درگیری در خاورمیانه به استرالیا فرصت احیای اهداف توسعهای آهن سبز را میدهد
در پی درگیری در خاورمیانه و اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی، چشمانداز پروژههای آهن و فولاد سبز در این منطقه با ابهام روبهرو شده است. این اتفاق میتواند به استرالیا فرصت دهد تا با سرعت بیشتری اهداف توسعهای آهن سبز خود را پیش ببرد و جایگاه پررنگتری در زنجیره جهانی فولاد کمکربن به دست آورد.
احسان رنجبران_ پایگاه خبری «معدن نامه»: درگیری در خاورمیانه فرصتی را برای استرالیا فراهم کرده تا روند توسعه تعدادی از پروژههای آهن سبز را در چهارچوب تلاشها برای کاهش انتشار آلایندهها در تولید فولاد تسریع کند.
پیامدهای فوری حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و واکنش متقابل، افزایش شدید قیمت نفت خام و فرآوردههای پالایششده بوده است و این مسئله در پی انسداد عملی تنگه هرمز و آسیب به زیرساختهای انرژی منطقه شکل گرفته است.
یکی دیگر از پیامدهای ثانویه این جنگ که بهتدریج آشکار میشود، احتمال به تأخیر افتادن یا حتی محدود شدن برنامههای جاهطلبانه برای تبدیل خاورمیانه به یکی از قطبهای اصلی تولید آهن و فولاد سبز است. خاورمیانه در حال تبدیل شدن به یک مرکز مهم برای تولید آهن کمکربن بود که طی آن با استفاده از هیدروژن یا گاز طبیعی، آهن احیای مستقیم (DRI) از سنگآهن تولید میشود.
سپس از DRI میتوان برای تولید فولاد سبز در کوره قوس الکتریکی استفاده کرد، یا آن را به آهن بریکت گرم (HBI) تبدیل کرد که قابلیت صادرات به کشورهای دیگر برای تولید فولاد سبز را دارد.
شرکت معدنی برزیلی Vale در حال برنامهریزی برای سه پروژه بزرگ در خاورمیانه است که هدف آنها استفاده از سنگآهن ارسالی از برزیل و ترکیبی از گاز طبیعی و هیدروژن برای تولید DRI جهت مصرف در فولادسازی محلی و HBI برای صادرات است.
پیشرفتهترین این پروژهها در عمان قرار دارد و انتظار میرفت تصمیم نهایی سرمایهگذاری آن تا پایان سال جاری اتخاذ شود.
Vale دو پروژه دیگر نیز در خاورمیانه برنامهریزی کرده است که یکی در عربستان سعودی و دیگری در امارات متحده عربی هستند.
در حالی که پروژه عمان خارج از تنگه هرمز قرار دارد، پروژههای برنامهریزیشده در عربستان و امارات در غرب این تنگه واقع شدهاند و برای تأمین سنگآهن و صادرات HBI وابسته به عبور کشتیها از این گذرگاه باریک دریایی هستند.
Vale تاکنون اظهار نظر عمومی درباره درگیری فعلی در خاورمیانه یا تأثیر آن بر برنامههای سرمایهگذاری خود در منطقه نداشته است. با این حال مشخص است که هرچه تنشها طولانیتر شود، شرکتها بیشتر ناچار به بازنگری در برنامههای سرمایهگذاری خود شوند، بهویژه اگر وضعیت تنگه هرمز همچنان در مناقشه باقی بماند.
رویترز طی یک گزارش در این باره نوشته است: «آنچه برای Vale یک وضعیت نگرانکننده است، ممکن است همان فرصتی باشد که فعالان حوزه آهن سبز در استرالیا به دنبال آن بودهاند.»
چالشهای آهن سبز
استرالیا بزرگترین صادرکننده سنگ آهن در جهان است و حدود ۷۵ درصد از حجم تجارت دریایی این ماده را تأمین میکند. با این حال این کشور در راهاندازی صنعت آهن سبز با دشواری مواجه بوده است که این موضوع عمدتاً به دلیل هزینه بالای تولید هیدروژن از انرژیهای تجدیدپذیر، هزینه بالای نیروی کار و فرآیندهای گسترده اخذ مجوزهای قانونی است که باعث شده پروژهها از نظر اقتصادی جذاب خود را از دست بدهند.
