فولاد خوزستان پس از جنگ: بازسازی، امنیت انرژی و دوراهی توسعه
فولاد خوزستان پس از جنگ در نقطهای ایستاده که بازسازی خسارتها، ناترازی انرژی، فشار بر سودآوری و نیاز به تأمین مالی همزمان مسیر آینده شرکت را تعیین میکنند. در این شرایط توسعه ظرفیت دیگر بهتنهایی کافی نیست و فخوز را به سمت مدلی تازه از سرمایهگذاری بر پایه بازسازی، نوسازی و خودتأمینی انرژی سوق داده است.
به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه»، مجمع عمومی سالانه فولاد خوزستان تصویری متفاوت از وضعیت یکی از بزرگترین فولادسازان کشور ارائه کرد، شرکتی که از یک سو باید خسارات ناشی از جنگ را جبران و ظرفیتهای آسیبدیده را احیا کند و از سوی دیگر با بحرانی مزمنتر به نام ناترازی انرژی مواجه است. مجموعه این فشارها مسیر آینده فولاد خوزستان را از یک برنامه معمول توسعه ظرفیت به سمت بازسازی، خودتأمینی انرژی، افزایش تابآوری و بازتعریف اولویتهای سرمایهگذاری سوق داده است.
فولاد خوزستان در سال مالی ۱۴۰۴ حدود ۹۹۱ هزار تن تولید شمش را به دلیل محدودیتهای انرژی و سایر عوامل از دست داد. ارزش درآمد از دسترفته این میزان تولید ۳۴۲ هزار و ۳۹۱ میلیارد ریال و سود از دسترفته نیز ۷۱ هزار و ۴۰۹ میلیارد ریال برآورد شده است. حدود ۷۰۰ هزار تن از افت تولید نیز بهطور مستقیم به تبعات جنگ نسبت داده شده است.
با وجود این فشارها مسیر بازگشت تولید با سرعت دنبال شد. کمیته بازسازی فولاد خوزستان از ۱۰ فروردین فعالیت خود را آغاز کرد و نخستین کوره کمتر از ۳۰ روز بعد به مدار بازگشت. زمزم ۳ از ابتدای تیرماه تولید خود را آغاز کرده و زمزم ۱ و ۲ نیز در مسیر راهاندازی قرار گرفتهاند. واحد احیای ۲ که خسارت بیشتری دیده، نیازمند تأمین مالی برای بازسازی است.
اما تجربه جنگ تنها یک مسئله برای تعمیر تجهیزات ایجاد نکرد. این بحران نشان داد تابآوری یک مجتمع فولادی به همان اندازه که به استحکام تجهیزات و سرعت تأمین قطعات وابسته است، به دسترسی پایدار به انرژی، مواد اولیه، حملونقل و منابع مالی نیز وابستگی دارد. به همین دلیل بازسازی در فولاد خوزستان در حال عبور از معنای سنتی خود است و به فرصتی برای بهسازی و نوسازی تبدیل شده است.
انرژی: بحرانی بزرگتر از خسارت جنگ
شاید مهمترین پیام مجمع فولاد خوزستان، تغییر جایگاه انرژی در استراتژی شرکت باشد. مدیران فولاد خوزستان اعلام کردهاند که محدودیت برق و گاز در مقاطعی اثری سنگینتر از خسارات ناشی از حملات بر تولید داشته است. از ۱۶ خرداد امسال محدودیت برق، تولید شمش شرکت را به شکل محسوسی کاهش داده و رفع این محدودیتها میتواند حدود ۳۰۰ هزار تن به تولید سالانه اضافه کند.
این وضعیت نشان میدهد که برای فولادسازان ایرانی، توسعه ظرفیت دیگر صرفاً به معنای احداث واحد جدید فولادسازی یا احیا نیست. کارخانهای که برق و گاز پایدار نداشته باشد، حتی با برخورداری از تجهیزات و ظرفیت اسمی بالا نمیتواند به تولید اقتصادی برسد.
