ایران در چهارراه نظم جدید انرژی؛ از تنگه هرمز تا معادن استراتژیک
تنشهای نظامی در تنگه هرمز از یک سو بازار نفت و امنیت انرژی جهان را به این منطقه گره زده و از سوی دیگر تازهترین گزارشهای بینالمللی نشان میدهد جهان با شتابی بیسابقه به سمت برق و انرژیهای پاک در حرکت است. این تغییر اهمیت نفت را کاهش نداده، اما رقابت آینده را به سمت مواد معدنی حیاتی مانند مس و لیتیوم سوق داده است. در چنین شرایطی ایران در نقطه تلاقی دو روند بزرگ جهانی قرار گرفته، کشوری که از یک سو در مسیر یکی از مهمترین گلوگاههای انتقال انرژی جهان قرار گرفته و از سوی دیگر از ظرفیتهای معدنی قابلتوجهی برای ایفای نقش در اقتصاد کمکربن آینده برخوردار است.
احسان رنجبران_ پایگاه خبری «معدن نامه»: بحرانهای ژئوپلیتیکی معمولاً نخستین اثر خود را بر بازار نفت نشان میدهند، اما آنچه امروز در جهان در حال رخ دادن است تنها یک شوک نفتی دیگر نیست. تشدید درگیری میان ایران و آمریکا، بسته ماندن تنگه هرمز، نوسان قیمت نفت، طلا و مس و همزمان انتشار تازهترین گزارش انرژی جهان، تصویری متفاوت از آینده اقتصاد جهانی ترسیم میکند که در آن ایران همچنان در قلب امنیت انرژی جهان قرار دارد، اما اهمیت آن دیگر تنها به نفت و گاز محدود نمیشود. جهان همزمان که برای باز نگه داشتن تنگه هرمز نگران است، بیش از هر زمان دیگری به مس، لیتیوم و دیگر مواد معدنی حیاتی نیاز دارد که این مواد میتوانند جایگاه ایران را در معادلات انرژی جهانی بازتعریف کنند.
نفت هنوز تعیینکننده است، اما آینده بر دوش مواد معدنی خواهد بود
درحالیکه جنگ میان ایران و آمریکا وارد مرحلهای تازه شده و تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین نقاط بحرانخیز جهان باقی مانده است، گزارشهای منتشرشده در رسانههای بینالمللی در روزهای اخیر نشان میدهد بازارهای جهانی وارد دورهای شدهاند که در آن ژئوپلیتیک، انرژی و معدن بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر وابسته شدهاند.
از یک سو مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی (IEA) هشدار داده است که اگر جریان نفت از تنگه هرمز طی هفتههای آینده به حالت عادی بازنگردد امنیت انرژی جهان با تهدیدی جدی روبهرو خواهد شد. از سوی دیگر گزارش آماری سال ۲۰۲۶ مؤسسه انرژی (Energy Institute) از یک نقطه عطف تاریخی خبر میدهد که در آن برای نخستین بار تمام رشد تقاضای برق جهان در سال ۲۰۲۵ از طریق منابع کمکربن تأمین شده و تولید برق از سوختهای فسیلی کاهش یافته است.
این دو گزاره در ظاهر متناقض به نظر میرسند، اما در واقع دو روی یک سکهاند: جهان هنوز از نفت عبور نکرده، اما آینده خود را بر پایه برق و مواد معدنی حیاتی میسازد.
گلوگاه تنگه هرمز
اگرچه سهم انرژیهای تجدیدپذیر در تولید برق جهان با سرعتی بیسابقه در حال افزایش است، اما نفت همچنان ستون اصلی حملونقل و تجارت جهانی محسوب میشود. حدود یکپنجم تجارت جهانی انرژی از تنگه هرمز عبور میکند و ادامه اختلال در این مسیر، بهویژه اقتصادهای آسیایی را با فشار جدی روبهرو کرده است.
آژانس بینالمللی انرژی توانسته با آزادسازی بخشی از ذخایر راهبردی نفت و افزایش تولید آمریکا قسمتی از شوک بازار را کنترل کند، اما مدیر این نهاد تأکید کرده است که این راهکارها دائمی نیستند و در صورت ادامه بحران، بازار جهانی با چالشهای عمیقتری مواجه خواهد شد.
برای ایران این موضوع تنها یک ابزار فشار ژئوپلیتیکی نیست بلکه یادآور این واقعیت است که هنوز موقعیت جغرافیایی کشور در امنیت انرژی جهان نقشی بیبدیل دارد.
