محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟/ گزارش ششم:
معدن و جامعه محلی؛ توسعه، مهاجرت یا اعتراض؟
معدن میتواند در مناطق محروم اشتغال، زیرساخت و رونق اقتصادی ایجاد کند. بااینحال، اگر مردم محلی از تصمیمگیری کنار گذاشته شوند، همان پروژه میتواند به مهاجرت، نابرابری و اعتراض اجتماعی منجر شود.
تجربه کشورهایی مانند پرو، پاناما و کانادا نشان میدهد موفقیت معدن فقط به ذخیره، سرمایه و فناوری وابسته نیست. اعتماد عمومی و مشارکت مردم نیز نقش تعیینکنندهای دارند.
چکامه جواهری آریا | پایگاه خبری «معدننامه»: در پنج گزارش گذشته پرونده «محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟»، آثار معدنکاری بر طبیعت بررسی شد.
تخریب سرزمین، معدنکاری مسئولانه، بحران آب، تهدید تنوع زیستی و معادن رهاشده، محورهای گزارشهای پیشین بودند.
اما معدن فقط با طبیعت ارتباط ندارد.
هر پروژه معدنی پیش از رسیدن به لایههای زمین، وارد زندگی انسانهایی میشود که سالها در همان منطقه زیستهاند.
از همین نقطه، یکی از پیچیدهترین چالشهای توسعه معدنی آغاز میشود: رابطه معدن و جامعه محلی.
گزارش ششم این پرونده به یک پرسش اساسی میپردازد.
آیا معدن میتواند موتور توسعه مناطق محروم باشد؟
یا در صورت نادیدهگرفتن مطالبات مردم، به منشأ مهاجرت و نارضایتی تبدیل خواهد شد؟
تجربه جهانی نشان میدهد موفقیت پروژه معدنی فقط به ذخیره، فناوری و سرمایه وابسته نیست.
امروز اعتماد و مشارکت مردمی نیز اهمیت زیادی دارند.
به همین دلیل، مفهوم «مجوز اجتماعی فعالیت» در کنار مجوز قانونی مطرح شده است.
وقتی معدن به خانه مردم نزدیک میشود
معدن از فاصله دور، یک پروژه صنعتی به نظر میرسد.
نقشه زمینشناسی، ذخیره قطعی، ماشینآلات، کارخانه فرآوری، جاده، برق، آب و صادرات، اجزای این پروژه هستند.
بااینحال، معدن از فاصله نزدیک تصویر دیگری دارد.
این فعالیت وارد زمین کشاورز و مرتع دامدار میشود. همچنین، ممکن است بر راه روستا، رودخانه، چشمه و چراگاه اثر بگذارد.
گردوغبار معدن میتواند هوای خانهها را تغییر دهد. تردد کامیونها نیز بر ایمنی جادههای محلی اثر میگذارد.
از سوی دیگر، ورود یک پروژه بزرگ میتواند قیمت زمین و مسکن را افزایش دهد.
بازار کار، روابط اجتماعی و آینده جوانان منطقه نیز از معدن تأثیر میپذیرند.
بنابراین، معدن پیش از آنکه یک پروژه اقتصادی باشد، وارد زندگی روزمره مردم میشود.
چرا رابطه معدن و جامعه محلی حساس است؟
مردم محلی آثار معدن را بهصورت مستقیم تجربه میکنند.
آنها تغییر کیفیت آب، افزایش گردوغبار یا تردد ماشینآلات را هر روز میبینند.
در مقابل، بخش بزرگی از درآمد معدن ممکن است از منطقه خارج شود.
همین فاصله میان «محل تولید هزینه» و «محل توزیع منفعت» میتواند نارضایتی ایجاد کند.
بسیاری از پروژههای معدنی بهدلیل نبود ذخیره متوقف نشدهاند.
ضعف فناوری یا سقوط قیمت جهانی نیز همیشه علت اصلی توقف نبوده است.
