افت ۹ درصدی استخراج سنگ آهن؛ زنگ خطر برای تأمین خوراک فولاد در سالهای آینده
استخراج سنگ آهن کشور در سال ۱۴۰۴ با افت ۹ درصدی به ۱۱۵ میلیون تن رسید. تداوم این روند در کنار محدودیت مواد ناریه، سوخت و ماشینآلات میتواند تبعات آن را در سالهای آینده به زنجیره فولاد منتقل کند.
چکامه جواهری آریا_ پایگاه خبری «معدن نامه»، کاهش ۹ درصدی استخراج سنگ آهن کشور در سال ۱۴۰۴ تنها یک افت آماری در عملکرد معادن نیست بلکه این کاهش از فشار همزمان هزینههای تولید، محدودیت دسترسی به سوخت، ماشینآلات و مواد ناریه حکایت دارد و در صورت تداوم میتواند در سالهای آینده آثار خود را در بخشهای مختلف زنجیره فولاد نشان دهد. هشدار انجمن سنگ آهن ایران درباره احتمال تشدید افت استخراج در سالهای ۱۴۰۵ و ۱۴۰۶ نیز نشان میدهد بخشی از تبعات این وضعیت ممکن است با فاصله زمانی خود را نشان دهد.
افت ۱۲ میلیون تنی استخراج سنگ آهن
تازهترین آمارهای وزارت صمت نشان میدهد استخراج سنگ آهن کشور در سال ۱۴۰۴ از ۱۲۷ میلیون تن به ۱۱۵ میلیون تن یعنی کاهش ۱۲ میلیون تنی معادل ۹ درصد رسیده است. بخش قابلتوجهی از این افت در خراسان رضوی و حوزه معدنی سنگان رخ داده است. استخراج سنگ آهن این منطقه با کاهش ۳۴ درصدی مواجه شده و بیش از ۹۰ درصد از افت ۱۲ میلیون تنی استخراج کشور به این منطقه نسبت داده شده است.
در همین دوره کرمان با ثبت ۳۹ میلیون تن استخراج، جایگاه نخست تولید سنگ آهن کشور را به دست آورده است. باوجوداین جابهجایی در سهم مناطق معدنی، مسئله اصلی همچنان پابرجاست زیرا تحقق هدف تولید ۵۵ میلیون تن فولاد خام، به ظرفیت کافی در بخش بالادست زنجیره و تداوم استخراج سنگ آهن نیاز دارد.
بر اساس دیدگاه مطرحشده از سوی انجمن سنگ آهن ایران، رساندن استخراج کشور به محدوده ۱۳۰ تا ۱۴۰ میلیون تن بدون رفع موانع موجود در بخش معدن با دشواری مواجه خواهد بود.
اقتصاد معدن زیر فشار دوگانه
سعید عسکریزاده دبیر انجمن سنگ آهن ایران، ریشه مشکلات تولید سنگ آهن را در دو محور «برهم خوردن توجیه اقتصادی کسبوکار» و «کمبود فیزیکی عناصر و نهادههای تولید» دستهبندی کرده است.
از نگاه وی در بخش اقتصادی، کاهش نرخ فروش همزمان با افزایش هزینه تمامشده حاشیه فعالیت معادن را تحت فشار قرار داده است. به گفته عسکریزاده قیمتگذاری دستوری محصولات بالادستی سنگ آهن از جمله کنسانتره و گندله در بورس کالا، درآمد معادن و واحدهای فرآوری را کاهش داده و از سوی دیگر هزینه سوخت، مواد ناریه و سایر هزینههای تولید افزایش یافته است.
نتیجه این وضعیت برای واحدهایی که توان مالی پایینتری دارند، میتواند کاهش حجم استخراج یا خروج از چرخه تولید باشد. این مسئله اهمیت ویژهای دارد زیرا توقف یا کاهش فعالیت یک معدن صرفاً به معنای کاهش تولید در همان واحد نیست و میتواند ظرفیت تأمین خوراک واحدهای پاییندست را نیز محدود کند.
گازوئیل هزینهای که به معدن تحمیل شده است
یکی از مهمترین مشکلات مورد اشاره انجمن سنگ آهن تأمین سوخت ماشینآلات معدنی است. طبق اظهارات دبیر این انجمن نرخ گازوئیل عرضهشده به معادن کوچکمقیاس حدود ۵۰ برابر و برای معادن بزرگمقیاس تا ۱۴۰ برابر گذشته افزایش یافته است.
