محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟/ گزارش پانزدهم:
محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟
معدن و محیطزیست نه دشمنان اجتنابناپذیرند و نه همپیمانان طبیعی. میان آنها تنشی دائمی وجود دارد که فقط با قانون، علم، شفافیت، نظارت مستقل و مشارکت مردم قابل مدیریت است.
جمعبندی نهایی این پرونده، ده اصل غیرقابل مذاکره را برای توسعه معدنی مسئولانه در ایران پیش روی سیاستگذاران و شرکتها قرار میدهد.
چکامه جواهری آریا_ پایگاه خبری «معدن نامه»: پرونده «معدن و محیطزیست» با یک پرسش آغاز شد: آیا معدن یک ضرورت اقتصادی است یا زخمی بر طبیعت؟
پاسخ ساده نیست. معدن میتواند به رشد اقتصادی کمک کند. با این حال، مدیریت نادرست آن به آب، خاک و سلامت مردم آسیب میزند. بنابراین، وجود ذخیره معدنی بهتنهایی توسعه ایجاد نمیکند. توسعه زمانی شکل میگیرد که ارزش زیر زمین، زندگی روی زمین را نابود نکند.
آب، خاک، مرتع و زیستگاه سرمایههای ملی هستند. سلامت مردم و اعتماد عمومی نیز ارزش دارند. اگر دولت و شرکت این ارزشها را نادیده بگیرند، محاسبه سود معدن کامل نخواهد بود. در این شرایط، طبیعت و جامعه هزینهای را میپردازند که در حساب مالی شرکت دیده نمیشود.
معدن فقط تولید و صادرات نیست
مدیران معمولاً معدن را با چند شاخص اقتصادی میسنجند. ذخیره، عیار، تولید و صادرات از مهمترین این شاخصها هستند. اشتغال و درآمد دولت نیز اهمیت دارند. با این حال، این اعداد همه واقعیت را نشان نمیدهند. مصرف آب، تخریب خاک و آلودگی هوا نیز هزینه دارند. افزون بر این، معدن ممکن است به جاده، مرتع و کشاورزی آسیب بزند.
بیماری، مهاجرت و کاهش ارزش زمین نیز هزینههای اجتماعی معدن هستند. بنابراین، دولت باید هزینههای محیطزیستی را در محاسبات پروژه وارد کند. ممکن است یک معدن روی کاغذ سودآور باشد. اما اگر مردم هزینه آن را بپردازند، این سود واقعی نیست.
آب؛ نخستین خط قرمز معدن
آب مهمترین خط قرمز معدنکاری در ایران است. ایران کشوری خشک و کمآب است. بنابراین، هیچ معدن بزرگی نباید بدون بررسی منابع آب فعالیت کند. وجود ذخیره معدنی برای صدور مجوز کافی نیست. نخست، شرکت باید منبع آب خود را مشخص کند. سپس، کارشناسان باید اثر معدن بر چشمهها و آبخوانها را بررسی کنند.
نیاز کشاورزان و مردم منطقه نیز اهمیت دارد. همچنین، حقابه محیطزیست نباید نادیده گرفته شود. نهاد ناظر باید کیفیت آب را پیش از آغاز فعالیت ثبت کند. در نتیجه، کارشناسان میتوانند تغییرات بعدی را با وضعیت اولیه مقایسه کنند. اگر منطقه آب کافی ندارد، دولت نباید مجوز صادر کند. برخی ذخایر قابلیت استخراج دارند. با این حال، کمبود آب اجازه بهرهبرداری از آنها را نمیدهد.
هر معدن به پاسپورت آبی نیاز دارد
هر معدن بزرگ باید یک پاسپورت آبی داشته باشد. این سند باید مقدار مصرف آب را مشخص کند. همچنین، منبع تأمین آب باید در آن ثبت شود. شرکت باید روش بازچرخانی آب را نیز توضیح دهد. افزون بر این، مقدار پساب و نحوه مدیریت آن باید روشن باشد.
برنامه معدن برای دوره خشکسالی نیز ضروری است. شرکت باید اطلاعات مصرف آب را در اختیار مردم قرار دهد. در نتیجه، جامعه محلی میتواند ادعاهای شرکت را بررسی کند. دولت باید پاسپورت آبی را پیش از صدور مجوز مطالبه کند. تهیه این سند پس از آغاز بحران، دیگر فایدهای ندارد.
باطله؛ دومین خط قرمز معدن
باطله فقط یک پسماند عادی نیست. سد باطله یکی از پرخطرترین بخشهای معدن است. شکست این سد میتواند طی چند دقیقه فاجعه ایجاد کند. در چنین حادثهای، جان مردم به خطر میافتد. منابع آب، زمین کشاورزی و زیستگاهها نیز آسیب میبینند. بنابراین، شرکت باید باطله را مانند یک سازه پرخطر مدیریت کند.
