گازوئیل به گلوگاه جدید تولید معادن تبدیل شد
تأمین گازوئیل به یکی از گلوگاههای جدی تولید در بخش معدن تبدیل شده است و کاهش سهمیه برخی معادن، افزایش هزینه تأمین سوخت و ابهام در میزان و زمان تخصیص، فعالیت ماشینآلات معدنی را تحت فشار قرار داده است. این وضعیت در معادن زغالسنگ حساستر است و کمبود سوخت علاوه بر کاهش ظرفیت استخراج، میتواند عملکرد دیزلژنراتورها و سامانههای تهویه و در نتیجه ایمنی عملیات زیرزمینی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
مهسا نیکدل_ پایگاه خبری «معدن نامه»: تأمین سوخت به یکی از چالشهای جدی بخش معدن تبدیل شده است. کاهش سهمیه گازوئیل، افزایش هزینه تأمین سوخت و نامشخص بودن زمان و میزان تخصیص، فعالیت معادن را با دشواری بیشتری مواجه کرده است.
این مسئله برای معادن زغالسنگ حساسیت بیشتری دارد، زیرا بخشی از تجهیزات حیاتی این معادن ازجمله دیزلژنراتورها و سامانههای تهویه به سوخت دیزل وابستهاند و اختلال در تأمین آن میتواند مستقیماً بر استمرار فعالیت و ایمنی معدن اثر بگذارد.
کاهش سهمیه و افزایش هزینه
گازوئیل یکی از نهادههای اصلی تولید در معادن است و بخش قابلتوجهی از هزینههای عملیاتی معادن به مصرف ماشینآلات و تجهیزات دیزلی اختصاص دارد. عملیات استخراج، بارگیری و حمل مواد معدنی در بسیاری از معادن با استفاده از ماشینآلات سنگین انجام میشود و هرگونه محدودیت در تأمین سوخت میتواند به کاهش ساعات فعالیت این تجهیزات و افت ظرفیت تولید منجر شود.
بر اساس برآوردها، میزان مصرف گازوئیل در معادن سنگ بهطور متوسط حدود ۱۱ تا ۱۴ لیتر به ازای تولید هر تن سنگ است. چنین سطحی از مصرف نشان میدهد که تأمین مستمر سوخت صرفاً یک موضوع پشتیبان برای معدن نیست بلکه مستقیماً با ظرفیت استخراج و اقتصاد تولید ارتباط دارد.
از سوی دیگر گزارشهای بخش معدن از کاهش سهمیه گازوئیل برخی معادن حکایت دارد. در معادن زغالسنگ، میزان سهمیه سوخت از ابتدای تیرماه حدود ۴۰ درصد کاهش یافته است و این موضوع نگرانی فعالان این بخش را درباره استمرار عملیات افزایش داده است.
وابستگی بخش معدن به گازوئیل فقط به ماشینآلات استخراج محدود نمیشود. در بسیاری از واحدهای معدنی، تجهیزات حملونقل، ماشینآلات حفاری، لودرها، کامیونها و سایر تجهیزات عملیاتی با سوخت دیزل کار میکنند بنابراین کاهش سهمیه میتواند کل زنجیره عملیات معدن را تحت تأثیر قرار دهد.
در شرایطی که ماشینآلات معدنی با محدودیت سوخت مواجه شوند، نخستین پیامد آن کاهش ساعات کار و تعداد سیکلهای حمل خواهد بود. ادامه این وضعیت میتواند تولید واقعی معدن را از ظرفیت اسمی آن فاصله دهد و هزینه تمامشده هر تن ماده معدنی را افزایش دهد.
این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بسیاری از معادن کشور همزمان با مشکلات دیگری مانند کمبود ماشینآلات، افزایش هزینه تعمیر و نگهداری، محدودیت دسترسی به قطعات و افزایش هزینه مواد مصرفی روبهرو هستند. اضافه شدن محدودیت سوخت به این مجموعه فشار مضاعفی بر واحدهای معدنی وارد میکند.
نگرانی جدیتر در معادن زغالسنگ
در معادن زغالسنگ مسئله سوخت ابعاد متفاوتی پیدا میکند. انجمن زغالسنگ ایران نسبت به پیامدهای کاهش سهمیه سوخت هشدار داده و نسبت به تأمین سوخت دیزلژنراتورها و سامانههای تهویه معادن ابراز نگرانی کرده است.
تهویه در معادن زیرزمینی زغالسنگ یک فعالیت مستمر و حیاتی است و نمیتوان آن را مشابه برخی فعالیتهای تولیدی متوقف و دوباره راهاندازی کرد. سامانههای تهویه برای تأمین هوای مناسب و کنترل گازهای خطرناک در فضای معدن به کار میروند و استمرار کار آنها با ایمنی عملیات ارتباط مستقیم دارد. تأمین سوخت در معادن زغالسنگ فقط یک مسئله اقتصادی نیست و هرگونه اختلال در تأمین انرژی تجهیزات حیاتی میتواند سطح ریسک فعالیت زیرزمینی را افزایش دهد. به همین دلیل فعالان این بخش خواستار مشخص شدن سازوکار تأمین و تخصیص سوخت مورد نیاز معادن هستند.
