آیا صادرات تهاتری گندله توجیهپذیر است؟
در شرایطی که زنجیره فولاد کشور با انباشت میلیونها تن گندله و کنسانتره در معادن و کمبود اسلب و ورق در صنایع پاییندستی روبهرو شده است، یک راهکار اقتصادی میتواند این گره ساختاری را باز کند: تهاتر صادرات مواد بالادستی با واردات مواد میانی زنجیره فولاد. بررسی نسبتهای قیمتی جهانی نشان میدهد که این مبادله کالا به کالا، با تکیه بر مزیت نسبی تولیدات معدنی ایران، میتواند توازن را به زنجیره بازگردانده و مانع از توقف تولید در بخشهای کلیدی صنعت فولاد شود. در مقطع کنونی، استفاده هوشمندانه از این سازوکار، عملیاتیترین ابزار برای صیانت از اشتغال و حفظ توان رقابتی صنعت در برابر نوسانات عرضه داخلی است.
به گزارش پایگاه خبری «معدن نامه» در شرایطی که زنجیره فولاد کشور با عدم توازن جدی میان بخش بالادستی معدن و بخش پاییندستی نورد مواجه شده است، استفاده از ظرفیتهای تجارت غیرنقدی و تهاتر کالا میتواند بهعنوان یک ابزار مکمل و کارآمد، بخشی از فشارهای ساختاری موجود را کاهش دهد. در این چارچوب، صادرات گندله و کنسانتره مازاد معادن و استفاده از منابع حاصل از آن برای تأمین اسلب و ورق فولادی مورد نیاز صنایع داخلی، گزینهای قابل بررسی و مبتنی بر منطق اقتصادی است. اجرای موفق این رویکرد، مستلزم بازنگری در برخی رویههای اجرایی از جمله تسهیل صادرات محصولات بالادستی، انعطافپذیری بیشتر در تعهدات ارزی و ایجاد هماهنگی لجستیکی میان بخش معدن، فولاد و نورد است. هدف اصلی این پیشنهاد، جلوگیری از انباشت مازاد تولید در بالادست و همزمان پشتیبانی از تداوم فعالیت صنایع پاییندستی در دورههای گذار و ناپایداری بازار است.
امکانسنجی بر اساس آخرین قیمتهای جهانی (آوریل ۲۰۲۶ / فروردین ۱۴۰۵)
بر اساس پایش شاخصهای معتبر جهانی، گزارشهای متال بولتن (Fastmarkets) و پلتس (Platts) در بازه زمانی مورد بحث (سه ماهه نخست سال ۲۰۲۶ و روندهای جاری):
۱. ارزشگذاری سنگآهن، گندله و کنسانتره: قیمت جهانی سنگآهن وارداتی (عیار ۶۲ درصد CFR بندر چین) پس از نوساناتی در زمستان، در فروردین ۱۴۰۵ در محدوده ۹۶ تا ۱۰۷.۹۷ دلار بر تن خشک تثبیت شده است. با در نظر گرفتن پرمیوم گندله (Pellet Premium) به دلیل ارزش افزوده فرآوری، و کسر هزینههای حمل دریایی (Freight) از ایران به مقاصد شرق آسیا، ارزش فوب (FOB) گندله صادراتی ایران در بنادر خلیج فارس به طور متوسط در محدوده ۹۰ تا ۱۰۰ دلار به ازای هر تن برآورد میشود. قیمت کنسانتره نیز با فاصله اندکی در همین کانال قیمتی (حدود ۸۵ تا ۹۵ دلار) قرار دارد. جهت محاسبات کلان، مبنای ارزش هر تن گندله/کنسانتره صادراتی ایران را ۹۵ دلار در نظر میگیریم.