مهندسان باید سد را براساس استانداردهای سخت طراحی کنند. سپس، نهاد ناظر باید ساخت و بهرهبرداری آن را کنترل کند. مسئولیت مدیران و پیمانکاران نیز باید روشن باشد. هیچ مدیری نباید پس از حادثه پشت نام شرکت پنهان شود.
اطلاعات سد باطله باید عمومی باشد
شرکت باید وضعیت سد باطله را بهطور منظم گزارش کند. حجم باطله و ظرفیت باقیمانده باید روشن باشد. همچنین، بازرسان مستقل باید نتایج بررسی خود را منتشر کنند. معدن به یک برنامه واکنش اضطراری نیاز دارد. مسئولان محلی و مردم پاییندست باید این برنامه را بدانند. آنها باید مسیر خروج و محل امن را نیز بشناسند.
بنابراین، اطلاعات ایمنی نباید محرمانه بماند. انتشار این اطلاعات اعتماد عمومی را افزایش میدهد. همچنین، ممکن است جان مردم را در زمان حادثه نجات دهد.
تنوع زیستی؛ سومین خط قرمز
همه زیستگاهها قابل احیا نیستند. برخی مناطق طبیعی کمیاب و حساس هستند. بنابراین، معدن نباید وارد این مناطق شود. وجود یک ذخیره ارزشمند، همیشه به معنای مجاز بودن استخراج نیست. دولت باید گونههای در معرض خطر را شناسایی کند. مسیر مهاجرت جانوران نیز باید مشخص باشد.
همچنین، منابع حساس آب و زیستگاههای خاص باید حفاظت شوند. مناطق حفاظتشده نیز نباید به پهنه معدنی تبدیل شوند. در چنین مناطقی، وعده احیا قابل قبول نیست. زیستبومی که طی هزاران سال شکل گرفته، با کاشت چند نهال بازسازی نمیشود.
ابتدا مناطق ممنوعه را مشخص کنید
در برخی موارد، دولت ابتدا پهنه معدنی را معرفی میکند. سپس، سازمان محیطزیست باید برای حفاظت از منطقه وارد مذاکره شود. این روش منطقی نیست.
نخست، دولت باید مناطق ممنوعه را مشخص کند. پس از آن، محدودههای کمخطرتر را معرفی کند. این روش از تعارضهای بعدی جلوگیری میکند. همچنین، سرمایهگذار از ابتدا محدودیتهای پروژه را میداند. در نتیجه، منابع خود را صرف یک پروژه غیرقابل اجرا نمیکند.
جامعه محلی؛ چهارمین خط قرمز
معدن در فضای خالی فعالیت نمیکند. هر پروژه در نزدیکی روستا، خانه، مزرعه یا مرتع قرار دارد. بنابراین، مردم محلی بخشی از آثار معدن را تحمل میکنند. آنها فقط مخاطب پروژه نیستند.
جامعه محلی باید در تصمیمگیری سهم داشته باشد. همچنین، مردم باید از منافع معدن بهره ببرند. اگر شرکت مردم را نادیده بگیرد، اعتماد عمومی را از دست میدهد. مجوز قانونی نمیتواند جای اعتماد را بگیرد. حتی یک معدن دارای مجوز نیز ممکن است با اعتراض مردم متوقف شود.
مشارکت مردم باید واقعی باشد
شرکت نباید مشارکت را به یک جلسه تشریفاتی محدود کند. نخست، مدیران باید اطلاعات پروژه را منتشر کنند. سپس، مردم باید فرصت پرسش و اعتراض داشته باشند.
کارشناسان نیز باید گزارشهای فنی را با زبان ساده توضیح دهند. مهمتر از همه، نتیجه گفتوگو باید بر طراحی معدن اثر بگذارد. اگر شرکت همه تصمیمها را گرفته باشد، جلسه عمومی معنایی ندارد. چنین جلسهای فقط برای اعلام تصمیم برگزار میشود. بنابراین، مشارکت باید پیش از صدور مجوز آغاز شود.
توافقنامه توسعه محلی
شرکت باید تعهدات خود به مردم منطقه را مکتوب کند. توافقنامه توسعه محلی میتواند این تعهدات را روشن کند. اشتغال بومی باید در این سند مشخص باشد. آموزش فنی و خرید از پیمانکاران محلی نیز اهمیت دارند. همچنین، شرکت باید سهم خود را در توسعه زیرساختها اعلام کند.
جبران خسارت و حمایت از مشاغل جایگزین نیز باید در توافق ثبت شوند. هر تعهد به زمانبندی نیاز دارد. شاخص ارزیابی نیز باید مشخص باشد. در نتیجه، مردم میتوانند وعدهها را با عملکرد شرکت مقایسه کنند.
