تحلیلگران این نهاد تأکید میکنند که اختلال در زنجیرههای انرژی و تجارت، چشمانداز ساختوساز و توسعه زیرساختها را در بسیاری از مناطق جهان تحت تأثیر قرار داده و آینده این صنعت را بیش از گذشته به ثبات اقتصاد جهانی گره زده است.
استخوانبندی اقتصاد مدرن و شریانهای ارتباطی جهان امروز بر پایههایی از جنس فولاد استوار است. آسمانخراشهای سر به فلک کشیده، پلهای معلق و خطوط طولانی راهآهن همگی حیات خود را مدیون این فلز استراتژیک هستند؛ اما وقتی جنگ میشود انگار همهچیز را باید از زاویهای جدید دید.
با بروز شوکهای ژئوپلیتیک و زبانه کشیدن آتش جنگ ایران موج ویرانگر این بحرانها بهسرعت از مرزهای جغرافیایی کشورهای درگیر عبور کرد و ابعادی جهانی یافت. آمارهای جدید در این نوشتار بهروشنی اثبات میکند که چگونه ناآرامیهای نظامی مسیر ساختوساز و توسعه را در مقیاس بینالمللی دگرگون و صنعت فولاد را تحت تأثیر قرار میدهد.
دادههای تازهای که انجمن جهانی فولاد (WorldSteel) منتشر کرده است تصویری متفاوت از آینده این صنعت ارائه میدهد. بر اساس این گزارش تقاضای جهانی فولاد در سال ۲۰۲۶ با رشدی بسیار ناچیز معادل ۰.۳ درصد روبهرو خواهد شد و حجم کل آن به ۱۷۲۴ میلیون تن میرسد.
پیشبینی میشود که این روند در سال ۲۰۲۷ شتاب بیشتری بگیرد و با ثبت رشد ۲.۲ درصد به رقم ۱۷۶۲ میلیون تن دست یابد. این اعداد نشان میدهند که اقتصاد جهانی پس از یک دوره طولانی انطباق ساختاری در حال عبور از پایینترین سطح تقاضای خود در بازه زمانی ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ است.
تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که این پیشبینیهای شکننده بر پایه یک فرض اساسی استوار شدهاند. فرض اصلی نهادهای ناظر این است که تبعات جنگ ایران و درگیریهای جاری آن تا ماه ژوئن فروکش خواهد کرد. درصورتیکه این خصومتها تا پس از سهماهه دوم سال جاری میلادی تداوم یابد بازنگریهای نزولی بسیار جدیتری برای مناطق با حساسیت بالای انرژی اعمال خواهد شد. این مسئله نشاندهنده وابستگی عمیق جریان تولید صنعتی به آرامش در آبراههای بینالمللی است.
ترکشهای جنگ ایران بر قلب خاورمیانه
منطقه خاورمیانه که پیش از این پتانسیل بالایی برای توسعه زیرساختها داشت اکنون به دلیل محوریت در جنگ ایران با یک افت شدید در تقاضای فولاد مواجه شده است.
اختلال در برنامههای توسعه و بیثباتی فراگیر ناشی از این رویارویی نظامی باعث شده تا چشمانداز مثبت این منطقه جای خود را به یک انقباض عمیق بدهد. سرمایهگذاران خارجی و دولتهای محلی به دلیل ریسک بالای تخریب زیرساختها و ناامنی در مسیرهای ترانزیتی پروژههای عمرانی خود را به حالت تعلیق درآوردهاند.
همچنین افزایش سرسامآور هزینههای بیمه دریایی و اختلال در زنجیره تأمین انرژی که مستقیماً از پیامدهای جنگ ایران نشئت میگیرد ضربه مهلکی به صنایع پایه این منطقه وارد کرده است. خاورمیانه که میتوانست بهعنوان یکی از کانونهای اصلی رشد تقاضا در بازارهای نوظهور عمل کند، اکنون درگیر مدیریت بحرانهای اولیه و تأمین نیازهای حیاتی خود شده است. این وضعیت نشان میدهد که چگونه جنگها پیش از تخریب فیزیکی شهرها توانایی ساختن آنها را از بین میبرند.
آرامش نسبی در چین و گذار از بحران مسکن
آنسوی دنیا چین بهعنوان بزرگترین مصرفکننده فلزات پایه جهان در حال تجربه یک تغییر مسیر استراتژیک است. انقباض تقاضای این کشور که در سال ۲۰۲۵ رقم سنگین ۷.۱ درصدی را ثبت کرده بود در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته و به منفی ۱.۵ درصد خواهد رسید. این بهبود نسبی ریشه در تلاشهای دولت محلی برای تزریق سرمایه به بخش زیرساختها دارد تا اثرات ناشی از رکود بخش املاک و مستغلات را جبران کند.
