تداوم تکیه جهان بر زغالسنگ؛ ایران در سایه یارانه گاز و واردات پرهزینه
با وجود گذشت بیش از یک قرن از آغاز انقلاب صنعتی، زغالسنگ همچنان یکی از ارکان اصلی تأمین انرژی جهان به شمار میرود؛ منبعی که زمانی بیش از ۹۴ تا ۹۵ درصد انرژی مصرفی جهان را تأمین میکرد و عملاً موتور محرک انقلاب صنعتی بود. هرچند با ورود نفت، گاز و انرژی هستهای در قرن بیستم از سهم آن کاسته شد، اما تا پایان این قرن همچنان بیش از ۵۰ درصد انرژی جهان از زغالسنگ تأمین میشد.
به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه» در قرن بیستویکم و با افزایش نگرانیها درباره گرمایش زمین، حساسیت نسبت به سوختهای فسیلی بیشتر شده است. با این حال، زغالسنگ جایگاه خود را در سبد انرژی جهان حفظ کرده و سالانه حدود ۹ میلیارد تن از این ماده معدنی در جهان مصرف میشود. چین، هند و ایالات متحده بزرگترین مصرفکنندگان زغالسنگ هستند؛ موضوعی که بیش از هر چیز به قیمت پایین آن در مقایسه با سایر منابع انرژی بازمیگردد.
زغالسنگ در سه صنعت اصلی نقش کلیدی دارد. حدود ۴۰ درصد برق جهان از نیروگاههای زغالسوز تولید میشود. همچنین صنعت فولاد سالانه حدود دو میلیارد تن زغالسنگ مصرف میکند و بیش از ۹۰ درصد فولاد جهان وابسته به این منبع است. در صنعت سیمان نیز بیش از ۹۵ درصد تولید به زغالسنگ متکی است. این ماده معدنی در دو نوع حرارتی و متالورژیکی عرضه میشود که هر یک کاربردهای مشخصی در تولید برق و صنایع فلزی دارند.
استفاده از زغالسنگ در ایران سابقهای طولانی دارد. کارخانههای سیمان شهرری و سیمان شرق مشهد و برخی صنایع نساجی در گذشته از این سوخت استفاده میکردند. از دهه ۴۰ شمسی با ورود فناوریهای نوین، استخراج زغالسنگ به شکل تخصصیتری دنبال شد.
ایران دارای چهار حوزه اصلی زغالسنگ شامل کرمان، حوزه شرقی (شاهرود، دامغان و گلستان)، البرز مرکزی (سوادکوه و قائمشهر) و مهمترین آنها طبس است که بزرگترین و غنیترین ذخایر کشور را در خود جای داده است. برآوردها نشان میدهد ایران حدود ۱۴ میلیارد تن ذخیره زمینشناسی زغالسنگ دارد، اما ذخیره قطعی اکتشافشده تنها حدود دو میلیارد تن است که این شکاف عمدتاً ناشی از کمبود فعالیتهای اکتشافی در گذشته عنوان میشود.
با وجود این ظرفیتها، صنعت زغالسنگ در ایران توسعه قابل توجهی نداشته است. یکی از مهمترین دلایل این وضعیت، یارانههای گسترده انرژی بهویژه در حوزه گاز است که طی دهههای گذشته انگیزه استفاده از زغالسنگ را در صنایع کاهش داده است.
در حال حاضر مصرف سالانه زغالسنگ در ایران حدود سه میلیون تن است که نیمی از آن از طریق واردات تأمین میشود. این میزان در مقایسه با کشورهای صنعتی قابل توجه نیست؛ در حالی که ایران با ناترازی جدی انرژی روبهروست.
قیمتگذاری زغالسنگ در داخل کشور بهصورت مصنوعی پایین نگه داشته شده است. در سال ۱۴۰۳ قیمت هر تن زغالسنگ داخلی حدود ۸ میلیون تومان اعلام شد، در حالی که قیمت تمامشده وارداتی به حدود ۲۲ میلیون تومان میرسید. متوسط قیمت جهانی زغالسنگ متالورژیکی نیز حدود ۲۰۰ دلار (بین ۱۵۰ تا ۲۵۰ دلار بسته به کیفیت) است که با تبدیل به نرخ روز، رقمی حدود ۳۴ میلیون تومان برآورد میشود؛ این در حالی است که قیمت داخلی حتی به ۱۵ میلیون تومان هم نرسیده و اخیراً حدود ۱۴ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان اعلام شده است.
برآوردها نشان میدهد سالانه بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار برای واردات زغالسنگ هزینه میشود و این رقم در برخی سالها به ۷۰۰ میلیون دلار نیز رسیده است. بخش قابل توجهی از واردات از مسیرهای غیرمستقیم و با هزینههای حملونقل و کارمزد بالا انجام میشود.
بحران گاز و ضرورت بازنگری
همزمان، صنعت گاز کشور با چالش جدی روبهروست. در دوره اوج مصرف، حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعب کسری گاز وجود دارد که به تعطیلی یا محدودسازی فعالیت صنایع، بهویژه فولاد، منجر میشود. کارشناسان معتقدند در صورت سرمایهگذاری بهموقع در نیروگاههای زغالسوز، میشد بخشی از این کمبود را مدیریت کرد.
به باور کارشناسان، با توجه به وسعت جغرافیایی کشور، امکان احداث نیروگاههای زغالسوز در خارج از محدودههای شهری و حتی در نزدیکی دریا وجود دارد تا آثار زیستمحیطی به حداقل برسد. هشدار داده میشود در صورت تداوم روند فعلی و نبود سرمایهگذاری مناسب، طی چهار تا پنج سال آینده حتی تأمین گاز خانگی نیز با مشکلات جدیتری مواجه شود.
ساختار مصرف و چالش بهرهوری
در بخش مصرف، شرکتهای شبهدولتی بزرگترین مصرفکنندگان زغالسنگ متالورژیکی هستند و بهدلیل ساختار مدیریتی، حساسیت کمتری نسبت به قیمت و بهرهوری دارند. در مقابل، بازار زغالسنگ حرارتی که عمدتاً در اختیار بخش خصوصی است، سازوکار رقابتیتری دارد و قیمت آن حدود ۲۰ میلیون تومان گزارش میشود.
قیمتگذاری زغالسنگ متالورژیکی بر اساس شاخصی معادل حدود ۳۰ درصد قیمت شمش فولاد خوزستان تعیین میشود؛ سازوکاری که با هدف جلوگیری از چانهزنیهای مکرر ایجاد شد، اما اکنون با چالشهایی مواجه است.
در حالی که روند جهانی مصرف زغالسنگ دستکم تا سال ۲۰۳۵ افزایشی پیشبینی میشود، صنعت زغالسنگ ایران با کمبود سرمایهگذاری و ضعف سیاستگذاری مواجه است. تداوم واردات پرهزینه در کنار وجود منابع داخلی، ضرورت بازنگری در سیاستهای انرژی و توجه راهبردی به جایگاه این سوخت در سبد انرژی کشور را دوچندان کرده است.