فولاد؛ ستون فقرات خودروسازی و قربانی همیشگی فرافکنیها
در حالی که فولاد ستون اصلی صنعت خودروسازی به شمار میرود و حدود ۷۰ درصد وزن یک خودرو را تشکیل میدهد، بررسیها نشان میدهد سهم این ماده راهبردی در قیمت نهایی خودرو حداکثر به حدود ۱۰ درصد میرسد. این واقعیت نشان میدهد نسبت دادن جهشهای چند صد میلیون تومانی قیمت خودرو و افزایش بهای مسکن به صنعت فولاد، بیش از آنکه ریشه در ساختار واقعی هزینهها داشته باشد، تکرار همان الگوی آشنایی است که پیشتر نیز سهم کمتر از یکدرصدی این صنعت در مصرف آب کشور را نادیده گرفت و یکی از مهمترین صنایع مادر ایران را به سیبل همیشگی فرافکنیها تبدیل کرد.
احسان رنجبران_ پایگاه خبری «معدن نامه»: هرگاه در اقتصاد ایران بازار خودرو و مسکن دچار جهش قیمتی میشود معمولاً یک سناریوی آشنا بار دیگر تکرار میشود؛ بخشی از بازیگران اقتصادی و حتی برخی تصمیمگیران به جای واکاوی دقیق ریشههای بحران تلاش میکنند یک صنعت دیگر را به عنوان مقصر معرفی کنند. این بار نیز با رشد شدید قیمت خودرو و تداوم روند صعودی مسکن، نام صنعت فولاد بیش از هر زمان دیگری در کانون اتهامات قرار گرفته است. برخی خودروسازان و تحلیلگران افزایش بهای خودرو را به رشد قیمت ورق فولادی و مواد پتروشیمی نسبت دادهاند و چنین القا کردهاند که آسیبهای وارده به این صنایع در پی جنگ، تحریم و تنشهای منطقهای عامل اصلی جهش قیمتهاست.
این روایت در نگاه نخست شاید منطقی به نظر برسد، چراکه فولاد مادهای کلیدی در تولید خودرو و ساختمان است. اما بررسی دقیق دادهها و ساختار واقعی هزینهها نشان میدهد سهم فولاد در قیمت نهایی خودرو و مسکن بسیار محدودتر از آن چیزی است که در فضای عمومی مطرح میشود. از همین رو به نظر میرسد صنعت فولاد بار دیگر به سیبلی مناسب برای منحرف کردن افکار عمومی از مسائل اصلی تبدیل شده است، همانگونه که سالها در موضوع بحران آب کشور نیز چنین اتفاقی رخ داده است.
در بحث کمآبی، بارها صنعت فولاد به عنوان یکی از متهمان اصلی معرفی شده، حال آنکه حتی بر اساس بدبینانهترین برآوردها، کل مصرف آب این صنعت کمتر از یک درصد مصرف آب کشور است و در مقابل حدود ۹۰ درصد منابع آب ایران در بخش کشاورزی مصرف میشود. با این وجود فولاد به دلیل جایگاه راهبردی و دیدهشدن بیشتر، به هدفی آسان برای انتقاد تبدیل شده است. اکنون همین الگو در موضوع گرانی خودرو و مسکن نیز تکرار میشود.
خودرو: صنعتی که بر شانههای فولاد ایستاده است
فولاد بدون تردید ستون فقرات صنعت خودروسازی است. یک خودروی متعارف، از شاسی و بدنه گرفته تا بسیاری از قطعات ایمنی و سازهای از انواع ورقها و قطعات فولادی ساخته میشود. بر اساس اعلام انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران حدود ۷۰ درصد وزن یک خودرو از فولاد تشکیل شده است. در یک خودرو با وزن متوسط هزار کیلوگرم تقریباً ۷۰۰ کیلوگرم فولاد به کار میرود.
این آمار بهخوبی اهمیت فولاد را در خودروسازی نشان میدهد. اگر فولاد وجود نداشته باشد، عملاً امکان تولید خودرو در مقیاس صنعتی فراهم نخواهد بود. استحکام، ایمنی، قابلیت شکلدهی و قیمت مناسب، فولاد را به مادهای بیبدیل در صنعت خودرو تبدیل کرده است. اما اهمیت بالای فولاد در ساختار فیزیکی خودرو به این معنا نیست که این ماده سهمی بزرگ در قیمت نهایی دارد.
سهم واقعی فولاد در قیمت خودرو
وحید یعقوبی معاون اجرایی انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران با ارائه محاسباتی روشن نشان داده است که سهم فولاد در قیمت تمامشده خودرو بسیار محدود است. به گفته او اگر قیمت هر کیلوگرم فولاد حدود ۱۰۰ هزار تومان در نظر گرفته شود، ارزش کل فولاد مصرفی در یک خودرو حدود ۷۰ میلیون تومان خواهد بود. حتی اگر قیمت فولاد به ۱۵۰ هزار تومان در هر کیلوگرم برسد نیز هزینه فولاد به حدود ۱۰۵ میلیون تومان افزایش مییابد.
