حسام مقدمعلی، کارشناس حوزه معدن و صنایع معدنی ایران: نگاهی به وضعیت بازار زنجیره آهن و فولاد در سال گذشته میلادی، حاکی از آن است که علیرغم تمامی نوسانات و افتوخیزهای موجود، روند افزایش قیمت کماکان دنبال شد و به نوعی میتوان گفت که قیمت در یک تراز مشخص قرار گرفت؛ به نحوی که قیمت سنگآهن چین در هفته منتهی به ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵، به حدود ۱۱۰ دلار رسید. در واقع، افزایش قیمت سنگآهن به حدود ۷۸۰ یوان در هر تن در سال ۲۰۲۵ را میتوان متاثر از عواملی همچون کاهش تولید این کامودیتی توسط برخی تولیدکنندگان اصلی و افت تقاضای فلزات آهنی در بازارهای جهانی دانست.
علاوهبراین، در سال گذشته میلادی شاخص کامودیتی بلومبرگ رشد ۳٫۴۲ درصدی و شاخص موزون انرژی و فلزات رشد ۳٫۸۸ درصدی را به ثبت رساند که این آمارها نیز نشان از روند صعودی بازار کامودیتیها، بهویژه سنگآهن و زنجیره آهن و فولاد در جهان دارد
با نگاهی به روندهای کلی حاکم بر بازار زنجیره آهن و فولاد در سال گذشته میلادی، میتوان گفت که بازار این کامودیتیها یک ثبات نسبی را همزمان با رشد ملایم تجربه کرد و پیشبینی میشود که در سال ۲۰۲۶ میلادی نیز همین مسیر در بازار مذکور طی شود. بر این اساس انتظار میرود که بازار زنجیره آهن و فولاد، رشدی آرام نه جهشی را در سال ۲۰۲۶ تجربه کند و قیمت سنگآهن با توجه به اقدامات حمایتی دولت چین از زنجیره آهن و فولاد، بهویژه در راستای عرضه و تقاضا و همچنین بهبود روابط تجاری دولت این کشور با ایالات متحده آمریکا به حدود ۱۱۰ دلار برسد.
از طرفی، پیشبینیها بر این است که بیشترین تقاضا در این بازار معطوف به فولادهای صنعتی، انرژیهای بادی و دریایی و معادن و لجستیک سنگین باشد و فرصتهای مناسبی را پیشروی فعالان زنجیره آهن و فولاد دنیا قرار دهد.
در این بین، در خصوص وضعیت بازار زنجیره آهن و فولاد ایران نیز باید گفت که از ابتدای فروردین ماه تا پایان آذر ماه ۱۴۰۴، زنجیره آهن و فولاد کشور با یک روند صعودی پایدار همراه بوده است و به نظر میرسد این بازار زیر سایه رویکرد به شدت انقباضی لحاظشده در بودجه سال ۱۴۰۵، تورم نقطهبهنقطهای حدود ۵۰ درصد، احتمال روند صعودی نرخ دلار طی ماههای باقیمانده از سال جاری و سال آینده و همچنین تشدید سختگیریهای مالیاتی دچار نوساناتی شود.
نگاهی به بازار زنجیره آهن و فولاد کشور در هفته منتهی به ۳۰ آذر ماه امسال، نشان از روند صعود نسبی قیمتهای کنسانتره سنگآهن، گندله، آهن اسفنجی و شمش همگام با ادامه ثبات شرایط در بازار دارد و به نظر میرسد با توجه به سیاستهای احتمالی در بازار ارز مبنی بر احتمال تکنرخی کردن نرخ ارز، سیر صعودی ملایم و باثبات زنجیره آهن و فولاد ادامه پیدا کند.
در مقایسه قیمت فعلی محصولات زنجیره با روزهای ابتدایی سال ۱۴۰۴، هماکنون شاهد نسبت ۱۶ درصدی کنسانتره به بیلت، ۲۳ درصدی گندله به بیلت و ۵۱٫۷ درصد آهن اسفنجی به بیلت هستیم که نشان از صعود نسبی و حفظ ثبات در بازار دارد.
در چنین شرایطی و در حالی که بازیگران اصلی زنجیره آهن و فولاد دنیا به دنبال ایجاد ثبات و پایداری بیشتر در بازار جهانی ضمن ایجاد ظرفیتهای هوشمند تنظیم بازار هستند، ضرورت دارد که فولادسازان داخلی به منظور پایداری در فروش صادراتی خود، برنامهریزیهای جامعتر و دقیقتری در زمینه رد پای کربن تا سال ۳۵-۲۰۳۰ داشته باشند تا بتوانند ضمن غلبه بر بحرانهای موجود، هم محصولات فولادی خاص و مهندسیشده با کیفیت بالاتری را تولید و در بازارهای جهانی عرضه کرده و هم ضمن تحقق رد پای کربن پایین در تولید این محصولات، رقابتپذیری خود را در بازارهای بینالمللی حفظ کنند.
علاوه بر آنچه گفته شد، بهینهسازی مصرف انرژی دیگر مقوله مهمی به شمار میآید که باید در دستور کار فعالان زنجیره آهن و فولاد داخلی قرار گیرد که خوشبختانه اقدامات مناسبی نیز در این زمینه توسط برخی صنایع معدنی، بهویژه فولادسازان انجام شده است.
طبق برآوردهای انجامشده و براساس آمار و دادههای موجود در حوزه انرژی کشور، صنایع معدنی و فلزی وضعیت به مراتب دشوارتر و جدیتری را از لحاظ کمبود منابع انرژی و ناترازی موجود در سال ۱۴۰۵ نسبت به سالیان قبل تجربه خواهند کرد و تنها راهکار حل این معضل در میانمدت، کاهش مصرف انرژی در زنجیره فلزات، بهویژه آهن و فولاد خواهد بود.
به جرات میتوان گفت که این مهم با تکیه بر دانش فنی و تجارب بالای نیروهای انسانی متخصص و کارشناس در بخش معدن و صنایع معدنی و همچنین ارائه ایدههای خلاقانه جهت جایگزینی برخی از سوختها با گاز و بازتخصیص گاز حاصل از صرفهجویی در این صنایع به صنایع دیگر امکانپذیر است و میتواند زمینهساز بهینهسازی مصرف انرژی در بدنه کل صنعت کشور شود.
در همین راستا، میتوان به تجربه ارزشمند یکی از پژوهشکدههای معدنی و صنعتی کشور در زمینه جایگزینی زغالسنگ حرارتی با گاز در کارخانجات تولید سیمان اشاره کرد. بر این اساس و با توجه به ذخایر قطعی کشفشده حدود ۸۰۰ میلیون تنی زغالسنگ حرارتی در ایران، اگر ما بتوانیم تنها بخشی از این ذخایر را به اجرای طرح فوق اختصاص دهیم، مصرف حدود ۴٫۸ میلیارد مترمکعب گاز در صنعت سیمان آزاد خواهد شد و به دنبال آن میتوان این حجم از گاز را به صنایع مختلف اعم از فولاد، پتروشیمی و… تخصیص داد. در حال حاضر خوشبختانه راهکارهای نوآورانه بسیاری در راستای بهینهسازی مصرف انرژی ارائه شده و امید است این راهکارها در ادامه با جدیت و سرعت بیشتری نسبت به قبل عملیاتی شوند.
فلزات آنلاین