به مناسبت ۱۷ مرداد، روز خبرنگار؛
اگر رسانه فروبریزد، شایعه حکومت میکند/ خبرنگاران؛ آخرین سنگر اعتماد در روزگار بحران
یادداشت مدیرمسئول
گاهی ارزش یک حرفه را نه در روزهای آرام، که باید در روزهای سخت سنجید. روزهایی که جامعه زیر فشار قرار میگیرد، آینده مبهم میشود، اضطراب جای اطمینان را میگیرد و فاصله میان یک خبر درست و یک شایعه، میتواند فاصله میان آرامش و آشوب باشد.
یک سالی که پشت سر گذاشتیم از همین جنس بود، سالی سنگین و پرالتهاب، با جنگ، تهدید، پر از ابهام، فشارهای اقتصادی، افزایش نگرانیهای معیشتی و فضایی که هر خبر میتوانست بر تصمیم میلیونها انسان اثر بگذارد.
در چنین شرایطی مسئله فقط این نیست که چه اتفاقی افتاده است، مسئله مهمتر این است که مردم روایت چه کسی را باور میکنند.
در روزهای عادی انتشار یک خبر نادرست ممکن است تنها یک اشتباه رسانهای تلقی شود، اما در روزهای جنگ و بحران همان خبر میتواند صف بسازد، ترس ایجاد کند، بازار را ملتهب کند، سرمایهها را جابهجا کند، اعتماد عمومی را کاهش دهد و حتی تصمیمهای فردی و اجتماعی خطرناکی به دنبال داشته باشد.
اینجاست که مفهوم «رسانه حرفهای» معنایی بسیار فراتر از خبررسانی پیدا میکند.
رسانه در بحران فقط یک انتقالدهنده خبر نیست؛ بخشی از زیرساخت امنیت روانی جامعه است. خبرنگار فقط کسی نیست که خبر را زودتر از دیگران منتشر کند، خبرنگار حرفهای کسی است که در میان صدها روایت، تصویر، پیام، ادعا و شایعه، لحظهای توقف میکند و میپرسد:
این خبر از کجا آمده است؟ منبع آن چیست؟ آیا قابل تأیید است؟ انتشار آن چه اثری بر جامعه خواهد داشت و آیا سرعت انتشار، ارزش قربانی کردن حقیقت را دارد؟
این پرسشها شاید در ظاهر ساده باشند، اما همین چند پرسش مرز میان روزنامهنگاری حرفهای و بازار بیدر و پیکر شایعه را مشخص میکنند.
در بحران سرعت همیشه فضیلت نیست
سالهای اخیر با گسترش شبکههای اجتماعی، مفهوم «خبر فوری» را دگرگون کرده است. امروز هر تلفن همراه میتواند به یک رسانه تبدیل شود و هر فرد میتواند در چند ثانیه خبری را برای هزاران نفر منتشر کند.
این تحول فرصت بزرگی برای جریان آزاد اطلاعات ایجاد کرده است، اما همزمان خطری جدی نیز به وجود آورده؛ اینکه دروغ میتواند دقیقاً با همان سرعتی حرکت کند که حقیقت حرکت میکند؛ گاهی حتی سریعتر.
شایعه برای انتشار نیازمند سند نیست و خبر جعلی نیازی به خبرنگار ندارد. یک تصویر قدیمی، یک فیلم تقطیعشده، یک جمله بدون منبع یا یک تحلیل ساختگی کافی است تا در چند دقیقه هزاران بار بازنشر شود.
اما رسانه حرفهای محدودیت دارد، باید بررسی کند، باید تماس بگیرد، منبع را بسنجد، روایتهای مختلف را بشنود و مسئولیت حقوقی و اخلاقی انتشار را بپذیرد.
همین محدودیتهاست که گاهی باعث میشود رسانه حرفهای چند دقیقه دیرتر خبر بدهد؛ اما همان چند دقیقه، بهای حفظ اعتماد عمومی است.
در مسابقهای که جایزه آن صرفاً «اول بودن» باشد، شبکههای اجتماعی احتمالاً همیشه از خبرنگاران جلوتر خواهند بود. اما رسالت روزنامهنگاری هیچگاه فقط اول بودن نبوده است.