فولاد خوزستان نیز در واکنش به همین واقعیت، بخش قابلتوجهی از منابع خود را به حوزه انرژی اختصاص داده است. تملک نیروگاه خلیج فارس، فعالسازی فازهای مختلف این نیروگاه و سرمایهگذاری در نیروگاههای خورشیدی بهبهان و گتوند از جمله اقداماتی است که در این چهارچوب دنبال میشود. ظرفیت اسمی سبد انرژی شرکت ۱۶۳۷ مگاوات اعلام شده که شامل ۱۰۶۶ مگاوات ظرفیت حرارتی و ۵۷۱ مگاوات ظرفیت خورشیدی است.
در نیروگاه خلیج فارس فاز نخست گازی با ظرفیت ۱۸۳ مگاوات از سال ۱۴۰۳ به بهرهبرداری رسیده و فاز دوم نیز پس از سالها توقف دوباره در مسیر فعالسازی قرار گرفته است. فاز سوم با ظرفیت ۱۸۰ مگاوات بخش بخار نیز برای بهرهبرداری در سال آینده آماده میشود. در بخش تجدیدپذیرها نیز نیروگاه خورشیدی ۲۰۰ مگاواتی بهبهان بهعنوان یکی از پروژههای اصلی شرکت دنبال میشود.
این تغییر رویکرد را باید فراتر از یک پروژه انرژی دید. فولاد خوزستان عملاً در حال حرکت به سمت مدلی است که در آن امنیت انرژی بخشی از ظرفیت تولید محسوب میشود. بهبیاندیگر یک مگاوات برق مطمئن برای فولادساز امروز تقریباً بهاندازه یک بخش از ظرفیت اسمی تولید اهمیت پیدا کرده است.
توسعه ظرفیت یا نجات ظرفیت موجود؟
این پرسش چالش اصلی سرمایهگذاری در فولاد خوزستان و حتی کل صنعت فولاد ایران است. در شرایطی که بخشی از ظرفیت موجود به دلیل محدودیت برق و گاز یا آسیبهای جنگی از مدار خارج میشود، آیا اولویت باید همچنان افزایش ظرفیت اسمی باشد یا ابتدا باید ظرفیت موجود را به تولید پایدار و اقتصادی رساند؟
عملکرد فولاد خوزستان نشان میدهد پاسخ حداقل در مقطع کنونی نمیتواند صرفاً افزایش ظرفیت باشد. شرکت از یک سو پروژههای توسعهای متعددی را دنبال میکند و از سوی دیگر باید منابع قابلتوجهی برای بازسازی واحدهای آسیبدیده، ارتقای تجهیزات و تأمین انرژی اختصاص دهد.
در مجموع ۱۳۱ پروژه با ارزش ۲۵۰ همت در فولاد خوزستان در حال اجراست. از این میزان ۸۱ همت در پروژههای نیروگاهی و ۴۲ همت در سایر پروژهها سرمایهگذاری شده است. این ارقام نشان میدهد وزن سرمایهگذاری انرژی در سبد توسعه شرکت بهاندازهای افزایش یافته که دیگر نمیتوان آن را یک فعالیت جانبی دانست.
حتی برخی پروژههای توسعهای نیز با موانعی فراتر از تأمین مالی مواجهاند. پروژه پکیج متالورژی ثانویه و ماشین ریختهگری اسلب عریض با پیشرفت واقعی ۳۹ درصد در برابر پیشرفت برنامهای ۹۵ درصد، نمونهای از دشواری اجرای طرحهای بزرگ صنعتی در شرایط تحریم، محدودیت ارزی، مشکلات ثبت سفارش و چالشهای پیمانکاری است.
از این نظر سرمایهگذاری در فولاد خوزستان وارد مرحلهای شده که انتخاب پروژه اهمیت بیشتری از حجم پروژه پیدا میکند. منابع محدود باید میان بازسازی، تأمین انرژی، نوسازی تجهیزات، توسعه محصولات با ارزش افزوده بیشتر و افزایش ظرفیت تقسیم شوند.
سودآوری زیر فشار هزینهها
بحران فقط به تولید محدود نمیشود. ساختار اقتصادی صنعت فولاد نیز تحت فشار قرار گرفته است. طبق دادههای ارائهشده در مجمع، میانگین حاشیه سود شرکتهای فولادی از ۳۳ درصد در سال ۱۳۹۹ به ۶ درصد در سال ۱۴۰۴ کاهش یافته است. همزمان سهم هزینه حمل از قیمت فروش هر تن شمش از یک درصد در سال ۱۳۹۹ به ۱۱ درصد در سال ۱۴۰۴ افزایش پیدا کرده است.
