در نیمه دوم هر سال، صنعت فولاد و معدن ایران وارد فصلی میشود که باید فصل همافزایی، ارائه دستاوردها، توسعه ارتباطات و نمایش توان فنی و تولیدی کشور باشد، اما در عمل این فصل بهتدریج به یک چرخه فرساینده، تکراری و کمبازده تبدیل شده است. موج نمایشگاهها در نیمه دوم سال نه تنها فرصت ارزشمند معرفی توانمندیها و تبادل تجربه را از بین میبرد، بلکه وقت و انرژی مدیران و بدنه اجرایی صنایع را بیش از هر زمان دیگر تحلیل میبرد.
مسئله تنها زیاد بودن رویدادها نیست، مشکل اصلی این است که این تعدد، بیهیچ هدف مشترک، بیهیچ هماهنگی و بدون هرگونه ارزیابی از کارآمدی نمایشگاههای سالهای قبل رخ میدهد و نتیجه آن روشن است: نمایشگاهها نه تنها ارزش افزوده ایجاد نمیکنند، بلکه به دلیل تراکم بیش از حد و برنامهریزی ضعیف، بیاثر شدهاند و بسیاری از فعالان صنعت نسبت به حضور در آنها تردید میکنند.
تقویم شلوغی که اجازه فکر کردن نمیدهد
در نیمه دوم سال، تقریباً هر ماه حوزه معدن و صنایع مرتبط با یک نمایشگاه ملی، منطقهای یا تخصصی مواجه است. از نمایشگاههای فولاد، معدن، متالورژی و ریختهگری گرفته تا رویدادهای مرتبط با انرژی، محیط زیست، فناوریهای صنعتی و حتی رویدادهای موازی که بهنام «استانی» برگزار میشوند اما عملاً همان شرکتها و چهرهها را در ویترینی دیگر نمایش میدهند.
این تراکم بیسابقه باعث شده بسیاری از مدیران و فعالان صنعت، در فاصلهای بسیار کوتاه از یک نمایشگاه به نمایشگاه دیگر نقل مکان کنند، گاه بدون آنکه فرصت جمعبندی نتایج، پیگیری مذاکرات یا ارزیابی بازدهی نمایشگاه قبلی را داشته باشند. حضور مستمر در نمایشگاهها به جای آنکه مزیت رقابتی ایجاد کند، انرژی مدیریتی را هدر میدهد و تمرکز را از مسائل واقعی دور میکند.
وقتی کیفیت قربانی کمیت میشود
نمایشگاه زمانی ارزش دارد که هدف مشخصی داشته باشد، از جمله:
_معرفی فناوریهای جدید
_توسعه بازار
_جذب سرمایه
_تبادل دانش
_شکلگیری همکاریهای صنعتی
اما امروز بسیاری از نمایشگاههای حوزه معدن و فولاد فاقد این مؤلفههای کلیدیاند. رشد آنها کیفیت را قربانی کمیت کرده است. وقتی هر استان بخواهد «فولاد اکسپو» یا «نمایشگاه معدن» برگزار کند، طبیعی است که نه شرکتها توان حضور مؤثر دارند و نه بازدیدکنندگان انگیزهای برای مشارکت. در چنین شرایطی بخش خصوصی و شرکتهای بزرگ دولتی به ناچار با «سهمیهبندی غرفه» و «حضور تشریفاتی» مواجه میشوند.
اگر نمایشگاهی قرار است یک رویداد ملی باشد، باید بهدرستی انتخاب شده و امکان مشارکت تخصصی و اثربخش فراهم شود. اما تعدد رویدادها باعث شده هیچ نمایشگاهی نتواند آنچنان که باید، نقش محوری خود را در چرخه توسعه صنعتی ایفا کند.
هزینههای پنهان نمایشگاههای بیهدف
نمایشگاههای متعدد تنها هزینههای مالی ندارند؛ بلکه هزینههای پنهانی دارند که گاه بسیار سنگینتر است:
۱_ اتلاف وقت مدیران
هیچ مدیر صنعتی نمیتواند ادعا کند برنامهریزی و هدایت یک مجموعه تولیدی با حضور در چندین نمایشگاه پیدرپی سازگار است. زمان مدیران سرمایه است، وقتی این سرمایه صرف رفتوآمد، جلسات تشریفاتی و بازدیدهای تکراری میشود، باید انتظار داشت که بخشی از فرایند تصمیمگیری و مدیریت تولید تحتتأثیر قرار بگیرد.
