پرونده ویژه معدننامه درباره بودجههای فولاد مبارکه/ گزارش اول
معمای ۴.۵ همت فولاد مبارکه؛ یک بودجه یا دو تصمیم متفاوت؟ وقتی جمع حسابیِ دو عدد، یک سوءبرداشت عمومی میسازد
عدد «۴.۵ همت» در روزهای پس از مجمع فولاد مبارکه به یکی از بحثبرانگیزترین اعداد پیرامون این شرکت تبدیل شد؛ رقمی که در نگاه اول میتوانست این تصور را ایجاد کند که فولاد مبارکه در شرایط دشوار اقتصادی و پس از خسارتهای ناشی از جنگ، یکباره ۴ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان برای «باشگاه سپاهان و مسئولیت اجتماعی» کنار گذاشته است. اما بررسی دقیقتر نشان میدهد مسئله از اساس نیازمند تفکیک است: ۲ همت مربوط به بودجه مسئولیت اجتماعی با مأموریتی مشخص و عمدتاً موقت برای سال جاری است و ۲.۵ همت، بودجهای جداگانه برای باشگاه فرهنگیورزشی سپاهان. جمعکردن این دو عدد از نظر ریاضی درست است؛ اما آیا از نظر اقتصادی، مدیریتی و رسانهای نیز میتوان آنها را یک «هزینه ۴.۵ همتی» دانست؟
مهسا نیکدل_ پایگاه خبری «معدن نامه»: گاهی یک عدد از خود واقعیت بزرگتر میشود. در مجامع شرکتهای بزرگ، اعداد زیادی گفته میشود؛ از درآمد و سود گرفته تا سرمایهگذاری، بودجه، هزینه و تقسیم سود. اما برخی اعداد بهدلیل نحوه بیان یا بازتاب رسانهای، ناگهان از متن اصلی جدا میشوند و زندگی مستقلی پیدا میکنند. به نظر میرسد «۴.۵ همت» فولاد مبارکه یکی از همین اعداد باشد.
طرح همزمان رقم مربوط به مسئولیت اجتماعی فولاد مبارکه و بودجه باشگاه سپاهان باعث شد این دو موضوع در بخشی از افکار عمومی به یک قلم هزینه واحد تبدیل شوند؛ آن هم در مقطعی که جامعه نسبت به نحوه هزینهکرد منابع شرکتهای بزرگ، سود سهامداران، خسارتهای ناشی از جنگ و ضرورت بازسازی زیرساختها حساستر از همیشه است.
سؤال افکار عمومی نیز سؤال نامشروعی نیست: وقتی یک شرکت صنعتی با محدودیتهای انرژی، هزینههای سرمایهگذاری و پیامدهای یک جنگ روبهروست، چرا باید هزاران میلیارد تومان برای حوزههایی خارج از خط تولید اختصاص دهد؟
اما برای پاسخ به این سؤال، ابتدا باید معلوم شود دقیقاً درباره چه عددی صحبت میکنیم.
۴.۵ همت؛ یک عدد، دو ماهیت
اطلاعات ارائهشده درباره مصوبات اخیر نشان میدهد رقم ۴.۵ همت از کنار هم قرار گرفتن دو عدد تشکیل شده است:
۲ هزار میلیارد تومان برای مسئولیتهای اجتماعی فولاد مبارکه
و
۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان برای باشگاه فرهنگیورزشی فولاد مبارکه سپاهان.
از نظر حساب ساده، حاصل جمع این دو عدد ۴.۵ همت است؛ اما از منظر تحلیل اقتصادی، جمعزدن آنها و سپس قضاوت درباره حاصل جمع میتواند گمراهکننده باشد.
برای مثال اگر یک شرکت همزمان بودجه تحقیق و توسعه، هزینه بیمه کارکنان و سرمایهگذاری در نیروگاه را اعلام کند، میتوان همه را با یکدیگر جمع کرد؛ اما حاصل جمع الزاماً یک «ردیف هزینه» با یک منطق مشترک نمیسازد.
