ایرانذوب چگونه از ریختهگری سنتی به قطعهسازی پیشرفته رسید؟
راهاندازی کارخانه شماره ۲ ایرانذوب با سرمایهگذاری بیش از ۴۷۰ میلیارد تومانی، فراتر از افزایش ظرفیت سالانه از ۱۰ به ۲۵ هزار تن، منطق تولید و ساختار بهای تمامشده شرکت را دگرگون کرده است. تجهیز این واحد به خط تماماتوماتیک دیزاماتیک علاوه بر جهش سهبرابری سرعت و افت ۳۰ درصدی هزینهها، مسیر نفوذ به زنجیره ارزش فولاد مبارکه و صنایع ریلی را هموار ساخته است؛ رویکردی که به گفته علی کریمی، مدیرعامل ایرانذوب، گامی بنیادین برای تبدیل این مجموعه به هاب تخصصی قطعهسازی کشور و توسعه بازارهای صادراتی به شمار میرود.
به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه»، در صنعتی مانند ریختهگری، افزایش ظرفیت تولید بهتنهایی الزاماً به معنای توسعه نیست. اگر ظرفیت تازه با فناوری بهتر، محصول باکیفیتتر، هزینه پایینتر و بازار بزرگتر همراه نشود، کارخانه جدید صرفاً تعداد بیشتری قطعه تولید خواهد کرد. پروژه کارخانه شماره ۲ ایرانذوب از این منظر داستان متفاوتی دارد: یک سرمایهگذاری بیش از ۴۷۰ میلیارد تومانی که ظرفیت ریختهگری شرکت را از ۱۰ هزار تن به ۲۵ هزار تن در سال رسانده و همزمان فناوری تولید، بهرهوری، مصرف انرژی و دامنه بازارهای هدف را تغییر داده است.
پروژه احداث و راهاندازی کارخانه شماره ۲ از تیرماه ۱۴۰۴ آغاز شد و در بهمن همان سال به بهرهبرداری رسید؛ یعنی طراحی، تأمین، آمادهسازی زیرساخت، جانمایی و نصب تجهیزات و راهاندازی خطوط در فاصلهای حدود هشت ماه انجام شد. در این مسیر ۱۵ پیمانکار داخلی، از جمله برخی شرکتهای دانشبنیان، مشارکت کردند.
اما اهمیت پروژه را باید فراتر از زمان اجرای آن دید. کارخانه قدیمی ایرانذوب عمدتاً با روشهای دستی و نیمهاتوماتیک کار میکرد؛ کارخانه جدید در نقطه مقابل، به خط قالبگیری تماماتوماتیک دیزاماتیک مجهز شده است. این تغییر، در واقع تغییر در منطق تولید است، نه فقط تعویض چند دستگاه.
ظرفیت بیشتر، اما با فناوری متفاوت
پیش از اجرای پروژه، ظرفیت سالانه ایرانذوب حدود ۱۰ هزار تن بود. راهاندازی کارخانه شماره ۲، ۱۵ هزار تن ظرفیت جدید ایجاد کرد و ظرفیت کل ریختهگری شرکت را به ۲۵ هزار تن رساند. ظرفیت اسمی کارخانه جدید نیز ۱۵ هزار تن در سال تعیین شده است.
خط دیزاماتیک، مهمترین تفاوت فناورانه کارخانه جدید است. این تجهیز که در سال ۱۳۹۹ از فنلاند خریداری شده بود، پس از طی مراحل طراحی و آمادهسازی زیرساخت، در پروژه کارخانه شماره ۲ نصب و راهاندازی شد. بر اساس اطلاعات پروژه، سرعت تولید خط جدید در مقایسه با تجهیزات قبلی حدود سه برابر افزایش یافته است.
این افزایش سرعت در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که صنعت ریختهگری نهتنها با مسئله ظرفیت، بلکه با مسئله کیفیت و تکرارپذیری نیز مواجه است. اتوماسیون میتواند خطای ناشی از فرآیندهای دستی را کاهش دهد و تولید یکنواختتری ایجاد کند. اثر اقتصادی این تغییر نیز قابل توجه است. برآورد پروژه نشان میدهد بهرهوری عملیاتی میتواند بین ۱۵ تا ۲۵ درصد بهبود پیدا کند، ضایعات ماسه ۱۰ تا ۲۰ درصد کاهش یابد و قیمت تمامشده محصولات تا حدود ۳۰ درصد پایین بیاید.
