صنعت خودساخته؛
چگونه فولاد مبارکه ستون اصلی خودکفایی صنعت فولاد ایران پس از انقلاب اسلامی شد؟
سالها پیش، در روزگاری که ایران تازه گام های نخست توسعه صنعتی را برمیداشت، یک آرزوی بزرگ در ذهن مهندسان و صنعتگران ایرانی شکل گرفت؛ ایرانِ فولادی.
در آن سالها تولید فولاد کشور به زحمت به چند صد هزار تن میرسید و بسیاری از نیازهای صنعتی از مسیر واردات تأمین میشد. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مسیری تازه آغاز شد؛ مسیری که قرار بود ایران را از یک مصرف کننده صرف، به تولیدکننده ای بزرگ در عرصه جهانی تبدیل کند. این آرزو سالها بعد، با تولد و بالندگی فولاد مبارکه، رنگ واقعیت گرفت و رؤیای دیرینه ایرانیان جامه عمل پوشید.
از ظرفیتهای محدود تا ارادههای بزرگ
صنعت فولاد همواره یکی از بنیادیترین ارکان توسعه صنعتی هر کشور به شمار میآید. هیچ اقتصادی بدون زیرساختهای فولادی قدرتمند نمیتواند به رشد پایدار دست یابد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران با چالشی بزرگ روبهرو بود؛ ایجاد یک صنعت فولاد بومی، مستقل و توانمند که بتواند نیازهای داخلی را تأمین کرده و کشور را از وابستگی به واردات رهایی بخشد.
در سال ۱۳۵۷ مجموع تولید فولاد کشور حدود ۹۰۰ هزار تن در سال بود. این رقم در مقایسه با نیازهای صنعتی کشور بسیار اندک محسوب میشد و ایران را در زمره واردکنندگان عمده فولاد قرار می داد. ۱۰ سال پس از انقلاب و در سال ۱۳۶۷، تولید فولاد کشور به حدود ۱.۴ میلیون تن رسید؛ یعنی افزایشی نزدیک به ۵۰۰ هزار تن. این رشد در شرایطی رخ داد که کشور علاوه بر مشکلات داخلی متعدد، درگیر جنگ تحمیلی نیز بود. حفظ چرخه تولید در آن سالهای سخت، نشانه ارادهای ملی برای بقا و پیشرفت بود. اما صنعت فولاد ایران برای جهشی بزرگ آماده میشد؛ جهشی که با راهاندازی فولاد مبارکه معنا پیدا کرد.
راهاندازی فولاد مبارکه؛ دروازه ورود ایران به دنیای فولاد مدرن
دهه ۷۰ شمسی نقطه عطفی در تاریخ صنعت ایران بود. در سال ۱۳۷۱ کارخانه فولاد مبارکه به بهرهبرداری رسید ؛ مجموعهای که نه فقط یک کارخانه، بلکه نماد یک تحول ملی بهشمار میرفت. با آغاز به کار این مجتمع عظیم، صنعت فولاد ایران وارد مرحلهای تازه شد.
فولاد مبارکه برای نخستین بار امکان تولید انبوه ورقهای گرم و سرد، محصولات پوششدار و فولادهای کیفی را در داخل کشور فراهم کرد؛ محصولاتی که پیش از آن باید با هزینههای سنگین ارزی وارد میشدند. اکنون این محصولات در قلب فلات مرکزی ایران و به دست متخصصان داخلی تولید میشود و وابستگی صنایع کشور به واردات به تدریج رنگ میبازد.
کارشناسان صنعت فولاد همواره تأکید کردهاند که راهاندازی فولاد مبارکه، دروازه ورود ایران به دنیای فولاد مدرن بود؛ دروازه ای که مسیر خودکفایی واقعی را گشود.
تحول تاریخی تولید فولاد ایران
روند توسعه فولاد مبارکه و صنایع وابسته به آن، به گونهای پیش رفت که در سال ۱۴۰۰ دستکم ۳۵ میلیون تن فولاد در کشور تولید شد. مقایسه این عدد با تولید ۹۰۰ هزار تنی ابتدای انقلاب، ابعاد شگفتانگیز این تحول را آشکار میکند.
