای گستردهای ایجاد کند.
آب، خاک و جنگلها در معرض فشار قرار میگیرند.
حقوق کارگران و جوامع محلی نیز ممکن است نادیده گرفته شوند.
تجربه شیلی، اهمیت آب و مشارکت مردم را نشان میدهد.
کنگو درباره بهای انسانی مواد اولیه هشدار میدهد.
اندونزی نیز تناقض فرآوری مواد باتری با انرژی زغالسنگی را آشکار میکند.
بازیافت میتواند بخشی از فشار را کاهش دهد.
اما این راهکار به طراحی، زیرساخت و سیاستگذاری بلندمدت نیاز دارد.
برای ایران، توسعه زنجیره ارزش، شفافیت و رعایت استانداردها ضروری است.
مواد معدنی حیاتی نیز باید با ظرفیت آب و محیطزیست سنجیده شوند.
این گزارش دعوت به توقف انرژی پاک نیست.
هدف، پاککردن زنجیره تولید انرژی پاک است.
جهان نمیتواند به سوختهای فسیلی بازگردد.
اما حق ندارد برای فرار از بحران اقلیم، بحران تازهای از استخراج ناعادلانه ایجاد کند.
انرژی پاک زمانی واقعاً پاک است که معدن آن نیز پاسخگو، شفاف، کمخسارت و عادلانه باشد.