قلب فولاد ایران باهمدلی میتپد؛ فولاد همدل؛ روایت یک خانواده صنعتی
در جهان صنعت، کارخانهها معمولاً با ظرفیت تولید، قیمت جهانی و ترازنامهها شناخته میشوند؛ اما گاهی آنچه یک بنگاه صنعتی را سرپا نگه میدارد نه خطوط تولید، بلکه پیوندی انسانی است که در دل آن شکل میگیرد.
به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه»در فولاد مبارکه این پیوند این روزها در قالب پویشی به نام «فولاد همدل» خود را نشان داده است؛ روایتی از همبستگی میان کارگران، مهندسان، بازنشستگان و ذینفعانی که یک کارخانه را فراتر از یک واحد تولیدی، به یک «خانواده صنعتی» تبدیل کردهاند.
در میانه صنعتی که اغلب با اعداد سرد تولید و سود سنجیده میشود، گاه مفهومی انسانیتر خود را نشان میدهد: «خانواده». در فولاد مبارکه، این واژه در هفتههای اخیر در قالب پویشی با عنوان «فولاد همدل» معنا یافته است؛ حرکتی که بیش از آنکه یک کمپین رسانهای باشد، بازتاب نوعی همبستگی اجتماعی در دل یکی از بزرگترین بنگاههای صنعتی ایران است.
پویش «فولاد همدل» از دل شبکه گسترده ذینفعان فولاد مبارکه شکل گرفته است. کارکنان، پیمانکاران، بازنشستگان، سهامداران و حتی فعالان رسانهای روایتهای شخصی خود را از تجربه کار، همکاری و زیست حرفهای در کنار این مجموعه منتشر کردهاند. آنچه در این روایتها تکرار میشود، صرفاً اشاره به یک بنگاه اقتصادی نیست؛ بلکه توصیف سازمانی است که برای بسیاری از افراد، بخشی از هویت حرفهای و حتی زندگی اجتماعیشان محسوب میشود.
سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، در سخنان خود بارها بر این پیوند انسانی تأکید کرده است. به باور او «برکت کار فولاد مبارکه از حمایت و دعای کارگران حاصل میشود». این گزاره در نگاه نخست شاید شعاری به نظر برسد، اما در عمل به نوعی فلسفه مدیریتی تبدیل شده است؛ فلسفهای که تلاش میکند نیروی انسانی را نه بهعنوان هزینهای قابل حذف، بلکه بهعنوان سرمایهای بنیادین تعریف کند.
سرمایه انسانی؛ قلب تپنده فولاد مبارکه
در بسیاری از صنایع جهان، هنگام بروز بحرانهای اقتصادی نخستین واکنش مدیران کاهش هزینههای نیروی کار است. اما تجربه فولاد مبارکه در سالهای اخیر نشان میدهد که این شرکت کوشیده مسیر متفاوتی را طی کند. حفظ نیروی انسانی، حتی در دورههای دشوار اقتصادی، به نوعی قرارداد نانوشته میان کارکنان و سازمان تبدیل شده است. نتیجه آن، شکلگیری رابطهای است که فراتر از رابطه معمول کارفرما و کارمند تعریف میشود.
این پیوند تنها در سطح اشتغال باقی نمانده است. فولاد مبارکه در طول دهههای فعالیت خود به نوعی «مدرسه صنعتی» تبدیل شده است. هزاران مهندس و تکنسین در این مجموعه آموزش دیدهاند و سپس در واحدهای مختلف صنعتی کشور به کار گرفته شدهاند. سرمایهگذاری مداوم در آموزش، پژوهش و توسعه فناوری، بخشی از راهبردی است که تلاش میکند ارزش سازمان را نه صرفاً در تولید فولاد، بلکه در پرورش نیروی متخصص تعریف کند.
پویش «فولاد همدل» نیز از همین بستر شکل گرفته است. در هفتههای اخیر کارکنان و خانوادههای آنان روایتهایی منتشر کردهاند که در آنها از تجربه کار در این مجموعه، از افتخار به تولید ملی و از امید به آینده سخن گفته شده است. بازنشستگانی که آمادگی خود را برای کمک به بازسازی ظرفیتهای صنعتی اعلام کردهاند، کارگرانی که فولاد مبارکه را «پارهتن صنعت کشور» مینامند و مهندسانی که از نقش این مجموعه در توسعه فناوری صنعتی سخن میگویند، همگی بخشی از این روایت جمعی هستند.
