از احیای تولید در گروه ملی تا رکوردسازی و زیرساختسازی در فولاد خراسان

به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه»، کسری غفوری را میتوان از جمله مدیران جوان اجرایی صنعت فولاد ایران دانست؛ مدیری که کارنامه او بیش از آنکه بر شعار، نمایش مدیریتی و ادبیات رسمی استوار باشد، بر اقدام میدانی، تصمیمگیری در شرایط دشوار و حرکت در مسیر احیای تولید، توسعه زیرساخت و پایداری بنگاه صنعتی تکیه دارد. بررسی دورههای مدیریتی او در گروه ملی صنعتی فولاد ایران و مجتمع فولاد خراسان نشان میدهد که غفوری معمولاً در موقعیتهای عادی و کمتنش مسئولیت نپذیرفته بلکه در بزنگاههایی وارد میدان شده که بنگاه صنعتی با بحران تولید، کمبود منابع، محدودیت انرژی، فشارهای اجتماعی، نیاز به نقدینگی و ضرورت بازسازی اعتماد روبهرو بوده است. از همین منظر نام بردن از او بهعنوان یک «مدیر بحران» و در عین حال یک «مدیر جوان اجرایی» توصیفی دقیق از مسیر مدیریتی اوست.
نخستین جلوه شاخص مدیریت غفوری در گروه ملی صنعتی فولاد ایران دیده شد، مجموعهای قدیمی و اثرگذار در صنعت فولاد کشور که در مقطعی با مشکلات جدی مالکیتی، مالی، تولیدی و کارگری مواجه بود. ورود او به این شرکت در شرایطی صورت گرفت که بازگرداندن تولید به مدار، تأمین مواد اولیه، آرامسازی فضای کارگری و ایجاد امید در میان کارکنان، نیازمند تصمیمهای سریع، پیگیریهای اجرایی و توان هماهنگی میان نهادهای مختلف بود.
غفوری در این دوره کوتاه نقش یک مدیر بحران را ایفا کرد؛ مدیری که بهجای توقف در تحلیل مشکلات، تلاش کرد چرخه تولید را دوباره فعال کند. تأمین خوراک، هماهنگی با نهادهای بالادستی، پیگیری سرمایه در گردش و کمک به پرداخت بخشی از مطالبات کارگران، از جمله اقداماتی بود که باعث شد گروه ملی فولاد از فضای رکود و توقف فاصله بگیرد و بار دیگر نشانههایی از حیات تولیدی در آن ظاهر شود. هرچند دوره حضور او در گروه ملی فولاد کوتاه بود و نمیتوان همه مسائل ساختاری این شرکت را در همان بازه زمانی حلشده دانست، اما اهمیت آن مقطع در این بود که غفوری نشان داد در مواجهه با بحران، اهل اقدام، مذاکره، هماهنگی و بازگرداندن کارخانه به مسیر تولید است.
با این حال نقطه برجستهتر کارنامه او را باید در دوره مدیریت مجتمع فولاد خراسان جستوجو کرد؛ دورهای که فرصت بیشتری برای بروز نگاه اجرایی، توسعهای و راهبردی او فراهم شد. فولاد خراسان یکی از مهمترین قطبهای فولادی شرق کشور است و مدیریت چنین مجموعهای، آن هم در شرایط محدودیت انرژی، نوسان بازار، تحریم، کمبود آب و فشارهای هزینهای، نیازمند مدیریتی چندبعدی است. غفوری در این دوره نشان داد که نگاه او صرفاً به افزایش تولید روزمره محدود نیست، بلکه زنجیره ارزش، بازار، صادرات، زیرساخت آب، انرژی، مواد اولیه و پایداری بلندمدت شرکت را نیز در نظر میگیرد. همین ویژگی، کارنامه او در فولاد خراسان را از سطح یک مدیریت معمول صنعتی فراتر برد و به آن وجهی توسعهای بخشید.
یکی از شاخصترین دستاوردهای دوره غفوری در فولاد خراسان، ثبت رکوردهای تولید و فروش بود. در دوران مدیریت او، واحدهای مختلف شرکت از جمله فولادسازی، احیای مستقیم و فروش محصولات نهایی توانستند رکوردهای قابلتوجهی ثبت کنند. این رکوردها نشان میداد که غفوری توانسته میان ظرفیت تولید، برنامهریزی عملیاتی، تأمین مواد اولیه و مدیریت منابع انسانی، نوعی هماهنگی مؤثر ایجاد کند. در صنعت فولاد، رکورد تولید صرفاً نتیجه فشار آوردن به خطوط تولید نیست؛ بلکه حاصل نظم سازمانی، تأمین بهموقع، نگهداری مناسب، برنامهریزی فنی، انگیزه نیروی انسانی و مدیریت بازار است. از این جهت، رکوردهای تولید و فروش فولاد خراسان در دوره او را باید نشانهای از توان اجرایی و مدیریتی دانست.
در حوزه مالی نیز فولاد خراسان در دوره غفوری عملکرد مثبتی را تجربه کرد. رشد درآمد فروش، افزایش سود عملیاتی، بهبود سود خالص و تقویت جایگاه شرکت در بازار، از جمله نتایجی بود که در گزارشهای مختلف منعکس شد. البته در یک تحلیل حرفهای باید پذیرفت که بخشی از رشد مالی شرکتهای فولادی تحت تأثیر نرخ ارز، قیمتهای داخلی و صادراتی و شرایط عمومی بازار فولاد است؛ اما هنر مدیریت در چنین شرایطی آن است که بتواند از فرصتهای بازار استفاده کند، ترکیب فروش را بهینه سازد، صادرات را تقویت کند و اجازه ندهد محدودیتهای انرژی و زیرساختی، کل عملکرد شرکت را متوقف کند. غفوری در این بخش توانست فولاد خراسان را به شرکتی فعالتر در بازار تبدیل کند و از ظرفیتهای فروش داخلی و صادراتی بهره بگیرد.