در نتیجه اختلاف ناشی از رشد قیمت فولاد حدود ۳۵ میلیون تومان خواهد بود. این رقم در مقایسه با خودروهایی که قیمت آنها در بازار به حدود یک میلیارد تومان یا بیشتر رسیده، سهمی محدود دارد. به بیان دیگر فولاد در نهایت حدود ۷ تا ۱۰ درصد از قیمت تمامشده خودرو را تشکیل میدهد.
این به آن معناست که حتی در صورت افزایش قابل توجه قیمت فولاد، اثر آن بر قیمت نهایی خودرو نمیتواند بیش از حدود ۱۰ درصد باشد. بنابراین اگر قیمت یک خودرو یک میلیارد تومان باشد، تأثیر رشد هزینه فولاد باید نهایتاً آن را به حدود یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان برساند نه اینکه افزایشهایی چند صد میلیون تومانی یا حتی دو برابری را رقم بزند.
چرا فولاد نمیتواند مقصر اصلی باشد؟
واقعیت آن است که قیمت خودرو حاصل برهمکنش مجموعهای پیچیده از عوامل است. نرخ ارز، هزینه واردات قطعات، هزینه تأمین مالی، نرخ سود بانکی، هزینه انرژی، مالیات، هزینه حملونقل، ناکارآمدی ساختاری، بهرهوری پایین، سیاستهای قیمتگذاری، سفتهبازی و انتظارات تورمی، همگی در شکلگیری قیمت نهایی نقش دارند.
در چنین ساختاری تقلیل مسئله به فولاد نهتنها سادهسازی مفرط است، بلکه نوعی آدرس غلط دادن به افکار عمومی به شمار میرود. در واقع میتوان حدس زد که اگر تغییر قیمت خودرو فراتر از میزان تغییرات نرخ ارز باشد، باید آن را ناشی از حباب بازار، گرانفروشی یا سوءمدیریت دانست.
کمبودی در بازار فولاد وجود ندارد
یکی از استدلالهایی که برای توجیه گرانی خودرو مطرح میشود، ادعای کمبود ورق فولادی است. اما دادههای رسمی خلاف این ادعا را نشان میدهد.
بر اساس اظهارات انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران و گزارش سیویکمین نشست هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران، کمبود قابل توجهی در بازار محصولات فولادی مشاهده نمیشود. عرضه ورق فولادی در بورس کالا ادامه دارد و در برخی مقاطع، حتی بیش از ۵۰ درصد عرضهها بدون خریدار باقی مانده است. این مسئله نشان میدهد بازار نه تنها با کمبود جدی روبهرو نیست، بلکه در برخی دورهها مازاد عرضه نیز وجود دارد.
همچنین موجودی ورق فولادی در انبارهای تولیدی و شبکه توزیع قابل توجه است و نیاز صنایع پاییندستی از جمله خودروسازی قابل تأمین است. در حوزه پتروشیمی نیز حدود ۷۵ درصد عرضه محصولات پلیمری در بورس کالا احیا شده و زنجیره تأمین در حال بازگشت به وضعیت عادی است.
تولید ورق خودرو فناوری انحصاری نیست
نکته مهم دیگر این است که تولید ورق مورد نیاز خودروسازان، فناوری انحصاری و پیچیدهای محسوب نمیشود. حتی اگر یکی از تولیدکنندگان اصلی با اختلال موقت مواجه شود، سایر شرکتهای فولادی داخلی قادرند بخشی از نیاز بازار را تأمین کنند. علاوه بر این، خودروسازان ایرانی سالها بخشی از نیاز خود را از مسیر واردات تأمین کردهاند و این مسیر همچنان در دسترس است.
از این رو حتی بروز وقفههای کوتاهمدت در تأمین نیز نمیتواند جهشهای شدید قیمت خودرو را توضیح دهد.
جهش قیمت خودرو و ساختار معیوب
طی هفتههای اخیر قیمت خودرو در بازار نسبت به مدت مشابه سال قبل بین ۱۱۰ تا ۱۴۰ درصد افزایش یافته و قیمت کارخانه نیز رشد ۷۰ تا ۹۰ درصدی را تجربه کرده است. این ارقام نشان میدهد عوامل اثرگذار بر بازار بسیار فراتر از تغییر قیمت فولاد هستند.
بازار خودرو امروز بیش از هر چیز از بیثباتی اقتصادی، انتظارات تورمی، کاهش قدرت خرید، سیاستگذاریهای متناقض و ضعف حکمرانی آسیب میبیند. بنا بر گزارشها، حدود ۸۴ درصد تقاضا به خودروهای زیر ۱.۵ میلیارد تومان متمرکز شده است اما در همین محدوده نیز انتخابهای مناسب بهشدت محدود شدهاند. در چنین شرایطی خودرو از یک کالای مصرفی به نمادی از فاصله روزافزون میان درآمد خانوارها و قیمت داراییها تبدیل شده است.
