معدن در قلب سیاست صنعتی جدید جهان
امروز در شرایطی هستیم که رقابت قدرتهای بزرگ دیگر تنها بر سر نفت، فناوری یا بازارهای صادراتی نیست، بلکه معادن و مواد معدنی به دلایل مختلف به یکی از مهمترین میدانهای این رقابت تبدیل شدهاند. گزارش جدید مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد در سیاست صنعتی نوین جهان، مواد معدنی حیاتی، فولاد و آلومینیوم دیگر صرفاً مواد اولیه تولید نیستند و به داراییهای راهبردی برای امنیت ملی، تابآوری اقتصادی و گذار به انرژیهای پاک تبدیل شدهاند. این تغییر میتواند جایگاه کشورهای معدنی، از جمله ایران را در اقتصاد جهانی دگرگون کند.
احسان رنجبران_ پایگاه خبری «معدن نامه»: جهان در حال تجربه بازگشتی کمسابقه به سیاستهای صنعتی است که برخلاف گذشته تنها با هدف حمایت از تولید یا افزایش رقابتپذیری اقتصادی انجام نمیشود، بلکه بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر رقابتهای ژئوپلیتیکی، امنیت ملی، بحرانهای زنجیره تأمین و گذار به اقتصاد کمکربن قرار گرفته است. معدن و صنایع معدنی در این شرایط از یک بخش تأمینکننده مواد اولیه به یکی از مهمترین ارکان راهبرد صنعتی کشورها تبدیل شدهاند.
گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با عنوان «بازتعریف سیاستهای صنعتی در پرتو تحولات ژئوپلیتیک و بحرانهای جهانی» نشان میدهد که سیاست صنعتی در جهان وارد مرحلهای تازه شده است، مرحلهای که در آن مواد معدنی حیاتی، فولاد، آلومینیوم و دیگر صنایع معدنی بهعنوان داراییهای راهبردی شناخته میشوند.
مواد معدنی بخشی از ستون فقرات اقتصاد جدید هستند
یکی از مهمترین یافتههای این گزارش تغییر اولویت دولتها از صنایع سنتی به حوزههایی مانند نیمههادیها، انرژیهای پاک، فناوریهای دیجیتال و مواد معدنی حیاتی است. این تغییر نشان میدهد که رقابت جهانی دیگر تنها بر سر تولید کالاهای نهایی نیست بلکه کشورها برای تضمین دسترسی به مواد اولیه مورد نیاز فناوریهای آینده رقابت میکنند.
رشد خودروهای برقی، توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی، ساخت باتریهای ذخیره انرژی و گسترش صنایع دیجیتال، وابستگی اقتصاد جهانی به مواد معدنی حیاتی را افزایش داده است. به همین دلیل بسیاری از دولتها استخراج، فرآوری و تأمین این مواد را بخشی از سیاستهای امنیت اقتصادی خود تعریف کردهاند.
پایان دوران وابستگی به مواد خام خارجی
بحران کرونا، جنگ اوکراین و تشدید رقابت میان آمریکا و چین، آسیبپذیری زنجیرههای تأمین جهانی را آشکار کرد و بسیاری از کشورها دریافتند که وابستگی به واردات مواد اولیه صنعتی و معدنی میتواند در شرایط بحرانی به تهدیدی برای اقتصاد و حتی امنیت ملی تبدیل شود. در نتیجه سیاستهای صنعتی جدید بیش از گذشته بر توسعه معادن داخلی، افزایش ظرفیت فرآوری، کاهش وابستگی به واردات و ایجاد زنجیرههای ارزش بومی متمرکز شدهاند. به بیان دیگر معدن دیگر صرفاً بخشی از اقتصاد نیست بلکه به بخشی از راهبرد امنیت ملی کشورها تبدیل شده است.
رقابت ژئوپلیتیکی بر سر مواد معدنی
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس تأکید میکند که مواد خام حیاتی اکنون در کنار نیمههادیها و تجهیزات صنعتی به مهمترین کالاهای ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شدهاند. بسیاری از کشورها در حال بازطراحی زنجیرههای تأمین خود هستند تا وابستگی به رقبای سیاسی را کاهش دهند.
