۲۰۲۶: سال تعیینکننده برای بازار جهانی فولاد سبز
بازارهای جهانی فولاد سبز در سال ۲۰۲۶ وارد مرحلهای تعیینکننده میشوند که در آن وعدهها و روایتهای تبلیغاتی جای خود را به الزامات قانونی، محاسبات دقیق انتشار کربن و واقعیتهای اقتصادی میدهند. پس از سالها اعلام برنامه، اجرای پروژههای پایلوت و فعالیتهای رسانهای، فولاد سبز همچنان در محدودهای تخصصی باقی مانده است و حتی در اروپا که خاستگاه اصلی جنبش کربنزدایی فولاد بهشمار میرود نیز همین وضعیت بر قرار است.
احسان رنجبران_ پایگاه خبری «معدن نامه»: سال ۲۰۲۶ نخستین سالی است که موضوع فولاد سبز بهطور جدی با سیاستگذاری جدید و فشار واقعی بازار مواجه میشود. اجرای سازوکار تعدیل مرزی کربن (CBAM) در اتحادیه اروپا از ژانویه ۲۰۲۶، نقطه عطفی اساسی در این زمینه محسوب میشود که این سازوکار تعاریف از فولاد سبز را شفافتر میکند، ساختار هزینهها را تغییر میدهد و بهتدریج تولیدکنندگان پیشرو را از عقبماندگان تفکیک خواهد کرد.
در حالی که اروپا مسیر خود را با فشار مقرراتی پیش میبرد، آسیا رویکردی مبتنی بر عملگرایی هزینه و فناوری اتخاذ کرده و خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) تلاش دارد خود را بهعنوان تأمینکننده راهبردی فولاد و مواد اولیه با انتشار بسیار پایین کربن معرفی کند. ایالات متحده نیز وارد دوره عدمقطعیت شده است زیرا دولت جدید از اهداف فدرال صنایع سبز فاصله گرفته و فضایی پراکنده ایجاد کرده که در آن، مشوقهای ایالتی و تقاضای شرکتها (به جای سیاستهای ملی) مسیر فولاد کمکربن را تعیین میکنند. مجموع این تحولات، چهارچوب رقابت جهانی فولاد سبز را در سالهای پیش رو شکل خواهد داد.
فستمارکتس (Fastmarkets) در گزارشی بازار جهانی فولاد سبز در سال ۲۰۲۶ را بررسی کرده و نشان میدهد چگونه برخی مناطق از صحبت کردن درباره فولاد سبز به سمت کربنزدایی قابل اندازهگیری حرکت میکنند.
اروپا و پایان ابهام
در اروپا، ابهام پیرامون مفهوم فولاد سبز بهتدریج بیشتر و بیشتر میشود. اجرای CBAM، تولیدکنندگان و واردکنندگان را وادار میکند انتشار گازهای گلخانهای را با دقتی بیسابقه محاسبه کنند. با معنادار شدن هزینههای CBAM، بازار دیگر نمیتواند بر برندسازیهای مبهم یا حسابداری موازنه جرمی (mass-balance) تکیه کند.
در این شرایط نیاز به یک گواهینامه هماهنگ و برچسب معتبر «فولاد سبز» ضروری است و بدون برچسبگذاری معتبر در سمت عرضه و قابلیت رهگیری، خطر تضعیف اعتماد بازار وجود دارد که این موضوع میتواند سرمایهگذاری و خرید فولاد سبز را با تردید مواجه کند. از همین رو ابتکاراتی مانند استاندارد LESS (Low Emission Steel Standard) یا Responsible Steel اهمیت یافتهاند.
اگر LESS یا استانداردی مشابه بهطور گسترده میان تولیدکنندگان، خریداران و نهادهای نظارتی اروپا پذیرفته شود، سال ۲۰۲۶ میتواند نقطه تولد «بازارهای پیشرو» معتبر برای فولاد با انتشار کم کربن باشد. در چنین شرایطی خریداران بزرگ، از خودروسازان گرفته تا شرکتهای ساختمانی دیگر نمیتوانند صرفاً به ادعاهای بازاریابی بسنده کنند و نیاز به دادههای تأییدشده انتشار گازها خواهند داشت. این تحول میتواند فولاد کمانتشار را به مبنای جدید تأمین مسئولانه تبدیل کند.
پریمیوم قیمتی: ثابت اما شکننده
تا امروز فولادسازان اروپایی در دریافت پریمیوم قیمتی فولاد سبز (اختلاف قیمت آن با فولاد معمولی) برای فولاد سبز با چالش جدی مواجه بودهاند. خریداران به پرداخت قیمت بالاتر تمایلی ندارند و در کنار آن آگاهی محدود مصرفکنندگان از مفهوم فولاد سبز، مانع اصلی این مسیر بوده است. منابع بازار تأکید میکنند نبود استانداردهای مشترک (حتی در تعریف فولاد سبز) پذیرش این محصولات را کند کرده است.