سلامت عمومی؛ پنجمین خط قرمز
معدن میتواند سلامت مردم و کارکنان را تهدید کند. گردوغبار، فلزات سنگین و آلودگی آب از مهمترین خطرها هستند. سروصدا و تردد کامیونها نیز کیفیت زندگی را کاهش میدهند.
بنابراین، شرکت باید برنامه پایش سلامت داشته باشد. پیش از آغاز پروژه، نهاد مسئول باید وضعیت سلامت مردم را ثبت کند. سپس، این پایش باید ادامه یابد.
شرکت باید نتایج را نیز منتشر کند. اگر معدن درآمد ایجاد کند، اما بیماری بر جای بگذارد، توسعه رخ نداده است.
جهان به معدن نیاز دارد
با وجود این خطرها، توقف کامل معدن راهحل نیست. زیرساخت، مسکن و حملونقل به مواد معدنی نیاز دارند. صنعت و فناوری نیز بدون معدن شکل نمیگیرند.
از سوی دیگر، گذار انرژی به مواد معدنی بیشتری نیاز دارد. پنل خورشیدی، توربین بادی و خودرو برقی به فلزات وابسته هستند. شبکه برق نیز به مس، فولاد و آلومینیوم نیاز دارد.
بنابراین، آینده کمکربن هم به معدن وابسته است. سیاست درست، تعطیلی کامل معدن نیست. در مقابل، دولت نباید استخراج بیقیدوشرط را بپذیرد. راه درست، معدنکاری مشروط، شفاف و مسئولانه است.
همزیستی به معنای نبود خسارت نیست
همزیستی معدن و محیطزیست به معنای حذف همه خسارتها نیست. هر معدن بخشی از زمین را تغییر میدهد. جادهسازی و تولید باطله نیز اثر دارند.
با این حال، دولت و شرکت میتوانند خسارت را کاهش دهند. نخست، بعضی مناطق باید از معدن دور بمانند. در مناطق دیگر، فناوری مناسب میتواند اثرها را محدود کند.
همچنین، نظارت مستقل باید عملکرد شرکت را کنترل کند. شرکت نیز باید هزینه خسارت را بپردازد. بنابراین، همزیستی به قانون و نظارت نیاز دارد. تبلیغات سبز نمیتواند جای این نظام را بگیرد.
ده اصل معدنکاری مسئولانه در ایران
اصل اول؛ تعیین مناطق ممنوعه
دولت باید پیش از معرفی پهنههای معدنی، مناطق ممنوعه را مشخص کند. زیستگاههای حساس و منابع آب باید در اولویت باشند. مناطق حفاظتشده نیز باید از معدن دور بمانند.
این تصمیم از تعارضهای بعدی جلوگیری میکند. همچنین، سرمایهگذار از ابتدا محدودیتهای واقعی را میشناسد.
اصل دوم؛ ارزیابی مستقل محیطزیستی
ارزیابی محیطزیستی نباید یک مرحله اداری ساده باشد. کارشناسان مستقل باید گزارش را تهیه کنند. همچنین، شرکت متقاضی نباید نتیجه ارزیابی را کنترل کند.
نهاد مسئول باید گزارش را منتشر کند. دانشگاهها، متخصصان و مردم نیز باید امکان بررسی آن را داشته باشند. در نتیجه، گزارش قابل نقد و راستیآزمایی خواهد بود.
اصل سوم؛ حق توقف پروژه بهدلیل آب
در مناطق بحرانی، آب باید بر استخراج اولویت داشته باشد. اگر پروژه منبع پایدار آب ندارد، دولت نباید مجوز بدهد. وعده انتقال آب در آینده نیز کافی نیست.
شرکت باید منبع قطعی را پیش از آغاز فعالیت معرفی کند. همچنین، نهاد ناظر باید اختیار توقف پروژه را داشته باشد.
اصل چهارم؛ مدیریت سختگیرانه باطله
شرکت باید سد باطله را مانند یک سازه خطرناک مدیریت کند. بازرسی مستقل و پایش مداوم ضروری هستند. همچنین، معدن باید برنامه اضطراری داشته باشد.
مردم منطقه باید به اطلاعات ایمنی دسترسی داشته باشند. از سوی دیگر، مسئولیت مدیران باید روشن باشد.
اصل پنجم؛ ضمانت مالی احیا
شرکت باید پیش از استخراج، ضمانت مالی ارائه کند. این ضمانت باید هزینه تعطیلی و ایمنسازی معدن را پوشش دهد. احیای زمین و مدیریت آب نیز باید در آن دیده شوند.
دولت باید مبلغ ضمانت را بهطور منظم بررسی کند. اگر شرکت ورشکسته شد، مردم نباید هزینه احیا را بپردازند. اصل روشن است: شرکت سود میبرد، پس شرکت باید احیا را تضمین کند.
