میراث ماندگار غریب‌پور در ایمیدرو

تب‌های اولیه

صنعت یک کشور را قلب تپنده اقتصاد آن می دانند. بدین ترتیب یکی از وجوه پویایی اقتصاد یک‌ کشور به قدرت و تولید صنعتی آن برمی گردد مکانیسم پیشرفت صنعت و‌ مدلهای شکوفایی صنعتی را می توان بر پایه، ساختار- کارگزار تعریف نمود.بنابراین یک ساختار مدون و مدرن صنعتی نیازمند کارگزار لایق و‌توانمند است. فارغ از مدلهای مدیریت از کلاسیک تا مدرن و فرامدرن این امر نوعا ثابت است. در ایران مدیران توانمندی که در عرصه اقتصاد  صنعت خوش درخشیدند کم نیستند. اهالی صنعت خداداد غریب پور را به خوبی می شناسند. سالهاست که نام وی به عنوان یک مدیر ارشد اجرایی توانمند در محافل مختلف مطرح است.  خداداد غریب پور به واسطه توان علمی و‌ مدیریتی بالا، و هوش و فراست خویش توانسته است به یک مدیر توانمند و صاحب سبک اجرایی تبدیل شود. نیازی به تشریح عملکرد وی در طول این سالها و در مناصب مختلف نیست که برشمردن موفقیتهای ایشان " اظهر من الشمس " است.
 فصل موفقیت شگفتی ساز وی در عرصه مدیریتی را باید در دوران صدارتش بر کرسی مدیرعاملی ایمیدرو دانست. او در ایمیدرو کاری کرد کارستان. معتقدم چندگانه ی  دانش، کاریزما، خلاقیت و نوآوری، مسئولیت پذیری و پشتکار از خداداد غریب پور شخصیتی منحصر به فرد ساخته است. غریب پور را به عنوان مدیری می شناسند  که سازمان متبوعش در طی دو سال اخیر آنقدر فعال، موفق و پر جنب و جوش بوده است که بسیاری از موفقیتهای این سازمان را مدیون مدیریت وی می دانند.

از مشکلات اساسی ما در حوزه مدیریتی، فقر دانش و تخصص به معنای واقعی آن است. این مسئله منجر به سردرگمی تاریخی و مزمن ما در میانه مدرنیته و سنت شده است. آنچه تا کنون از این نوسان  به روز عایدمان شده است تضاد ساختاری است که نشان می دهد در سطوح کلان دچار نقصان تفهمی و عملی هستیم. " فریدیناند تونیس "  معتقد است در یک ساختار سنتی، مشاغل نه بر پایه اکتساب توانایی، که بر مبنای انتصاب و‌ نزدیکی به جریانهای سرنوشت ساز، تنظیم و تقسیم می شود. دو گانه سنت و مدرنیته با چنین مشخصاتی منجر به دو قطبی آشتی ناپذیر مدیریت سنتی و‌ مدرن در کشور شده است و رشد شبه مدیریت به جای مدیریت اصیل و‌ علمی رشد یافته است. با این مقدمه در ادامه بر آنچه معتقدم میراث ماندگار خداداد غریب‌پور در ایمیدرو است شرحی مختصر خواهم آورد.

 

1- از ابعاد مهم مدیریت ایمیدرو در سالهای اخیر، حاکم شدن دیدگاه علمی و فنی می باشد. از این منظر به نظر می رسد ساختار سازمانی ایمیدرو در گذار از مدل کلاسیک به نوگرایی و فرانوگرایی موفق عمل نموده است. معتقدم یکی از مدلهای مدیریتی که پیش زمینه لازم مدیریتی در کشورهای جهان سومی می باشد مدل " فایول " است. در نگاه اول به ایمیدرو این نظام مندی فایولی را درمی یابیم. مدل " فایول " مشتمل بر برنامه‌ریزی، سازماندهی، فرماندهی، هماهنگی و کنترل در سطوح مختلف سازمانی است. ماحصل ساختار فایولی ایمیدرو، ساخت‌یابی و نظام‌مندی در سطوح مختلف آن سازمان است که خداداد غریب‌پور توانست به خوبی آن را بر ایمیدرو حاکم نماید.مهارتهای انسانی و ادراکی و رویکرد فنی در سازمان ایمیدرو منجر به درک هدفمند و صحیحی از ساختار بروکراتیک مدرن شده است.