این اعداد و ارقام گرچه در ظاهر تنها به معنای رشد و پیشرفت کشور است، اما ورای هرکدام سالها تلاش، زحمت و ازخودگذشتگی نهفته است؛ تلاش هزاران مهندس، کارگر و متخصصی که در سختترین شرایط اقتصادی و تحریمی، چراغ صنعت فولاد را روشن نگه داشتند. اگر این مسیر به رشته تحریر درآید، می توان از هر مرحله آن کتابی مجزا و مفصل ساخت. در قلب این روایت بزرگ، فولاد مبارکه قرار دارد؛ شرکتی که با توسعه مستمر ظرفیتها و بومیسازی فناوری های پیشرفته، پرچمدار جهش تاریخی فولاد ایران بوده است.
دهه ۸۰ سرآغاز جهشی بزرگ
دهه ۸۰ شمسی را بی تردید میتوان نقطه عطف تاریخ صنعت فولاد ایران دانست؛ دورهای که فولاد مبارکه به موتور محرک اصلی توسعه این صنعت تبدیل شد و مفهوم رشد پایدار از یک شعار به یک واقعیت عینی مرتفع شد. در همین سالها بود که با واقعی شدن قیمت محصولات فولادی از طریق راهاندازی بورس فلزات، جریان تازهای از منابع مالی وارد صنعت شد و پروژههای توسعهای یکی پس از دیگری جان گرفتند. همزمان، خصوصیسازی و ورود سرمایهگذاران جدید به این حوزه، امکان اجرای طرحهای بزرگ و افزایش ظرفیت تولید را فراهم کرد.
نتیجه این تحولات، رشدی شگفتانگیز در مقیاس ملی بود. تولید فولاد ایران که در ابتدای انقلاب تنها حدود ۶۰۰ تا ۹۰۰ هزار تن در سال بود، به تدریج اوج گرفت و تا سال ۱۴۰۰ به بیش از ۳۵ میلیون تن رسید؛ جهشی که ایران را به رتبه دهم تولیدکنندگان فولاد جهان رساند. این رشد تنها در حجم تولید خلاصه نشد؛ ظرفیت نصب شده صنعت فولاد کشور نیز به حدود ۴۵ میلیون تن افزایش یافت و زیرساختهای لازم برای صادرات گسترده فراهم شد.
در همین بستر، صادرات فولاد ایران شکلی جدی و حرفهای به خود گرفت؛ بهگونهای که امروز سالانه حدود ۱۲ میلیون تن انواع محصولات فولادی به ارزش تقریبی ۷ میلیارد دلار به بازارهای جهانی عرضه میشود. حضور در بازار ۷۸ کشور جهان در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که صنعت فولاد ایران، به ویژه با محوریت فولاد مبارکه، از مرحله تأمین نیاز داخلی عبور کرده و به کنشگری اثرگذار در تجارت جهانی فولاد تبدیل شده است.
تمام این دستاوردها بیش از هر چیز مرهون نقش محوری فولاد مبارکه است؛ مجموعهای که با توسعه مستمر خطوط تولید، تنوع بخشی به محصولات و ارتقای استانداردهای کیفی، ستون فقرات این جهش تاریخی بوده است. در واقع اگر دهه ۸۰ را دوران طلایی فولاد ایران بنامیم، باید گفت نام فولاد مبارکه با این دوران بهگونهای جداییناپذیر گره خورده است.
بومیسازی فناوری و عبور از تحریمها
یکی از مهمترین شاخصهای خودکفایی صنعتی، توان بومیسازی دانش فنی و تجهیزات است؛ شاخصی که فولاد مبارکه در دهههای اخیر به شکل ملموس آن را محقق کرده است. بسیاری از تجهیزاتی که زمانی باید از خارج وارد میشد، امروز در داخل کشور طراحی و تولید میشوند و شبکه گستردهای از شرکتهای داخلی، دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان را در کنار خود دارند. این توانمندی باعث شده که فولاد مبارکه نهتنها تولیدکننده فولاد باشد، بلکه به یک مرکز فناوری محور تبدیل شود که میتواند از صفر تا صد راهاندازی واحدهای فولادی را در داخل کشور انجام دهد؛ امری که در ابتدای انقلاب حتی تصور آن نیز دشوار بود.
