دبیر انجمن سنگآهن ایران، تشریح کرد: پساجنگ در زنجیره فولاد؛ از مازاد گندله تا کمبود اسلب
سعید عسکرزاده، دبیر انجمن سنگآهن ایران، با تشریح وضعیت صنعت فولاد در دوران پساجنگ تأکید کرد: اگرچه تولید محصولات ساختمانی و طویل همچنان با کمترین اختلال ادامه دارد، اما آسیبدیدگی بخش محصولات تخت در فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، زنجیره تأمین ورق و اسلب را با چالش روبهرو کرده است؛ وضعیتی که عبور از آن، به گفته او، نیازمند مدیریت متمرکز ظرفیتها، واردات هدفمند و بازسازی مرحلهای واحدهای آسیبدیده است.
به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه» سعید عسکرزاده، دبیر انجمن سنگآهن ایران، با تشریح شرایط صنعت فولاد و زنجیره سنگآهن در دوران پس از جنگ، اظهار کرد: هرچند بخشی از حلقههای میانی زنجیره سنگآهن دچار آسیب شدهاند، اما در حوزه محصولات طویل و ساختمانی مانند میلگرد، نبشی، تیرآهن و.. تأثیر قابلتوجهی مشاهده نمیشود و تقریباً تمامی کارخانجات فعال در تولید این محصولات، همچون گذشته قادر به ادامه فعالیت خود هستند.
وی با اشاره به حوادث رخداده برای فولاد مبارکه بهعنوان یکی از سرآمدان کارخانجات صنعتی کشور، افزود: به دنبال این اتفاق، در بخش محصولات تخت، در مراحل بعد از گندلهسازی با چالشهایی مواجه شدیم. آهن اسفنجی، شمشهای تخت (اسلب) و انواع ورقهای فولادی از جمله محصولات مهم تولیدی این مجموعه به شمار میروند. در فولاد خوزستان نیز بخشهایی از مرحله بعد از گندلهسازی، یعنی مدولهای احیا و بخش ذوب دچار آسیب شد که اسلب نیز در این بخش تولید می شد.
لزوم مدیریت ظرفیتها و بازسازی هدفمند
دبیر انجمن سنگآهن با بیان اینکه مشکلات مربوط به محصولات تخت را میتوان در دو بخش صنایع بالادست و صنایع پاییندست دستهبندی کرد، گفت: در حوزه صنایع بالادست این مجموعهها نیازمند چارهاندیشی جدی هستیم. سال گذشته حدود ۸ میلیون تن کنسانتره و ۱۰ میلیون تن گندله از کشور صادر شد که این ارقام بیش از ظرفیت داخلی محسوب میشود. بر این اساس، فولاد مبارکه و فولاد خوزستان برای ادامه فعالیت خود، در کنار فرآیند تعمیر و بازسازی پس از جنگ، باید مرحله گندلهسازی را فعال نگه دارند.
عسکرزاده افزود: اگر این راهکار بهطور جدی دنبال شود، امکان افزایش ظرفیت تا ۱۶ میلیون تن، معادل ۲۶ میلیون تن گندله مازاد فراهم خواهد شد که حتی با بازگشت به شرایط عادی در حوزه اسکلهها و حملونقل، قابلیت حمل تا ۳۶ میلیون تن فقط در بخش بالادست زنجیره تولید کالا وجود ندارد.
به گفته وی، برای تامین نیاز صنایع پاییندست و مجموعههایی که محصولاتی با استفاده از ورق تولید میکنند، باید در کوتاهمدت بر واردات ورق تمرکز داشته باشیم و در میانمدت در کنار مبنا قرار دادن واردات اسلب، می توان تولید برونمرزی را به عنوان یک گزینه در نظر گرفت. در بلندمدت، بحث نوسازی مطرح است که به شرایط پایدار مربوط میشود. طبیعی است که در دوران جنگ، شرکتها به سمت تفکیک موضوعات، تغییر رویکرد و تغییر پارادایم استراتژیک حرکت کنند. در چنین شرایطی، اولویت نخست بنگاهها عبور از بحران و حفظ بقا است.
بازسازی زمانبر واحدهای فولادی
دبیر انجمن سنگآهن با اشاره به اینکه پرداختن به تعمیر و بازسازی در مرحله اول امری بدیهی است، تصریح کرد: در چنین موقعیتهایی، مجموعهها از پارادایم توسعه به سمت پارادایم بیشینهسازی بقا حرکت میکنند و نمیتوانند بهطور همزمان بازسازی و نوسازی را پیش ببرند؛ به این معنا که بخش مربوط به نوسازی و توسعه، ناگزیر به دوران پس از تکمیل بازسازی جنگ موکول میشود. علاوه بر این، باید توجه داشت که آغاز عملیات تعمیر، بازسازی و بازگشت واحدها به مدار تولید، فرآیندی زمانبر است و نمیتوان انتظار داشت که در کوتاهمدت به وضعیت پیشین بازگردند.
وی ادامه داد: روند صادرات در بخش بالادست باید بهگونهای مدیریت شود که به سقف ظرفیت خود نزدیک شود؛ به نحوی که استفاده حداکثری از اسکلهها صورت گیرد و میزان توقفها و زمانهای بلااستفاده به حداقل برسد. از سوی دیگر، بخشی از این فرآیند باید با نگاه به تولید برونمرزی و از طریق قراردادهای تهاتری به کشورهای دیگر سپرده و معادلسازی شود تا محصول نهایی نظیر ورق یا اسلب متناسب با نیاز داخلی در دسترس قرار گیرد.
عسکرزاده در پایان خاطرنشان کرد: بهطور کلی نمیتوان ادعا کرد که این فرآیند تحت تأثیر جنگ قرار نگرفته است، اما در صورت استقرار نگاه مدیریتی واحد و کلان در سطح کشور، میتوان آثار و تبعات این شرایط را مدیریت و تا حد امکان کنترل کرد.