در این پرونده نیز موضوع مشابهی رخ داده است. مسئولیت اجتماعی یک سرفصل با اهداف اجتماعی مشخص است و باشگاه سپاهان ساختار، مأموریت، کارکنان، تیمها، ورزشکاران و هزینههای مستقل خود را دارد.
بنابراین نخستین خطای تحلیلی میتواند همین باشد که جمع حسابی را به وحدت ماهوی تبدیل کنیم.
چرا حساسیت افکار عمومی قابل درک است؟
با این حال، تفکیک دو عدد به معنای بیاعتبار دانستن انتقادها نیست.
فولاد مبارکه یک شرکت بورسی بزرگ است و هر ریالی که در آن هزینه میشود، در نهایت باید بتواند در برابر سهامدار، نهادهای نظارتی و افکار عمومی توضیح داده شود. این حساسیت زمانی بیشتر میشود که اقتصاد ایران با تورم، محدودیت منابع و فشار بر بنگاههای تولیدی روبهروست.
اتفاقاً پاسخ حرفهای به چنین شرایطی، کوچکنمایی رقمها یا متهم کردن منتقدان به بیاطلاعی نیست؛ راه درست، شکستن عدد بزرگ به اجزای آن و توضیح دقیق فلسفه، دوره و محل مصرف هر جزء است.
در پرونده حاضر همین کار تصویر متفاوتی ایجاد میکند.
۲ همت مسئولیت اجتماعی چگونه شکل گرفته است؟
اینفوگرافیک مربوط به مسئولیت اجتماعی فولاد مبارکه که مبنای بخشی از این بررسی قرار گرفته، عددها را نسبتاً روشن بیان میکند.
بودجه مسئولیتهای اجتماعی از ۱۱۰۰ میلیارد تومان به ۲۰۰۰ میلیارد تومان افزایش یافته است؛ یعنی افزایشی معادل ۹۰۰ میلیارد تومان. اما در همان سند دو نکته تعیینکننده وجود دارد. نخست اینکه این افزایش با عبارت «فقط برای یک سال» معرفی شده است. دوم اینکه هدف اصلی افزایش، مشارکت در بازسازی خسارتهای ناشی از حملات دشمن در منطقه عنوان شده است.
این دو گزاره، ماهیت افزایش را تغییر میدهد. اگر افزایش ۹۰۰ میلیارد تومانی یک رشد دائمی در هزینه جاری CSR بود، یک نوع تحلیل لازم داشت؛ اما اگر بخش افزودهشده برای یک دوره مشخص و در واکنش به یک رخداد فوقالعاده در نظر گرفته شده باشد، باید آن را در چارچوب دیگری بررسی کرد.
به بیان دیگر، سؤال دقیق دیگر این نیست که: چرا فولاد مبارکه بودجه مسئولیت اجتماعی خود را تقریباً دو برابر کرد؟
سؤال دقیقتر این است: چرا فولاد مبارکه برای یک سال، ۹۰۰ میلیارد تومان به بودجه مسئولیت اجتماعی افزود و این مبلغ قرار است در چه پروژههایی برای جبران و بازسازی خسارات مصرف شود؟
این تفاوت کوچک در صورت سؤال، تفاوت بزرگی در نتیجه تحلیل ایجاد میکند.
مسئولیت اجتماعی؛ چک سفیدامضا نیست
البته عنوان «مسئولیت اجتماعی» بهخودیخود هیچ هزینهای را موجه نمیکند. در سالهای گذشته یکی از نقدهای جدی به CSR شرکتهای بزرگ ایرانی، پراکندگی کمکها، فقدان شاخص اندازهگیری اثر، تبدیل مسئولیت اجتماعی به روابط عمومی و توزیع منابع در پروژههای کوچک و غیرمرتبط بوده است.
اتفاقاً در اینفوگرافیک فولاد مبارکه ادعا شده که شرکت قصد دارد از مدل «توزیع و خرد کردن منابع حمایتی» فاصله بگیرد و به سمت اجرای خدمات عامالمنفعه در مقیاس کلان حرکت کند.