در موارد زیادی، پروژه پس از ازدستدادن اعتماد جامعه محلی با بحران روبهرو شده است.
مجوز اجتماعی فعالیت چیست؟
در ادبیات امروز معدن، اصطلاح «مجوز اجتماعی فعالیت» جایگاه مهمی دارد.
دولت این مجوز را صادر نمیکند.
مردم منطقه آن را میدهند، تقویت میکنند یا پس میگیرند.
مجوز قانونی به شرکت اجازه فعالیت میدهد. اما مجوز اجتماعی، میزان پذیرش پروژه از سوی مردم را نشان میدهد.
ممکن است یک معدن همه مجوزهای اداری را داشته باشد، اما جامعه محلی آن را نپذیرد.
در چنین شرایطی، اعتراض، توقف جاده، شکایت و تنش اجتماعی محتمل خواهد بود.
بنابراین، مجوز قانونی برای ادامه پایدار فعالیت کافی نیست.
وعده توسعه؛ معدن چه چیزی به مردم میدهد؟
شرکتهای معدنی معمولاً با وعدههای مشخص وارد منطقه میشوند.
اشتغال، ساخت جاده، توسعه مدرسه و تجهیز درمانگاه از جمله این وعدهها هستند.
تأمین آب و برق، خرید از پیمانکاران محلی و رونق کسبوکار نیز مطرح میشوند.
در برخی مناطق، این وعدهها واقعاً محقق شدهاند.
معدن میتواند نخستین پروژه اقتصادی بزرگ در یک منطقه دورافتاده باشد.
همچنین، فعالیت معدنی ممکن است دسترسی مردم به زیرساختهای عمومی را افزایش دهد.
بااینحال، وعده توسعه زمانی معتبر است که نتیجه آن در زندگی مردم دیده شود.
چه زمانی وعده توسعه به نارضایتی تبدیل میشود؟
مشکل از جایی آغاز میشود که مردم، سهم خود را کمتر از هزینههای معدن بدانند.
ممکن است شغلهای اصلی به نیروهای غیربومی برسند.
پیمانکاریها نیز شاید در اختیار شرکتهای خارج از منطقه قرار گیرند.
از سوی دیگر، افزایش قیمت زمین و مسکن میتواند فشار بیشتری بر خانوادههای محلی وارد کند.
کمبود آب، گردوغبار و تردد سنگین نیز کیفیت زندگی را کاهش میدهند.
اگر مردم فقط در مراسم افتتاحیه دیده شوند، اعتماد شکل نمیگیرد.
در این شرایط، وعده توسعه به احساس بیعدالتی تبدیل خواهد شد.
توسعه محلی، صدقه شرکتی نیست
توسعه محلی نباید به چند کمک پراکنده محدود شود.
ساخت یک مدرسه یا توزیع بستههای حمایتی، جای مشارکت واقعی را نمیگیرد.
اگر معدن در منطقهای ثروت تولید میکند، جامعه محلی باید سهمی روشن داشته باشد.
این سهم باید در تصمیمگیری، اشتغال، منافع اقتصادی و نظارت دیده شود.
همچنین، مردم باید در برنامهریزی برای دوران پس از معدن حضور داشته باشند.
بنابراین، مسئولیت اجتماعی نباید فقط به اقدامات مناسبتی وابسته باشد.
توسعه پایدار به تعهدهای مشخص، قابل اندازهگیری و قابل پیگیری نیاز دارد.
جامعه محلی چه میخواهد؟
جامعه محلی همیشه با اصل معدن مخالف نیست.
بخش زیادی از اعتراضها به بیاطلاعی و بیعدالتی مربوط میشود.
نبود پاسخگویی و بیاعتمادی نیز بر شدت اعتراضها میافزاید.
مردم میخواهند بدانند پروژه چه اثری بر آب و زمین دارد.
