از سنگینی تعهدات گذشته تا ریل توسعه؛
چگونه ذوب آهن اصفهان زیر فشار تعهدات و محدودیتها مسیر تازهای برای خلق ارزش میسازد؟
مارال کاظمی* ریل، وقتی از کارخانه بیرون میآید، دیگر فقط یک محصول فولادی نیست. قرار است واگن هایی روی آن حرکت کند؛ قطاری که چابهار را به زاهدان نزدیکتر میکند، مترویی که مسافران را در شهر جابهجا میکند یا خطی که دو نقطه از ایران را به هم پیوند میدهد. به همین دلیل است که ریل، در میان انبوه محصولات یک کارخانه فولاد، معنایی فراتر از یک محصول پیدا میکند. ذوبآهن اصفهان در سال گذشته تولید ریل خود را ۱۸۷ درصد افزایش داده است؛ رشدی که اگر تنها در ستون تولید دیده شود، یک عدد است، اما اگر مسیر این فولاد را دنبال کنیم، میتوان نشانهای از تغییر در منطق ارزشآفرینی یک مجتمع صنعتی با سابقه را دید. در برهه ی حساسی که صنعت فولاد همزمان با محدودیت انرژی، دشواریهای مالی، مشکلات حملونقل و تغییرات بازار و تامین مواد اولیه مواجه است، قطعا دیگر پرسش اصلی صرفا این نباشد که «پچقدر فولاد تولید میکنیم؟ پرسش مهمتر این است؛ چگونه از فولادی که تولید میکنیم، ارزش بیشتری میسازیم؟
به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه»، ۸۱ هزار و ۳۰۰ تن ریل برای راهآهن چابهار ـ زاهدان، فقط یک عدد در کارنامه تولید نیست. هر تن از این فولاد قرار است بخشی از مسیری شود که به توسعه حملونقل ریلی کشور معنا میدهد. ریل تولیدی ذوبآهن در پروژههایی مانند میانه ـ اردبیل، مبارکه ـ شهرکرد و کرمانشاه ـ خسروی نیز به کار رفته و در متروهای تهران، اصفهان، مشهد، تبریز، اسلامشهر، پرند و کرمانشاه نیز حضور دارد.
در این نگرش ارزش فولاد در جایی فراتر از کارخانه ادامه پیدا میکند. فولاد، از کوره بیرون میآید و به زیرساخت تبدیل میشود؛ زیرساختی که میتواند مصرف سوخت را کاهش دهد، از فشار بر جادهها بکاهد و آلودگی و استهلاک را کم کند. دقیقا همان نقطهای است که محصول از یک کالای صنعتی فراتر میرود و وارد زنجیرهای میشود که ارزش اقتصادی و اجتماعی بزرگتری ایجاد می کند. برای ذوبآهن، افزایش تولید ریل بنابراین فقط افزایش مقدار تولید نیست؛ انتخاب یک مسیر متفاوت برای خلق ارزش است.
” گذشته باری بر دوش آینده “
در همان کارخانهای که باید برای فروش آینده محصول بسازد، بخشی از گذشته هنوز روی خط تولید حضور دارد. فروشهای سلف دوره گذشته، تعهدی حدود ۲۸۷ هزار تن محصول بر جای گذاشته بود؛ محصولی که باید در شرایط فعلی کشور تحویل میشد.
در سه ماهه نخست سال جاری نیز حدود ۵۳ هزار تن میلگرد، در ارتباط با طرح نهضت ملی مسکن، تحویل بازار شد. متاسفانه فروش این محصولات نقدینگی روانه ی صندوق مالی کارخانه نمی کند و بستانکاری ذوب آهن از دولت را به حدود 4 همت رسانیده است. این تعهدات در شرایطی انجام شد که شرکت با محدودیتهای مالی و عملیاتی روبه رو بود. اینجا تناقض اصلی خودش را نشان میدهد؛ کارخانه باید بخشی از توان امروز را صرف پاسخگویی به گذشته کند، در حالی که همزمان باید برای فردا ظرفیت بسازد.
با این حال، به گفته مدیرعامل ذوبآهن در نشست خبری متالکس، نه تنها تولید متوقف نشد حتی تعدیل نیرویی نیز صورت نگرفت. یعنی سازمان، فشار را فقط با کوچک شدن پاسخ نداده است؛ تلاش کرده چرخه تولید را حفظ کند و در همان حال، راهی برای تغییر آن پیدا کند.
” عبور از منطق تولید بیشتر “
قطع به یقین در همین نگرش دلیل اهمیت محصولات جدید روشنتر می شود. اگر بخشی از ظرفیت امروز صرف تعهدات گذشته شده است و انرژی و منابع مالی محدودند و رقابت در بازار هر روز پیچیدهتر شده است، افزایش حجم تولید به تنهایی نمیتواند پاسخ همه مسائل باشد. محصول باید ارزش افزوده ی بیشتری خلق کند. متخصصان ذوبآهن در حال توسعه محصولات جدید و خاص هستند؛ محصولاتی که قرار است شرکت را به بازارهای تخصصی داخلی و خارجی نزدیکتر کنند. تولید همزمان ریل مترو و ریل راهآهن سراسری بدون توقف خط تولید، نمونهای از همین انعطاف فنی است. دانشی که طی سالها در کارخانه انباشته شده، حالا باید به محصول، بازار و درآمد تبدیل شود. در چنین شرایطی، نوآوری الزاما به معنای ساختن یک کارخانه تازه نیست. گاهی یعنی فهمیدن اینکه از کارخانه موجود چه محصولات متنوع بهتری میتوان ساخت.