در سالهای اخیر تبلیغات گستردهای در این خصوص انجام شده که اگر استرالیا میلیاردها دلار در ایجاد زنجیره ارزش آهن سبز سرمایهگذاری کند، از محل فروش محصولات کمکربن با قیمتهای بالاتر، سود بیشتری به دست خواهد آورد.
زنجیره ارزش فولاد حدود ۷ تا ۹ درصد از انتشار جهانی کربن را به خود اختصاص میدهد و بهعنوان بزرگترین منبع صنعتی انتشار، یکی از اهداف اصلی برنامههای دستیابی به کربن خالص صفر تا سال ۲۰۵۰ برای بسیاری از کشورها و شرکتها محسوب میشود.
مشکل اصلی این است که حدود ۸۰ درصد از انتشار کربن در تولید فولاد مربوط به یک مرحلهای است که طی آن سنگ آهن از طریق حذف اکسیژن و سایر ناخالصیها به آهن خام (چدن) تبدیل میشود که این فرآیند در حال حاضر مستلزم مصرف مقادیر عظیمی زغالسنگ است.
استفاده از هیدروژن تولیدشده از منابع تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی بهجای زغالسنگ میتواند شدت انتشار کربن را به حدود ۳۰۰ کیلوگرم در هر تن فولاد کاهش دهد که این رقم تقریباً یکهفتم میزان فعلی ۲.۲ تن انتشار است.
واقعیت جایگزین هیجان شد
در کنفرانس جهانی سنگآهن و فولاد که ماه گذشته در پرت برگزار شد، مشخص شد که فضای هیجانی پیرامون آهن سبز جای خود را به این واقعیت داد که نشان میدهد تنها تعداد محدودی از پروژهها به دلیل دسترسی به سنگ آهن مناسب، انرژی تجدیدپذیر کافی و ارزان و زیرساختهای لازم قابلیت اجرا دارند.
این پروژهها از طرحهای یکپارچه معدن تا کارخانه فولاد در استرالیای جنوبی تا چندین پروژه در استرالیای غربی که بر تولید HBI برای صادرات تمرکز دارند، متغیر هستند.
پیشبینی میشود در سالهای آینده تقاضای قابلتوجهی برای فولاد سبز وجود داشته باشد، بهویژه از سوی خودروسازانی که به اهداف کربن خالص صفر متعهد شدهاند.
این شرکتها احتمالاً حاضرند برای فولاد سبز تا چند صد دلار در هر تن بیشتر پرداخت کنند، زیرا هر خودرو بهطور متوسط تنها حدود یک تن فولاد مصرف میکند و استفاده از فولاد سبز تأثیر زیادی بر قیمت نهایی خودرو ندارد. با این حال انتظار میرود بازار فولاد سبز در آسیا در مقایسه با کل بازار فولاد همچنان کوچک باقی بماند، اما همین موضوع میتواند به نفع پروژههای کوچکتر و چابکتر استرالیا باشد.
نمونهای از این پروژهها، طرح پیشنهادی تولید سالانه دو میلیون تن HBI در استرالیای غربی است که توسط شرکتهای Fenix Resources ،Athena Resources و تأمینکننده انرژی Warradarge Energy دنبال میشود.
حامیان این پروژه به این درک رسیدهاند که تولید آهن سبز در واقع به معنای تولید انرژی تجدیدپذیر است و استخراج سنگ آهن بهعنوان مصرفکننده پایدار برق و هیدروژن تولیدی به این زنجیره اضافه میشود.
اگر پروژههای کوچکتر به مرحله اجرا برسند، میتوانند زمینه را برای سرمایهگذاریهای بزرگتر فراهم کنند که از مزیت صرفههای مقیاس بهرهمند خواهند شد.
در مجموع کاهش مقیاس اهداف توسعهای آهن سبز در استرالیا اکنون با یک فرصت تازه ناشی از اختلالات احتمالی جنگ در خاورمیانه مواجه شده است و همانند همیشه، بهرهبرداری بهموقع از این فرصت تعیینکننده خواهد بود.