بهرهبرداری از باطلههای معدنی در ایران: فرصتی اقتصادی و چالشی زیستمحیطی
با کاهش عیار ذخایر معدنی و افزایش عمق استخراج در معادن ایران، حجم تولید باطلههای معدنی به شکل چشمگیری افزایش یافته است. این مواد اغلب نادیده گرفته میشوند اما میتوانند منبع ثانویه ارزشمندی برای استخراج عناصر راهبردی و حیاتی باشند. درعینحال رهاسازی نامناسب این باطلهها تهدیدی جدی برای محیطزیست و منابع آبی کشور به شمار میرود. این گزارش بر اساس دادههای مرکز پژوهشهای مجلس در دیماه ۱۴۰۴، وضعیت بهرهبرداری از باطلههای معدنی در ایران، چالشها، فرصتها و راهکارهای مدیریت پایدار آن را بررسی میکند و نشان میدهد که با برنامهریزی و ورود فناوریهای نوین، میتوان از این منابع بالقوه، هم ارزش اقتصادی استخراج کرد و هم آثار زیستمحیطی معدنکاری را کاهش داد.
احسان رنجبران_ پایگاه خبری «معدن نامه»: با پیشرفت فعالیتهای معدنکاری در ایران و کاهش عیار ذخایر معدنی، تولید حجم قابلتوجهی از باطلهها به یک مسئله اقتصادی و زیستمحیطی جدی تبدیل شده است. باطلههای معدنی موادی هستند که در فرآیند استخراج و فرآوری کانهها تولید میشوند و اغلب فاقد ارزش اقتصادی فوری به نظر میرسند، اما بسیاری از این باطلهها حاوی عناصر باارزش و حتی راهبردی مانند نادر خاکی، مس، طلا و روی هستند. بهرهبرداری هوشمندانه از این منابع میتواند نقش مهمی در تأمین مواد معدنی مورد نیاز صنایع داخلی و کاهش وابستگی به واردات ایفا کند.
در سوی دیگر رهاسازی نامناسب باطلهها اثرات زیستمحیطی جدی دارد، شامل تولید زهاب اسیدی، انتشار آلایندهها در آبهای سطحی و زیرزمینی، تخریب اراضی و مناظر طبیعی و مصرف زیاد آب در کارخانههای فرآوری، بنابراین مدیریت اصولی باطلههای معدنی باید هم اهداف اقتصادی و هم اهداف زیستمحیطی را در بر گیرد تا ضمن آزادسازی پتانسیل اقتصادی، اثرات مخرب معدنکاری کاهش یابد.
این گزارش بر اساس دادهها و تحلیلهای ارائهشده در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در دیماه ۱۴۰۴ و منابع رسمی وزارت صنعت، معدن و تجارت تهیه شده است. هدف این گزارش بررسی وضعیت فعلی بهرهبرداری از باطلههای معدنی در کشور، چالشها و فرصتهای موجود و ارائه راهکارهایی برای مدیریت پایدار این منابع ارزشمند است.
وضعیت باطلههای معدنی در ایران
بر اساس دادههای وزارت صنعت، معدن و تجارت، بیشترین حجم باطلهبرداری در بازه زمانی سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ مربوط به کانسنگ مگنتیت بوده است و کمترین حجم مربوط به زغالسنگ است. طی این دوره، معادن مس، طلا، سرب، خاک روی و بوکسیت شاهد افزایش تولید باطله بودند، درحالیکه معادن هماتیت، مگنتیت و زغالسنگ با روند کاهشی مواجه شدهاند. این روند داخلی با الگوهای جهانی تولید باطله در معادن مشابه تفاوت دارد، زیرا در سطح جهانی افزایش تولید باطله و بهرهبرداری از آن بهصورت سیستماتیک در دستور کار قرار گرفته است.
تجربههای موفق داخلی محدود و نمونهای هستند، برای مثال پروژه بازیابی هماتیت در مجتمع معدنی و صنعتی گل گهر و فرآوری مجدد کنسانتره در مجتمع معدنی و صنعتی چادرملو از معدود نمونههای صنعتی بهرهبرداری از باطلهها محسوب میشوند. بااینحال ورود فناوری نوین و سرمایهگذاری بخش خصوصی در این حوزه هنوز به سطح قابل توجهی نرسیده است و اغلب پروژهها محدود به مطالعات تحقیقاتی و آزمایشی باقی ماندهاند.