آنها درباره اشتغال جوانان منطقه نیز پرسش دارند.
اثر گردوغبار بر دامها، کشاورزی و سلامت خانوادهها موضوع دیگری است.
همچنین، مردم میپرسند پس از پایان ذخیره معدن چه چیزی باقی خواهد ماند.
این پرسشها مخالفت غیرمنطقی نیستند.
آنها بخشی از حق جامعه برای آگاهی از آینده خود هستند.
مشارکت واقعی چگونه شکل میگیرد؟
مشارکت باید پیش از تصمیم نهایی آغاز شود.
اطلاعات پروژه باید در اختیار مردم قرار گیرد.
جامعه محلی نیز باید فرصت کافی برای فهم اطلاعات و طرح پرسش داشته باشد.
علاوه بر این، اعتراض مردم نباید با تهدید یا فشار پاسخ داده شود.
شرکت باید زبان فنی را به زبانی روشن و قابل فهم تبدیل کند.
نتیجه گفتوگو نیز باید در طراحی پروژه اثر بگذارد.
اگر شرکت پس از قطعیشدن همه تصمیمها سراغ مردم برود، مشارکتی رخ نداده است.
این روش فقط اطلاعرسانی دیرهنگام محسوب میشود.
شکاف اعتماد؛ خطرناکتر از شکاف زمین
در بسیاری از پروژهها، بحران از اختلاف دادهها آغاز نمیشود.
بحران اصلی از بیاعتمادی شکل میگیرد.
شرکت اعلام میکند آب آلوده نشده است. اما مردم از تغییر رنگ یا طعم آب سخن میگویند.
مدیران معدن میگویند گردوغبار در محدوده مجاز قرار دارد.
بااینحال، دامداران از بیماری دامها یا کاهش کیفیت مرتع خبر میدهند.
دولت نیز بر قانونیبودن مجوز تأکید میکند.
در مقابل، مردم میگویند هیچکس پیش از صدور مجوز نظر آنها را نپرسیده است.
وقتی اعتماد از بین برود، حتی داده صحیح نیز پذیرفته نمیشود.
اعتماد چگونه ساخته میشود؟
اعتماد به شعار و تبلیغ وابسته نیست.
دادهها باید عمومی، قابل فهم و قابل راستیآزمایی باشند.
نتایج پایش آب، خاک، هوا و گردوغبار نیز باید منتشر شوند.
اگر نمونهبرداری فقط توسط شرکت انجام شود، مردم ممکن است نتایج را نپذیرند.
بنابراین، دانشگاهها و آزمایشگاههای مستقل باید در پایش حضور داشته باشند.
نهاد ناظر و نمایندگان جامعه محلی نیز باید به دادهها دسترسی پیدا کنند.
این روش، امکان بررسی مستقل را فراهم میکند.
در نتیجه، اختلافها بهجای شایعه، بر پایه اطلاعات بررسی خواهند شد.
سازوکار شکایت باید واقعی باشد
هر پروژه معدنی به یک سازوکار روشن برای رسیدگی به شکایتها نیاز دارد.
مردم باید بدانند شکایت خود را کجا ثبت کنند.
مسئول پاسخگویی نیز باید مشخص باشد.
زمان رسیدگی، مراحل بررسی و روش اعلام نتیجه هم باید از پیش تعیین شوند.
اگر خسارتی رخ داده باشد، روش جبران آن نیز باید روشن باشد.
صندوق جبران خسارت یا بیمه مسئولیت میتواند در این زمینه مؤثر باشد.
سامانه شکایت زمانی معتبر است که نتیجه آن قابل پیگیری باشد.
ثبت اعتراض بدون پاسخ، فقط نارضایتی را به پرونده اداری تبدیل میکند.
پرو؛ معدن ثروتمند، جامعه معترض
پرو یکی از اقتصادهای مهم معدنی آمریکای لاتین است.
