تعرفهها نقشه بازار جهانی فولاد را تغییر میدهند
تشدید تعرفهها و محدودیتهای وارداتی، قواعد رقابت در بازار جهانی فولاد را تغییر داده و تولیدکنندگان را از مدل صادراتمحور به سمت تولید نزدیکتر به بازارهای مصرف سوق داده است و این روند به منطقهای شدن بازار فولاد و افزایش اهمیت محل تولید در کنار قیمت و کیفیت محصول منجر شده است.
احسان رنجبران_ پایگاه خبری «معدن نامه»: بازار جهانی فولاد در حال عبور از الگویی است که در آن هزینه تولید، کیفیت محصول و دسترسی به بازارهای صادراتی مهمترین عوامل رقابت بودند. تشدید تعرفهها، سهمیههای وارداتی و قواعد مبدأ بازار فولاد را به سمت مجموعهای از بازارهای منطقهای سوق داده است. به اعتقاد مؤسسه رتبهبندی کرهای Korea Investors Service این تغییر شرکتهای فولادی را به بازنگری اساسی در راهبردهای تولید، سرمایهگذاری و صادرات وادار میکند.
تجارت جهانی فولاد در مسیر منطقهای شدن
بر اساس گزارشی که Korea Investors Service منتشر کرده، بازار جهانی فولاد که پیشتر تا حد زیادی بر تجارت نسبتاً آزاد میان مناطق مختلف متکی بود اکنون به سمت شکلگیری بازارهای منطقهای با موانع تجاری بیشتر حرکت میکند.
آغاز این روند به سیاست تجاری آمریکا بازمیگردد. واشنگتن در ادامه اقدامات مرتبط با بخش ۲۳۲ قانون تجارت، معافیتها و سهمیههای اختصاصی برخی کشورها را محدود کرده و تعرفه واردات فولاد را به ۵۰ درصد رسانده است. این سیاست جریان عرضه فولاد در بازار جهانی را تحت تأثیر قرار داده و واکنش زنجیرهای سایر بازارهای بزرگ را به دنبال داشته است.
اتحادیه اروپا نیز سهمیه واردات بدون تعرفه را کاهش داده و برای واردات خارج از سهمیه، تعرفه ۵۰ درصدی در نظر گرفته است. کانادا، مکزیک، هند و شماری از کشورهای جنوب شرق آسیا نیز محدودیتهای بیشتری برای واردات فولاد اعمال کردهاند.
در چنین شرایطی مزیت رقابتی فولادسازان دیگر صرفاً به هزینه تولید و کیفیت محصول وابسته نیست و دسترسی به بازار، برخورداری از سهمیه وارداتی و امکان اثبات منشأ محصول به عواملی تعیینکننده در رقابت تبدیل شدهاند. بهبیاندیگر محل تولید فولاد اهمیت بیشتری در تعیین امکان فروش آن پیدا کرده است.
کره جنوبی میان تعرفههای آمریکا و فولاد ارزان چین
این تغییر ساختار برای کره جنوبی اهمیت ویژهای دارد. صنعت فولاد این کشور بهشدت به بازارهای خارجی وابسته است و حدود ۴۰ درصد از تولید فولاد کره برای بازارهای صادراتی تولید میشود.
بسته شدن تدریجی بازارهای بزرگ صادراتی، همزمان با افزایش فشار فولاد چین شرایط را برای فولادسازان کرهای دشوارتر کرده است. کاهش طولانیمدت فعالیت بازار مسکن چین، مصرف فولاد این کشور را کاهش داده و به افزایش فشار عرضه در بازارهای خارجی منجر شده است. بر اساس گزارش KIS مصرف داخلی فولاد چین به حدود ۸۰۰ میلیون تن رسیده است.
بخشی از مازاد عرضه چین راهی بازار کره جنوبی شده و همین مسئله مانع از افزایش قابلتوجه قیمت فولاد در بازار داخلی این کشور شده است.
دولت کره برای مقابله با این فشار دامنه اقدامات ضددامپینگ علیه فولاد چین و ژاپن را افزایش داده است. این اقدامات ابتدا محصولاتی مانند ورقهای سنگین را هدف قرار میداد، اما اکنون محصولاتی مانند ورقهای پوششدار، فولاد زنگنزن و تیرآهنهای H شکل را نیز دربر گرفته است.
باوجوداین KIS هشدار میدهد که اثر چنین سیاستهایی ممکن است محدود باشد. صادرکنندگان میتوانند با تغییر ترکیب محصولات و انتقال صادرات به محصولات نیمهساخته مانند اسلب یا استفاده از کشورهای ثالث بخشی از محدودیتهای تجاری را دور بزنند.
صادرات دیگر فقط به کارخانه وابسته نیست
تحولات اخیر نشان میدهد که سیاستهای تجاری بیش از گذشته بر حجم صادرات فولاد اثر میگذارند. صادرات فولاد کره جنوبی پس از افت متوالی در فاصله سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ در سال ۲۰۲۴ نشانههایی از بهبود نشان داد اما در ابتدای سال ۲۰۲۵ دوباره تحت تأثیر موانع تجاری آمریکا و اروپا وارد مسیر نزولی شد.
این روند یک تغییر مهم را در منطق رقابت صنعت فولاد نشان میدهد. در گذشته فولادسازی که میتوانست محصولی با کیفیت و قیمت رقابتی تولید کند، شانس بیشتری برای حضور در بازارهای جهانی داشت. اکنون ممکن است همان محصول به دلیل تعرفه، سهمیه یا قواعد مبدأ اساساً امکان ورود به یک بازار مشخص را نداشته باشد. در نتیجه مزیت تولید در یک کشور لزوماً به مزیت صادراتی تبدیل نمیشود.