این کاهش حاشیه سود اهمیت تصمیمهای سرمایهگذاری را دوچندان میکند. وقتی تولید با محدودیت انرژی مواجه است، هزینه حمل افزایش یافته و هزینههای بازسازی و نوسازی نیز به شرکت تحمیل شده، افزایش ظرفیت اسمی الزاماً به معنای افزایش سودآوری نیست.
بااینحال فولاد خوزستان در سال ۱۴۰۴ توانسته سود ناخالص خود را نسبت به سال قبل ۳۳ درصد افزایش دهد. مدیریت بهرهوری، تعمیرات، مدیریت انرژی و بازآرایی تولید از جمله عوامل مؤثر در این عملکرد اعلام شدهاند.
در چنین شرایطی تقسیم ۸۲ ریال سود نقدی به ازای هر سهم در مجمع، در کنار نیاز سنگین شرکت به منابع برای بازسازی و توسعه، یک مسئله مهم را پیش روی سهامداران قرار میدهد: چه میزان از منابع باید امروز میان سهامداران توزیع شود و چه میزان باید برای حفظ توان تولید و ساخت آینده شرکت باقی بماند؟
اهمیت این موضوع در شرایط فعلی بهاندازهای است که نماینده سازمان بورس نیز بر کنترل هزینههای مسئولیت اجتماعی تأکید کرد و بازسازی فولاد خوزستان را خود یک مسئولیت اجتماعی دانست.
بازسازی بهعنوان نقطه شروع یک مدل جدید
تجربه فولاد خوزستان میتواند فراتر از یک پرونده شرکتی دیده شود. جنگ ضعفهای زیرساختی و ناترازی انرژی را همزمان به سطح تصمیمگیری بنگاه آورده است. شرکتی که پیشازاین میتوانست بخش مهمی از برنامه خود را بر تولید و توسعه ظرفیت متمرکز کند، اکنون ناچار است برای انرژی، حملونقل، مواد اولیه، بازسازی و تابآوری نیز سرمایهگذاری کند.
از این منظر بازسازی خسارات جنگ میتواند فرصتی برای بازنگری در طراحی و مدیریت کارخانه باشد. اگر قرار باشد تجهیزات آسیبدیده صرفاً با نمونههای قبلی جایگزین شوند، بخشی از فرصت ایجادشده از دست خواهد رفت. اما اگر بازسازی با هدف بهینهسازی مصرف انرژی، افزایش انعطافپذیری تولید، کاهش نقاط آسیبپذیر و ارتقای فناوری انجام شود، بحران میتواند به نقطه آغاز یک مدل تولید مقاومتر تبدیل شود.
فولاد خوزستان اکنون در یک دوراهی قرار ندارد که یک سوی آن بازسازی و سوی دیگر توسعه باشد. مسئله اصلی ترکیب هوشمندانه بازسازی، نوسازی، امنیت انرژی و توسعه است. ظرفیت تولیدی که برق و گاز ندارد، ارزش اقتصادی محدودی خواهد داشت و نیروگاهی که نتواند در خدمت یک زنجیره تولید رقابتی قرار گیرد نیز بهتنهایی مسئله را حل نمیکند.
مجمع امسال فخوز از این منظر یک پیام روشن برای صنعت فولاد ایران داشت: دوران توسعه ظرفیت به هر قیمت در حال پایان است. در شرایط جدید، فولادسازی موفقتر خواهد بود که بتواند همزمان سه مسئله را حل کند: ظرفیت تولید را حفظ کند، انرژی مورد نیاز خود را تضمین کند و سرمایهگذاری را به سمت محصول و فناوری با ارزش افزوده بالاتر ببرد.
مسیر فولاد خوزستان پس از جنگ فقط مسیر بازگشت به تولید گذشته نیست، آزمونی است برای این که یک فولادساز بزرگ ایرانی چگونه میتواند از دل بحران، ساختار تولید خود را برای اقتصادی با انرژی ناپایدار، هزینههای فزاینده و ریسکهای جدید مقاومتر کند.