رسالت رسانه حرفهای، درست بودن است.
خبرنگاران؛ آخرین سنگر اعتماد
شاید مهمترین سرمایه هر جامعهای در روزهای بحران نه پول باشد، نه ساختمان و نه حتی امکانات فیزیکی. سرمایهای وجود دارد که اگر از دست برود، بازسازی آن بسیار دشوارتر خواهد بود: اعتماد عمومی.
مردم باید جایی داشته باشند که در لحظه اضطراب به آن مراجعه کنند و مطمئن باشند آنچه میخوانند، حاصل بررسی است نه هیجان؛ حاصل تحقیق است نه شایعه؛ حاصل مسئولیت است نه رقابت برای جذب چند هزار بازدید بیشتر.
به همین دلیل باید یک واقعیت را جدی گرفت: «در روزگار بحران، رسانهها آخرین سنگر اعتمادسازیاند؛ اگر این سنگر تخریب شود، جامعه با بحرانی بسیار بزرگتر از بحران اولیه روبهرو خواهد شد.»
وقتی مردم دیگر به رسانهها اعتماد نکنند، خلأ ایجادشده خالی نمیماند و شایعه، کانالهای بینام و حسابهای ناشناس پر میکنند و با روایتهای هدفمند، عملیات روانی، تصاویر جعلی و اخبار ساختهشده پر میشود.
آن زمان دیگر مسئله فقط یک «خبر غلط» نیست؛ مسئله جامعهای است که نمیداند به چه کسی اعتماد کند و جامعهای که مرجع قابل اعتماد خود را از دست بدهد، در برابر هر موج شایعه آسیبپذیر خواهد شد.
حمایت از خبرنگار، حمایت از امنیت جامعه است
۱۷ مرداد نباید فقط روز ارسال پیامهای تبریک باشد. اگر روز خبرنگار قرار است معنایی داشته باشد، باید روزی برای بازاندیشی در جایگاه خبرنگاران و رسانههای حرفهای باشد. جامعه نمیتواند از خبرنگار انتظار استقلال داشته باشد اما امنیت شغلی او را نادیده بگیرد.
نمیتوان از رسانه مطالبه شفافیت کرد اما مسیر دسترسی آن به اطلاعات را بست. نمیتوان از خبرنگار خواست در برابر فساد، شایعه و دروغ بایستد، اما هنگام طرح پرسشهای سخت او را مزاحم تلقی کرد. نمیتوان هنگام بحران از رسانه انتظار داشت اعتماد عمومی را حفظ کند و در روزهای عادی، اقتصاد رسانه را به حال خود رها کرد. خبرنگاری حرفهای هزینه دارد. تحقیق هزینه دارد. راستیآزمایی هزینه دارد. حفظ تحریریه حرفهای هزینه دارد. حضور خبرنگار در میدان هزینه دارد.
استقلال رسانه نیز بدون داشتن یک بنیان اقتصادی پایدار، بیش از آنکه یک سیاست باشد، ممکن است به یک آرزو تبدیل شود. نابراین حمایت از خبرنگاران را نباید لطف به یک صنف دانست. این حمایت، سرمایهگذاری برای حفظ یکی از مهمترین سازوکارهای دفاعی جامعه در برابر دروغ، تحریف و آشفتگی اطلاعاتی است.
خبرنگاری که سؤال میکند، دشمن نیست
یکی دیگر از آسیبهایی که باید در روز خبرنگار درباره آن سخن گفت، برداشت نادرستی است که گاهی از خبرنگار مطالبهگر وجود دارد.
خبرنگاری که سؤال سخت میپرسد، الزاماً مخالف مدیر، سازمان یا دولت نیست. رسانهای که ضعفها را گزارش میکند، دشمن یک مجموعه نیست. اتفاقاً خطرناکترین رسانه برای یک سازمان، رسانهای نیست که از آن انتقاد میکند؛ رسانهای است که همه چیز را خوب میبیند، همه چیز را تأیید میکند و هیچ پرسشی نمیپرسد. روابط عمومی حرفهای نیز باید بداند رسانه مستقل، تابلوی تبلیغاتی سازمان نیست.