۲. ارزشگذاری اسلب (تختال) فولادی: قیمت اسلب صادراتی در بازارهای جهانی که مبنای تامین کارخانجات نورد است، تحت تاثیر کاهش تقاضای جهانی و عرضه فولاد روسیه، روندی متعادل داشته است. نرخ این محصول در بنادر مبدا نظیر فوب دریای سیاه (CIS) در محدوده ۴۱۵ تا ۴۴۰ دلار به ازای هر تن، و در برخی قراردادهای تحویلی به ترکیه حدود ۴۷۰ تا ۴۸۰ دلار CFR گزارش شده است. برای محاسبه ارزش اسلب وارداتی تحویل بنادر ایران، رقمی در حدود ۴۳۰ تا ۴۴۰ دلار بر تن منطقی و عملیاتی است.
۳. ارزشگذاری ورق گرم فولادی (HRC – Hot Rolled Coil): قیمت ورق گرم به عنوان محصول نهاییتر نسبت به اسلب که مستقیماً در صنایع لوله و پروفیل کاربرد دارد، در بازار چین با افزایش تقاضای مقطعی بین ۴۵۹ تا ۴۸۵ دلار (حدود ۳۲۹۰ تا ۳۴۷۷ یوان) معامله شده است. نرخ این محصول در بازارهای اروپایی و خاورمیانه بالاتر است (حدود ۵۵۰ تا ۶۴۰ دلار)، اما برای واردات عمده به ایران از مبادی آسیایی یا CIS، متوسط قیمت ۴۷۵ تا ۴۹۰ دلار بر تن برآورد میشود.
ترازوی اقتصادی تهاتر (تبدیل ضرایب کالا به کالا)
با استخراج این ارقام دلاری، معادله تهاتر میان بخش معدن (عرضهکننده مازاد گندله) و بخش نوردی کشور (نیازمند اسلب/ورق) به شکل روشن زیر پیکربندی میشود:
متوسط ارزش پایه گندله صادراتی (FOB ایران): ~ ۹۵ دلار / تن
متوسط ارزش پایه اسلب وارداتی (CFR ایران): ~ ۴۳۵ دلار / تن
متوسط ارزش پایه ورق گرم وارداتی (CFR ایران): ~ ۴۸۰ دلار / تن
ضرایب تبدیل تهاتری:
این اعداد نشان میدهد که نسبت ارزش اسلب به گندله معادل ۴.۵ به ۱ است. به عبارت دیگر، با صادرات هر ۴.۵ تن گندله (یا کنسانتره با عیار بالا)، میتوان ارز لازم برای واردات ۱ تن اسلب فولادی را تامین کرد. همچنین با صادرات حدود ۵ تن گندله، امکان واردات ۱ تن ورق گرم فولادی فراهم میگردد.
راهی برای تنفس دوباره
بررسی شرایط فعلی زنجیره فولاد نشان میدهد که هرگونه اختلال در بخشهای کلیدی تولید، آثار متقابل و سریعی بر سایر حلقهها بر جای میگذارد؛ بهگونهای که کاهش تقاضای داخلی میتواند به انباشت گسترده محصولات معدنی و فشار نقدینگی بر شرکتهای بالادستی منجر شود و همزمان صنایع پاییندستی را با کمبود مواد اولیه مواجه سازد. توقف خطوط تولید در دو مگاپروژه ملی، از یک سو منجر به قطع شریان تامین اسلب، بیلت و ورق گرم برای صنایع نوردی، خودروسازی و تکمیلی در پاییندست شده و از سوی دیگر، با حذف ناگهانی تقاضای داخلی، معادن غولپیکر بالادستی از جمله گلگهر، چادرملو، گهرزمین و مجتمعهای سنگان را با بحران خفگی ناشی از دپوی اجباری میلیونها تن گندله و کنسانتره و انسداد کامل جریان نقدینگی مواجه ساخته است.
در چنین فضایی، استفاده هدفمند از مکانیسم تهاتر گندله و کنسانتره مازاد در برابر واردات اسلب و ورق فولادی، میتواند بهعنوان یکی از واقعبینانهترین گزینههای کوتاهمدت برای تعادلبخشی به زنجیره فولاد کشور مورد توجه قرار گیرد. این رویکرد، ضمن کاهش فشار بر منابع ارزی رسمی، امکان حفظ اشتغال، تداوم تولید و مدیریت دورههای ناپایداری را برای بخش معدن و فولاد فراهم میسازد.