بر اساس روششناسی فستمارکتس، فولاد تخت سبز اروپا به محصولی اطلاق میشود که میزان انتشار اسکوپ ۱، ۲ یا ۳ آن حداکثر ۰٫۸ تن CO₂ به ازای هر تن فولاد باشد. ارزیابی هفتگی فستمارکتس نشان میدهد اختلاف قیمت فولاد سبز تخت داخلی نسبت به شاخص HRC تحویل درب کارخانه در شمال اروپا، در تاریخ ۲ ژانویه ۱۰۰ تا ۱۷۰ یورو (۱۱۷ تا ۱۹۹ دلار) به ازای هر تن بوده که نسبت به ۲۴ دسامبر بدون تغییر مانده است.
در طول سال ۲۰۲۵، پریمیوم فولاد سبز تخت نسبتاً ثابت و در بازه ۱۲۰ تا ۱۸۰ یورو در هر تن نوسان داشته است که این ثبات بیانگر برداشت نسبتاً پایدار بازار از هزینه اضافی فولاد سبز و نبود فشار شدید صعودی یا نزولی است.
پروژههای متوقفشده
با وجود حمایتهای دولتی، گذار به کربنزدایی برای فولادسازان اروپایی همچنان سخت است. یک منبع اروپایی در این رابطه میگوید: حتی با پشتیبانی قوی سیاستگذاری و احتمال افزایش تقاضا بهدلیل تغییرات مقرراتی، تولید فولاد سبز پرهزینه بوده و مقیاسپذیری آن دشوار است.
قطعی نبودن مقرراتی و مشکلات اقتصادی باعث شده چندین فولادساز بزرگ اروپایی استراتژیهای کربنزدایی خود را بازنگری کنند. سالزگیتر اجرای پروژه سبز Salcos را به تعویق انداخت، آرسلورمیتال ساخت واحدهای DRI را حتی با وجود حمایت دولتی لغو کرد و تایسنکروپ مناقصه هیدروژن پروژه فولاد سبز خود را به دلیل قیمتهای بالا متوقف کرد، هرچند بر تعهد به تحول سبز سایت دویسبورگ تأکید دارد. SSAB نیز به دلیل چالشهای فنی و تأخیر در نوسازی شبکه برق ملی آغاز پروژه Lule Green را از پایان ۲۰۲۸ به پایان ۲۰۲۹ موکول کرد.
پارادوکس منطقه MENA: مزیت کربنی بدون بازار مصرف
منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA: Middle East and North Africa) از نظر تولید فولاد کمکربن، قویترین موقعیت را در میان همه مناطق دارد. صنعت فولاد این منطقه نسبتاً جدید و تقریباً ۱۰۰٪ مبتنی بر کوره قوس الکتریکی است، بهطوری که انتشار CO₂ آن کمتر از یک تن به ازای هر تن فولاد است در حالی که میانگین جهانی ۱٫۹ تن برآورد میشود.
با وجود ذخایر فراوان گاز، پتانسیل بالای انرژی تجدیدپذیر، ظرفیت توسعه هیدروژن سبز و موقعیت جغرافیایی مناسب، چالش اصلی MENA عدم تطابق سبد تولید با نیاز بازار اروپا است. راجش سینگ مدیرکل United Iron and Steel، در رویداد MEIS در دبی گفت: اروپا سالانه حدود ۳۸ تا ۴۲ میلیون تن فولاد وارد میکند که بیش از ۹۰٪ آن محصولات تخت است، در حالی که MENA عمدتاً محصولات طویل تولید میکند و اروپا به آن نیاز ندارد.
از سال ۲۰۲۶، واردات فولاد طویل به اروپا نیز با اجرای قوانین تجاری جدید کاهش خواهد یافت که عرضه خارجی را حدود ۵۰٪ محدود میکند. بر این اساس تنها ۸۴۴ هزار تن میلگرد و ۱٫۵۶ میلیون تن وایرراد میتوانند بدون تعرفه ۵۰٪ وارد اتحادیه اروپا شوند.
