صنعت، معدن و رسانه؛ سه ضلع عبور از بحران و ساختن آینده

روز صنعت و معدن اگر قرار باشد تنها در چند پیام تبریک، چند تصویر مناسبتی و چند جمله تکراری خلاصه شود فرصت بزرگی را از دست دادهایم. این روز بیش از آنکه صرفاً مناسبتی برای گرامیداشت باشد باید فرصتی برای مکث، بازنگری، آسیبشناسی و ترسیم مسیر آینده باشد، فرصتی برای آنکه صادقانه از خود بپرسیم صنعت و معدن ایران در کجا ایستاده، از چه مسیر دشواری عبور کرده و برای ایفای نقش جدیتر در آینده اقتصاد کشور به چه تصمیمهایی نیاز دارد.
صنعت و معدن ایران در یک سال گذشته روزهای آسانی را پشت سر نگذاشته است. جنگ، تحریم، ناترازی انرژی، تورم، محدودیتهای مالی، دشواریهای صادرات، بیثباتی در برخی تصمیمات و فشارهای پیاپی بر زنجیره تولید، هر یک بهتنهایی میتوانست بخشی از ظرفیت تولید کشور را متوقف کند. بااینحال واقعیت مهم این است که زنجیره تولید از حرکت نایستاد. کارخانهها، معادن، خطوط حملونقل، واحدهای فرآوری، کارگاهها و مجموعههای پشتیبان، با همه دشواریها، چرخه تولید را زنده نگه داشتند. این تابآوری، سرمایهای کمارزش نیست بلکه یکی از مهمترین داراییهای امروز اقتصاد ایران است که باید آن را شناخت، تقویت کرد و جلوی فرسودگی آن را گرفت.
در شرایطی که اقتصاد کشور بیش از هر زمان دیگری به مسیرهای پایدار رشد نیاز دارد، معدن و صنایع معدنی میتوانند یکی از سریعترین و عملیترین راههای افزایش تولید، ایجاد اشتغال، توسعه صادرات، ارزآوری و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی باشند. ایران از نظر ذخایر معدنی، موقعیت جغرافیایی، نیروی انسانی متخصص و تجربه صنعتی، ظرفیتهایی دارد که اگر با سیاستگذاری درست، سرمایهگذاری هدفمند و مدیریت علمی همراه شود، میتواند نقشی تعیینکننده در بازسازی اقتصاد ملی ایفا کند.
اما ظرفیت بهتنهایی توسعه نمیآورد. ذخیره معدنی بدون سرمایه انسانی، فناوری، زیرساخت، مدیریت و سیاستگذاری باثبات، تنها یک امکان بالقوه است. یکی از مهمترین مطالبات فعالان صنعت و معدن، بیش از آنکه حمایتهای مقطعی و مالی باشد، ثبات در تصمیمگیری است. تغییرات ناگهانی در مقررات، بخشنامهها، سیاستهای صادراتی، نرخگذاریها، تأمین انرژی و سازوکارهای مالی، هزینههایی سنگین به بنگاههای تولیدی تحمیل میکند. تولیدکنندهای که نمیتواند افق چندماهه تصمیمات را پیشبینی کند، چگونه میتواند برای سرمایهگذاری چندساله برنامهریزی کند؟
از همین رو روز صنعت و معدن باید بهانهای برای طرح یک مطالبه جدی باشد: صنعت و معدن کشور به تصمیمهای پایدار، قابل پیشبینی و مبتنی بر گفتوگو نیاز دارد. توسعه با دستورهای ناگهانی، بخشنامههای پراکنده و نگاه کوتاهمدت ساخته نمیشود. توسعه زمانی شکل میگیرد که سیاستگذار، تولیدکننده، سرمایهگذار، کارگر، متخصص و رسانه، هر یک جایگاه خود را بشناسند و در یک مسیر مشترک حرکت کنند.
در این میان رسانه تخصصی نیز جایگاهی فراتر از ناظر بیرونی دارد. رسانه تخصصی فقط برای انتشار خبر، بازتاب مراسم، درج گزارش عملکرد یا تکرار روایت رسمی سازمانها شکل نگرفته است. رسانه تخصصی زمانی به رسالت خود عمل میکند که هم صدای تولید باشد و هم مطالبهگر، هم سختیهای فعالان اقتصادی را به گوش تصمیمسازان برساند و هم با نقد کارشناسانه، مانع عادیسازی خطاها، بیثباتیها و تصمیمات پرهزینه شود.