با توجه به افزایش حجم تولید باطلهها به دلیل کاهش عیار ذخایر و افزایش عمق استخراج، مدیریت این منابع به یکی از اولویتهای ملی تبدیل شده است. علاوه بر آن وجود عناصر راهبردی در باطلهها بهویژه عناصر نادر خاکی که هنوز فناوری استحصال آنها در کشور بهصورت کامل وجود ندارد، اهمیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی بهرهبرداری از این منابع را افزایش میدهد.
چالشهای پیش رو
یکی از اصلیترین موانع، کمبود فناوریهای نوین در حوزه فرآوری باطلهها است. بازیافت باطلههای معادن فلزی، به دلیل ترکیب پیچیده مواد معدنی و تنوع شیمیایی، نیازمند دانش فنی پیشرفته و تجهیزات خاص است. در بسیاری از موارد بهرهبرداری از باطلهها برای استحصال عناصر خاص بدون استفاده از فناوریهای مدرن اقتصادی نیست. محدودیت دسترسی به تجربه و فناوری شرکتهای بینالمللی به دلایل سیاسی، ورود فناوریهای پیشرفته را دشوار کرده است. همچنین تاکنون الگوی مشخصی برای همکاری میان شرکتهای دانشبنیان بهعنوان صاحبان فناوری و شرکتهای معدنی بزرگ بهعنوان بهرهبرداران ایجاد نشده است.
از بعد اقتصادی ایجاد واحدهای فرآوری باطله نیازمند سرمایهگذاری قابل توجه است و در نگاه کوتاهمدت برای معادن و بخش خصوصی جذابیت کمی دارد. این هزینههای بالای راهاندازی، خود یک عامل بازدارنده است که توسعه صنعتی بهرهبرداری از باطلهها را محدود کرده است.
علاوه بر مسائل فنی و اقتصادی، نواقص قانونی و سیاستگذاری نیز مانع دیگری است. نبود راهبرد مشخص از سوی نهادهای سیاستگذار، ثبت نشدن عناصر همراه (پاراژنز) در گواهی کشف معادن، ابهام در مالکیت باطلهها، فقدان نظام حقوقی شفاف برای اخذ حقوق دولتی و نبود پایگاه اطلاعاتی جامع، همگی موجب شدهاند بسیاری از ظرفیتها بلااستفاده باقی بمانند.
پیامدهای زیستمحیطی نیز نباید نادیده گرفته شوند. مصرف زیاد آب در کارخانههای فرآوری و بحران کمآبی کشور، بازیابی آب از باطلهها را ضروری میسازد. علاوه بر این رهاسازی نامناسب باطلهها میتواند باعث انتشار مواد شیمیایی و اسیدی در محیطزیست، تخریب زمین و تغییرات مناظر طبیعی شود. این عوامل نشان میدهند که مدیریت باطلهها باید به شیوهای جامع و دووجهی انجام شود: هم برای بهرهبرداری اقتصادی و هم برای کاهش اثرات زیستمحیطی.
فرصتها و اهمیت اقتصادی بهرهبرداری از باطلهها
باطلههای معدنی علاوه بر چالشها، فرصتهای اقتصادی مهمی فراهم میکنند. بسیاری از باطلهها حاوی عناصر ارزشمند و راهبردی هستند که در استخراج اولیه مورد بهرهبرداری قرار نگرفتهاند. این منابع میتوانند بهعنوان منابع ثانویه برای تولید صنعتی مورد استفاده قرار گیرند و به کاهش هزینه تولید کمک کنند.
در کشورهای پیشرفته، بهرهبرداری از باطلهها به بخشی از اقتصاد چرخشی معدنکاری تبدیل شده است. فرآوری مجدد باطلهها، استفاده مجدد و بازیافت آنها علاوه بر کاهش هزینههای تولید، بهرهبرداری پایدار از منابع معدنی را تضمین میکند. این فرآیندها همچنین به کاهش اثرات زیستمحیطی معدنکاری، بهبود مصرف منابع آب و جلوگیری از تخریب زمین کمک میکنند.