بااینحال، بخش معدن این کشور یکی از منابع اصلی تعارض اجتماعی نیز به شمار میرود.
در بسیاری از اعتراضها، آب، سلامت، فقر و توزیع منافع در مرکز اختلاف قرار دارند.
این وضعیت، یک تناقض مهم را نشان میدهد.
معدن برای دولت منبع درآمد، صادرات و ارز است.
اما همان پروژه ممکن است برای یک روستا رقیب آب یا تهدید زمین باشد.
اگر جامعه احساس کند سهمی از منافع ندارد، درآمد ملی برای آن معنای چندانی نخواهد داشت.
تجربه پرو نشان میدهد موفقیت اقتصادی در سطح کشور، رضایت محلی را تضمین نمیکند.
پاناما؛ وقتی جامعه یک پروژه ملی را متوقف میکند
معدن مس «obre Panama» یکی از نمونههای مهم قدرت اعتراض اجتماعی است.
این پروژه برای اقتصاد پاناما و بازار جهانی مس اهمیت داشت.
بااینحال، اعتراضهای گسترده و تصمیم قضایی، مسیر فعالیت آن را تغییر دادند.
این پرونده نشان داد اهمیت اقتصادی یک معدن، مصونیت اجتماعی ایجاد نمیکند.
اگر پروژه مشروعیت عمومی خود را از دست بدهد، ادامه فعالیت آن دشوار میشود.
ذخیره بزرگ و سرمایه فراوان نیز نمیتوانند جای اعتماد عمومی را بگیرند.
بنابراین، معدن بزرگ به همان اندازه که به سرمایه نیاز دارد، به پذیرش اجتماعی هم وابسته است.
کانادا؛ جامعه محلی بهعنوان طرف مذاکره
کانادا تلاش کرده است رابطه معدن و جوامع بومی را از وعده شفاهی فراتر ببرد.
در این کشور، مشورت و توافق نقش مهمتری پیدا کردهاند.
حقوق مردم بومی، فرهنگ، دانش سنتی و شیوه استفاده از زمین در ارزیابیها بررسی میشوند.
همچنین، برخی توافقها درباره اشتغال، آموزش، درآمد و حفاظت محیطزیست تنظیم میشوند.
البته این مدل کامل نیست.
گاهی توافقها محرمانه هستند یا قدرت چانهزنی دو طرف برابر نیست.
بااینحال، اصل مهم در این مدل روشن است.
جامعه محلی فقط مخاطب اطلاعرسانی نیست؛ بلکه طرف مذاکره است.
این تفاوت، مرز میان توسعه برای مردم و توسعه با مردم را مشخص میکند.
معدن چگونه بافت اجتماعی را تغییر میدهد؟
ورود معدن فقط اقتصاد منطقه را تغییر نمیدهد.
جمعیت و روابط اجتماعی نیز دگرگون میشوند.
کارگران غیربومی وارد منطقه میشوند و تقاضا برای مسکن افزایش پیدا میکند.
قیمت زمین و اجاره نیز ممکن است بالا برود.
در کنار آن، مغازهها، خدمات و کسبوکارهای تازه شکل میگیرند.
بااینحال، اختلاف درآمد میان کارکنان معدن و دیگر مردم میتواند نابرابری ایجاد کند.
تنش میان نیروهای محلی و غیربومی نیز دور از انتظار نیست.
بنابراین، شرکت باید پیامدهای اجتماعی ورود نیروی کار را مدیریت کند.
اشتغال محلی فقط یک عدد نیست
شرکتهای معدنی معمولاً تعداد شغلهای ایجادشده را اعلام میکنند.
اما نوع و کیفیت این شغلها نیز اهمیت دارد.
ممکن است نیروهای محلی فقط در موقعیتهای موقت یا کمدرآمد استخدام شوند.
در مقابل، شغلهای تخصصی و مدیریتی به نیروهای غیربومی برسند.
