چگونه کمپین «فولاد همدل» یک بحران صنعتی را به سپر اجتماعی تبدیل کرد؟
در پی حملات فروردینماه به زیرساختهای فولاد مبارکه اصفهان، واکنشها به این رویداد تنها به بیانیههای رسمی و برآوردهای خسارت محدود نشد. ظهور یک جریان ارگانیک و گسترده با هشتگ #فولاد_همدل، نشاندهنده یک پدیده نادر در اقتصاد سیاسی و مدیریت بحران است: تبدیل شدن یک مگاپروژه صنعتی به یک دغدغه ملی و عاطفی.
به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه» بررسی محتوای این پویش از نامههای رسمی نهادهای مالی و علمی تا یادداشتهای دستنویس کارگران و شهروندان، نشان میدهد که استراتژی مدیریت در حفظ سرمایه انسانی، چگونه به یک سرمایه اجتماعی عظیم برای بازسازی و جهش دوباره تبدیل شده است.
روایت خیابان و خط تولید؛ سرمایهای که ترکش نمیخورد
در ادبیات کلاسیک رسانه ها، ارزش یک شرکت با شاخصهای مالی و داراییهای فیزیکی سنجیده میشود؛ اما پویش «فولاد همدل» نشان داد که ترازنامهی واقعی فولاد مبارکه در جای دیگری نوشته شده است. یادداشتهای مردمی و کارگری این پویش، روایتی زنده و امیدبخش از تابآوری در «کف خیابان» و «خط تولید» را به تصویر میکشند.
یک شهروند (شاهین میزبان) در پیام خود به صراحت از این پیوند عاطفی پرده برمیدارد: «لحظهای که فهمیدیم فولاد مبارکه دچار حمله شده کل خانواده با هم گریستیم… سازههای آن خراب شده ولی مهمترین سرمایه آن یعنی نیروی انسانی سالم و پابرجاست.»
در سوی دیگر، رضا یزدانیفرد، یکی از رانندگان ترابری سنگین، روایتی از خط مقدم ارائه میدهد: «در روز هفتم فروردینماه در حالی که بهصورت آمادهباش بودیم… رسالت رانندگان شجاع این بود که بهنحو احسن حملونقل کنیم و در کمترین زمان ممکن انجام شد.»
این حس تعلق تا آنجا پیش میرود که حسین ربیعی، از کارکنان مجموعه، فولاد مبارکه را با نمادهای ملی مقاومت گره میزند: «فولاد مبارکه فقط یک کارخانه نیست، بخشی از قلب و غرور ماست… همانطور که گفتم به خرمشهر ایران خوش آمدید… امروز هم اگرچه ممکن است زخمی باشد، اما با همان اراده میتواند دوباره ساخته شود و بدرخشد.» این روایتها نشان میدهند که تخریب فیزیکی، به جای ایجاد یأس، به موتور محرک اراده جمعی کارگران برای تولیدی قدرتمندتر تبدیل شده است.
همگرایی نهادی؛ از تالار شیشهای بورس تا آزمایشگاههای دانشگاه
دامنه این پویش به سرعت از سطح فردی به یک ائتلاف استراتژیک میان نهادهای کلیدی کشور کشیده شد. در حالی که شوکهای امنیتی معمولاً به فرار سرمایه و وحشت در بازارهای مالی منجر میشود، نامه محمود گودرزی، مدیرعامل بورس تهران به سعید زرندی، حاوی پیامی متفاوت برای بازار سرمایه بود: «فولاد مبارکه یکی از مهمترین مجموعههای صنعتی کشور است… ایمان دارم که با مدیریت خردمندانه، این رخداد به عنوان تجربهای هرچند تلخ اما آموزنده سپری خواهد شد و بر استحکام و همافزایی آن میافزاید.» بورس تهران با این پیام، حمایت قاطع قلب مالی کشور را از بازگشت قدرتمندانه این نماد بورسی اعلام کرد.
به موازات بازار سرمایه، قطبهای علمی کشور نیز به میدان آمدند. نامههای رسمی از روسای دانشگاههای صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی، یزد و آزاد اسلامی اصفهان، تنها پیام تسلیت نبودند؛ بلکه پیشنهادهای عملیاتی برای «طراحیهای فنی و مهندسی»، «مهندسی معکوس»، «ارتقای تابآوری زیرساختها» و «توسعه فناوری» بودند. این همگرایی بینظیر نشان میدهد که بدنه آکادمیک کشور، فولاد مبارکه را نه یک مشتری، بلکه شریک استراتژیک خود میداند که باید با تمام توان علمی، آن را در مسیر بازآفرینی حمایت کند.
پیام استراتژیک؛ گذار از بقا به سوی نوآوری و جهش
پیام نهفته در پویش #فولاد_همدل، تأییدِ اجتماعی و نهادیِ همان مسیری است که مدیریت عالی فولاد مبارکه پس از بحران ترسیم کرد: اتکا به توان داخلی و نگاه به آینده. زمانی که سعید زرندی بر حفظ تمام نیروهای کار و ادامه مسیر با قدرت بیشتر تأکید کرد، بذر این همبستگی را کاشت.
بیانیه مشترک شرکتهای دانشبنیان زیستبوم نوآوری فولاد مبارکه در پیوستن به این پویش، دقیقاً تبلور همین نگاه است: «ما… که بذر شکلگیری و رشد خود را در خاک حمایتهای این گروه کاشتیم… عهد میبندیم با تمام توان، دوشادوش فولاد مبارکه در مسیر توسعه فناوری، پایداری تولید و شکوفایی اقتصاد ملی گام برداریم.»
آیندهای که پویش «فولاد همدل» برای این مجتمع صنعتی ترسیم میکند، بسیار روشنتر از دوران پیش از بحران است. شرکتی که بتواند در روزهای سخت، چنین ائتلاف قدرتمندی از کارگرانِ جانبرکف، شهروندانِ دغدغهمند، دانشگاهیانِ پایکار و نهادهای مالیِ حامی را حول محور خود جمع کند، دیگر صرفاً یک تولیدکننده ورقهای فولادی نیست؛ بلکه یک نهاد ملیِ شکستناپذیر است که با عبور از این آتش، آبدیده شده و آماده است تا رکوردهای جدیدی در تاریخ صنعت و اقتصاد ایران به ثبت برساند.