این در شرایطی است که به گفته عسکریزاده سهم بخش معدن از مصرف گازوئیل کشور حدود ۲ درصد است. از سوی دیگر وی معتقد است سهمیه اختصاصیافته به معادن در بسیاری از موارد پاسخگوی نیاز واقعی آنها نیست و معدنکاران برای جبران کسری ناچار به تأمین سوخت از بازار آزاد با نرخهای بالاتر هستند.
فشار سوختی در این شرایط مستقیماً هزینه استخراج را افزایش میدهد. اهمیت این موضوع برای معادن کوچک و متوسط بیشتر است واحدهایی که معمولاً توان مالی کمتری برای جذب شوکهای هزینهای دارند و افزایش هزینه میتواند فاصله میان قیمت تمامشده و درآمد فروش آنها را بیشتر کند.
مواد ناریه گلوگاهی که اثر آن به سالهای بعد منتقل میشود
در کنار سوخت مواد ناریه به یکی از مهمترین محدودیتهای عملیاتی معادن تبدیل شده است. طبق توضیحات دبیر انجمن سنگ آهن بروکراسی موجود در تخصیص مواد ناریه و کمبود این نهاده باعث شده برخی معادن برای حفظ تولید روزانه از روند معمول باطلهبرداری فاصله بگیرند.
باطلهبرداری صرفاً فعالیتی برای تولید امروز معدن نیست، بلکه بخشی از آمادهسازی کار برای دسترسی به ذخایر قابل استخراج در دورههای بعد است. عسکریزاده با اشاره به این مسئله گفته است در معدنی که نسبت طراحیشده باطلهبرداری به استخراج سنگ آهن باید ۱۰ به یک باشد، کمبود مواد منفجره ممکن است این نسبت را به ۵ به یک یا ۸ به یک کاهش دهد.
این تغییر میتواند پیامد مهمی برای آینده معدن داشته باشد. وقتی باطلهبرداری متناسب با برنامه استخراج انجام نشود، دسترسی به ذخایر آینده دشوارتر خواهد شد و معدن در سالهای بعد برای رسیدن دوباره به ماده معدنی، به عملیات سنگینتر باطلهبرداری نیاز خواهد داشت.
از همین نظر هشدار انجمن سنگ آهن درباره سالهای ۱۴۰۵ و ۱۴۰۶ اهمیت پیدا میکند. کاهش استخراج این دو سال ممکن است فقط نتیجه شرایط تولید همان سال نباشد، بلکه بخشی از آن حاصل تصمیمها و محدودیتهایی باشد که امروز در روند آمادهسازی معادن ایجاد شده است.
ماشینآلات فرسوده و توقف ظرفیت استخراج
عامل دیگر وضعیت ماشینآلات و تجهیزات معدنی است. به گفته دبیر انجمن سنگ آهن واردات ماشینآلات جدید با موانع جدی مواجه شده و تأمین و تعمیر قطعات نیز دشوار است. نتیجه این وضعیت کاهش آمادگی ناوگان و خواب بخشی از تجهیزات استخراجی خواهد بود.
ماشینآلات سنگین بخش اصلی عملیات استخراج و باطلهبرداری را تشکیل میدهند و کاهش دسترسی به آنها میتواند ظرفیت واقعی معدن را پایین بیاورد. در چنین شرایطی حتی وجود ذخیره معدنی نیز لزوماً به معنای امکان تولید نیست زیرا استخراج اقتصادی به ماشینآلات، سوخت، مواد ناریه و تجهیزات آمادهبهکار نیاز دارد.
تداوم این روند میتواند فاصله میان ظرفیت اسمی معادن و تولید واقعی آنها را افزایش دهد و در نهایت بخشی از ذخایر موجود را از چرخه اقتصادی خارج کند.
چرا اثر افت استخراج با تأخیر دیده میشود؟
یکی از نکات مهم مطرحشده در این گزارش تفاوت میان اثر کوتاهمدت و بلندمدت افت استخراج است. ممکن است کاهش تولید معدن در کوتاهمدت بلافاصله به کمبود سنگ آهن در واحدهای فولادی منجر نشود زیرا بخشی از نیاز زنجیره از طریق دپوهای موجود تأمین میشود.
اما ادامه کاهش استخراج، ذخایر آماده مصرف را بهتدریج کاهش میدهد. در چنین شرایطی اگر تولید معادن نیز همزمان با مصرف زنجیره فولاد رشد نکند، فشار بر تأمین خوراک واحدهای فرآوری افزایش خواهد یافت.