۲_ فرسایش تیمهای روابط عمومی و برنامهریزی
واحدهای روابط عمومی در شرکتهای بزرگ مجبورند برای هر نمایشگاه یک غرفه جدید طراحی کنند، کمپین رسانهای بچینند، محتوای تبلیغاتی آماده کنند و هماهنگیهای لجستیکی را انجام دهند. این کار، آن هم چندین بار در فصل پاییز و زمستان، تیمهای اجرایی را به مرز فرسودگی میرساند.
۳_ تکرار محتوا و کاهش جذابیت
وقتی تعداد نمایشگاهها زیاد میشود، شرکتها مجبورند همان نمایش محصولات و همان محتوای رسانهای را در رویدادهای مختلف تکرار کنند. این نه تنها برای مخاطب جذاب نیست، بلکه نشان میدهد نمایشگاه دیگر کارکرد توسعهای ندارد.
۴_ هزینههای مالی بدون بازگشت
غرفهسازی، اجاره فضا، تبلیغات و مأموریتهای مدیریتی مبلغ کمی نیست. در شرایطی که بسیاری از شرکتها برای سرمایهگذاری در تکنولوژی و تحقیقوتوسعه با محدودیت مواجهند، این هزینهها فشار مضاعف ایجاد میکند. اگر رویدادی نتواند بازدهی بازاری یا ارتباطی ایجاد کند، عملاً به هزینهای بدون بازگشت تبدیل میشود.
چرا نمایشگاهها اثرگذاری خود را از دست دادهاند؟
چند دلیل اصلی را میتوان برشمرد:
تقویم واحدی برای مدیریت نمایشگاههای صنعتی وجود ندارد.
نهادهای مختلف بدون هماهنگی اقدام به برگزاری رویداد میکنند.
نگاه تجاری (درآمدی) بر نگاه توسعهای غلبه کرده است.
ارزیابی پس از نمایشگاهها تقریباً صفر است؛ هیچکس نمیپرسد «نتیجه چه شد؟»
بسیاری از نمایشگاهها صرفاً برای حفظ روال سالهای قبل برگزار میشود.
این روند نشان میدهد که نمایشگاهها از مسیر اصلی خود منحرف شدهاند و نیازمند بازتعریف هستند.
راهحل چیست؟
برای خروج از این چرخه کمبازده، چند اقدام ضروری به نظر میرسد:
۱_ تشکیل یک کمیته مشترک وزارتخانهها و تشکلهای صنعتی برای تنظیم تقویم واحد: این تقویم باید تعداد نمایشگاهها را منطقی کند و از تداخل جلوگیری کند.
۲_ تعریف اهداف روشن برای هر نمایشگاه: هر رویداد باید هدف، مخاطب، شاخص ارزیابی و خروجی قابل اندازهگیری داشته باشد.
۳_ تمرکز بر کیفیت، نه کمیت: به جای برگزاری ۱۰ نمایشگاه، میتوان دو یا سه نمایشگاه بزرگ و واقعی برگزار کرد که ارزش حضور داشته باشند.
۴_ کاهش تشریفات و افزایش محتوای تخصصی: ارائه فناوری، نشستهای تخصصی و نمایش دستاوردهای تحقیقوتوسعه باید محور باشند، نه دکور و سالن VIP.
۵_ احترام به زمان مدیران: حضور مدیران باید با برنامه باشد، نه بر اساس ضرورتهای تشریفاتی و فشارهای بیرونی.
نمایشگاهی که فرصت باشد نه چالش
نمایشگاه زمانی فرصت است که مسیر صنعت را هموار کند، جایی برای گفتوگوی واقعی، تبادل دانش و ارتباطات سازنده باشد. اما امروز با تعدد بیهدف نمایشگاهها روبهرو هستیم که بیش از آنکه فرصت باشند، چالشاند، چالشی که انرژی مدیران را تحلیل میبرد، منابع را هدر میدهد و صنعت را از مسائل اصلی دور میکند.
اگر صنعت فولاد و معدن ایران میخواهد در مسیر توسعه واقعی حرکت کند، باید نمایشگاه را از یک «وظیفه تشریفاتی» به یک «ابزار راهبردی» تبدیل کند. این تحول نیازمند جسارت، بازنگری و مقرراتگذاری هوشمندانه است؛ وگرنه سالهای آینده نیز همین چرخه پرهزینه و کمنفع تکرار خواهد شد.
محمدرضا ابراهیمی
مدیرمسئول پایگاه خبری «معدن نامه»