در ایران با وجود معادن بزرگ و غنی، استفاده از باطلهها برای استخراج عناصر ارزشمند میتواند به افزایش درآمد، کاهش ضایعات و تقویت امنیت تأمین مواد معدنی راهبردی کمک کند. بهویژه در معادن فلزی، بازیافت باطلهها میتواند بخشی از نیاز داخلی به عناصر راهبردی را تأمین کرده و وابستگی به واردات را کاهش دهد.
پیشنهادها و راهکارها
برای بهرهبرداری مؤثر از باطلههای معدنی، لازم است تعاریف قانونی اصلاح و تکمیل شود. تفکیک دقیق کانههای اصلی و همراه، شناسایی مواد معدنی راهبردی و تعیین عیار حد اقتصادی عناصر همراه، از جمله اقدامات ضروری است. این تعریفها باید از ابتدای فرآیند اکتشاف و استخراج معدن اعمال شوند تا بهرهبرداری از باطلهها شفاف و قانونمند باشد.
بهبود فرآیندهای اکتشافی و ثبت دقیق عناصر همراه در گواهی کشف معادن، به شفافیت دادهها و قابلیت اتکای آنها کمک میکند. تدوین استانداردهای اکتشافی الزامآور، استفاده از تجهیزات آزمایشگاهی دقیق و اپراتورهای متخصص، اعتبار اسناد اکتشافی و گواهیهای کشف را افزایش خواهد داد.
ایجاد پایگاه اطلاعاتی ملی برای باطلههای معدنی، شامل دادههای کانیشناسی، شیمیایی و مکانی، میتواند ابزار مؤثری برای برنامهریزی، اولویتبندی و نظارت بر بهرهبرداری از باطلهها باشد. بهروزرسانی سالیانه این دادهها و استفاده از ظرفیتهای قانونی و مشارکت بخش خصوصی برای تأمین منابع مالی پایگاه، ضروری است.
تدوین برنامه جامع مدیریت باطلهها بهعنوان نقشه راه بخش معدن، میتواند چهارچوبهای عملیاتی، دستورالعملها و شاخصهای عملکردی لازم برای معادن اولویتدار را فراهم کند. معادن باید بر اساس پتانسیل باطلهها، نوع عناصر موجود و حجم تولید سالیانه، برنامه عملیاتی بهرهبرداری خود را طراحی و اجرا کنند.
برای نظارت و سیاستگذاری، تشکیل کارگروهی متشکل از وزارت صنعت، معدن و تجارت، سازمان برنامهوبودجه و معاونت علمی ریاست جمهوری ضروری است. این کارگروه وظیفه دارد معادن اولویتدار را تعیین، شاخصهای عملکردی را پایش و بر اساس نتایج، مالکیت باطلهها و اعطای مشوقهای مالی یا مجوزهای بهرهبرداری را مدیریت کنند.
اصلاح پروانه بهرهبرداری معادن که کانههای همراه را اظهار نکردهاند، تعیین ضوابط فروش خاک و باطلهها و شفافسازی مالکیت باطلهها در قراردادهای دولتی، از دیگر اقداماتی است که اجرای آنها میتواند بهرهبرداری صنعتی و قانونی از باطلهها را تضمین کند.
توسعه مدلهای همکاری میان شرکتهای معدنی و دانشبنیان، همراه با حمایت مالی و مشوقهای قانونی، میتواند ورود فناوری نوین را تسهیل کند و بهرهبرداری صنعتی از عناصر همراه موجود در باطلهها را عملیاتی سازد.
جمعبندی
مدیریت باطلههای معدنی در ایران هم فرصت اقتصادی و هم چالش زیستمحیطی است. استفاده بهینه از این منابع میتواند به آزادسازی عناصر ارزشمند، کاهش هزینه تولید و بهبود امنیت تأمین مواد معدنی راهبردی کمک کند و همزمان اثرات منفی زیستمحیطی معدنکاری را کاهش دهد.
برای تحقق این اهداف، اصلاح قوانین و سیاستها، ورود فناوری نوین، ایجاد پایگاه اطلاعاتی جامع، تدوین برنامه جامع مدیریت باطلهها و تقویت همکاری میان بخش دولتی، خصوصی و دانشگاهی ضروری است. اجرای این راهکارها میتواند ضمن ارتقای بهرهوری منابع معدنی، زمینه تحقق اهداف بلندمدت توسعه پایدار در ایران را فراهم کند.