این قابلیت بومیسازی در سالهای اخیر، زمانی اهمیت واقعی خود را نشان داد که صنعت فولاد ایران هدف شدیدترین تحریمها قرار گرفت. محدودیت دسترسی به فناوریهای خارجی و فشارهای اقتصادی، بسیاری از صنایع را دچار توقف یا کاهش ظرفیت کرده بود، اما فولاد مبارکه با تکیه بر مهندسان داخلی، تجهیزات و خطوط تولید بومی و دانش فنی مستقر، بسیاری از گلوگاهها را پشت سر گذاشت و پروژههای توسعهای را بدون اتکا به خارج به سرانجام رساند. در نتیجه، صنعت فولاد کشور نهتنها تولید پایدار خود را حفظ کرد، بلکه توانست ظرفیت صادراتی خود را نیز افزایش دهد؛ بهگونهای که در سال ۱۴۰۴ بیش از ۱۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تن محصولات فولادی به ۷۸ کشور جهان صادر شد.
بومیسازی فناوری همچنین به معنای ایجاد فرصتهای شغلی و توسعه اقتصادی است. تربیت نیروی انسانی متخصص، افزایش همکاری با شرکتهای داخلی و توسعه صنایع پاییندستی، همگی محصول استراتژی بلندمدت فولاد مبارکه در زمینه خوداتکایی فنی و فناوری است. این دستاورد نشان میدهد که حتی در شرایط دشوار و تحریمهای همهجانبه، میتوان با اعتماد به توان داخلی، هم تولید پایدار داشت و هم نقش ایران در بازار جهانی فولاد تقویت شود.
از خودکفایی تا قلههای جهانی
امروز، ایران در عرصه تولید فولاد به جایگاهی رسیده که دههها پیش حتی تصور آن دشوار بود. ظرفیت نصب شده صنعت فولاد کشور به حدود ۴۵ میلیون تن در سال رسیده و تولید سالانه بیش از ۳۰ میلیون تن، ایران را در رتبه دهم تولیدکنندگان جهانی فولاد قرار داده است. اما این تنها آغاز مسیر است؛ سند چشمانداز توسعه صنعت فولاد، دستیابی به تولید ۵۵ میلیون تن در سال را هدفگذاری کرده است.
این هدف، فراتر از یک عدد اقتصادی است؛ نمادی از توانمندی، اراده و خودباوری ملی. تحقق آن نیازمند برنامهریزی دقیق و رفع چالشهای زیرساختی در حوزه انرژی، حملونقل و تأمین مواد اولیه است، اما تجربه سالها فعالیت فولاد مبارکه نشان میدهد که هیچ مانعی نمیتواند ارادهای مصمّم و شبکهای از متخصصان و صنعتگران داخلی را متوقف کند.
افزایش تولید فولاد به معنای اشتغالزایی گسترده، رونق صنایع پاییندستی، کاهش قیمت تمامشده محصولات، ارزآوری بیشتر و تقویت قدرت صنعتی کشور است. هر ورق فولادی که امروز در خطوط تولید کشور به حرکت درمیآید، هر محصولی که به ۷۸ کشور جهان صادر میشود و هر کارخانهای که با فولاد ایرانی ساخته میشود، نشانی از توانایی و اقتدار ملی است.
فولاد مبارکه در این مسیر، بیش از یک کارخانه است؛ ستون اصلی خودکفایی و پیشران توسعه صنعتی ایران. این شرکت نشان داده که حتی در برابر فشارهای شدید و تحریمهای همهجانبه، میتوان با تکیه بر دانش، مهارت و اراده داخلی، صنعت را پیش برد و از هر بحران، فرصت ساخت.
و این روایت همچنان ادامه دارد. ایران امروز نه با آرزو، بلکه با فولاد اراده خود، قلههای صنعتی جهان را هدف گرفته است. هر پروژه جدید، هر ظرفیت افزایش یافته و هر صادرات موفق، مهر تأییدی است بر این واقعیت؛ وقتی یک ملت به توان داخلی خود ایمان دارد، هیچ محدودیتی نمیتواند آن را متوقف کند.
فولاد مبارکه تجسم همین باور است؛ نقطهای که رؤیاهای صنعتی ایران به واقعیت مبدل شده و افقی روشن برای نسلهای آینده ترسیم کرده است. آیندهای که از آنِ کسانی است که میدانند، رشد واقعی نه با شعار، بلکه با اراده، دانش و اقدام مستمر ساخته میشود.