مسکن، جایی که زمین حرف اول را میزند
همان الگوی فرافکنی درباره فولاد در بازار مسکن نیز مشاهده میشود. در حالی که گاه چنین القا میشود که رشد قیمت فولاد و سیمان عامل اصلی گرانی مسکن است، دادههای رسمی تصویر متفاوتی ارائه میدهد.
بر اساس گزارش صندوق سرمایهگذاری مشترک توسعه بازار سرمایه، در ساختمانهای دارای اسکلت بتنی، سهم آهن و فولاد حدود ۱۱ درصد از هزینه ساخت را تشکیل میدهد. در ساختمانهای اسکلت فلزی نیز این سهم به حدود ۱۲.۶ درصد میرسد.
در مقابل زمین و هزینههای اخذ مجوز در سطح کشور حدود ۵۵ درصد و در تهران تا ۷۰ درصد از کل هزینه ساخت را شامل میشود. دستمزد نیروی انسانی، نازککاری و سایر هزینهها نیز سهم قابل توجهی دارند. در مجموع در کل مناطق شهری کشور تا ۸۰ درصد و در تهران تا ۸۸ درصد هزینه ساخت به عواملی غیر از فولاد و پتروشیمی مربوط است.
این آمار به روشنی نشان میدهد که جهشهای قیمتی در بازار مسکن را نمیتوان به صنعت فولاد نسبت داد.
شباهت ماجرای خودرو و کمآبی
اتهامزنی به فولاد در موضوع خودرو و مسکن شباهت آشکاری با روایتهای رایج درباره مصرف آب این صنعت دارد. در حالی که سهم واقعی فولاد از مصرف آب کشور کمتر از یک درصد برآورد میشود، سالها این صنعت به عنوان عامل اصلی بحران آب معرفی شده است. اکنون نیز سهم محدود فولاد در قیمت خودرو و ساختمان نادیده گرفته میشود و نقش آن بیش از اندازه بزرگنمایی میشود.
این رویکرد شاید در کوتاهمدت بتواند افکار عمومی را از مشکلات اصلی منحرف کند، اما در بلندمدت به تخریب تصویر یکی از مهمترین صنایع کشور منجر خواهد شد.
فولاد، صنعت مادر اقتصاد ایران
صنعت فولاد تنها تأمینکننده مواد اولیه نیست، این صنعت زیربنای توسعه صنعتی کشور است و خودروسازی، ساختمان، نفت و گاز، لوازم خانگی، حملونقل، صنایع معدنی و بسیاری از فعالیتهای تولیدی بدون فولاد امکان تداوم ندارند.
ایران طی دهههای گذشته سرمایهگذاری گستردهای در توسعه زنجیره فولاد انجام داده و امروز در شمار تولیدکنندگان بزرگ جهان قرار دارد. این صنعت علاوه بر تأمین نیاز داخلی، سهم قابل توجهی در صادرات غیرنفتی و ارزآوری کشور دارد، از این رو تخریب چهره صنعت فولاد و متهم کردن آن در هر بحران اقتصادی در عمل به تضعیف یکی از ارکان توسعه میانجامد.
حکمرانی اقتصادی
آنچه امروز بازار خودرو و مسکن را تحت فشار قرار داده، بیش از هر چیز به ساختار حکمرانی اقتصادی بازمیگردد. فقدان شفافیت، سیاستگذاریهای متناقض، نوسانات ارزی، ضعف نظارت، هزینههای مالی سنگین و فضای عدماطمینان عوامل اصلی رشد قیمتها هستند.
تا زمانی که این مسائل حل نشوند معرفی یک مقصر تازه در هر دوره تنها صورت مسئله را پاک خواهد کرد. مردم نیز همچنان با بازارهایی مواجه خواهند بود که هر روز دورتر از توان خرید آنها قرار میگیرد.
نتیجهگیری
فولاد در صنعت خودرو نقشی حیاتی دارد، اما سهم آن در قیمت نهایی محدود و در حدود ۱۰ درصد است. در بازار مسکن نیز سهم فولاد معمولاً بین ۱۱ تا ۱۲.۶ درصد هزینه ساخت برآورد میشود، در حالی که زمین، مجوزها و سایر هزینهها بخش عمده قیمت را تشکیل میدهند.
در کنار این واقعیت، هیچ نشانهای از کمبود جدی فولاد در بازار مشاهده نمیشود و عرضه این محصولات ادامه دارد. بنابراین نسبت دادن افزایشهای شدید قیمت خودرو و مسکن به فولاد، با واقعیتهای آماری و ساختار هزینهها همخوانی ندارد.
همانطور که در موضوع مصرف آب، صنعت فولاد بیش از سهم واقعی خود مورد انتقاد قرار گرفته است، اکنون نیز در بحث گرانی خودرو و مسکن به متهمی همیشگی تبدیل شده است. این فرافکنی شاید در کوتاهمدت راهی برای فرار از پاسخگویی باشد اما در نهایت به تخریب چهره یکی از صنایع مادر و راهبردی کشور منجر خواهد شد.