این جهتگیری، اگر در عمل با شفافیت مالی، گزارش پروژه، شاخص اثر و حسابرسی همراه شود، قابل دفاعتر از کمکهای پراکنده است؛ اما اعتبار آن نیز نهایتاً باید از طریق نتیجه سنجیده شود، نه شعار.
سه محور اعلامشده برای فعالیت اجتماعی فولاد مبارکه سلامت، محرومیتزدایی و توسعه فرهنگی با تمرکز بر انس با قرآن است؛ چارچوبی که پیشتر نیز از سوی مدیرعامل گروه فولاد مبارکه اعلام شده بود.
در حوزه سلامت نیز نمونه شاخص، طرح غربالگری سرطان است. اطلاعات ارائهشده از انجام بیش از ۴۰۰ هزار غربالگری و شناسایی ۳۶۰۰ مورد پرخطر پیشسرطانی سخن میگوید. هدف اعلامشده طرح، پوشش جمعیتی بسیار گستردهتری است.
اینها دادههایی هستند که درباره آنها میتوان و باید پرسید: هزینه هر غربالگری چقدر است؟ چه تعداد تشخیص زودهنگام به درمان منجر شده؟ چه میزان هزینه نظام سلامت کاهش یافته؟ و شاخص اثربخشی پروژه چیست؟
یعنی دفاع از مسئولیت اجتماعی زمانی معتبر است که از زبان عدد و نتیجه عبور کند، نه از زبان شعار.
و اما ۲.۵ همت سپاهان
بخش دوم عدد ۴.۵ همت، ماهیت دیگری دارد. باشگاه سپاهان یک تیم فوتبال منفرد نیست. دادههای جدید ارائهشده برای این پرونده از فعالیت ۱۵ رشته ورزشی، ۶۸ تیم و حدود ۲۳۰۰ ورزشکار، مربی و عضو کادر زن و مرد حکایت دارد. کانال رسمی گروه فولاد مبارکه نیز پیشتر سپاهان را مجموعهای چندرشتهای و بخشی از پیوند اجتماعی صنعت با جامعه معرفی کرده است.
این سابقه نیز مهم است: در مجمع سال ۱۴۰۴، بودجه رسمی باشگاه از ۹۹۰ میلیارد تومان به ۱۵۰۰ میلیارد تومان افزایش یافت و مدیرعامل فولاد مبارکه همان زمان تأکید کرد که حمایت نباید صرفاً به فوتبال محدود شود و سایر رشتههای ورزشی نیز باید مورد توجه قرار گیرند. این افزایش در رسانه رسمی گروه و خبرگزاری تسنیم نیز ثبت شده است.
براساس اطلاعات ارائهشده برای گزارش حاضر، بودجه باشگاه در ادامه دوره قبل به ۲ همت رسیده و رقم جدید ۲.۵ همت مطرح شده است. با این حال، سند عمومی مستقلی که جزئیات مصوبه جدید ۲.۵ همتی را به همان روشنی مصوبه ۱۵۰۰ میلیارد تومانی سال قبل تشریح کند، تا زمان تنظیم این گزارش در دسترس بررسی قرار نگرفته است.
این محدودیت مهم است و نباید پنهان شود. اما حتی با پذیرش رقم ۲.۵ همت، باز سؤال صحیح این نیست که «چرا ۲.۵ همت برای تیم فوتبال خرج میشود؟»؛ زیرا صورت مسئله از ابتدا نادرست است.
سؤال حرفهای این است:
بودجه ۲.۵ همتی باشگاه میان چه رشتهها، تیمها، ردههای پایه، ورزش بانوان، تیم حرفهای، زیرساخت، نیروی انسانی و سایر هزینههای باشگاه توزیع میشود و چه میزان از آن واقعاً متعلق به فوتبال حرفهای است؟ شفافیت پاسخ به همین سؤال میتواند بخش بزرگی از مناقشه را پایان دهد.