برنامه ذخیرهسازی ۷۵۰ میلیون لیتر
برای مدیریت نیاز سوخت بخش معدن در ماههای پیش رو، برنامهای برای ذخیرهسازی گازوئیل نیز مطرح شده است. بر اساس این برنامه وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت نفت در نظر دارند در ماههای شهریور، مهر و آبان در مجموع حدود ۷۵۰ میلیون لیتر گازوئیل ذخیره کنند تا بخشی از نیاز سوخت در ماههای آذر، دی و بهمن پوشش داده شود.
اجرای چنین برنامهای میتواند از شدت مشکلات تأمین سوخت در ماههای سرد سال بکاهد اما از نگاه فعالان معدنی، مسئله اصلی فقط حجم سوخت موجود نیست. نحوه تخصیص، زمان تحویل و میزان سهمیه اختصاصیافته به هر معدن نیز اهمیت تعیینکننده دارد.
اگر معدنکار از میزان سهمیه و زمان تحویل سوخت اطلاع دقیقی نداشته باشد، امکان برنامهریزی برای عملیات استخراج و حمل نیز کاهش پیدا میکند. بهویژه در معادنی که فعالیت آنها وابستگی بالایی به ماشینآلات دیزلی دارد، برنامهریزی تولید بدون اطمینان از تأمین سوخت دشوار خواهد بود.
مخزنسازی بدون تضمین تأمین
یکی از راهکارهایی که برای کاهش ریسک کمبود سوخت مطرح شده، ایجاد یا اجاره مخازن ذخیره در معادن است. چنین اقدامی میتواند امکان ذخیرهسازی سوخت دریافتشده را افزایش دهد اما بهتنهایی مسئله تأمین را حل نمیکند.
معدن برای آنکه بتواند مخزن ذخیره ایجاد کند باید از میزان سوخت قابل دریافت و زمان تحویل آن اطمینان داشته باشد. اگر تخصیص سوخت همچنان با ابهام همراه باشد، حتی ایجاد ظرفیت ذخیرهسازی نیز نمیتواند تضمینی برای استمرار تولید ایجاد کند.
از سوی دیگر تأمین سوخت از مسیرهای خارج از شبکه رسمی میتواند هزینههای معدن را بهشدت افزایش دهد. قیمت گازوئیل برای برخی مصارف به حدود ۳۲ هزار تومان و حتی بیشتر رسیده است. فاصله قابلتوجه میان قیمت سوخت سهمیهای و سوخت آزاد یا غیرسهمیهای در صورت استمرار محدودیت میتواند هزینه عملیاتی معادن را افزایش دهد.
فشار مضاعف بر هزینه استخراج
افزایش هزینه سوخت مستقیماً روی هزینه استخراج و حمل ماده معدنی اثر میگذارد. این تأثیر در معادنی که فاصله معدن تا کارخانه فرآوری یا بازار مصرف زیاد است، میتواند شدیدتر باشد زیرا حمل ماده معدنی با کامیونهای دیزلی سهم قابلتوجهی از هزینه عملیات را تشکیل میدهد.
در چنین شرایطی معدنکار برای جبران هزینههای بالاتر با چند گزینه محدود روبهرو خواهد بود: کاهش میزان تولید، افزایش قیمت محصول یا پذیرش کاهش حاشیه سود که هر سه گزینه میتوانند پیامدهایی برای زنجیره معدن و صنایع معدنی داشته باشند.
کاهش تولید، عرضه مواد اولیه صنایع پاییندست را محدود میکند. افزایش قیمت نیز هزینه صنایع مصرفکننده مواد معدنی را بالا میبرد و کاهش حاشیه سود، توان سرمایهگذاری معدنکار برای نوسازی ماشینآلات و توسعه عملیات را کاهش میدهد.
نیاز به سهمیه شفاف و قابل پیشبینی
مسئله سوخت معادن در نهایت به یک موضوع اساسیتر بازمیگردد: امکان برنامهریزی. معدن یک فعالیت سرمایهبر و بلندمدت است و تولید آن به مجموعهای از نهادهها وابسته است. وقتی تأمین یکی از نهادههای اصلی مانند گازوئیل از نظر مقدار و زمان تحویل قابل پیشبینی نباشد برنامه تولید نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
فعالان معدنی برای ادامه فعالیت به یک سازوکار مشخص نیاز دارند که در آن سهمیه هر معدن بر اساس نوع فعالیت، ظرفیت تولید، تعداد و نوع ماشینآلات و میزان واقعی مصرف تعیین شود و زمانبندی تحویل نیز قابل پیشبینی باشد.
تأمین ۷۵۰ میلیون لیتر گازوئیل برای ذخیرهسازی میتواند بخشی از مشکل را مدیریت کند، اما پایداری تولید معدن نیازمند آن است که میان میزان مصرف واقعی معادن و سهمیه اختصاصیافته تناسب وجود داشته باشد. بدون چنین تناسبی، کاهش سهمیه میتواند خود را در قالب کاهش تولید، افزایش هزینه استخراج و در برخی معادن، افزایش ریسکهای عملیاتی نشان دهد.
گازوئیل برای بخش معدن صرفاً یک سوخت نیست بلکه یکی از پیششرطهای استمرار تولید است. ازاینرو تعیین تکلیف سهمیهها، شفاف شدن زمانبندی تخصیص و تضمین دسترسی معادن به سوخت مورد نیاز، میتواند نقش مهمی در جلوگیری از افت ظرفیت تولید و افزایش هزینههای استخراج داشته باشد.