معدن و صنعت بدون روایت دقیق، منصفانه و تخصصی در افکار عمومی درست فهمیده نمیشوند. بسیاری از دشواریهای تولید، از فاصله میان تصمیمگیران و میدان واقعی صنعت ناشی میشود. رسانه تخصصی میتواند این فاصله را کاهش دهد، میتواند تجربه بنگاهها را منتقل کند، فرصتهای سرمایهگذاری را معرفی کند، سیاستهای نادرست را نقد کند، دستاوردهای واقعی را برجسته سازد و اجازه ندهد مسائل اصلی صنعت در حاشیه هیاهوهای روزمره گم شود.
البته این نقش زمانی معنا دارد که رسانه به روابط عمومی صرف تبدیل نشود. رسانه تخصصی اگر تنها بازتابدهنده اخبار سازمانها و شرکتها باشد، نقش واقعی خود را از دست میدهد. نقد منصفانه دشمنی با صنعت نیست بلکه بخشی از خدمت به صنعت است. نقد حرفهای اگر بر پایه شناخت، انصاف و مسئولیتپذیری باشد میتواند به اصلاح مسیر، ارتقای کیفیت تصمیمها و افزایش اعتماد عمومی کمک کند. صنعت قدرتمند از رسانه مطالبهگر نمیترسد بلکه از آن برای دیدن بهتر نقاط قوت و ضعف خود بهره میگیرد.
در کنار همه این مباحث نباید فراموش کنیم که صنعت و معدن تنها با نام مدیران و شرکتها شناخته نمیشود. پشت هر تن تولید، پشت هر محموله صادراتی، پشت هر خط فرآوری و پشت هر طرح توسعه، انسانهایی ایستادهاند که گاهی کمتر دیده میشوند: کارگران معادن، مهندسان، زمینشناسان، رانندگان ماشینآلات سنگین، کارشناسان ایمنی، نیروهای تعمیرات، اپراتورها، متخصصان آزمایشگاه، نیروهای حملونقل و همه کسانی که در سختترین شرایط چرخه تولید را حفظ کردهاند.
اگر امروز از تابآوری صنعت و معدن سخن میگوییم باید بدانیم این تابآوری پیش از آنکه محصول ماشینآلات، ذخایر و تجهیزات باشد، محصول انسانهایی است که ایستادند، کار کردند و اجازه ندادند تولید خاموش شود. سرمایه انسانی مهمتر از سرمایه معدنی است. هیچ ذخیرهای بدون نیروی انسانی متخصص، مدیران توانمند و کارگران پرتلاش، ارزش اقتصادی و اجتماعی خلق نمیکند. حفظ، آموزش، انگیزهبخشی و امنیت شغلی این سرمایه انسانی، باید در اولویت سیاستهای توسعهای کشور قرار گیرد.
امروز صنعت و معدن ایران بیش از هر زمان دیگری به همدلی هوشمندانه نیاز دارد: همدلی میان دولت، بخش خصوصی و رسانه. دولت باید از مسیر ثبات و اعتماد، زمینه فعالیت پایدار را فراهم کند. بخش خصوصی باید با شفافیت، نوآوری و مسئولیت اجتماعی، نقش خود را در توسعه ملی ایفا کند. رسانه نیز باید با استقلال، تخصص و انصاف هم همراه تولید باشد و هم چشم بیدار صنعت.
حمایت از رسانههای تخصصی هزینه نیست، سرمایهگذاری برای ارتقای کیفیت تصمیمسازی در صنعت است. جامعهای که رسانه تخصصی قدرتمند نداشته باشد، تصمیمسازی تخصصی آن نیز ضعیف خواهد شد. همانگونه که صنعت به انرژی، سرمایه، فناوری و نیروی انسانی نیاز دارد، به روایت درست، نقد منصفانه و مطالبهگری حرفهای نیز نیازمند است.
روز صنعت و معدن روز احترام به تولید است، اما احترام واقعی به تولید تنها با تبریک گفتن محقق نمیشود. احترام به تولید یعنی شنیدن صدای فعالان این حوزه، کاهش بیثباتیها، اصلاح تصمیمات نادرست، حمایت از نیروی انسانی، تقویت سرمایهگذاری، توسعه فناوری و پذیرش نقش رسانه در مسیر توسعه.
با وجود همه دشواریها، ظرفیتهای ایران همچنان پابرجاست. معدن و صنایع معدنی میتوانند در آینده اقتصاد کشور نقشی تعیینکننده داشته باشند، بهشرط آنکه تصمیمهای درست، بهموقع و پایدار گرفته شود. امروز بیش از هر زمان دیگری باید پذیرفت که صنعت، معدن و رسانه سه ضلع یک مثلثاند، مثلثی که اگر درست فهمیده و تقویت شود، میتواند کشور را از بحرانها عبور دهد و به سمت آیندهای مولدتر، شفافتر و امیدوارتر هدایت کند.
محمدرضا ابراهیمی
مدیرمسئول پایگاه خبری «معدن نامه»