اصل ششم؛ مشارکت جامعه محلی
مردم باید پیش از صدور مجوز در جریان پروژه قرار گیرند. شرکت باید توافقنامه توسعه محلی تنظیم کند.
اشتغال، آموزش و پیمانکاری باید در این سند روشن باشند. همچنین، شرکت باید روش جبران خسارت را مشخص کند. مردم نیز به یک سازوکار مستقل برای شکایت نیاز دارند.
اصل هفتم؛ انتشار عمومی دادهها
شرکت باید اطلاعات آب، خاک و هوا را منتشر کند. اطلاعات باطله و احیا نیز باید عمومی باشند. همچنین، نهاد ناظر باید تخلفات و جریمهها را اعلام کند.
این دادهها امکان نظارت مستقل را فراهم میکنند. در نتیجه، مردم میتوانند شرکت مسئول را از شرکت متخلف تشخیص دهند.
اصل هشتم؛ نهاد ناظر قدرتمند
نهاد ناظر باید اختیار توقف فعالیت را داشته باشد. همچنین، این نهاد باید بتواند مجوز را تعلیق کند.
جریمه نیز باید از منفعت تخلف بیشتر باشد. در غیر این صورت، شرکت جریمه را بخشی از هزینه خود میداند. استقلال نهاد ناظر نیز ضروری است. نظارت بدون اختیار، فقط تخلف را ثبت میکند.
اصل نهم؛ عبور از خامفروشی
افزایش استخراج بهتنهایی توسعه ایجاد نمیکند. کشور باید فرآوری و تولید محصول نهایی را گسترش دهد. بهرهوری نیز باید افزایش یابد.
از سوی دیگر، بازیافت میتواند نیاز به استخراج تازه را کاهش دهد. هر تن ماده معدنی باید بیشترین ارزش را ایجاد کند. در نتیجه، کشور میتواند با استخراج کمتر، درآمد بیشتری داشته باشد.
اصل دهم؛ برنامه تعطیلی از روز نخست
هر معدن عمر محدودی دارد. بنابراین، شرکت باید پایان فعالیت را از ابتدا طراحی کند. روش ایمنسازی و احیای زمین باید روشن باشد. همچنین، مدیریت آب پس از تعطیلی اهمیت دارد.
برنامه معدن باید آینده کارکنان و مردم منطقه را نیز در نظر بگیرد. معدن مسئولانه، برنامه تعطیلی را به سال آخر موکول نمیکند.
نبود این اصول چه پیامدی دارد؟
اگر این اصول اجرا نشوند، مشکلات بهتدریج افزایش مییابند. نخست، مصرف آب یا گردوغبار نادیده گرفته میشود. سپس، اعتراض مردم افزایش پیدا میکند.
اختلاف با دستگاههای دولتی نیز گسترش مییابد. پس از آن، تخلفها به پرونده قضایی تبدیل میشوند. اعتبار شرکت و دولت نیز آسیب میبیند.
در نهایت، یک پروژه اقتصادی به بحران اجتماعی و سیاسی تبدیل میشود. بنابراین، پیشگیری از بحران کمهزینهتر است.
پرسش درست درباره معدن ایران
پرسش اصلی این نیست که ایران معدن داشته باشد یا نه. ایران ذخایر معدنی دارد و به توسعه اقتصادی نیاز دارد. با این حال، سیاستگذار باید پرسشهای دقیقتری مطرح کند:
- کدام معدن؟
- در کدام منطقه؟
- با کدام منبع آب؟
- با چه فناوری؟
- با چه ضمانت مالی؟
- زیر نظر کدام نهاد؟
- با چه سهمی برای مردم؟
- با چه میزان شفافیت؟
هرجا پاسخها روشن و مستند باشند، معدن میتواند به توسعه کمک کند. اما پاسخهای مبهم و تبلیغاتی نشانه خطر هستند.
جمعبندی نهایی پرونده
معدن و محیطزیست الزاماً دشمن یکدیگر نیستند. با این حال، آنها دوستان طبیعی هم نیستند. میان این دو تنشی دائمی وجود دارد. قانون و علم میتوانند این تنش را مدیریت کنند. شفافیت و نظارت مستقل نیز ضروری هستند. همچنین، مردم باید در تصمیمگیری حضور داشته باشند. همزیستی واقعی یک شعار ساده نیست.
این همزیستی به نظامی سخت، دائمی و قابل سنجش نیاز دارد. اگر چنین نظامی وجود نداشته باشد، معدن به بحران تبدیل میشود. برای ایران، معدن زمانی قابل دفاع است که ارزش زیر زمین، زندگی روی زمین را نابود نکند.
هیچ ماده معدنی آنقدر ارزشمند نیست که آب، خاک، سلامت مردم و آینده سرزمین بیارزش فرض شود.