” بازچرخانی الزام صنعت فولاد “
اما تغییر در شرایط دشوار فقط در آنچه کارخانه تولید میکند اتفاق نمیافتد؛ در آنچه مصرف میکند نیز رخ میدهد. آب برای یک مجتمع فولادی، صرفا یک نهاده تولید نیست. محدودیت آن میتواند مستقیما بر استمرار فعالیت اثر بگذارد. بنابراین کاهش تعداد لاگونها و توسعه بازچرخانی آب و استفاده از تسویه پساب فاضلاب شهرهای اطراف تنها اقدامات زیست محیطی نیستند؛ بخشی از تلاش برای تغییر رابطه کارخانه با منابع هستند. آبی که دوباره به چرخه تولید بازمیگردد، یعنی همان منبع میتواند بیش از یک بار در خدمت تولید قرار گیرد.
مدیریت پسماند و استفاده بهینه از ضایعات نیز همین منطق را دنبال میکند. آنچه زمانی پایان فرآیند تلقی میشد، میتواند دوباره به بخشی از فرآیند تبدیل شود. حتی اصلاح سیستمهای غبارگیر و تجهیزات مرتبط، هنگامی که همزمان کاهش آلایندگی و بهبود بهرهوری را دنبال میکند، نشان میدهد که محیط زیست و اقتصاد الزاما دو سوی یک میدان نیستند. گاهی بهینه مصرف کردن و جلوگیری از هدر رفت منابع، خودش نوعی بیشتر تولید کردن است.
” ماندگاری کوره با تعمیرات “
در مسیر ساختن آینده، اما همه چیز قرار نیست تازه باشد. تعمیرات اساسی کوره بلند شماره ۲، یکی از همان پروژههایی است که اهمیتش شاید در نگاه اول کمتر از حتی یک محصول جدید به نظر برسد. اما برای یک کارخانه فولاد، حفظ تجهیزات استراتژیک یعنی حفظ امکان تولید. این کوره بخشی از سرمایه فنی ذوبآهن است و تعمیر آن با هدف افزایش پایداری تولید و با تکیه بر توان داخلی، در واقع تلاشی برای امتداد دادن عمر یک سرمایه صنعتی است. آینده همیشه با جایگزین کردن گذشته ساخته نمیشود. گاهی باید آنچه هنوز توان ساختن آینده دارد، حفظ شود.
” نیروی انسانی متخصص، دانش سیار “
در نهایت، هیچ ریل، کوره یا محصول جدیدی بدون انسان به نتیجه نمیرسد. با وجود تمام این مشکلاتی که گریبانگیر صنعت فولاد کشور و علی الخصوص مادر این صنعت یعنی ذوب آهن اصفهان را گرفته است، ارتقا و بهره وری از کارکنان و استفاده از دانش فنی نیروهای بومی و تحصیلکرده ی این مجتمع عظیم صنعتی در دستور کار قرار گرفت و آزمونهای تخصصی با همکاری دانشگاه صنعتی اصفهان برای شناسایی ظرفیتهای علمی و مهارتی کارکنان، در همین نقطه معنا پیدا میکند.
ذوبآهن برای تغییر محصول و فرآیند، به همان چیزی ثروتی نیاز دارد که در طول سالها در اختیار داشته است؛ تجربه انسانهایی که کارخانه را میشناسند. مهندسی که میتواند تولید دو نوع ریل را در یک خط مدیریت کند، متخصصی که تجهیزات را دوباره به مدار برمیگرداند و نیرویی که راهی برای کاهش اتلاف پیدا میکند، بخشی از سرمایهای هستند که در هیچ ماشینآلاتی خلاصه نمیشود. توان داخلی زمانی ارزشمند است که بتواند در برابر یک مسئله واقعی، پاسخ واقعی تر بسازد.
” از فولاد تا خلق ارزش “
مطالبات حدود ۱۵.۵ همتی ذوبآهن و پیگیری حقوق و معادن مرتبط با شرکت نیز نشان میدهد که آینده یک مجتمع صنعتی فقط درون دیوارهای آن ساخته نمیشود.
ذوبآهن به معدن، انرژی، حملونقل، بازار، زیرساخت و سیاستهای اقتصادی کشور متصل است. بنابراین عبور از چالش، یک حرکت تکبعدی نیست. باید همزمان گذشته را مدیریت کرد، تولید امروز را سرپا نگه داشت و برای بازار فردا محصولی متفاوت ساخت. قطعا همین مجموعه اقداماتی که مدیرعامل ذوبآهن در نشست خبری چهارم شهریور ماه سال جاری در نمایشگاه متالکس اصفهان از آنها سخن گفت، در ظاهر از چند منطق مختلف تولید و بازار سخن گفته شده است؛ اما از تحویل تعهدات سلف تا رشد تولید ریل، از بازچرخانی آب تا تعمیر کوره بلند و آزمونهای تخصصی کارکنان تمام را که کنار یکدیگر بگذاریم، تصویر دیگری شکل میگیرد.
تصویر کارخانهای که میخواهد از تولید صرف، به خلق ارزش حرکت کند. و شاید بهترین نماد این تغییر و استواری در شرایط سخت همان ریل باشد. ریل، در کارخانه ساخته میشود؛ اما قرار نیست در کارخانه بماند. از دیوارهای ذوبآهن بیرون میرود، روی زمین امتداد پیدا میکند و شهرها را به یکدیگر وصل میکند. فولاد در آن لحظه دیگر فقط محصول نیست. راه است. و ذوب آهن از دیرباز فلسفه ی احداث و حضورش تحقق مسیر و راهی بود به توسعه مدرن و صنعتی ایران.