این وضعیت احساس تبعیض را افزایش میدهد.
برای جلوگیری از این مشکل، آموزش فنی باید پیش از بهرهبرداری آغاز شود.
همچنین، مسیر ارتقای شغلی نیروهای بومی باید مشخص باشد.
اشتغال محلی زمانی اثرگذار است که به مهارت، امنیت شغلی و پیشرفت منجر شود.
نقش پیمانکاران و کسبوکارهای محلی
خرید محلی میتواند بخشی از منافع معدن را در منطقه نگه دارد.
شرکتها میتوانند خدمات حملونقل، تعمیرات و تأمین کالا را از کسبوکارهای محلی دریافت کنند.
بااینحال، پیمانکاران منطقه ممکن است توان مالی یا فنی کافی نداشته باشند.
در چنین شرایطی، حذف آنها سادهترین راه است؛ اما بهترین راه نیست.
شرکت میتواند برنامه توانمندسازی پیمانکاران بومی اجرا کند.
آموزش، تسهیلات مالی و قراردادهای مرحلهای در این زمینه مفید هستند.
این سیاست به رشد اقتصاد محلی کمک میکند.
همچنین، وابستگی منطقه به استخدام مستقیم معدن را کاهش میدهد.
پس از پایان معدن چه باقی میماند؟
هر معدن عمر محدودی دارد.
ذخیره روزی کاهش مییابد و فعالیت استخراج متوقف میشود.
اگر منطقه فقط به درآمد معدن وابسته باشد، تعطیلی آن بحران ایجاد خواهد کرد.
ازاینرو، برنامه دوران پس از معدن باید از سالهای نخست تدوین شود.
معیشت جایگزین، آموزش مهارت و توسعه کسبوکارهای مستقل اهمیت دارند.
زیرساختهای ساختهشده نیز باید پس از تعطیلی معدن قابل استفاده باشند.
معدن مسئولانه از روز اول این پرسش را مطرح میکند:
پس از پایان استخراج، مردم این منطقه چگونه زندگی خواهند کرد؟
درس معدن و جامعه محلی برای ایران
این موضوع برای ایران اهمیت فوری دارد.
بسیاری از محدودههای معدنی کشور در نزدیکی روستاها قرار دارند.
مراتع، منابع محدود آب و زیستگاههای حساس نیز در مجاورت بعضی پروژهها هستند.
بخش زیادی از این مناطق کمبرخوردارند.
در چنین شرایطی، حرکت صرف بر پایه صدور مجوز و استخراج میتواند تعارض ایجاد کند.
ایران به الگویی نیاز دارد که جامعه محلی را پیش از صدور مجوز وارد فرایند کند.
اطلاعات پروژه نیز باید شفاف و قابل فهم باشند.
شفافیت باید پیش از صدور مجوز آغاز شود
مردم منطقه باید بدانند معدن چه مادهای استخراج خواهد کرد.
میزان مصرف آب نیز باید از ابتدا روشن باشد.
محل انباشت باطله و مسیر کامیونها اهمیت دارند.
شرکت باید تعداد شغلهای واقعی و مدت فعالیت آنها را اعلام کند.
خطرهای احتمالی پروژه نیز نباید پنهان شوند.
همچنین، نهاد پاسخگو باید مشخص باشد.
ارائه این اطلاعات پس از آغاز استخراج، بسیار دیر است.
شفافیت باید بخشی از فرایند صدور مجوز باشد.
سهم محلی باید قراردادی باشد
وعده شفاهی، ضمانت اجرایی ندارد.
به همین دلیل، تعهدهای شرکت باید در قراردادها و مجوزها ثبت شوند.
سهم اشتغال محلی یکی از این تعهدهاست.
آموزش فنی، خرید از پیمانکاران بومی و توسعه زیرساخت نیز باید قابل اندازهگیری باشند.