روزنامهنگاری زمانی ارزشمند است که بتواند میان حقیقت و مصلحتهای زودگذر، جانب حقیقت را بگیرد. ممکن است تلخ باشد. ممکن است مدیران از تیتر یک رسانه ناراحت شوند. ممکن است انتشار یک گزارش، پرسشهایی ایجاد کند. اما در بلندمدت، جامعه و حتی همان سازمانها از وجود رسانهای که خطاها را پیش از تبدیل شدن به بحران بزرگ آشکار میکند، سود خواهند برد.
جنگ آینده، جنگ روایتهاست
تجربه بحرانهای سالهای اخیر یک پیام روشن دارد: جنگها دیگر فقط در مرزها و میدانهای نظامی رخ نمیدهند. بخشی از هر بحران در ذهن مردم جریان دارد. روایتها با یکدیگر رقابت میکنند. اطلاعات، ابزار قدرت است. خبر جعلی میتواند به سلاح تبدیل شود و ترس میتواند بدون شلیک حتی یک گلوله، در جامعه تکثیر شود.
در چنین جهانی، داشتن رسانههای حرفهای و خبرنگاران آموزشدیده دیگر یک موضوع فرهنگی یا صنفی نیست؛ یک ضرورت ملی است. جامعهای که رسانه حرفهای خود را ضعیف کند، میدان روایت را به کسانی واگذار میکند که الزاماً نه مسئولیتی در برابر حقیقت دارند و نه تعهدی در برابر جامعه.
روز خبرنگار؛ روز دفاع از حق دانستن
شاید بهترین هدیه در ۱۷ مرداد به جامعه خبرنگاری، تبریکهای پرزرقوبرق نباشد. بهترین هدیه، به رسمیت شناختن حق پرسیدن است. حق دسترسی به اطلاعات، حق نقد کردن، حق اشتباه نکردن زیر فشار سرعت، حق داشتن امنیت شغلی، حق برخورداری از اقتصاد رسانهای سالم و بالاتر از همه، حق استقلال حرفهای.
خبرنگاران نیز البته مسئولیتی بزرگ بر دوش دارند. اعتمادی که جامعه به رسانه میدهد، چک سفیدامضا نیست. هر خبر بدون منبع، هر تیتر اغراقآمیز، هر شایعه تأییدنشده و هر قربانی کردن حقیقت برای کلیک و بازدید، بخشی از همین سرمایه را از بین میبرد.
رسانه باید پیش از مطالبه اعتماد، شایسته اعتماد باشد. اما اگر رسانه حرفهای به وظیفه خود عمل کند، جامعه نیز باید قدر این سرمایه را بداند. امروز بیش از هر زمان دیگری به خبرنگارانی نیاز داریم که در میان هیاهو، حقیقت را جستوجو کنند؛ در میان شایعه، سند بخواهند؛ در میان فشار، سؤال بپرسند و در میان رقابت برای سریعتر بودن، شجاعت «صبر برای اطمینان» را داشته باشند.
۱۷ مرداد فقط روز خبرنگار نیست، روز یادآوری ارزش حقیقت است. روز یادآوری کسانی است که گاهی در سختترین شرایط تلاش میکنند میان جامعه و سیلاب اطلاعات نادرست دیواری از اعتماد بسازند. این دیوار شاید در روزهای آرام چندان به چشم نیاید، اما هنگام وقوع بحران است که ارزش واقعی آن مشخص میشود.
پس باید از خبرنگاران و رسانههای حرفهای حمایت کرد؛ نه صرفاً برای خودشان، بلکه برای جامعه، زیرا اگر روزی مردم دیگر ندانند خبر درست را از کجا باید بشنوند، دیگر با یک بحران روبهرو نیستیم. خودِ بیاعتمادی، بزرگترین بحران خواهد بود. و درست در همین نقطه است که باید دوباره آن جمله را تکرار کرد:
رسانههای حرفهای، آخرین سنگر اعتماد جامعهاند؛ نگذاریم این سنگر فروبریزد.
محمدرضا ابراهیمی
مدیرمسئول پایگاه خبری «معدن نامه»