بازگشت سریع فولاد مبارکه به بورس کالا؛ نسخه برای عبور از بحران جواب داد
حمله فروردینماه ۱۴۰۵ به فولاد مبارکه، آزمونی کمسابقه برای سنجش تابآوری بزرگترین فولادساز ایران بود؛ آزمونی که پاسخ آن نه در واردات و اتکای بیرونی، بلکه در بازآرایی زنجیره داخلی، بسیج ظرفیتهای کشور و بازگشت سریع تولید به مدار بازار شکل گرفت. بازگشت عرضه فولاد مبارکه به بورس کالا تنها یک ماه پس از حادثه و تداوم تأمین صنایع پاییندستی نشان داد که در بحران، مزیت رقابتی این شرکت صرفاً در ظرفیت تولید خلاصه نمیشود؛ بلکه در توان بازآفرینی شبکه تأمین، هماهنگی با زنجیره فولاد و حفظ جریان تولید و بازار معنا پیدا میکند.
به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه»، تابآوری راهبردی در اقتصادهای صنعتی نهتنها محصول برخورداری از ظرفیتهای اسمی و زیرساختهای فیزیکی، بلکه بازتابی عمیق از «قابلیت پویایی در ساماندهی زنجیره ارزش» به هنگام وقوع تکانههای برونزا است. صنایعی که در شرایط عدمقطعیت و تهدیدهای امنیتی به تله واردات منفعلانه و تسلیم در برابر مخاطرات لجستیک بینالملل فرو میغلتند، در عمل حاکمیت صنعتی خود را واگذار میکنند؛ اما مواجهه عقلانی با شوکهای سیستمیک مستلزم مهندسی مجدد پیوندهای بالادست و پاییندست بر محور مزیتهای درونزا است.
واقعه فروردین ۱۴۰۵ و آزمون خطیر پیشروی فولاد مبارکه، فراتر از یک سانحه صنعتی، مانیفستی از سنجش تابآوری بنگاههای پیشران ملی بود. دوگانه گزینش میان واردات پرریسک یا بازآرایی زنجیره ارزش، نقطه عطفی در تعریف امنیت اقتصادی کشور پدید آورد؛ روایتی عینی از اینکه چگونه همافزایی ظرفیتهای ملی و انسجام ساختاری در صنایع حیاتی، میتواند بحران اصابت را به فرصتی تاریخی برای خلق انعطاف لجستیکی، حفظ حیات صنایع پاییندستی و تثبیت اقتدار تولید در بستر بازار سرمایه بدل سازد.
یک مشکل و دو راهکار: واردات منفعلانه یا بسیج زنجیره داخلی؟
در همان روزهای ابتدایی اصابت، مدیریت ارشد فولاد مبارکه با یک دو راهی استراتژیک مواجه شد. بازار داخل با تقاضای ماهانه ۳۵۰ تا ۳۶۰ هزار تنی ورق گرم (علاوه بر محصولات پوششدار) روبهرو بود و هرگونه وقفه، مخاطره شوک قیمتی و سوداگری در بازارهای پاییندستی را به همراه داشت.
رضا حیدری، معاون فروش و بازاریابی فولاد مبارکه، در جمع اعضای انجمن تولیدکنندگان لولههای فولادی، این موازنه را اینگونه تشریح میکند:
«در آن مقطع با دو سناریوی جدی مواجه بودیم. در سناریوی نخست پیشنهاد شد برای تأمین و تنظیم بازار محصولات فولادی، حدود ۵۰۰ هزار تن ورق گرم از مسیر واردات به بازار تزریق شود و همزمان برای واردات اسلب مورد نیاز خط نورد گرم اقدام شود. این راهکار با چالشهای خاص خود، از جمله محدودیتهای کشتیرانی ناشی از جنگ و تأمین ارز مورد نیاز واردات مواجه بود. از سوی دیگر، به دلیل محدودیت انرژی، قیمت انواع محصولات فولادی از جمله ورق نیز بهصورت ناگهانی با افزایش چشمگیری مواجه شده بود.»
نگاهی دقیقتر به سناریوی اول، آسیبپذیریهای کلاسیک وابستگی به زنجیرههای تأمین خارجی در زمان بحران را آشکار میسازد: صعود نرخ کرایه حمل دریایی، مضایق ارزی و زمانبر بودن فرایند تخصیص و حمل. از همین رو، استراتژی دوم انتخاب شد: بسیج و بازآرایی ظرفیتهای داخلی.
حیدری سناریوی دوم را اینگونه تبیین میکند:
«در این راهبرد که با همکاری دولت و همه فعالان فولادی کشور محقق شد، مقرر شد همه ظرفیتهای داخلی کشور را فعال کنیم تا بتوانیم خطوط نورد گرم و سرد فولاد مبارکه را به مدار تولید بازگردانیم.»
بازآفرینی ماتریس تأمین
اجرای سناریوی دوم، نیازمند یک «مهندسی مجدد فرایندها» در مقیاس کشوری بود. برای جابهجایی میلیونها تن ماده خام، یک شبکه شبکهای میان استانهای مختلف ایران شکل گرفت.