حمایت از معیشت جایگزین و جبران خسارت هم اهمیت دارند.
نهاد ناظر باید اجرای این تعهدها را بررسی کند.
گزارش عملکرد نیز باید در اختیار مردم منطقه قرار گیرد.
در این صورت، جامعه میتواند وعدهها را با نتایج واقعی مقایسه کند.
ارزیابی اثرات اجتماعی ضروری است
پروژههای معدنی معمولاً ارزیابی محیطزیستی دارند.
بااینحال، ارزیابی اثرات اجتماعی نیز باید جدی گرفته شود.
این ارزیابی باید جمعیت، اشتغال و مهاجرت را بررسی کند.
تغییر قیمت مسکن، فشار بر خدمات عمومی و نابرابری نیز اهمیت دارند.
همچنین، گروههای آسیبپذیر باید شناسایی شوند.
زنان، دامداران، کشاورزان و خانوارهای کمدرآمد ممکن است آثار متفاوتی را تجربه کنند.
ارزیابی اجتماعی کمک میکند پروژه پیش از ایجاد بحران، راهکار مناسب طراحی کند.
نشانههای یک رابطه سالم
رابطه سالم میان معدن و جامعه محلی چند نشانه روشن دارد:
- اطلاعات پروژه پیش از تصمیم نهایی منتشر میشوند.
- مردم در جلسات واقعی مشارکت میکنند.
- نتایج پایش محیطزیستی در دسترس عموم قرار میگیرند.
- اشتغال و آموزش نیروهای محلی برنامه مشخص دارند.
- پیمانکاران بومی فرصت همکاری پیدا میکنند.
- سازوکار شکایت مستقل و قابل پیگیری است.
- خسارتها بهموقع جبران میشوند.
- برنامه دوران پس از معدن از ابتدا تدوین میشود.
وجود این موارد، احتمال تعارض را کاهش میدهد.
همچنین، اعتماد جامعه به پروژه را تقویت میکند.
نشانههای شکست اجتماعی پروژه
برخی رفتارها نشان میدهند رابطه معدن و جامعه در مسیر نادرستی قرار دارد.
اطلاعات پروژه محرمانه باقی میمانند.
جلسات عمومی فقط پس از صدور مجوز برگزار میشوند.
اعتراض مردم نیز به مخالفت با توسعه تعبیر میشود.
شرکت فقط بر تعداد شغلها تأکید میکند، اما کیفیت آنها را توضیح نمیدهد.
دادههای آب و هوا نیز فقط در اختیار خود شرکت قرار دارند.
همچنین، وعدههای محلی بدون زمانبندی و ضمانت اجرا مطرح میشوند.
در چنین شرایطی، بحران اجتماعی معمولاً دور از انتظار نیست.
جمعبندی گزارش ششم
رابطه معدن و جامعه محلی، فقط رابطه یک شرکت با یک روستا نیست.
این رابطه به سرمایه، سرزمین، قدرت، اعتماد و آینده مربوط میشود.
معدن میتواند اشتغال و زیرساخت ایجاد کند.
بااینحال، این اتفاق زمانی به توسعه تبدیل میشود که مردم نیز در منافع و تصمیمها سهم داشته باشند.
جامعه محلی نباید تماشاچی پروژه باشد.
مردم نیز نباید فقط بهعنوان نیروی کار ارزان یا مانع اداری دیده شوند.
آنها صاحبان زندگی در همان سرزمین هستند.
بنابراین، اطلاعات باید شفاف باشند و تعهدهای محلی ضمانت اجرا داشته باشند.
پایش مستقل، سازوکار شکایت و برنامه پس از معدن نیز ضروری هستند.
معدن بدون جامعه محلی، توسعه نیست؛ فقط استخراج است.
استخراجی که مردم را جا بگذارد، دیر یا زود با همان مردمی روبهرو میشود که قرار بود به نام آنها توسعه ایجاد کند.