گلوگاه آینده در معادن خواهد بود
همزمان با این تحولات، گزارش سالانه مؤسسه انرژی از تغییری بنیادین در ساختار بازار جهانی انرژی پرده برمیدارد.
در سال ۲۰۲۵ تولید برق جهان سه درصد رشد کرده، اما رشد تولید برق از منابع تجدیدپذیر حتی از افزایش تقاضا نیز بیشتر بوده است، بهگونهای که برای نخستین بار تولید برق از سوختهای فسیلی کاهش یافته و انرژیهای تجدیدپذیر به همراه برقآبی از زغالسنگ پیشی گرفتهاند.
رشد ۳۰ درصدی تولید برق خورشیدی و افزایش ۶۶ درصدی ظرفیت باتریها نیز نشان میدهد موتور اصلی اقتصاد آینده دیگر تنها نفت نیست، بلکه فلزاتی مانند مس، لیتیوم، نیکل و عناصر نادر خاکی خواهند بود.
نکته قابل توجه آن است که خود مؤسسه انرژی هشدار داده گلوگاه امنیت انرژی جهان در حال انتقال از نفت و گاز به سمت مواد معدنی حیاتی است.
مس: فلزی که از نفت هم حساستر شده است
بازار جهانی مس نیز در روزهای اخیر تصویری روشن از این تغییر ارائه داد. اگرچه تشدید درگیریهای ایران باعث افت قیمت اغلب فلزات شد، اما کاهش قیمت مس نسبت به طلا و نقره محدودتر بود زیرا همزمان بزرگترین تولیدکننده جهان یعنی شیلی، با یک طوفان کمسابقه روبهرو شده است.
این طوفان در شرایطی رخ داده که تولید چند معدن بزرگ شیلی کاهش یافته، برخی شرکتهای معدنی نسبت به افت عرضه هشدار دادهاند و حتی کمبود اسید سولفوریک نیز به یکی از نگرانیهای بازار تبدیل شده است.
نتیجه آن است که سرمایهگذاران معتقدند حتی اگر تنشهای سیاسی باعث کاهش کوتاهمدت قیمت مس شود، کمبود عرضه و رشد تقاضای ناشی از گذار انرژی همچنان از قیمت این فلز حمایت خواهد کرد.
برای ایران این پیام اهمیت ویژهای دارد، زیرا کشور علاوه بر ذخایر بزرگ مس، ظرفیت قابل توجهی در سایر مواد معدنی راهبردی نیز در اختیار دارد که این ظرفیتی در صورت توسعه زنجیره ارزش و جذب سرمایه میتواند نقشی فراتر از صادرات مواد خام ایفا کند.
چرا طلا برخلاف انتظار سقوط کرد؟
در نگاه نخست تشدید جنگ باید به رشد قیمت طلا منجر میشد اما این بار بازار مسیر متفاوتی را انتخاب کرد.
افزایش قیمت نفت نگرانی درباره تورم را تشدید کرد و همین موضوع احتمال افزایش دوباره نرخ بهره آمریکا را بالا برد که نتیجه آن تقویت دلار و افزایش بازده اوراق خزانه بود که هر دو عامل معمولاً به زیان بازار طلا عمل میکنند.
به همین دلیل قیمت طلا به زیر چهار هزار دلار در هر اونس سقوط کرد. این موضوع نشان میدهد امروز سیاست پولی آمریکا میتواند حتی از بیثباتیهای ژئوپلیتیکی نیز اثر بیشتری بر بازار فلزات گرانبها داشته باشد.
فرصت ایران
کنار هم قرار دادن این موارد در کنار یکدیگر تصویری روشن از آینده ارائه میکند. ایران همچنان یکی از مهمترین بازیگران امنیت انرژی جهان است و تنگه هرمز هنوز برای بازار نفت جایگزین کاملی ندارد. اما این مزیت بهتنهایی برای حفظ جایگاه کشور در اقتصاد جهانی کافی نخواهد بود.
در جهانی که برق بهسرعت جای سوختهای فسیلی را در بسیاری از بخشها میگیرد، رقابت اصلی بهتدریج از میدانهای نفتی به معادن مس، لیتیوم، عناصر نادر خاکی و سایر مواد معدنی راهبردی منتقل میشود.
اگر ایران بتواند همزمان از مزیت ژئوپلیتیکی خود در حوزه انرژی و ظرفیتهای معدنی خود بهره بگیرد، میتواند در نظم جدید اقتصاد جهانی جایگاهی فراتر از یک صادرکننده نفت داشته باشد و در غیر این صورت ممکن است با وجود قرار گرفتن در یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان، سهمی محدود از بزرگترین تحول انرژی قرن بیستویکم داشته باشد.