2- آنچه ایمیدرو را به عنوان یک سازمان منسجم از دیگر سازمانها متمایز می کند، بروکراسی قانونی – عقلانی "ماکس وبر" است. خدادا غریب‌پور توانست با استقرار نظام سازمانی هماهنگی و کنترل یکپارچه، زمینه مساعد را برای گذار از کنش سنتی سازمانی به سمت عقلانیت بروکراتیک فراهم نمود. هنر وی، ایجاد پیوند میان عناصر مد نظر "فایول" و بروکراسی عقلانی"ماکس وبر" است. این شیوه در سازمان هایی که خداداد غریب پور سکاندار آنها بود، همواره مشاهده شده است. اگرچه بروکراسی خود چندان بی عیب نیست، ولیکن به نظر می‌رسد، خداداد غریب‌پور برای حل این معضل از راهبرد طلایی " داگلاس مک گریگور" استفاده نموده است. این به آن معناست که با توجه بیشتر به نیازهای اجتماعی و کمک به شکوفایی پتانسیل افراد در محیط کار از اثرات ناخوشایند بروکراسی جلوگیری شده است. استفاده از نظریه   y ، مبتنی بر مشارکت فعال معاونتها، مدیران و کارشناسان مربوطه در تصمیم‌گیری سازمانی است. در ایمیدرو، از اصول "فایول"، انسجام و برنامه ریزی، از بروکراسی "ماکس وبر" ، سازماندهی منسجم و انتظام سازمانی و از "مک‌گریگور" انعطاف و شناوری مدیریت به عاریه گرفته شده است.آنچه در ایمیدرو  می‌تواند الگوی موفق را بیش از هر زمان نمایان سازد، توجه به نوآوری، سازماندهی فعال، هم‌آفرینی و خودکنترلی است. این همنشینی و ترکیب نظریات مدرن و تئوری های پسا مدرن منجر به یک انقلاب مدیریتی و شکوفایی تولید در ایمیدرو شده است.

3- مهمترین بعد حرکت به سوی توسعه پایدار و متوازن، تئوری، برنامه‌ریزی و عمل است. نمی‌توان نقش تجربه را در مدیریت سازمانی نادیده گرفت، اما باید بپذیریم که بنیاد توسعه بر مبنای دانش است. تغییر مشی مدیریت از عدم توازن به موازنه توسعه شروع فصل جدیدی در ایمیدروی تحت مدیریت غریب پور بود. نتیجه چنین تغییری بسط علمی، رسوب دانش و تجربه و توسعه پایدار در ایمیدرو بود. خدادا غریب پور با تغییر نگاه جزیره‌ای در مدیریت به نگرشی ساختارمند و همه شمول، راه را برای تعامل با نهادهای مختلف باز نمود. ماحصل چنین نگاه جامع الاطرافی استفاده بهینه از ظرفیتهای موجود و بازگشت به اصل شایسته سالاری و عملکرد بهتر و‌کارایی بالاتر بود. ماشین مدیریتی ایمیدرو، از داده تا تحلیل و برخورد و برون‌داد و بازخورد به عنوان یک سیستم نظام مند عمل نمود که رهبری چنین سازمان و سیستمی نیازمند دانش فنی مدیریت است. بهره‌گیری از استراتژی توسعه بنیادی و دانش محور، توزیع و توسیع منابع انسانی، راز مدیریت غریب پور در ایمیدرو بود.

4- خداداد غریب‌پور در بکار بردن استراتژی تعمیق صنعت مؤلفه های جدیدی را وارد نمود. تعریض و توسعه کمی وکیفی، توازن جغرافیایی و محتوایی در کنار ساختارگرایی قاعده مند که همه بر پایه آنچه شفافیت و استراتژی نظم می نامیم استوار نمونه ای از این شاخص‌ها است. این تعمیق با نگاه مدرن به زیرساختها و کیفت عمل در کنار گسترش عرضی، اتکا به منابع مطمئن داخلی و خارجی، تعامل سازنده با بخشهای مختلف و استفاده مناسب از توان بخش خصوصی، سیستم صنعتی ایمیدرو را از تکانه های اقتصادی مشخص و پیش بینی شده حفظ نمود ولیکن آن دسته از تکانه های خارجی چون تحریم ها، به عنوان یک بار موازی فشار را بر مرکز متمرکز می‌نمود. در این حالت اتخاذ راهکارهایی که به صورت متقاطع عملیاتی گردید، سنگینی فشار را از ایمیدرو برداشت و اثرات تحریم را تا حد قابل قبولی کم نمود.

بنابر آنچه ذکر شد، غریب‌پور توانست ایمیدرو را از یک ساختار نیمه سنتی و نیمه مدرن به سمت سازمانی با ساختار و محتوایی مدرن راهبری کند که از آن به عنوان " بزرگترین میراث مدیریتی "  وی می توان نام برد. بی‌تردید حضور نیروها و مدیران توانمند، توسعه‌گرا، و با دانشی نظیر خداداد غریب‌پور در عرصه‌های کلان، می‌تواند به رسوب دانش و انتقال تجربه و همانندسازی منابع انسانی منجر شود. به همین ترتیب فقدان غریب‌پور ظلم در حق صنعت، ملت خواهد بود.

دسته بندی: 
نویسنده: 

نظر شما چیست؟