این موضوع برای زنجیرهای که هدف تولید ۵۵ میلیون تن فولاد خام را دنبال میکند، اهمیت بیشتری دارد. تولید فولاد به ظرفیت مستمر در حلقههای بالادست نیاز دارد و اختلال در استخراج میتواند در صورت تداوم، خود را در تأمین خوراک کنسانتره و گندله و سپس واحدهای تولید آهن اسفنجی و فولاد نشان دهد.
خطر انتقال بحران از معدن به فولاد
نکته مهم این است که زنجیره فولاد همزمان با مشکلات بخش معدن، با ناترازی انرژی نیز مواجه است. طبق اظهارات دبیر انجمن سنگ آهن محدودیت گاز و برق در ماههای مختلف سال میتواند تولید واحدهای فولادی بهویژه آهن اسفنجی را کاهش دهد و در مقاطع کوتاهمدت حتی تقاضا برای سنگ آهن را تحت تأثیر قرار دهد.
اما کاهش موقت تقاضا نباید به معنای بیاهمیت شدن افت استخراج تلقی شود. محدودیت انرژی در فولادسازی یک مسئله سمت مصرف است درحالیکه افت استخراج، ظرفیت سمت تأمین را تحت تأثیر قرار میدهد.
اگر این دو روند همزمان ادامه پیدا کنند، ممکن است در مقاطعی زنجیره فولاد با کاهش تقاضا به دلیل محدودیت تولید فولاد و در مقاطع دیگر با محدودیت تأمین خوراک مواجه شود. چنین وضعیتی برنامهریزی تولید را دشوارتر کرده و انعطاف زنجیره را کاهش میدهد.
تبعات اقتصادی تعطیلی معادن
کاهش فعالیت معادن تنها بر تولید سنگ آهن اثر نمیگذارد. هر واحد معدنی فعال بخشی از زنجیره اشتغال، حملونقل، خدمات فنی و تأمین تجهیزات را به خود وابسته کرده است. بنابراین کاهش تولید یا توقف یک معدن میتواند فعالیت مجموعهای از کسبوکارهای مرتبط با آن را نیز کاهش دهد.
از سوی دیگر افت تولید معدنی میتواند درآمدهای دولت از محل مالیات و حقوق دولتی را نیز محدود کند. دبیر انجمن سنگ آهن گفته است دولت بهطور میانگین در قالب مالیات و حقوق دولتی در حدود ۲۵ درصد درآمد این واحدها سهیم است. بنابراین کاهش فعالیت بنگاههای معدنی و صنایع فرآوری علاوه بر اثر مستقیم بر تولید، میتواند درآمدهای عمومی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
کاهش تولید همچنین ظرفیت ارزآوری بخش معدن را محدود میکند که این موضوع در اقتصادی با نیاز مستمر به درآمدهای صادراتی اهمیت دارد.
مسئله امروز، ظرفیت فرداست
افت ۹ درصدی استخراج سنگ آهن در سال ۱۴۰۴ را میتوان یک هشدار درباره وضعیت ظرفیت تولید در سالهای آینده دانست. بخش مهمی از نگرانی نه به کاهش ۱۲ میلیون تنی تولید در یک سال، بلکه به تغییر در روند آمادهسازی معادن و کاهش توان آنها برای استخراج پایدار در سالهای بعد بازمیگردد.
اگر کمبود مواد ناریه، محدودیت سوخت، دشواری واردات ماشینآلات و قطعات و فشار هزینههای تولید ادامه پیدا کند، ظرفیت استخراج کشور میتواند بیش ازآنچه آمار یک سال نشان میدهد تحت فشار قرار گیرد. پیامد نهایی چنین روندی نیز محدود به معادن نخواهد ماند و میتواند به واحدهای فرآوری، تولید آهن اسفنجی و فولاد، اشتغال، صادرات و درآمدهای دولت منتقل شود.
از این نظر رفع موانع تأمین نهادههای تولید و ایجاد امکان فعالیت اقتصادی برای معادن صرفاً یک مطالبه صنفی نیست بلکه بخشی از الزامات حفظ ظرفیت بالادست زنجیره فولاد است. چنانچه هدف تولید ۵۵ میلیون تن فولاد همچنان مبنا قرار داشته باشد، پایداری این هدف به همان اندازه که به ظرفیت فولادسازی و تأمین انرژی وابسته است، به حفظ توان استخراج و آمادهسازی ذخایر سنگ آهن نیز وابستگی دارد.