این روند به معنای افزایش سرمایهگذاری در اکتشاف، استخراج و فرآوری مواد معدنی در داخل کشورها و همچنین شکلگیری ائتلافهای جدید برای تأمین پایدار این مواد است که این موضوع میتواند جایگاه کشورهای دارای ذخایر معدنی را در اقتصاد جهانی تغییر دهد.
فولاد همچنان در مرکز سیاست صنعتی
بررسی صنایع هدف سیاستهای صنعتی جهان نیز نشان میدهد که فولاد همچنان یکی از صنایع راهبردی دولتهاست. در کنار ماشینآلات، تجهیزات حملونقل و صنایع پیشرفته، آهن، فولاد و محصولات فولادی در فهرست صنایع مورد حمایت اغلب کشورها قرار دارند. بر همین اساس می توان نتیجه گرفت که برخلاف تصور رایج، با وجود توسعه فناوریهای نوین، صنایع پایه همچنان ستون اصلی توسعه صنعتی باقی ماندهاند و بدون آن ها تحقق برنامههای توسعه زیرساخت، انرژی و فناوری امکانپذیر نیست.
آلومینیوم در بین فلزات بیشترین حمایت را میگیرد
یکی دیگر از یافتههای مهم گزارش میزان حمایت دولتها از صنایع مختلف است. بر اساس این بررسی پس از صنعت پنلهای خورشیدی، آلومینیوم و نیمههادیها بیشترین حمایتهای مالی دولتی را دریافت میکنند. آلومینیوم به دلیل کاربرد گسترده در خودروهای برقی، صنایع هوایی، انرژیهای تجدیدپذیر و تجهیزات صنعتی به یکی از فلزات راهبردی جهان تبدیل شده و بسیاری از کشورها برای توسعه ظرفیت تولید آن سرمایهگذاریهای قابل توجهی انجام دادهاند.
گذار انرژی: فرصتی تازه برای معدن
این گزارش همچنین نشان میدهد که سیاستهای صنعتی کشورهای توسعهیافته بهطور فزایندهای بر انرژیهای پاک متمرکز شدهاند با این حال توسعه انرژیهای تجدیدپذیر بدون تأمین پایدار مواد معدنی امکانپذیر نیست. از مس و آلومینیوم گرفته تا عناصر نادر خاکی، لیتیوم، نیکل و سایر مواد معدنی حیاتی، همگی به اجزای اصلی فناوریهای کمکربن تبدیل شدهاند. به همین دلیل گذار انرژی نهتنها اهمیت معدن را کاهش نداده بلکه وابستگی اقتصاد جهانی به این بخش را بیش از گذشته افزایش داده است.
فرصت ایران در نظم صنعتی جدید
تحولات جدید میتواند برای کشورهای دارای منابع معدنی از جمله ایران فرصت مهمی ایجاد کند. برخورداری از ذخایر قابل توجه معدنی، ظرفیت بالای تولید فولاد و آلومینیوم و موقعیت مناسب در زنجیره ارزش صنایع معدنی این امکان را فراهم میکند که ایران نقش پررنگتری در اقتصاد جهانی آینده ایفا کند. با این حال تحقق این ظرفیت نیازمند سیاست صنعتی منسجم، توسعه اکتشافات، سرمایهگذاری در فرآوری، تکمیل زنجیره ارزش، رفع محدودیتهای زیرساختی و حضور فعال در بازارهای جهانی است. در غیر این صورت رقابت فزاینده کشورها برای جذب سرمایه و توسعه صنایع معدنی میتواند فرصتهای پیش رو را محدود کند.
جمعبندی
پیام اصلی گزارش مرکز پژوهشهای مجلس روشن است: معدن دیگر تنها بخشی برای تأمین مواد اولیه صنایع نیست بلکه به یکی از ارکان اصلی امنیت اقتصادی، امنیت ملی و رقابت ژئوپلیتیکی کشورها تبدیل شده است. در سیاست صنعتی جدید جهان کشورهایی موفق خواهند بود که علاوه بر برخورداری از منابع معدنی بتوانند زنجیره کامل ارزش از اکتشاف و استخراج تا فرآوری، فناوری و تولید محصولات با ارزش افزوده بالا را در داخل مرزهای خود توسعه دهند.
در چنین شرایطی معدن و صنایع معدنی نه در حاشیه بلکه در متن سیاست صنعتی قرن بیستویکم قرار گرفتهاند و این جایگاه میتواند مسیر توسعه اقتصادی کشورها را در دهههای آینده تعیین کند.