فولادسازان به مشتری نزدیکتر میشوند
واکنش شرکتهای بزرگ فولادی نیز بر همین اساس در حال تغییر است. تولیدکنندگان بهجای آنکه تمام ظرفیت خود را در کشور مبدأ مستقر کنند و سپس محصول را به بازارهای مختلف صادر کنند، به سمت ایجاد ظرفیت تولید در نزدیکی بازارهای مصرف حرکت کردهاند.
POSCO یکی از نمونههای این تغییر راهبرد است. این شرکت با همکاری JSW Group در حال توسعه یک مجتمع فولادی یکپارچه با ظرفیت ۶ میلیون تن در هند است و همزمان ظرفیت تولید خود در اندونزی را افزایش میدهد.
هدف این سرمایهگذاریها تنها افزایش ظرفیت تولید نیست. تولید در داخل یا نزدیک بازار هدف میتواند بخشی از ریسک تعرفههای وارداتی و محدودیتهای تجاری را کاهش دهد و دسترسی شرکت به مشتریان نهایی را پایدارتر کند.
Hyundai Steel نیز همین مسیر را در آمریکای شمالی دنبال میکند. این شرکت همراه با Hyundai Motor، Kia و POSCO در حال ساخت یک کارخانه فولادسازی مبتنی بر کوره قوس الکتریکی در لوئیزیانا با سرمایهگذاری ۵.۸ میلیارد دلار است.
این کارخانه قرار است فولاد مورد نیاز زنجیره تولید خودرو در آمریکای شمالی را تأمین کند. از نگاه تحلیلگران این پروژه بیش از آنکه صرفاً به معنای ایجاد فروش جدید باشد، راهی برای جایگزین کردن بخشی از ظرفیت صادراتی از دسترفته در نتیجه تغییر شرایط تجاری است.
سرمایهگذاری نزدیک بازار، هزینه سنگینی دارد
تغییر مدل تولید از صادراتمحور به تولید منطقهای البته بدون هزینه نیست. ساخت کارخانههای جدید در بازارهای هدف به سرمایهگذاریهای سنگین نیاز دارد و بازگشت این سرمایه ممکن است سالها طول بکشد. همین مسئله باعث میشود وضعیت مالی شرکتها به یکی از عوامل تعیینکننده در موفقیت راهبرد جدید تبدیل شود.
POSCO به دلیل برخورداری از بدهی پایین، توان مالی بیشتری برای توسعه ظرفیتهای خارجی دارد. در مقابل، شرکتهایی مانند Hyundai Steel و SeAH Steel وابستگی بیشتری به تأمین مالی از طریق بدهی دارند و به همین دلیل اجرای پروژههای بزرگ خارجی میتواند فشار بیشتری بر ترازنامه آنها وارد کند.
SeAH Steel مسیر متفاوتی را دنبال کرده است. این شرکت که ۴۳ درصد درآمد کسبوکار لوله آن از آمریکای شمالی تأمین میشود، در حال تکمیل یک کارخانه تولید آلیاژهای ویژه در تگزاس است. استقرار تولید در بازار هدف میتواند این شرکت را در برابر تغییرات مقررات تجاری آمریکا تا حدی مقاومتر کند.
پایان مدل تولید ارزان و صادرات جهانی؟
تحولات بازار فولاد کره جنوبی را میتوان نمونهای از تغییر گستردهتر در صنعت فولاد جهان دانست. کاهش رشد تقاضای جهانی، مازاد ظرفیت در برخی مناطق، فشار صادراتی چین و افزایش سیاستهای حمایتی دولتها، مدل سنتی تجارت فولاد را با چالش روبهرو کرده است.
بر اساس تازهترین برآورد انجمن جهانی فولاد، رشد تقاضای جهانی فولاد در سال ۲۰۲۶ تنها حدود ۰.۳ درصد پیشبینی شده است. همزمان تقاضای فولاد چین همچنان تحت تأثیر اصلاح بازار مسکن قرار دارد. این ترکیب فضای چندانی برای جذب سریع ظرفیت مازاد در بازار جهانی باقی نمیگذارد.
در چنین شرایطی، بازار جهانی فولاد الزاماً به معنای پایان تجارت بینالمللی نیست، اما قواعد آن در حال تغییر است. شرکتها باید علاوه بر هزینه تولید و کیفیت، محل تولید، قواعد مبدأ، دسترسی به سهمیهها، سیاستهای تجاری و توان مالی برای سرمایهگذاری در بازارهای هدف را نیز در تصمیمهای خود لحاظ کنند.
KIS در جمعبندی خود بر همین نکته تأکید دارد که مسئله اصلی برای فولادسازان صرفاً داشتن یک راهبرد جدید نیست، بلکه توان مالی برای اجرای آن است. سرمایهگذاری در ظرفیتهای منطقهای و حرکت به سمت محصولات کمکربن، هزینههای اولیه سنگینی دارد و بازگشت نقدینگی حاصل از آنها به زمان نیاز خواهد داشت.
از این نظر رقابت در صنعت فولاد وارد مرحلهای شده است که در آن «کجا تولید میکنی» میتواند به اندازه «چقدر ارزان تولید میکنی» اهمیت داشته باشد. بازار جهانی فولاد در حال تبدیلشدن به شبکهای از بازارهای منطقهای است و شرکتهایی که نتوانند خود را با این جغرافیای جدید تجارت وفق دهند، ممکن است حتی با وجود برخورداری از فناوری و ظرفیت تولید رقابتی، دسترسی خود به مشتریان را از دست بدهند.