فولاد سفید دشت گامی مهم در مسیر ایرانیسازی پروژههای صنعتی است
افتتاح نخستین فولادسازی تمام ایرانی کشور در سفیددشت تنها یک پروژه صنعتی نیست بلکه نمادی از حرکت ایران به سمت خودکفایی در صنایع سنگین است. این تجربه نشان میدهد که اتکا به توان داخلی میتواند هم دستاوردهایی چون اشتغالزایی، صرفهجویی ارزی و توسعه منطقهای به همراه داشته باشد و هم چالشهایی همچون محدودیت فناوری و خطر خودکفایی نمادین را پیش روی صنعت قرار دهد.
به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه»، روز سهشنبه 4 شهریور واحد فولادسازی، ریختهگری، اکسیژن، آبرسانی و پست برق فولاد سفیددشت بدون نیاز به کارشناسان خارجی، نصب و راهاندازی شد. مدیرعامل شرکت فولاد مبارکه در مراسم افتتاح این فولادسازی، این پروژه را نخستین واحد فولادسازی کاملاً ایرانی دانست که بدون حضور کارشناسان خارجی و با تلاش متخصصان داخلی راهاندازی شده و نه تنها ظرفیت تولید فولاد کشور را افزایش میدهد، بلکه زمینهساز اشتغالزایی و کاهش هزینهها نیز خواهد بود.
به همین بهانه به بررسی این موضوع میپردازیم که راهاندازی یک فولادسازی تمام ایرانی چطور میتواند الگوی خودکفایی در صنایع بزرگ دیگر باشد و مزایا و معایب این اتفاق را بررسی میکنیم.
نگاهی به نخستین فولادسازی تمام ایرانی و پیامدهای آن برای صنعت کشور
افتتاح نخستین فولادسازی تمام ایرانی کشور در سفیددشت چهارمحال و بختیاری را میتوان نقطه عطفی در مسیر توسعه صنعتی ایران دانست. این پروژه که با سرمایهگذاری ۲۴۰ میلیون یورویی و اتکا به توان متخصصان داخلی راهاندازی شد، از همان ابتدا بهعنوان نمادی از «خودکفایی صنعتی» معرفی شد. اما پرسش اصلی این است که ایرانی بودن چنین پروژههایی تا چه اندازه میتواند از سطح شعار فراتر رود و در عمل منجر به تحولی پایدار در صنعت کشور شود؟
_مزیت اول: کاهش وابستگی به کارشناسان خارجی
یکی از مهمترین دستاوردهای پروژه سفیددشت، نصب و راهاندازی کامل واحد فولادسازی، ریختهگری، اکسیژن، آبرسانی و پست برق توسط نیروهای داخلی بود. در بسیاری از پروژههای مشابه، بخشهای حساس مانند نصب تجهیزات ریختهگری یا راهاندازی کوره قوس الکتریکی نیازمند حضور کارشناسان خارجی است. نبود این وابستگی علاوه بر کاهش هزینهها، باعث شد دانش فنی در داخل کشور تثبیت شود و امکان انتقال تجربیات به پروژههای بعدی فراهم آید.
در شرایطی که ایران در سالهای اخیر با محدودیتهای ناشی از تحریم مواجه بوده، چنین استقلالی میتواند مزیتی استراتژیک به حساب آید. این تجربه نشان داد که حتی در صنایع پیچیده و سرمایهبر نیز میتوان با اتکا به دانش بومی از موانع عبور کرد.
مزیت دوم: صرفهجویی ارزی و تقویت صنایع داخلی
طبق اعلام مسئولان پروژه، حدود ۶۰ درصد تجهیزات این فولادسازی در داخل کشور تولید شده و تنها ۴۰ درصد از خارج وارد شده است. این موضوع به معنای آن است که نه تنها بخش بزرگی از هزینهها در چرخه اقتصادی داخل کشور باقی مانده، بلکه صنایع ماشینسازی، ریختهگری و برق داخلی نیز از اجرای این پروژه منتفع شدهاند.
در واقع هر پروژهای از این دست میتواند به رونق صنایع بالادستی و پاییندستی منجر شود و در نتیجه ارزش افزوده بیشتری در کشور ایجاد کند. اگر این روند ادامه پیدا کند، زنجیرهای از صنایع داخلی تقویت خواهد شد که در آینده توان رقابت با شرکتهای خارجی را خواهند داشت.
