قیمت های داخلی یک پله از قیمت های صادراتی فراتر

تب‌های اولیه

شیوا نیک وظیفه

بازار مقاطع در شرایط مصاعدی نیست و قیمتها به شکل غیرمنطقی روند افزایشی دارند، وضعیت فعلی را می توان ناشی از چهار عامل در نظر گرفت، موضوع اصلی اول کمبود جدی مواد اولیه از اوائل پاییز به علت رونق گرفتن خام فروشی و صادرات محصولات پایه و بی توجهی مسئولین به توصیه های مکرر کارشناسان در این مورد است. مورد مهم دیگر کاهش جدی تولید آهن اسفنجی در فصل زمستان به دلایل مختلف از جمله افت فشار شبکه گاز بود که البته طی جلسه ای و سهمیه بندی آن برنامه برای تامین خوراک واحدهای تولیدی در نظر گرفته شده است. در این بین تاکید بر این است قیمتهای صادراتی و داخلی یکسان شود نتیجه هم این شد که قیمت های داخلی یک پله از قیمت های صادراتی هم فراتر رفت. موضوع مهم دیگری که باید به آن توجه کنیم نحوه فروش مدت دار فولاد سازان دولتی و فرمول محاسبه نرخ پایه برای محصولات فولادی است که تاثیر بر این روند افزایشی داشته است.

این عوامل از سمت عرضه بر بازار نمود داشته اما از طرف دیگر سمت تقاضا نیز با انتظارات تورمی به آن دامن زده است. انتظارات شدید تورمی ناشی از سیاستهای اقتصادی دولت و متاثر از جو هیجانی  بازارهای موازی مثل خودرو بورس، بازارهای کالایی و.... مورد مهمی است که از سمت تقاضا بازار را متشنج کرده است. در کنار این موضوع نزدیک شدن به پایان سال و افزایش ملموس تقاضا که بخشی از آن تقاضای کاذب و بخشی تقاضای موثر است و نگرانی مردم از ورود به سال جدید تاثیر خود را گذاشته است. هرچند برگزاری جلسه ستاد تنظیم بازار با محوریت اوضاع آشفته بازار فولاد اندکی از التهاب بازار کاست اما قطعا بازگشت آرامش به بازار فولاد نه در گرو تصمیمات احساسی و مقطعی است و نه در گرو افزایش فشار نهادهای نظارتی مثل تعزیرات و بازرسی و ... که سال گذشته هم نمونه شکست خورده چنین تصمیمات را دیده ایم. برای بازگشت آرامش به بازار فولاد نیازمند اصلاح ریشه ای و ایجاد تغییر در سمت عرضه هستیم. تا زمانی که نحوه فروش سلف و مدت دار و فرمول تعیین نرخ پایه اصلاح نشود و نیاز فولاد سازان داخلی بدون محدودیت تامین نشود نمی توان امید به اصلاح ریشه ای وضع فعلی داشت. اولین گام در اصلاح وضع فعلی سرو سامان دادن به اوضاع بازار ورق فولادی به عنوان محرک بازار مقاطع است که روند صعودی به خود گرفته است. این در شرایطی است که بازار های جهانی فلزات و کامودیتیها به علت حوادث اخیر جو قیمتی کاهشی دارد و در عوض بازارها به سمت کالاهای کم ریسک مثل طلا و اوراق متمایل شده است اما در داخل روند کاملا برعکس است، به علت  سیاست انقباضی دولت و رصد شدید حسابهای بانکی وتنگ شدن حلقه مالیاتی، موج نقدینگی به سوی بورس و بازارهای کالایی سرازیر شده است. تنها نکته مشترک در همه بازارها عبور قیمت ها از توان خرید مردم است، قطعا وضع موجود ، نهایت بی نظمی و ناپایداری بازارها را نشان میدهد.

دسته بندی: 
امتیاز شما: هیچ (1 vote)

نظر شما چیست؟