نسخه جهانی عبور از بحران صنعتی
چنین تجربهای در صنعت فولاد جهان نیز بیسابقه نیست. تاریخ این صنعت نشان میدهد که در بسیاری از بحرانها، شرکتهایی که بر سرمایه انسانی خود تکیه کردهاند توانستهاند مسیر بازگشت به رشد را سریعتر طی کنند.
پس از بحران مالی ۲۰۰۸، آرسلورمیتال با وجود سقوط شدید تقاضای جهانی فولاد، بهجای تعدیل گسترده نیرو بر سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه تمرکز کرد و طی چند سال به سودآوری بازگشت.
پوسکو در کره جنوبی پس از زلزلهای که بخشی از تأسیساتش را تخریب کرد، با اتکا به نیروی انسانی خود ظرف کمتر از دو سال تولید را احیا کرد.
نیپون استیل ژاپن نیز پس از سونامی ۲۰۱۱ با حفظ کارکنان و اجرای برنامه بازسازی بلندمدت توانست ظرفیت تولید خود را افزایش دهد.
بررسی این تجربهها یک الگوی مشترک را نشان میدهد: نخست، نگاه به نیروی انسانی بهعنوان مهمترین دارایی سازمان؛ دوم، ادامه سرمایهگذاری در نوآوری حتی در دوران بحران؛ و سوم، همراهی جامعه و سیاستگذاران با صنایع راهبردی.
در مورد فولاد مبارکه، این سه مؤلفه تا حد زیادی قابل مشاهده است. این شرکت طی سالهای گذشته علاوه بر توسعه ظرفیتهای تولیدی، در حوزههای آموزشی، پژوهشی و مسئولیت اجتماعی نیز فعال بوده است. بسیاری از پروژههای زیربنایی در استان اصفهان و مناطق پیرامونی با مشارکت این مجموعه اجرا شده و همین امر پیوندی میان صنعت و جامعه محلی ایجاد کرده است.
از این منظر، پرسش مهم امروز تنها درباره آینده یک شرکت نیست؛ بلکه درباره رابطه میان جامعه و یکی از بزرگترین بنگاههای صنعتی کشور است. اگر صنایع بزرگ در دورههای رونق به توسعه اقتصادی و اجتماعی کمک میکنند، در دورههای دشوار نیز به نوعی همبستگی اجتماعی نیاز دارند.
همدلی؛ نیروی محرک آینده
این حمایت میتواند در اشکال مختلفی بروز پیدا کند: از تقویت روحیه کارکنان از طریق همدلی اجتماعی گرفته تا رفتار مسئولانه سهامداران در بازار سرمایه و همچنین سیاستگذاریهای حمایتی در سطح کلان. تجربههای جهانی نشان میدهد که چنین همگراییهایی میتواند روند عبور صنایع از بحران را تسریع کند.
فولاد مبارکه امروز بیش از هر چیز بر همان سرمایهای تکیه دارد که در طول سالها شکل گرفته است: شبکه گسترده کارکنان، متخصصان و ذینفعانی که خود را بخشی از «خانواده فولاد» میدانند. سعید زرندی نیز در پیامی به ذینفعان این مجموعه تأکید کرده است که مدیریت شرکت تلاش دارد دوران گذار کنونی را با حفظ شرایط نیروی انسانی پشت سر بگذارد و با همراهی دولت و جامعه، مسیر پایداری را برای آینده ترسیم کند.
در نهایت، داستان فولاد مبارکه تنها روایت یک کارخانه یا یک شرکت نیست. این داستانی است درباره صنعتی که در دل اقتصاد ایران شکل گرفته و اکنون میکوشد در شرایط پیچیده امروز نیز با اتکا به سرمایه انسانی و همبستگی اجتماعی مسیر خود را ادامه دهد. در صنعتی که از دل آتش و آهن زاده میشود، شاید مهمترین عنصر نه فلز، بلکه اعتماد و همدلی باشد.