خامفروشی زیر فشار ناترازی انرژی
درحالیکه آمارهای رسمی از رشد صادرات زنجیره فولاد حکایت دارد، ترکیب این ارقام از تغییر نگرانکننده مسیر صنعت خبر میدهد. افزایش خامفروشی مواد اولیه، افت صادرات محصولات با ارزش افزوده و فشار فزاینده ناترازی و گرانی انرژی، زنگ خطر آینده فولاد ایران را به صدا درآورده است. این هشدار توسط فولاد خوزستان بهعنوان نخستین قربانی ساختاری این روند، عیانتر از همیشه مطرح میشود.
به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه»، گزارش تازه ۱۰ماهه سال ۱۴۰۴ انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، در نگاه نخست تصویری امیدوارکننده از صادرات این صنعت ترسیم میکند: رشد ۲۷ درصدی حجم صادرات آهن و فولاد، افزایش ۳۸ درصدی صادرات کل زنجیره و عبور ارزش صادرات از ۶.۵ میلیارد دلار. اما در پس این ارقام نشانههایی نگرانکننده نهفته است که از تغییر جهت زنجیره ارزش فولاد کشور حکایت دارد.
بررسی جزئیات آمار نشان میدهد صادرات کنسانتره سنگآهن با رشد ۶۸ درصدی و گندله با افزایش ۲۸ درصدی به حدود ۲۰ میلیون تن رسیده، درحالیکه صادرات محصولات با ارزش افزوده بالاتر روندی معکوس داشته است، صادرات مقاطع طویل فولادی ۱۰ درصد کاهش یافته، تیرآهن با افت ۳۳ درصدی و میلگرد شاخه با کاهش ۱۷ درصدی مواجه شده است. این ترکیب آماری یک پیام روشن دارد: رشد صادرات بیش از آنکه حاصل توسعه تولید نهایی باشد، نتیجه افزایش فروش مواد اولیه است، آن هم در شرایطی که تولید فولاد به دلیل محدودیتهای انرژی افت کرده است.
در ادامه بر اساس یادداشتهای هشداردهندهای که از سوی مجموعه فولاد خوزستان منتشر میشود، به بررسی شرایط موجود حوزه فولاد ایران میپردازیم.
انرژی: عامل پنهان تغییر مسیر زنجیره فولاد
خامفروشی امروز صنعت فولاد نه یک انتخاب آگاهانه اقتصادی، بلکه پیامد مستقیم ناترازی انرژی است. محدودیتهای مکرر برق در تابستان و سهمیهبندی گاز در زمستان، بخشی از ظرفیت نصبشده فولاد کشور را بلااستفاده گذاشته و مواد اولیهای که باید وارد چرخه تولید شوند، راهی بازارهای صادراتی شدهاند. بهاینترتیب سیاست انرژی عملاً مسیر زنجیره ارزش را از صادرات شمش و مقاطع فولادی به سمت صادرات کنسانتره و گندله تغییر داده است.
فولاد خوزستان: تصویر عینی فشار ساختاری
در این میان فولاد خوزستان بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فولاد میانی کشور، نمونهای روشن از اثرات این فشار ساختاری است. این شرکت که سهم قابل توجهی در صادرات شمش ایران دارد، طی چهار سال گذشته به دلیل محدودیتهای انرژی متحمل زیانی معادل ۱.۳ میلیارد دلار شده است. این رقم تنها یک عدد حسابداری نیست بلکه نشاندهنده تولیدی است که انجام نشد، بازارهایی که از دست رفت و ارزش افزودهای که میتوانست در اقتصاد ملی گردش کند.
هر تن شمشی که به دلیل کمبود برق و گاز تولید نشده عملاً به تقویت خامفروشی و تضعیف زنجیره داخلی انجامیده است، روندی که در بلندمدت امنیت صنعتی کشور را تهدید میکند.
ذخایر محدود، اهداف بزرگ و تناقض راهبردی
همزمان با این تحولات هشدارهای مربوط به آینده منابع معدنی نیز جدیتر شده است. بر اساس گزارش دیوان محاسبات کشور، ذخایر سنگ آهن ایران حدود ۲.۳ میلیارد تن برآورد میشود که با روند فعلی استخراج، تنها تا حدود ۱۷ سال آینده پاسخگو خواهد بود. این در حالی است که برای تحقق هدف ۵۵ میلیون تن فولاد، سالانه حدود ۱۶۷ میلیون تن سنگآهن نیاز است و در افق ۱۴۱۰ این رقم به حدود ۱۸۵ میلیون تن میرسد که شکافی آشکار میان ظرفیت استخراج و نیاز برنامهریزیشده است.
با وجود سرمایهگذاریهای گسترده و ایجاد ظرفیت اسمی نزدیک به ۴۸ میلیون تن فولادسازی، کاهش تولید ناشی از ناترازی انرژی و رشد صادرات مواد اولیه، زنجیره ارزش فولاد را از توازن خارج کرده است.
شوک قیمتی گاز: فشار مضاعف بر تولید
در کنار محدودیت تأمین، افزایش ۶۶ درصدی نرخ گاز صنایع فولادی در بهمنماه فشار مضاعفی بر تولید وارد کرده است. فولادسازانی که پیشتر نیز با کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی سهمیه گاز روبهرو بودند، اکنون باید انرژی را با قیمتی نزدیک به دو برابر رقبای منطقهای تأمین کنند. ترکیب «انرژی ناپایدار» و «انرژی گران» مستقیماً حاشیه سود، توان رقابت و ظرفیت سرمایهگذاری این صنعت را هدف گرفته است.
ستون جنوب: نقشی فراتر از یک بنگاه
فولاد خوزستان طی سالهای اخیر علاوه بر نقش تولیدی، به یک تنظیمگر بازار شمش و پشتیبان زنجیره پاییندستی تبدیل شده است. سهم بالای این شرکت در معاملات بورس کالا و صادرات غیرنفتی، جایگاه آن را در اقتصاد ملی و منطقهای تثبیت کرده است. بااینحال، استمرار محدودیتهای انرژی و بیثباتی سیاستگذاری، این نقش کلیدی را با ریسک مواجه کرده است.
انتخاب سیاستگذار، آینده صنعت در گرو تصمیم امروز
کارشناسان بر این باورند که راهحل پایدار ناترازی انرژی نه انتقال بار کمبود به صنایع پیشران، بلکه اصلاح مدیریت مصرف غیرمولد، سرمایهگذاری در توسعه میادین گازی، افزایش ذخیرهسازی و تنوعبخشی به منابع انرژی است. حمایت از تولید بیش از آنکه در شعار معنا یابد، به ثبات در سیاست انرژی و تأمین پایدار نهادهها وابسته است.
خامفروشی در شرایط ذخایر محدود و ناترازی انرژی به معنای انتقال ارزش از آینده به امروز است و اگر این مسیر اصلاح نشود، پیامد آن تنها محدود به فولاد خوزستان نخواهد بود، بلکه کل صنعت فولاد و بخشی از توان ارزآوری کشور را با تهدیدی جدی روبهرو خواهد کرد. انتخاب امروز سیاستگذار، تعیینکننده آینده صنعت و اقتصاد ایران است.