اگر این برآوردها در تولید پایدار محقق شوند، کارخانه شماره ۲ صرفاً ظرفیت ایرانذوب را بزرگتر نکرده است؛ بلکه میتواند ساختار هزینه شرکت را نیز تغییر دهد. این همان نقطهای است که یک طرح توسعه صنعتی از «افزایش ظرفیت» به «افزایش رقابتپذیری» تبدیل میشود.
مسئله اصلی، بازار است نه فقط کارخانه
ظرفیت تازه زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکند که بازار جذب آن را داشته باشد. ایرانذوب نیز در حال حرکت به همین سمت است.
علی کریمی، مدیرعامل ایرانذوب، در گفتوگو با ایراسین میگوید افزایش ظرفیت علاوه بر افزایش تناژ، باعث «ارتقای فناوری، توان فنی و کیفیت» شده و شرکت را وارد مرحله جدیدی از فعالیت صنعتی کرده است. (ایراسین)
به گفته او، ایرانذوب پیش از این عمدتاً در صنایع سیمان، معدن و فولاد فعالیت داشت، اما ارتقای فناوری و دقت تولید امکان ورود شرکت به صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، ریلی، خودرو و لوازم خانگی را فراهم کرده است.
این تغییر بازار، احتمالاً مهمتر از خود افزایش ظرفیت است. زیرا یک کارخانه ریختهگری برای رشد پایدار باید بتواند از بازارهای محدود و سنتی خود فاصله بگیرد و محصولات خود را به زنجیرههایی بفروشد که ارزش افزوده و الزامات کیفی بالاتری دارند.
قرار گرفتن در زنجیره تأمین فولاد
یکی از مهمترین بخشهای استراتژی جدید ایرانذوب، ارتباط نزدیکتر با زنجیره فولاد و بهخصوص فولاد مبارکه است.
کریمی درباره هدف کوتاهمدت شرکت گفته است که ایرانذوب به دنبال تبدیل شدن به مجموعهای تخصصی برای تولید انواع قطعات ریختهگری فولادی و چدنی مورد نیاز صنایع فولادی، از جمله فولاد مبارکه، است. به گفته او، افزایش ظرفیت و ارتقای فناوری نیز در همین راستا انجام شده است.
این هدف را باید در چارچوب بزرگتری دید. در صنایع بزرگ، بخش مهمی از رقابت دیگر صرفاً در خود کارخانه اصلی اتفاق نمیافتد؛ بلکه کیفیت و تابآوری زنجیره تأمین نیز اهمیت پیدا کرده است. تولید داخلی قطعات تخصصی میتواند وابستگی به واردات را کاهش دهد، زمان تأمین قطعات را کوتاه کند و بخشی از ارزش افزوده را در داخل زنجیره صنعتی نگه دارد.
مدیرعامل ایرانذوب نیز هدف نهایی شرکت را «تبدیلشدن به هاب تولید قطعات ریختهگری فولادی و چدنی مورد نیاز صنایع فولاد و سایر صنایع کشور» عنوان کرده و گفته است که امیدوار است فولاد مبارکه بتواند بخشی از قطعات یدکی مورد نیاز خود را در داخل زنجیره تأمین و از طریق ایرانذوب تأمین کند.
زیرساخت، گلوگاه پنهان توسعه
افزایش ظرفیت کارخانه بدون توسعه زیرساختهای انرژی ممکن نبود. ایرانذوب پیش از این ۳.۵ مگاوات ظرفیت برق داشت، اما اجرای طرح توسعه نیازمند افزایش آن به ۷ مگاوات بود. این افزایش با همکاری شرکت صنایع نیرو و انرژی پاک فولاد، «صناپ»، انجام شد. ظرفیت پست گاز نیز از ۴۰۰ هزار مترمکعب به یک میلیون مترمکعب افزایش یافت و سیستمهای موجود همزمان توسعه و بهروزرسانی شدند.