مزیت سوم: اشتغال پایدار و توسعه منطقهای
راهاندازی فولاد سفیددشت برای ۸۰۰ نفر اشتغال مستقیم و بیش از ۴ هزار نفر اشتغال غیرمستقیم ایجاد کرده است. اگرچه اشتغال در پروژههای صنعتی موضوع تازهای نیست، اما تفاوت این پروژه در آن است که بخش عمده نیروهای متخصص و کارگر از داخل کشور تأمین شدهاند. این امر هم از مهاجرت نیروهای متخصص به خارج جلوگیری میکند و هم موجب توسعه منطقهای در استان چهارمحال و بختیاری میشود.
چالش اول: آیا فناوری بومی کافی است؟
با وجود تمام این مزیتها نمیتوان از برخی چالشها نیز چشم پوشید. یکی از مهمترین دغدغهها این است که آیا فناوریهای مورد استفاده در پروژههای تمام ایرانی، همسطح با استانداردهای جهانی هستند یا خیر. بهعنوانمثال در حوزه بهرهوری انرژی، کاهش آلایندگی یا بهروزرسانی نرمافزارهای کنترلی، هنوز فاصلههایی میان ایران و کشورهای پیشرو وجود دارد.
اگرچه استفاده از تجهیزات داخلی قابل ستایش است، اما در بلندمدت برای رقابت در بازارهای جهانی باید کیفیت، طول عمر و بهرهوری این تجهیزات ارتقا یابد، در غیر این صورت ممکن است پروژههای ایرانیسازی تنها در داخل کشور جوابگو باشند و در عرصه صادرات مزیتی ایجاد نکنند.
چالش دوم: محدودیت در تنوع محصولات
یکی دیگر از معایب احتمالی پروژههای تمام ایرانی، محدودیت در تولید محصولات متنوع و خاص است. صنعت فولاد جهانی به سمت تولید فولادهای آلیاژی، سبک و با مقاومت ویژه پیش میرود. این محصولات نیازمند فناوریهای پیشرفته و همکاری با مراکز تحقیقاتی بینالمللی هستند.
اگر پروژههای داخلی صرفاً بر تولید محصولات متداول متمرکز بمانند، خطر آن وجود دارد که نقش ایران در بازارهای جهانی به تأمینکننده فولاد خام یا نیمهخام محدود شود و از ارزش افزوده بالاتر محروم بماند.
چالش سوم: خطر خودکفایی نمادین
برخی کارشناسان نیز معتقدند که نباید هر پروژهای که بر پایه توان داخلی اجرا میشود را به معنای خودکفایی کامل تعبیر کرد. گاهی ایرانی بودن پروژهها بیش از آنکه واقعیتی فنی و اقتصادی باشد، بیشتر کارکرد تبلیغاتی دارد.
برای نمونه در پروژه سفیددشت اگرچه نصب و راهاندازی توسط متخصصان داخلی انجام شد، اما همچنان ۴۰ درصد تجهیزات از خارج وارد شد. این نشان میدهد که مسیر خودکفایی صنعتی هنوز نیمهتمام است و برای تحقق واقعی آن باید بر توسعه فناوریهای پیشرفته در داخل کشور تمرکز شود.
چشمانداز: الگوی پروژههای آینده
با وجود این چالشها، تجربه سفیددشت میتواند الگویی ارزشمند برای پروژههای آینده باشد. نخست اینکه این پروژه نشان داد امکان اجرای پروژههای عظیم صنعتی بدون اتکا به خارجیها وجود دارد. دوم اینکه صنایع داخلی را به سمت رشد و تکامل سوق داد و سوم اینکه ثابت کرد در شرایط تحریم نیز میتوان پروژههایی در مقیاس جهانی به سرانجام رساند.
اگر این مسیر ادامه یابد، پروژههای بعدی نیز میتوانند با اتکا به تجربیات سفیددشت با سرعت و کیفیت بیشتری پیش بروند. در این صورت ایرانی بودن پروژهها دیگر تنها یک شعار نخواهد بود، بلکه به واقعیتی پایدار و راهبردی در صنعت کشور تبدیل خواهد شد.
نتیجهگیری
خودکفایی صنعتی اگرچه در ایران همواره بهعنوان یک آرمان مطرح بوده، اما تا پیشازاین کمتر در عمل محقق شده بود. پروژه فولاد سفیددشت نشان داد که این آرمان میتواند رنگ واقعیت به خود بگیرد. با این حال برای آنکه این دستاورد پایدار و اثرگذار باشد، باید بهطور مستمر بر ارتقای فناوری، افزایش بهرهوری و تنوع محصولات تمرکز کرد.
به عبارت دیگر خودکفایی واقعی زمانی محقق میشود که صنایع داخلی نه تنها نیاز کشور را تأمین کنند، بلکه در بازار جهانی نیز رقابتپذیر باشند. پروژه سفیددشت یک گام مهم در این مسیر بود، اما مسیر اصلی هنوز ادامه دارد.