یکی دیگر از ابعاد مهم مدیریت غفوری، توجه به توسعه زنجیره تأمین و مواد اولیه بود. پروژه کنسانتره سنگان در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند. فولادسازی بدون دسترسی پایدار به مواد اولیه، در بلندمدت آسیبپذیر است و هر شرکتی که نتواند بخشی از زنجیره تأمین خود را تثبیت کند، با ریسکهای جدی در قیمت تمامشده و استمرار تولید روبهرو خواهد شد. غفوری با پیگیری پروژه کنسانتره سنگان نشان داد که نگاه او تنها به تولید امروز نیست، بلکه امنیت تولید فردا را نیز در نظر دارد. چنین نگاهی برای یک مدیر جوان اجرایی در صنعت فولاد، امتیازی مهم محسوب میشود؛ زیرا نشاندهنده عبور از مدیریت روزمره به مدیریت راهبردی است.
در کنار مواد اولیه، مسئله آب نیز در شرق کشور اهمیتی حیاتی دارد. یکی از درخشانترین اقدامات دوره غفوری در فولاد خراسان، پیگیری و اجرای پروژه استفاده از پساب نیشابور بود. این پروژه از چند جهت اهمیت داشت: نخست آنکه به تأمین پایدارتر آب مورد نیاز صنعت کمک میکرد؛ دوم آنکه فشار بر منابع آب زیرزمینی منطقه را کاهش میداد؛ و سوم آنکه نشان میداد مدیریت شرکت نسبت به مسئولیت اجتماعی و محیطزیست بیتفاوت نیست. در شرایطی که بسیاری از صنایع بزرگ کشور با بحران آب مواجهاند، حرکت به سمت استفاده از پساب شهری، تصمیمی آیندهنگرانه و مسئولانه است. از این منظر، پروژه پساب نیشابور را میتوان یکی از مهمترین اقدامات زیرساختی و ماندگار غفوری در فولاد خراسان دانست.
وجه دیگر کارنامه او، مدیریت بحران انرژی بود. صنعت فولاد ایران در سالهای اخیر با محدودیتهای جدی برق و گاز روبهرو شده و فولاد خراسان نیز از این وضعیت مستثنی نبوده است. غفوری در این زمینه تنها به بیان گلایه اکتفا نکرد، بلکه مسئله را در سطح ملی و کارشناسی مطرح ساخت. او بر نبود توازن میان صدور مجوزهای گسترده تولید فولاد و رشد زیرساختهای گاز، برق و آب تأکید داشت؛ نکتهای که امروز یکی از مسائل بنیادین صنعت فولاد کشور محسوب میشود. طرح صریح این مسئله نشان میدهد که او علاوه بر اداره شرکت، نسبت به آینده کل صنعت نیز نگاهی تحلیلی داشته است. مدیری که در زمان بحران انرژی، هم از تولید دفاع کند و هم ضرورت اصلاح الگوی مصرف و توسعه زیرساخت را مطرح سازد، در عمل نقش یک مدیر بحران آگاه را ایفا کرده است.
توسعه صادرات نیز از دیگر نقاط مثبت دوره مدیریت غفوری بود. فولاد خراسان در این دوره توانست حضور فعالتری در بازارهای صادراتی داشته باشد و حتی صادرات محصول نهایی به برخی بازارهای جدید را تجربه کند. اهمیت این موضوع در آن است که صادرات برای یک شرکت فولادی، تنها فروش محصول نیست؛ بلکه نشانهای از توان رقابت، کیفیت محصول، مدیریت لجستیک، شناخت بازار و انعطاف تجاری است. غفوری با تقویت این مسیر، به فولاد خراسان کمک کرد تا اتکای خود را صرفاً به بازار داخلی محدود نکند و از فرصتهای منطقهای نیز بهره ببرد.
در مجموع، کارنامه کسری غفوری را باید کارنامه مدیری دانست که در سنین نسبتاً جوان مدیریتی، مسئولیتهای سنگین صنعتی را پذیرفت و در موقعیتهای سخت، عملکردی اجرایی از خود نشان داد. او در گروه ملی فولاد ایران نقش احیاگر و آرامکننده بحران را داشت و در فولاد خراسان، نقش توسعهدهنده، رکوردساز و زیرساختمحور را ایفا کرد.
ویژگی برجسته غفوری، ترکیب سه توانایی است: تصمیمگیری در بحران، پیگیری پروژههای راهبردی و تمرکز بر تولید و بازار. به همین دلیل میتوان او را نمونهای از مدیران جوان اجرایی صنعت فولاد دانست که مسیر مدیریتی خود را نه در فضای آسان، بلکه در میدان واقعی بحران، تولید، محدودیت انرژی و رقابت بازار ساخته است. کارنامه او، بهویژه در فولاد خراسان، نشان میدهد که مدیریت صنعتی موفق تنها به افزایش تولید محدود نیست؛ بلکه نیازمند نگاه همزمان به منابع، بازار، زیرساخت، نیروی انسانی، مسئولیت اجتماعی و آینده صنعت است.