چین: توان فنی بالا و چالش هزینه CBAM
چین در حال پیشبرد تولید و صادرات فولاد سبز است و بسیاری از کارخانهها توانستهاند انتشار کربن را ۳۰ تا ۴۰ درصد نسبت به مسیر سنتی BF-BOF کاهش دهند. برخی تولیدکنندگان چینی هماکنون محصولاتی مطابق با معیارهای CBAM تولید میکنند. گروه HBIS با استفاده از متالورژی هیدروژنی، در سال ۲۰۲۵ نخستین محموله اسلب فولاد سبز خود را به اروپا صادر کرد و Baowu Steel نیز میلگرد سبز برای پروژههای ساختمانی کمکربن تأمین کرده است.
چین همچنین از عرضه گسترده برق سبز برخوردار است. تا پایان ۲۰۲۴ ظرفیت نصبشده انرژیهای نو در این کشور به ۱٫۴۱ میلیارد کیلووات رسید که ۴۲٪ کل ظرفیت برق چین را تشکیل میدهد. با این حال نگرانیها درباره هزینههای CBAM پابرجاست. کمیسیون اروپا مقدار پیشفرض انتشار HRC چین را ۳٫۱۸۷ تن CO₂ به ازای هر تن تعیین کرده که هزینهای معادل ۱۴۵٫۴۶ یورو در هر تن ایجاد میکند.
آمریکا: عقبنشینی فولاد سبز در فضای سیاسی جدید
با آغاز دومین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵، سیاستهای ایالات متحده بهطور محسوسی از دوره بایدن فاصله گرفته است. کنار گذاشتن سیاستهای اقلیمی و محدود شدن دسترسی پروژههای خورشیدی و بادی به اعتبارهای مالیاتی، موجب افت شتاب جنبش فولاد سبز شده است. ترامپ با تصویب قانون OBBBA، برخی مشوقهای قانون IRA را لغو کرد و تغییرات اقلیمی را بزرگترین فریب تاریخ خواند.
در چنین فضایی، ابتکارات فولاد سبز در آمریکا رشد قابلتوجهی نداشتهاند. فعالان بازار معتقدند فولاد آمریکا بهدلیل سهم بالای EAF (بیش از ۷۰٪ تولید) به طور کلی پاکتر است. ارزیابی هفتگی فستمارکتس نیز نشان میدهد اختلاف قیمت فولاد سبز داخلی آمریکا نسبت به HRC همچنان صفر دلار باقی مانده است. آستانه کربنی فستمارکتس برای فولاد سبز آمریکا ۰٫۷ تن CO₂e به ازای هر تن فولاد تعیین شده و استفاده از اعتبارات جبرانی کربن نیز مجاز نیست.
جمعبندی
سال ۲۰۲۶ نقطه عطفی در مسیر توسعه بازار فولاد سبز به شمار میرود. این بازار پس از سالها تبلیغات و پروژههای پایلوت، اکنون با الزامات قانونی، محاسبات دقیق انتشار کربن و واقعیتهای اقتصادی روبهرو شده است. اتحادیه اروپا با اجرای سازوکار تعدیل مرزی کربن (CBAM) از ژانویه ۲۰۲۶، تعریف شفافتری از فولاد سبز ارائه میدهد و هزینهها و رقابت در بازار را بازسازی میکند. این تغییرات ضرورت استانداردهای معتبر مانند LESS یا Responsible Steel را برجسته کرده و موجب میشود خریداران بزرگ برای تأمین فولاد کمکربن به دادههای تأییدشده انتشار گازها متکی باشند.
در اروپا پریمیوم قیمتی فولاد سبز همچنان نسبتاً ثابت است، اما تولیدکنندگان با چالش هزینه و مقیاسپذیری مواجهاند و برخی پروژهها به دلیل مشکلات فنی و اقتصادی به تعویق افتادهاند.
در منطقه MENA، تولید فولاد کمکربن از نظر فناوری و منابع انرژی در وضعیت مناسبی قرار دارد، اما عدم تطابق با نیاز بازار اروپا محدودیتهای صادراتی ایجاد میکند. چین با ظرفیت فنی بالا و دسترسی به برق سبز، مسیر صادرات فولاد سبز به اروپا را دنبال میکند، اگرچه هزینههای CBAM همچنان نگرانی مهمی برای تولیدکنندگان این کشور است.
در آمریکا نیز سیاستهای دولت جدید سبب کاهش شتاب حرکت به سمت فولاد کمکربن شده و بازار داخلی بیشتر مبتنی بر تولید EAF پاکتر است، اما اختلاف قیمت برای فولاد سبز همچنان ناچیز باقی مانده است.
در مجموع سال ۲۰۲۶ آغاز مرحلهای تعیینکننده برای جهانی شدن بازار فولاد سبز است. در این مرحله الزامات قانونی و دادههای قابل اعتماد، نقش اصلی را در شکلدهی به رقابت، سرمایهگذاری و اعتماد بازار ایفا خواهند کرد.