مشکل اصلی شاید نه «عدد»، بلکه «نحوه بیان عدد» باشد
در این میان یک درس ارتباطی مهم وجود دارد. وقتی دو رقم بزرگ و حساس در یک جمله در کنار یکدیگر قرار میگیرند، مخاطب الزاماً تفکیک حسابداری پشت آنها را نمیبیند. او فقط ۴.۵ همت را میشنود.
در اقتصاد تورمی امروز ایران، «همت» خود یک واحد خبری شده است؛ واحدی که بزرگیاش توجه ایجاد میکند و در شبکههای اجتماعی بهسادگی قابلیت تیتر شدن دارد.
بنابراین بیان «۴.۵ همت برای مسئولیت اجتماعی و باشگاه» حتی اگر از نظر ریاضی کاملاً درست باشد، از منظر ارتباطات عمومی میتواند یک خطای جدی باشد؛ زیرا دو تصمیم مستقل را به یک تصویر ذهنی تبدیل میکند.
این مسئله نمونهای از تفاوت میان شفافیت عددی و شفافیت معنایی است.
ممکن است تمام اعداد گفته شده باشند و هیچ عددی مخفی نشده باشد، اما اگر ساختار ارائه به شکلی باشد که مخاطب معنای دیگری از آنها دریافت کند، ارتباط موفق نبوده است.
فولاد مبارکه حق دارد توضیح دهد؛ افکار عمومی هم حق دارد سؤال کند
راه برونرفت از این بحث نه حمله به منتقدان است و نه دفاع غیرمشروط از شرکت. فولاد مبارکه حق دارد توضیح دهد که چرا بخشی از منابع خود را صرف بازسازی اجتماعی یا ورزش میکند. اصفهان نیز استانی است که صنعت بزرگ، آثار اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی بزرگی در آن ایجاد کرده و انتظار مشارکت بنگاه در مسائل پیرامونی غیرعادی نیست.
از طرف دیگر، سهامدار و افکار عمومی نیز حق دارد بپرسد:
چه مقدار هزینه میشود؟ برای چه مأموریتی؟ در چه دورهای؟ با چه شاخصی؟ چه کسی بر آن نظارت میکند؟ و نتیجه قابل اندازهگیری آن چیست؟
این دو حق در تعارض با یکدیگر نیستند. مسئولیت اجتماعی واقعی از شفافیت نمیترسد و باشگاه حرفهای نیز باید بتواند بودجه خود را با مقیاس فعالیتهایش توضیح دهد.
نتیجه؛ ۴.۵ همت را باید شکست، نه کوچک کرد
اشتباه در مواجهه با بحران ۴.۵ همت این است که بخواهیم عدد را کوچک جلوه دهیم. ۴.۵ هزار میلیارد تومان عدد کوچکی نیست و نباید هم کوچک معرفی شود. اما بزرگ بودن عدد، جای تحلیل آن را نمیگیرد.
آنچه از اطلاعات موجود برمیآید این است که با یک «بودجه ۴.۵ همتی واحد» روبهرو نیستیم؛ بلکه با دو تصمیم متفاوت مواجهیم: یک بودجه ۲ همتی مسئولیت اجتماعی که افزایش ۹۰۰ میلیارد تومانی آن برای یک سال و با اولویت بازسازی خسارات ناشی از جنگ تعریف شده، و یک بودجه ۲.۵ همتی برای یک باشگاه چندرشتهای که منطق و ساختار هزینهای مستقلی دارد.
میتوان هر یک از این دو تصمیم را نقد کرد. میتوان پرسید ۲ همت برای مسئولیت اجتماعی زیاد است یا کم؛ میتوان درباره ۲.۵ همت سپاهان نیز پرسید آیا متناسب با بازده اجتماعی و ورزشی باشگاه است یا خیر. اما برای نقد منصفانه، ابتدا باید موضوع را درست تعریف کرد.
۴.۵ همت، بیش از آنکه نام یک بودجه باشد، حاصل جمع دو تصمیم است.
و شاید مهمترین درس این حاشیه نیز همین باشد: در عصر شبکههای اجتماعی، شرکتهای بزرگ تنها مسئول درست خرج کردن پول نیستند؛ مسئول درست توضیح دادن پول نیز هستند.