تولیدکنندگان چینی اکنون تمرکز خود را به سمت بخش تولید و صادرات معطوف کردهاند. بااینحال سختتر شدن شرایط تجارت جهانی و اعمال تعرفههای سنگین از سوی کشورهای غربی ریسکهای بزرگی را برای صنعت این کشور ایجاد کرده است. کارشناسان پیشبینی میکنند که تقاضای پکن در سال ۲۰۲۷ به یک ثبات نسبی برسد و دوران افت شدید که از سال ۲۰۲۱ گریبانگیر این کشور شده بود به پایان راه خود نزدیک شود.
جهش قدرتمند هند و بیداری آفریقا
در سوی دیگر قاره آسیا هند با قدرت بهعنوان سریعترین بازار روبهرشد جهان یکهتازی میکند. رشد تقاضا در این کشور برای سال ۲۰۲۶ معادل ۷.۴ درصد برآورد شده است و در سال ۲۰۲۷ به عدد خیرهکننده ۹.۲ درصد شتاب خواهد گرفت.
سرمایهگذاریهای کلان در توسعه شبکههای ریلی و رونق صنعت خودروسازی موتور محرک این رشد بینظیر به شمار میروند. افزایش قدرت خرید مردم و تقاضا برای کالاهای مصرفی بادهای موافق ساختاری قدرتمندی را برای اقتصاد دهلینو فراهم کرده است. قاره آفریقا نیز با تمرکز بر شهرنشینی در حال ثبت رشدهای پایدار ۳.۸ درصد و ۴.۶ درصد برای سالهای پیش رو است.
این قاره با اجرای پروژههای زیربنایی بزرگ و تلاش برای تنوعبخشی به اقتصاد خود در حال تبدیل شدن به یکی از ارکان مهم بازار جهانی است. همزمان در کشورهای عضو آسهآن (ASEAN) پس از یک دوره رشد قدرتمند در سال ۲۰۲۵ انتظار میرود با پایان یافتن روند ذخیرهسازی کالاها، رشد تقاضا بهطور موقت در سال ۲۰۲۶ ملایمتر شود.
بیداری کند اقتصادهای توسعهیافته
در حوزه فولاد، کشورهای پیشرفته جهان پس از سه سال افت متوالی سرانجام در سال ۲۰۲۵ رشد بسیار اندک ۰.۲ درصد را تجربه کردند. پیشبینیها نشان میدهد که این گروه از اقتصادها در سال ۲۰۲۶ به رشد ۱.۰ درصد و در سال ۲۰۲۷ به ۲.۳ درصد دست خواهند یافت.
با این وجود حجم بازار کشورهای توسعهیافته همچنان حدود ۶۰ میلیون تن معادل ۱۵ درصد پایینتر از دوران اوج خود در سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸ است و بازگشت به آن روزهای طلایی مسیری طولانی در پیش دارد.
ایالات متحده با اتکا به سرمایهگذاریهای بخش خصوصی و هزینههای زیرساختی دولتی رشدهای ۱.۷ درصد و ۲.۰ درصد را برای دو سال آینده هدفگذاری کرده است. بازگشت رونق به بخش ساختوساز مسکونی یکی از عوامل کلیدی این رشد محسوب میشود، اما چالشهایی مانند هزینههای بالای تأمین مواد اولیه و کمبود شدید نیروی کار همچنان موانع بزرگی بر سر راه این کشور هستند.
اتحادیه اروپا و بریتانیا نیز به لطف افزایش بودجههای دفاعی و بهبود درآمدهای خانوار در مسیر رشد قرار دارند. انتظار میرود این منطقه در سال ۲۰۲۶ رشد ۱.۳ درصدی و در سال ۲۰۲۷ رشد ۳ درصدی را تجربه کند. اروپا پس از بحران انرژی سال ۲۰۲۲ انعطافپذیری سیستماتیک خود را بهشدت افزایش داده است، اما همچنان در برابر نوسانات قیمت انرژی ناشی از جنگ ایران آسیبپذیری بالایی دارد.
خلاصه آنکه هنگامی که یک درگیری منطقهای توانایی تأمین امنیت اقتصادی را مختل میکند، نخستین قربانی آن اسکلتهای فلزی پروژههایی است که نیمهکاره رها میشوند. درهمتنیدگی عمیق میان امنیت خاورمیانه و توسعه جهانی اثبات میکند که هیچ کشوری نمیتواند از امواج مخرب منازعات در امان بماند. مادام که صلح در مسیرهای استراتژیک تجارت برقرار نشود، چرخهای توسعه با کندی خواهند چرخید و اقتصاد بینالملل همواره سایه سنگین این بحرانها را بر پیکر خود حس خواهد کرد.
در نهایت این کورههای ذوبآهن نیستند که سرنوشت شهرها را تعیین میکنند بلکه تصمیمات سیاسی و ژئوپلیتیک هستند که مشخص میسازند آیا فولاد باید در خدمت ساختن پلهای ارتباطی باشد یا به ابزاری برای ویرانی و تقابل تبدیل گردد.
ایراسین