این بخش از پروژه شاید در نگاه نخست کمتر از خط اتوماتیک دیزاماتیک جذاب باشد، اما در اقتصاد صنعتی ایران اهمیت آن بیشتر است. توسعه ظرفیت تولید بدون برق، گاز و زیرساخت پایدار عملاً ظرفیت اسمی باقی میماند. از این منظر، کارخانه شماره ۲ تنها یک پروژه تجهیزاتی نیست؛ بلکه مجموعهای از سرمایهگذاریهای مکمل برای تبدیل ظرفیت اسمی به ظرفیت عملیاتی است.
انرژی کمتر، ضایعات کمتر
پروژه توسعه در عین افزایش تولید، به مسئله بهرهوری منابع نیز توجه کرده است. استفاده از کورههای القایی و سیستم جدید بگفیلتر با مکش جانبی و قدرت بالاتر، کنترل دود و غبار را بهبود داده است. همچنین انتشار فرار دود در زمان سربارهگیری و تخلیه در مبدأ کنترل میشود. برآوردهای پروژه از کاهش ۵ تا ۱۵ درصدی مصرف ویژه انرژی و کاهش ۱۰ تا ۲۰ درصدی ضایعات ماسه حکایت دارد. بنابراین، فناوری جدید دو کار را همزمان انجام میدهد: ظرفیت تولید را بالا میبرد و مصرف منابع به ازای هر واحد تولید را پایین میآورد. این ترکیب برای یک صنعت انرژیبر، اهمیت مستقیمی بر قیمت تمامشده دارد.
عراق؛ بازار نزدیک برای ظرفیت تازه
افزایش ظرفیت داخلی همزمان با جستوجوی بازار خارجی دنبال شده است. طبق اطلاعات پروژه، ایرانذوب سهم صادراتی تا ۱۰ درصد تولید را هدفگذاری کرده است. سرعت بالاتر، کیفیت یکنواختتر و کاهش قیمت تمامشده از عواملی هستند که میتوانند به رقابتپذیری محصولات در بازارهای منطقهای کمک کنند.
اما مدیرعامل ایرانذوب بازار عراق را مشخصتر از این هدف کلی ترسیم میکند. به گفته کریمی، وجود ۳۶ کارخانه سیمان فعال در شمال و جنوب عراق، ظرفیت صادرات محصولات ایرانذوب به این کشور را حدود ۷ هزار تن در سال ایجاد میکند. ایرانذوب در سال ۱۴۰۴ نیز بهعنوان شرکت صادراتی و واحد صنعتی نمونه استان انتخاب شده است.
شرکت همچنین برنامهای با عنوان «ایرانذوب پلاس ۲» تعریف کرده که توسعه صادرات به کشورهای شرق و غرب آسیا را دنبال میکند. ثبت برند ایرانذوب در عراق و تهیه طرح توجیهی برای ایجاد یک واحد صنعتی در این کشور نیز در دستور کار قرار گرفته است.
از ریختهگری تا قطعهسازی ریلی
برنامه توسعه ایرانذوب به فولاد محدود نیست. این شرکت قصد دارد از ظرفیتهای هلدینگ توکاریل و مجموعه توکا فولاد برای ورود جدیتر به زنجیره قطعات صنعت ریلی استفاده کند.
کریمی میگوید ایجاد یک واحد تولید قطعات و راهاندازی «شاپ قطعات» در دستور کار قرار گرفته تا قطعات ریختهگریشده در ایرانذوب در همین مجموعه تحت عملیات نهایی ماشینکاری قرار گیرند. خرید تجهیزات ماشینکاری و راهاندازی این شاپ نیز از برنامههای اصلی سال جاری اعلام شده است.
این مرحله از توسعه اهمیت خاصی دارد: ایرانذوب در صورت تکمیل این زنجیره، از یک تولیدکننده قطعات ریختهگری به مجموعهای نزدیکتر به قطعهساز تبدیل میشود؛ یعنی بخشی از ارزش افزودهای که پیشتر ممکن بود در حلقه دیگری از زنجیره ایجاد شود، در داخل شرکت خلق خواهد شد.
